رواج حرمت شكني ، چرا ؟
امسال ، در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، «حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني» در مورد راه ها ، روش ها و منش هاي درست و نادرست پيموده شده در طي مدت سپري شده از عمر جمهوري اسلامي ، مصاحبه اي انجام داد و آسيب هاي نظام اسلامي را سه عامل دانست :
الف : بروز «منيّت» و «نفسانيت».
ب : از دست رفتن «وحدت کلمه» .
ج : عدم تشخيص درست موقعيت زمان .
د : كمرنگ كردن حضور مردم و هر حركتي كه موجب دلسردي آنان از نظام شود .
خلاصه اي از مصاحبه ايشان به اين شرح است :
« انهدام نفسانيت، رمز بزرگي در توفيق انقلاب اسلامي بوده است. پس از انقلاب اسلامي، هر آفتي به اين نقطه برخورد کند، موتور محرکه انقلاب يا حکومت اسلامي را کُند ميکند. .... نيروهاي اوليه انقلاب به دنبال «من» نبودهاند آنها به فدا کردن خويش در راه آرمان مقدس ميانديشيدند، اما به مرور يا حطام دنيا يا قدرت، ميآيد و راهزن ميشود. آرام آرام «من»، زندگي من، رفيق من يا جناح من براي نيروهاي انقلابي در جايگاه ارزشها و در جايگاه خدا مينشيند.
....اين «من» و «نفسانيت» را هم اكنون در برخي نظرسنجيها ميتوان ديد كه افراد بيشتر به دنبال منافع خود هستند. اگر نگوييم صددرصد، لااقل نسبت به دهه آغازين حکومت جمهوري اسلامي فدا كردن " من " و " نفسانيت " بسيار کمرنگتر شده است . مرادم از نفسانيت، هر چيز غير خداست. نفسانيت معياري دارد، خطکش و ملاک و مناط آن شهودي است. همه با مراجعه به نفس خودشان آن را مييابند.
در دهه آغازين انقلاب، .... يک انگيزه الهي به چشم ميخورد، البته گاهي اين مسأله به صورت صوري در ميآيد. به عنوان نمونه آغاز هر سخنراني، ولو درباره يک اپيدمي، با قرائت يک آيه از قرآن همراه ميشود. اگر چه اين مسأله از ديدگاه ما، گاهي افراطي شده، اما نفس اين حرکت که پديد آورنده انقلاب بوده، يک انگيزه الهي داشت و اساساً شايد بتوان گفت ايجاد انقلاب، جز با نفي «من» و با فداکاري ممکن نيست.
پس از دوران دفاع مقدس، يک بازخورد اجتماعي شکل گرفت و عدهاي خيال کردند، عقب افتادهاند، لذا به دنبال ثروت افتادند و از سوي ديگر «قدرت» براي برخي شيرين و به يک «اصل» مبدل شد.بنده نميخواهم بگويم که علت بروز اين مسأله جنگ است يا نيست؛ بلکه جنگ پايان يک پارادايم روح و سـنت
ده ساله را تغيير داد. البته نميگويم که بايد آن روند و روال گذشته ادامه مييافت ، بلکه عمر انقلاب نيازمند روح جديدي بود تا دميده شود. ....نمونه بارز ظهور نفسانيت و مخالفت امام با آن را ، تنبّه امام به اينکه نظاميها نبايد در سياست دخالت بکنند ، دانست كه يکي از اين دغدغهها و مسائل است. چون که تفاوت عنصر نظامي و سياسي تنها در اين است که نظامي تفنگ دارد. يکي از بزرگترين معيارهايي که ميتوان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است يا نه، "حضور نظاميان در عرصه سياست" است. کساني که مدعي هستند که به امام (ره) وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام (ه) با تمام وجود حساسيت نشان دهند. همانطور ، در زماني که فردي مدعي شود، ولايت از آن فقيه نيست، همه بايد بگويند، در انديشه امام هست و نسبت به اين موضع حساسيت نشان دهند، بايد در برابر ورود نظاميان به عرصه سياست هم حساسيت داشته باشند. اگر اينگونه نباشد يا دروغ ميگويند و يا دچار تناقض هستند. ...تأکيدات امام (ره) درباره عدم حضور نظاميان در سياست در وصيتنامه ايشان آمده و براي آيندگان نوشته شده است.
در پاسخ به اين سؤال كه گروهي از نظاميان که براي جنگ تلاش کردند و از کشور محافظت کردند ، آيا اکنون با پايان جنگ بايد فعاليتهاي آنها فقط در پادگانها مختص شود،بايد گفت اگر مي خواهند وارد سياست شوند ،ترک نظاميگري کنند و سپس وارد عرصه سياست شوند. عدم حضور نظاميان در ميدان سياست يک معيار براي بقاي جريان و انديشه سياسي امام است؛ براي اينکه اولاً مشخص شود که چه مقدار به انديشه امام (ره) وفاداريم و ثانياً اگر عنصر نظامي ميخواهد وارد عرصه سياست شود، بايد نظاميگري را فراموش کند. چرا که حضور تفنگ در عرصه سياست يعني پايان گفتمان سياسي. بُعد سياسي نفسانيت فقط به نظاميها مختص نميشود، بلکه سياسيها هم در اين عرصه گام برداشتهاند.
آسيب دوم از دست رفتن «وحدت کلمه» است. البته به نظر بنده، در دوره پيدايش مجمع روحانيون يک کار بزرگ از سوي امام صورت ميگيرد. «پيدايش مجمع روحانيون و پذيرش اينکه ما دو جريان داريم که اين دو جريان در برابر جامعه از يکديگر انتقاد ميکنند و در مقابل يکديگر مواضع مستقل و متفاوتي ارائه ميکنند؛ و اين هيچ ايرادي ندارد»، يک راهکار بسيار هوشمندانه از ناحيه امام بود. اما يک مطلب را فراموش نکنند و آن اينکه امام (ره) ميفرمايند هدف نهايي که حکومت اسلامي است، فراموش نشود. نمونه خارجي اين مسأله، آمريکاييها هستند که بدترين تهاجمها را احزاب دموکرات و جمهوريخواه نسبت به يکديگر دارند، اما در مسائل کلان هر دو، پاي وحدت منافع ملي خودشان در کنار يکديگر ميايستند. ما هم در برابر ارزشهايي همچون حکومت اسلامي، منافع کلان ملي و تماميت ارضي در مقابل دشمن ميايستم ولي در محدودهاي بيرون از اين، بايد از هم انتقاد کنيم و ضعفهاي هم را بگوييم. بنده از چنين ساز و کار و رفتار سياسي به عنوان وحدت در عين کثرت و کثرت در عين وحدت تعبير ميکنم.
يادمان باشد که تأسيس و مشروعيت دادن به مجمع روحانيون از سوي امام (ره) در حالي صورت گرفت که برخي از سران کشور به امام گفته بودند، اين مسأله خطرناک است و ممکن در جبههها مشکل ايجاد کند و مردم دلسرد شوند، اما امام با توجه به اينکه «پشت سر مصلحت سنگر گرفتن» فساد آور است، بر وجود دو جناح و دو ديدگاه در کشور، تأکيد کردند. البته بايد اين دو جناح يا چند جناح در چارچوب کلي اصل انقلاب و مباني نظام وفادار بمانند.
نظر بنده اين است که در درون نيروهاي انقلاب بايد بپذيريم که دو يا چند جريان وجود دارد و براي حفظ وحدت نياييم از هر گونه نقد درون گروهي جلوگيري کنيم؛ اين بدين معنا نيست که هر کاري انجام دهد، مورد پذيرش است.
عرض بنده اين است که اين مسأله از حيث مفهومي پذيرفته شده بود البته در مرحله استقرار نظام. امام (ره) به مفهوم کثرت عين وحدت مشروعيت بخشيده بودند، ولو اينکه بعضاً در آن زمان، توسط گروهي از حاکمان مورد عنايت قرار نگرفته باشد.
در آسيبشناسي انقلاب اسلامي سومين مورد «تشخيص درست موقعيت زمان» است. ... براي رسيدن به تشخيص درست، بايد حلقه مشاوران قوي انتخاب و ايجاد کرد . طبقات مشاورين بايد شکل گيرد. بگذاريد در ايام پيروزي انقلاب به يک رفتار هوشمندانه امام در مديريت سياسي اشاره کنم. وجود يک شورايي در آن مقطع در کنار امام (ره)؛ رهبر معظم انقلاب و آقايان هاشمي، موسوي اردبيلي، ميرحسين موسوي و مرحوم پدر بنده که هر کدام سرسلسلهاي از يک جريان بودند، باعث ميشد که همه نيروهايي که در کشور مشغول فعاليت بودند خود را در قدرت سهيم بدانند چرا که همه آنها ميتوانستند هر عقيدهاي را حداکثر با يک واسطه با امام و شوراي سران منتقل کنند و مطمئن باشند که اين نظر در تصميمگيريها لحاظ شده است. و از سوي ديگر به دليل اينکه آنان در تصميمگيري مؤثر بودند، مجبور به توجيه بدنه جريان خويش هم بودند؛ ولو رأي احدي از افراد مخالف رأي سايرين باشد.
در کنار بحث «تشخيص موقعيت» و شکلگيري «حلقه مشاوران» بايد به حضور مردم توجه داشت . حضور مردم هر کجا که شکل گرفته، رمز توفيق انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بوده است. اگر روزي حرکتي، تصميمي و يا عملکردي حضور مردم را کمرنگ کند؛ چه با توجيه دينداري و چه بهانه ديگري، اين حرکت آفت انقلاب و نظام خواهد بود. هر رفتاري طيفي از جامعه را نسبت به اصل حکومت بيتفاوت بکند، آن رفتار مطمئناً آفت انقلاب است.حضور مردم يعني اينکه آنها احساس کنند، حاکميت متعلق به آنهاست. بايد همه آحاد ملت احساس کنند که در رأس هرم قدرت دخالت دارند. هر آنچه که اين حضور را تضعيف بکند، آفت نظام انقلاب است. »
در پي اين سخنان ، « سایت نوسازي » كه گفته مي شود وابسته به خانواده سخنگوی دولت است و تا كنون بارها به بسياري از مسئولين نظام از جمله آقايان هاشمي رفسنجاني ، خاتمي ، ناطق نوري ، روحاني و ....فحاشي نموده و حتی از توهين به مقدسات هم کوتاهی نکرده ، اين بار نوه امام خمينی را به رانت خواری و فساد مالی متهم کرد و در يادداشتی با عنوان « راز لپ های گل انداخته سيد حسن خمينی» نوشت:«جناب آقای سيد حسن خمينی ، شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم که به نحوی برايمان يک ماشين BMW، هشتاد ميليون تومانی(قيمت همان موقع) خريداری شود که بحمدالله برای شما شد و از هوای بالای شهر تهران تنفس مینموديم و احيانا سونای بخارمان ترک نمیشد ... توفيق آن را میداشتيم که با لپهای گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد کنيم و راه حضرت روحالله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خدای ناکرده حق ياران و ياوران هميشگی انقلاب مانند حزب مشارکت ضايع نگردد و بازهم خدای ناکرده لطمهای به جمهوريت نظام وارد نشود.»
اين نوشته ، واکنش بسياری از هواداران امام خمينی را در پي داشت، ولي سايت اينترنتی مذكور ، همچنان بی توجه به اين انتقادات ، به انتشار مطالب مشابه در توهین و هتاکی به خانواده حضرت امام (ره) ادامه داده و در توضيح مقاله پيشين خود نوشت: «آقای سيد حسن خمينی در زمان دولت دوم خرداد و بمباران تبليغاتی دست نشاندههای اون ور آبی ها عليه اسلام و کل و جزء انديشههای حضرت امام با پول و حمايت وزارت ارشاد آقای مهاحرانی و وزارت کشور در قالب روزنامه، کتاب، فيلم و ... چرا صداشون در نمیآمد؟»
آيتالله صانعي در اعتراض به اين بي احترامي ها ، طي نامهاي از مواضع حاج سيد حسن خميني تشكر نموده كه در بخش هايي از نامه ايشان آمده است. «..... به همه كساني كه دغدغه دفاع از آرمانهاي آن پير سالك را دارند متذكر ميشوم كه دفاع از آرا و انديشههاي حضرت امام (سلام الله عليه) مستلزم پرداخت هزينههايي است كه توسط عدهاي متحجر و بيريشه ساماندهي ميگردد كه لازمه آن تلاش و كوشش بيشتر در راه شناساندن راه آن شخصيت بيبديل ميباشد، لكن اين حركات در ذهن ملت آگاه و بزرگوار ايران مطرود و محكوم است و البته بدخواهان بدانند كه سكوت فرزندان امام و انقلاب هم حدي دارد كه در موقع لزوم ناگفتهها و حركتهاي منافقانه دشمنان حيلهگر و عوامفريب را بيان داشته تا عرق شرم بر پيشاني داعيهداران چند چهره بنشيند»
آیت الله نورمفیدی هم در واکنش به اين اهانت و هتک حرمت گفت: «مگر نوه ی حضرت امام چه گفت که اینچنین بر او تاختند. آیا جز این بود که او سخن و وصایای امام(ره) را یاد آوری کرد؟ من نمی دانم اینان چه گروهی هستند که اینچنین از یادآوری فرمایشات امام(ره) بیم دارند. مگر تاکید بر عدم ورود نظامیان به سیاست که در جای جای سخنان امام وجود دارد و در وصیت نامه ایشان مورد سفارش قرار گرفته اظهار نظر شخصی است؟ وصیت نامه امام که از نامش پیداست برای همیشه تاریخ است نه برای فصل و زمان خاصی.
امام جمعه گرگان افزود:« این رویه ی خطرناکی است که متاسفانه در جامعه توسط عده ای خوارج نهروانی مدتهاست شروع شده که خود را حق مطلق پنداشته و همگان را خارج از اسلام و انقلاب و راه امام(ره) میداند. »
"محمدعلي انصاري" از اعضاي دفتر امام خميني نيز در يادداشتي كه در اعتماد ملي چاپ شد، نوشت: «... استفاده از جمله راز لپهاي گل انداخته اگر به اين دليل باشد كه چون امام و خاندان امام از سلاله پاكان پيامبران و امامان معصوم (ع) و خصوصاً از سيل فريادگر امام حسين (ع) هستند و آنها نيز زيبا، دلبر، خوشرو، تميز،دلنشين و گل انداخته بودند مشكلي نيست وليكن اگر منظور نويسنده اين است كه فرزند امام بايد از راه رياكاري خاك و گل بر چهره بمالد و لباس مندرس بپوشد و قيافه فقر و فلاكت بيارايد هيهات. لااقل نسلي كه خميني را به چشم خود ديده است ميداند كه امام در اوج زهد و تقوي و سادهزيستي ، زيبا و زبانزد عام و خاص در هيبت، صلابت، نظافت و آراستگي بود و هرگز با شيوه زهدفروشان و درويشان زندگي نكرد؛ اگر ديگران در صورت و سيرت مشكلي دارند از يادگار امام خرده نگيرند.
...... و اما نكته آزاردهنده ديگر اينكه نويسنده به صراحت ميگويد در دولت اصلاحات ماشين بيامو 80 ميليون توماني براي ايشان خريداري شده است؛ بسيار خوب؛ صدق و كذب اين ادعا به راحتي قابل اثبات است. اسناد مالي دولت گذشته در اختيار دولت محترم نهم ميباشد و ماشين بيامو نيز از مقوله بخار و محلول نبوده است كه به آسمان يا زمين رفته باشد. خوب است آدرس و مشخصات اين ماشين را بدهند. من فكر ميكنم اگر دفتر يا شخص نوه امام نيز مدعي پيگيري اين تهمت و دروغ نباشند، بايد وزارت محترم اطلاعات و دستگاه محترم و عزيز قضايي به عنوان مجريان و مدعيان مطلب را بررسي و افكار عمومي را مطلع سازند... تأكيد ميكنم هدف ديگري در كار است و خدا كند كه اين موضوع در حد جهل و يا ستيز افراد معدودي خلاصه شود. گرچه همه ميدانيم كه ذائقه امام و دودمان امام به تازگي به اين هتكها تلخ نشده است... »
"مهدي كروبي" هم در واكنش به اين مطالب توهين آميز گفت:« اهانت و هتاكي به بيت امام (ره) را اصلاً تحمل نميكنيم و اگر اين بيحرمتي بار ديگر تكرار شود، فرزندان انقلاب و ياران امام (ره) جوابي به اهانتكنندگان خواهند داد كه هم خود آنها پشيمان شوند و هم كساني كه پشت پرده اينان را ميگردانند.»
وي گفت:« انتقاد با حفظ حرمت افراد در هر مقام و جايگاهي كه باشند هيچ اشكالي ندارد، اما حرمت همه انسانها به ويژه افرادي كه از يك جايگاه و شأن خاصي برخوردارند همواره بايد محفوظ بماند و اهانت به همه افراد به ويژه اينچنين افرادي قبيح و ناپسند است، حاج حسن آقاي خميني نيز اگر نظري دادهاند افراد ميتوانند با حفظ حرمت ايشان سخنانشان را نقد كنند، اما به هيچ وجه اهانت و جسارت نه به ايشان و نه به هيچكس پسنديده و توجيه پذير نيست.»
كروبي افزود:« ما ميدانيم كساني كه چنين مطالبي را مينويسند چه هدفي دارند. آنها ميخواهند كاري كنند كه بيت امام ديگر راجع به هيچ مسئلهاي اظهارنظر نكنند و از ميدان خارج شوند.»
حداد عادل هم در این رابطه گفت كه « این اهانت و هتك حرمتها را محكوم كرده و معتقدیم جایگاه بیت امام (ره) باید همیشه جایگاه والایی باشد و هیچ كس حق اسائه ادب و هتك حرمت به خانواده امام راحل را ندارد».
حدادعادل ادامه داد: « نباید سایتها در طرفداری از این جناح و آن جناح به صورت چماقداران رایانه ای عمل كنند؛ یعنی نباید بیمنطق، خشن و هتاك باشند.»
موضوع آنقدر زشت و مشمئز كننده بود كه حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان هم در یادداشتی در اين خصوص نوشت :« سايت اينترنتي «نوسازي» كه يك سايت وابسته- و يا نزديك- به دولت نهم است و از آغاز راه اندازي تاكنون به حمايت از دولت و دفاع از مواضع و عملكرد آن مشغول بوده و هست، در يك اقدام غيرمنتظره كه فقط مي توان آن را "شرم آور"دانست ،به حجت الاسلام سيدحسن خميني حمله كرد و با جملاتي زشت و بي ادبانه ، ابراز تأسف اخير ايشان درباره رد صلاحيت برخي از نامزدهاي نمايندگي مجلس- احتمالاً نامزدهاي حزب مشاركت- را به باد اعتراض گرفت. آنچه در يادداشت سايت نوسازي عليه نوه امام راحل(ره) آمده است به اندازه اي زشت و مشمئزكننده است كه واگويه آن نيز دور از ادب و بي حرمتي به بيت معظم امام راحلمان رضوان الله تعالي عليه تلقي مي شود و معلوم نيست گردانندگان سايت ياد شده با چه انگيزه و در پي كدام مقصود به اين اقدام ناروا دست زده اند؟!»
البته آقاي شريعتمداري ضمن ابراز تأسف از اهانت به نوه امام خميني ، يادآور شد كه برخي از اعضاي حزب مشاركت و افرادي از مدعيان اصلاحات نه فقط شايستگي حضور در خانه ملت را ندارند بلكه شماري از آنان بايستي به جرم خيانت به مردم و نظام تحت پيگرد قانوني قرارگرفته و در دادگاههاي صالحه به مجازات هاي سنگين محكوم شوند.! گويا آقاي شريعتمداري فراموش كرده اند كه اعتراض به ردصلاحيتهاي گسترده ، تنها حرف سيدحسن خميني نبوده بلكه برخي از ياران و دوستان نزديک آقاي شريعتمداري نيز زبان به اعتراض گشودهاند و اگر بيان و نقل و قولي از وصيتنامه امام خميني(ره) صورت مي گيرد ، چه کسي صالحتر از سيدحسن خميني براي بيان آن، چرا كه ايشان بالاترين مقام در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني است.
حسین شریعتمداری در یادداشت روز 4شنبه كيهان نيز در مطلبي تحت عنوان «خطا را باید پذیرفت»، تأکید کرد : «باید پذیرفت اظهارات فرمانده سپاه درخصوص لزوم حمایت از جریان اصولگرایی با فرمان صریح امام خمینی (ره) مغایرت داشته است. »
سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همایش مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها به عنوان فرمانده مشترك كل سپاه و نیروی مقاومت بسیج خطاب به بسیجیان گفته بود «برای تداوم راه انقلاب اسلامی حمایت از جریان اصولگرایی ضرورتی قطعی، اجتناب ناپذیر و تكلیف الهی نیروهای انقلابی و ارزشی كشور به شمار می آید» و افزوده بود «جریان اصولگرایی بعد از گذشت 25سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكمیت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته است.» اگرچه سردار سرلشکر محمد علی جعفری بعداً گفت كه از سخنان او سوء برداشت شده و هرگز منظور او حمایت سیاسی و جناحی نبوده است.
شریعتمداری نوشت: « همانگونه كه ملاحظه می شود فرمانده محترم سپاه در سخنان خود از اصولگرایی به عنوان یك جریان مشخص سیاسی یاد می كند كه امروزه در دو قوه مجریه و مقننه حضور دارد یعنی واژه اصولگرایی را به مفهوم واقعی كلمه و جدا از احزاب سیاسی به كار نبرده بلكه با صراحت از یك جریان و جبهه سیاسی سخن می گوید كه اكنون در دو قوه مجریه و مقننه- دولت و مجلس- حاكمیت دارد و از بسیجیان می خواهد كه حمایت از این جریان را برای خود یك "وظیفه الهی" بدانند. بدیهی است كه این اظهارات با رهنمود صریح حضرت امام مبنی بر عدم دخالت نظامیان در رقابت های سیاسی در تناقض بوده و نقض صریح دستورالعمل ایشان و مفاد قوانین جاری است.»
به هر حال ، اين كه چرا بي احترامي به نوه حضرت امام (ره) صورت مي گيرد در آينده انگيزه توهين كنندگان بيشتر آشكار خواهد شد اما در اينجا مناسب است تعبير رهبرمعظم انقلاب، درباره امام خميني(ره) را كه شايد يكي از زيباترين و نغزترين تعابير درباره عظمت امام(ره) و جايگاه ايشان در انقلاب اسلامي است ، يادآور شوم . ايشان مي فرمايند: «اين انقلاب بي نام خميني در هيچ جاي جهان شناختهشده نيست». معناي اين سخن حكيمانه آن است كه انقلاب اسلامي، تنها و تنها با نام امام خميني(ره) شناخته ميشود و اگر اين نام را از انقلاب برداريم، آن را در جهان بيگانه كردهايم.
بنابراين ، در آستانه سيامين سالگرد انقلاب و در حالي که در جاي جاي ايران اسلامي، ياد و خاطره خميني کبير زنده نگاه داشته شده و مردم ما عشق و وفاداري خود را به آرمانهاي ايشان اعلام ميکنند ، زمزمه جغدهايي به گوش ميرسد که چون نميتوانند امام(ره) را هدف مستقيم خود قرار دهند، تيرهاي زهرآگين را به سوي يادگار امام روانه کردهاند تا با تخريب چهره او، قداست نفوذ امام(ره) و خاندان او را زير سؤال ببرند.
نام سيدحسن خميني، زندهکننده نام پدر و جد بزرگوارش نزد ملت است. توهين به او ، توهين به خانواده امام و در رأس آن هدف قرار دادن امام خميني(ره) است.
اما ظاهراً هدف، سيدحسن خميني نيست. آنان ميخواهند با علامت سؤال گذاشتن روي يادگار امام، نسبت به خود حضرت امام خميني در دل مردم ترديد ايجاد نمايند.