« علي اشراقي» نوه حضرت امام (ره) هم رد صلاحيت شد !
« اگر تواناييها و صلاحيتهاي فردي براي تصدي يك مسئوليت احراز نشود، نميتوان او را براي تصدي مسئوليت تأييد كرد. ...برخي مدعي ميشوند اصل بر برائت افراد است، مگر اين كه خلافش ثابت شود ، طرح اين بحث پشتوانه حقوقي درستي ندارد. ... هنگام سپردن مسئوليت به افراد بحث از احراز صلاحيت مطرح ميشود و "احراز صلاحيت" يعني اين كه اثبات شود يك شخص صلاحيت اجراي يك مسئوليت را دارد. .. هيأتهاي اجرايي در مرحله نخست و هيأتهاي نظارت و شوراي نگهبان در مراحل بعدي وظيفه دارند، مانع ورود افراد غيرصالح به مجلس شوراي اسلامي شوند...»(آقاي جنتی، دبیر شورای نگهبان-ایسنا ۱۹ آذر ۱۳۸۶)
«اصل برائت، اصل درستي است و مبناي حقوقي و فقهي دارد اما اين مبناي حقوقي و فقهي در هنگام دادرسي به درد ميخورد نه در بررسی صلاحیت های نامزدهای انتخابات ...در اینجا اصل بر احراز صلاحیت است... »(كعبي، عضو حقوقدان شوراي نگهبان –ايسنا 3دی 1386)
این دو اظهار نظر را می توان به عنوان عصاره انبوه موضعگیری های بخش های نظارتی دست اندرکار انتخابات درباره نحوه بررسی صلاحیت های نامزدها به شمار آورد. حتی با توجه به نوع مباحث مطرح شده توسط دیگر بخش های دخیل در انتخابات ، از هیأت های اجرایی گرفته تا مسؤلان وزارت کشور و در مجموع همه حامیان پروژه یکدست سازی ، مي توان از این اظهارات این گونه نتیجه گرفت که اصل "عدم برائت شهروندان است مگر اینکه خلاف آن اثبات شود" . و بر اساس همين پروژه "عدم برائت شهروندان" است كه « علي اشراقي » نوه امام خميني( ره ) ردصلاحيت شد .
در اين رابطه ، كارگزاران در تيتر نخست خود به ردصلاحيت "علي اشراقي" نوه حضرت امام (ره) اشاره كرد و گفتوگويي با او را منتشر نمود. اشراقي در اين مصاحبه گفته است: « آنگونه كه مطلع شدم عدم احراز صلاحيت توسط هيأت نظارت با استناد به تحقيقات محلي صورت گرفته است. آنچه براي من جاي تأسف و تعجب فراوان دارد، مضمون پرسشهاست. سؤالاتي از قبيل اينكه آيا من نماز ميخوانم؟ روزه ميگيرم؟ براي امام حسين غذاي نذري ميدهم؟ كتو شلوار ميپوشم؟ همسرم حجاب اسلامي را رعايت ميكند؟ صورتم را اصلاح ميكنم؟ سيگار ميكشم؟ چه ماشيني سوار ميشوم؟ و... در ادامه ، خود بازرس هيأت نظارت ميگويد كه آيا ميدانيد ايشان نوه امام است كه همسايه ما ميگويد دقيقاً نميدانستيم. اما گر شما ميدانيد ايشان نوه حضرت امام است، پس اين سؤالات چيست كه راجع به ايشان ميپرسيد؟... من حكم هيأت نظارت را سمعاً و طاعتاً پذيرفتهام. وقتي صلاحيت نوه امام احراز نميشود، بايد به كجا شكايت كرد [درباره واكنش اعضاي بيت امام به ردصلاحيتاش] اين اتفاق براي خيليها افتاده و به همين علت چندان جاي تعجب ندارد. اما آنچه باعث تأسف من شد اين است كه چرا شرايط بايد طوري باشد كه صلاحيت نوه امام هم براي شركت در انتخابات احراز نشود؟ اين مسائل قطعاً براي نظام مفيد نيست. امام گفته بود جمهوري اسلامي؛ نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد. بنابراين،اگر بخواهيم جمهوري اسلامي پيشرفت كند بايد همه وجهه اسلامي آن تقويت شود و هم دموكراسي را گسترش دهيم. انتخاب نهايي بايد برعهده مردم باشد و مردم آزاد باشند تا از بين كانديداها با سلايق مختلف، آنهايي را كه ميپسندند انتخاب كنند. تنگنظري و رفتار حذفي در شأن جمهوري اسلامي نيست.»
در پي اين ماجرا ، "سيدسراج الدين موسوي" ، عضو دفتر امام خميني (س) ، رنجنامهاي براي رد صلاحيت نوه امام نوشت كه " آفتاب یزد " آن را منتشر نمود . سيدسراج الدين موسوي در اين نامه مي نويسد :
« شايد اگر اين خبر 15 سال پيش شنيده ميشد باعث بهت و تعجب ميشد اما امروز بايد تعجب كرد كه چرا چنين خبري باعث تعجب كسي نميشود!؟ خبر براي من كه به لطف خدا عمري را از نزديك در كنار امام و بيت امام سپري كردهام تلخ است و تعجب آور.
تلخ است و باور نكردني. تلخ است و عبرت آموز: جناب آقاي "علي اشراقي" نوه امام رد صلاحيت شده است. چند ساعت بعد از شنيدن خبر، از حاج حسن آقا جوياي مسأله شدم گفت: من هم شنيدهام. آقاي كرباسچي زنگ زدند كه بگو علي آقا شكايت كند چرا كه علي خيلي ناراحت هست و نميخواهد شكايت كند. من هم گفتم از من نپرسيده است ولي اگر بپرسد ميگويم عطاي انتخابات را به لقاي مجريان و ناظران واگذار! راستي چه شده است؟ چه كسي پاسخگو است؟
و چرا كسي نميپرسد كه اگر علي اشراقي صلا حيت ندارد پس چه كسي صالح است؟ يادم ميآيد سالهاي نخستين انقلا ب را، علي آقا در منزل امام، شوخيهاي امام را، درس و مدرسه اش را. بعد دانشگاه و دوران حضورش را در شـهـرداري تهران. بي شك يكي از پاكترين مديران شهرداري تهران، كه بـدون آنكه گرايش سياسي خويش را در كار براي مردم دخالت دهد هم با آقاي كرباسچي كار كرد و هم با آقاي احمدي نژاد، اوست.
دوستان ميپرسند بيت امام نميخواهد سخن بگويد؟ با خودم ميانديشم مگر اين خانواده تاكنون براي خود چيزي خواسته و جداي آنچه براي مردم خواستهاند طلب كرده است؟ لابد دل آنها به حـال همـه فرزندان معنوي امام ميسوزد و من از دوستان ميپرسم ،آيا نبايد هيچ يك از ما در برابر اين هتك حرمت بيت امام سخني بگوييم؟
و آيا واقعاً كار به جايي رسيده است كه بايد حرمت اين حريم را تنها اهل حـرم نگهبـانـي كنند؟ شنيدهام علي اشراقي كه به شهادت همه دوستان و نزديكان بيت و دفتر امام، فردي متدين، پاك دامن و انقلابي است، از شكايت صرف نظر كرده است و همين مرا در نوشتن اين سطور راسختر ميكند و ديگر كسي نخواهد پنداشت كه اين نوشته، قصد عجز و استغاثه و اميد رحمت دارد ولي آيا اين وظيفه ما را سختتر نميكند؟ اين روزها مينويسند ميزان حال فعلي افراد است. راستي حال فعلي كساني كه تيغ به كف گرفتهاند چيست؟ شايد به درستي پاسخ اين سؤال را ندانيم. ولي حال قبلي آنها را خوب به ياد داريم و حال آينده آنها را هم ميتوان حدس زد!!»