آري برادر ، تو چاره اي نداري كه .....
« ......به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني . به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني . مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني . يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه . يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي ...به تو حقي داده اند كه خداوند به پيغمبرش نداد .
اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟ تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد و التزام عملي داري ؟ چه كسي به تو تضميني داده است كه نمازت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداوند از من بالاتر تعيين كرده است ؟ خودت بهتر مي داني كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط با اصحاب قدرت بر آن صندلي قضاوت تكيه كرده اي . خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود .
آري برادر ، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي . من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم . من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم.»
اينها نوشته هاي "احمد شيرزاد" در مقاله اي با عنوان "صلاحيت من و تو" است .
ماه بهمن آغاز شد. ماهي که درآن "امام آمد". ماهي که در آن "انقلاب پيروز شد. " ماهي که رژيم ستمشاهي رفت و "نظام جمهوري اسلامي" استقرار يافت . اما امسال سرماي شديدي كه از دي ماه همه جا را فرا گرفته بود تا بهمن ماه ادامه يافت و درشرايطي كه امواج پياپي سرماي زمستان كشور را يخ زده كرد ، اندك شعله هاي برآمده از گرماي كارزار انتخاباتي مي رفت كه براي مدتي هر چند اندك، يخ سرماي سياسي را بشكند كه رد صلاحيت هاي گسترده موجب سردي بيشتر شد ، هر چند در شهر ما عليرغم پيش بيني ها ، عملکرد هيأت اجرائي کما بیش در اين مرحله قابل قبول بود .
با اعلام نتايج اوليه بررسي صلاحيتهاي نامزدهاي نمايندگي هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ،شاهد رد صلاحيت گسترده و بيسابقه نامزدهاي انتخاباتي توسط هيأتهاي اجرايي در ساير نقاط بوديم. بدون شك مي توان گفت كه اين ميزان رد صلاحيت كه بي تأثير از اعمال نفوذ سليقهها و گرايشهاي باندي و جناحي در هيأتهاي اجرايي نبوده ،تا كنون در هيچ يك از دورههاي پيشين سابقه نداشته و همواره بار اصلي رد صلاحيتهاي گسترده بر عهده هيأتهاي نظارت شوراي نگهبان بوده است.
با اين اتفاق ، دولت نهم به عنوان مجري انتخابات نشان داد كه در امر اجراي انتخابات مجلس با امّا و اگرهاي زيادي روبرو خواهد بود زيرا در هفت دوره پيشين انتخابات مجلس ،به طور معمول تلاش ميشد كه در انتخاب معتمدان و اعضاي هيأتهاي اجرايي ، گرايشهاي مختلف فكري و سياسي حضور داشته باشند تا تصميمگيريهاي يكسويه ، موجب تضييع حقوق نامزدهاي انتخاباتي نشود ، اما اين بار گويا با انتخاب يكسويه معتمدان و اعضاي هيأت اجرايي از ميان تندروترين افراد وابسته به يك جناح سياسي ، تمام بار ردصلاحيت گسترده نامزدهاي انتخابات ، توسط هيأتهاي اجرايي به جاي آورده شد و بر نگرانيها و دغدغههايي كه پيش از اين بارها نسبت به آن هشدار داده شده بود صحه گذاشت.
به هر حال ، اين بار هيأت هاي اجرايي رکورد شکستند و اصلاح طلبان در سراسر كشور با رد صلاحيت هاي گسترده روبرو شدند. گفته مي شود در بسياري از استانها رد صلاحيت ها چنان گسترده بوده كه در بعضي نقاط تنها يك يا دو نفر از ليست استاني باقي مانده اند كه آنها هم از اولويت هاي اول نبوده اند.
به گفته "رشيد" ، معاون سياسي استانداري خراسان رضوي ، از مجموع 269 نفر ثبت نام کننده در اين استان، 136 نفر تأييد، و 120 نفر عدم احراز صلاحيت شده اند. 13 نفر نيز قبل از رسيدن به مرحله تأييد صلاحيت، انصراف را ترجيح دادند . در ميان افرادي که در اين استان صلاحيت آنان احراز نشده است نام کساني همچون "حسين کاشفي" معاون سابق وزير نفت، "حسن رسولي" استاندار سابق خراسان بزرگ، "بتول گندمي" مديرکل سابق استانداري، "محمدصادق جوادي حصار" رييس شوراي اعتماد ملي خراسان، "علي گندمي" فرماندار سابق سبزوار، "علي ظفر زاده" نماينده دوره ششم مجلس، "علي فريدوني" رييس سابق سازمان جهاد کشاورزي، "مصطفي اسدي" رييس سابق آموزش و پرورش تبادکان و "علي صالحآبادي" به چشم ميخورَد.
در مقابل انبوه ردصلاحيت شدگان اصلاح طلب، برخي كانديداهاي اصولگرا نيز با رد صلاحيت مواجه شده اند. مولاهويزه، نماينده ي دشت آزادگان يکي از آنهاست كه گفته شده است دو هفته قبل هنگام تقديم لايحه ي بودجه توسط رئيس جمهور به مجلس، ته مانده آب ليوان رئيس جمهور را نوشيده بود!
اگرچه بسياري از فعالان سياسي ، سخنان وزير كشور و رئيس ستاد انتخابات را نشانه اي براي رد صلاحيت هاي گسترده ي اصلاح طلبان تلقي كردند و چنين وضعيتي را گوشزد كرده بودند ليكن هيچكدام رد صلاحيت ها را تا اين حد پيش بيني نمي كردند.
پیش از این ، سید محمد خاتمی كه در سخنرانی روز عاشورا با اشاره به اخبار ناخوشایندی که به وی در خصوص نتایج بررسی صلاحیتها رسیده بود ، نسبت به آنچه تنگنظری در این خصوص خواند اظهار نگرانی کرده و گفته بود که مراجع بررسی صلاحیت کاندیداها ، فراتر از منویات جناحی ، انصاف در قضاوت را رعایت کنند ، در ديدار با اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت : « هيأت هاي اجرايي در اين مرحله از انتخابات به تسويه عجيبي در نيروهاي مؤمن ، شايسته و داراي شانس پيروزي در انتخابات دست زدند». وي با بيان اينكه پيش از اين نيز نسبت به نوعي تنگ نظري و اقدام براي محروم كردن بسياري ازنيروهاي مؤمن مجرب و روشن از حضور در صحنه انتخابات هشدار دادم ،يادآورشد : «اقدامات هيأت هاي اجرايي نه تنها شامل نيروهاي اصلاح طلب مي شود بلكه بسياري از نيروههاي مستقل و مجرب نيز تاكنون از امكان حضور در انتخابات محروم مانده اند .»
خاتمي گفت:« در وضعيت فعلي نه تنها در اكثر حوزه ها امكان رقابت بين گروه ههاي سياسي وجود ندارد بلكه وضعيت به گونه اي است كه نيروههاي مستقل هم امكان رقابت ندارند .بدين ترتيب مهم ترين شرط انتخابات خوب و ارزشمند يعني رقابت منتفي شده ،امري كه يقينا مورد نظر مقامات عالي رتبه نظام نخواهد بود.»
در اين ميان ، مسئولان برگزاري انتخابات، ادعا ميكنند در بررسيهاي اين دوره ، ميزان رد صلاحيت كمتر از دور قبل است، ولي بررسي كمّي و كيفي افراد تأييد صلاحيت نشده و آمارهاي مربوط به انتخابات مجلس هفتم، حاكي از آن است كه ريزش انجام شده اين دوره توسط هيأتهاي اجرايي، بيش از ريزش انجام شده توسط هيأتهاي نظارت در انتخابات مجلس هفتم و حتي بيسابقه است.
به گزارش تابناك، "افشار" پس از بررسي اوليه صلاحيتها از سوي هيأتهاي اجرايي با مغالطهاي آشكار اعلام كرده: رد صلاحيت شدگان اين دوره، در مقايسه با دورههاي پيش، کمتر است، به گونهاي که در انتخابات مجلس هفتم، از ميان همه داوطلبان، 44 درصد در هيأتهاي اجرايي و نظارت رد صلاحيت شدند و فهرست آنان به شوراي نگهبان ارائه و در پايان، 27 درصد رد صلاحيت قطعي شدند و اين بار صلاحيت 69 درصد از ثبتنام کنندگان در هيأت اجرايي تأييد شده است.اين در حالي است كه ردصلاحيت شدگان هيأتهاي اجرايي در دور قبل تنها 3/5 درصد بوده است كه يكششم 31 درصد ردصلاحيت هيأتهاي اجرايي كنوني است.
بر اساس اخبار اعلام شده ، تعداد زيادي از کاندیدای مجلس شورای اسلامی که معمولاً از افراد رده بالا وتحصیل کرده مملکت هستند و بعضاً از كسانی هستند که در مدیریت کلان کشور شرکت داشته اند ، بدلیل اعتیاد و قاچاق و محکومیت شرعی و .... رد صلاحیت شدند که تأمل برانگيز است . همچنين گفته مي شود كه تعداد زيادي از نمایندههای فعلی مجلس هم از سوی هیأتهای اجرایی و در اولین مرحله بررسی ، رد صلاحیت گرديده اند. جالب آنکه طبق اعلام معاون سياسي وزارت کشور، تنها 257 تن به دليل نقص مدرک تحصيلي و عدم استعفاي به موقع رد صلاحيت شدهاند .
طبق اعلام وزارت کشور، رد صلاحیتشدگان میتوانند ظرف مدت چهار روز نسبت به نتیجه اعلام شده شکایت کنند. ولي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد كه در نهايت تا چهاردهم اسفند ماه كه كمتر از ده روز به زمان رأي گيري باقي مانده است، نتيجه مرحله دوم اعتراضات را اعلام خواهند نمود كه به اين ترتيب فرصت تبليغات از اين افراد گرفته خواهد شد .
مسعود سلطانیفر رییس ستاد انتخابات حزب اعتماد ملی در واكنش به ردصلاحیتهاي گسترده گفت: «نکته جالب اینجاست که به دلایل ردصلاحیتها که نگاه میکنیم عدم التزام به اسلام و قانون اساسی و داشتن سوء شهرت اشاره شده این در حالی است که بسیاری از کاندیداها سابقه سالها مدیریت در سطح عالی دارند».
وی اظهار داشت: «با این شرایط این سؤال مطرح است کسانی که سالها سابقه مدیر اجرایی در دولتهای گذشته دارند و استاندار و معاون وزیر بودهاند چگونه به اسلام و قانون اساسی التزام ندارند و دارای سوء شهرت هستند».
محمدحسین موسیپور رییس هیأت مرکزی بازرسی انتخابات کشور و معاون پارلمانی وزارت کشور هم گفت: «تردیدی نیست هیأتهای اجرایی در برخی مواقع دچار سهو شده باشند یا امکان تدقیق برای آنها فراهم نشده باشد بنابراین قانون پیشبینی لازم را کرده و بررسی صلاحیت پس از هیأت اجرایی به عهده هیأت نظارت گذاشته میشود».
مهدي کروبي، دبيرکل حزب اعتماد ملي هم با توجه به رد برخي نامزدهاي اين حزب از سوي هيأتهاي اجرايي انتخابات مجلس هشتم گفت: «جلسه فوقالعاده شوراي مرکزي حزب براي بررسي اين موضوع تشکيل ميشود و پس از آن اقدامات خود در اين زمينه را انجام خواهيم داد.»
وي افزود: « در اين جلسه اعضاي شوراي مرکزي، اتاق فکر و ستاد انتخابات حزب اعتماد ملي حضور خواهند داشت و ضمن بررسي علل ردصلاحيتها، راهبردهاي حزب در سراسر کشور براي شرکت در انتخابات مجلس هشتم مشخص خواهد شد.» وي با بيان اينکه شوراي نگهبان از آمار ردصلاحيتشدگان خواهد کاست، گفت:« بنده معتقدم در اين دوره از انتخابات، شوراي نگهبان به وظيفه اصلي خود که همان دفاع از حقوق مردم و امر نظارت است، عمل خواهد کرد و تعدادي از کانديداهايي که از سوي هيأت اجرايي انتخابات ردصلاحيت شده اند را به عرصه انتخابات بازخواهد گرداند، به همين خاطر بنده به رفتار صحيح شوراي نگهبان در اين دوره از انتخابات بسيار اميدوارم.»
"زهرا اشراقي" نوه ي حضرت امام (ره) و رئیس کمیته جوانان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان هم ،با عادي و قابل پيش بيني خواندن آنچه در بررسي صلاحيت داوطلبان انتخابات مجلس ششم روی داد ، آن را مغایر با شرايط يك انتخابات سالم ارزيابي كرد و اظهار داشت : « سلامت انتخابات زماني حاصل مي شود كه رقابت گسترده باشد و اين امري است كه با وضعيت فعلي كه كانديداهاي اصلاح طلبان از اقليت هم اقليت تر است حاصل نمي شود.»
وي اضافه كرد : «البته پيش بيني مي كرديم كه دولت فعلي اصلاح طلبان را در سطح گسترده رد صلاحیت کند زيرا اين دولت معتقد است كه هر كس با من نيست و مانند من فكر نمي كند باید حذف شود.»
با اين حال ، بسياري از كارشناسان سياسي معتقدند كه استراتژی تحریم کارآمدی ندارد و در هر شرایطی باید در انتخابات شرکت کنیم . در اين ارتباط "سعید لیلاز" کارشناس سیاسی و روزنامهنگار میگوید: «ضمن اعتراض به رد صلاحیتها ،تحت هر شرایطی باید در انتخابات شرکت کنیم و استراتژی یا تاکتیک تحریم کارآمدی ندارد». لیلاز افزود: «ما از طریق رأی ندادن آسیب بیشتری به کشور زدیم تا رأی دادن. بنابراین در هر شرایطی باید در انتخابات شرکت کنیم چرا که راه درست سیاستورزی این است».
لیلاز همچنين خاطرنشان کرد: «ما هنوز نظر رهبری در مورد این حجم از رد صلاحیتها را نمیدانیم و هنوز تصمیم نهایی نظام در این مورد ابلاغ نشده و شاید تعدادی از کاندیداهای رد صلاحیت شده مجدداً تأیید صلاحیت شوند».
روزنامه اعتماد ملي هم به نقل از "سيدمحمدعلي ابطحي" نوشت كه اصلاح طلبان بايد در انتخابات شرکت کنند . وي مي گويد : «به دست آوردن قدرت در بازي يك جانبه و از طريق ردصلاحيت هاي غيرجوانمردانه و جناحي ، يک رسم ديرين اين سال ها در آستانه انتخابات شده است. تحريم و دلزدگي و عدم شرکت در انتخابات کادوي گران قيمتي است که مردم و اصلاح طلبان در هيچ شرايطي نبايد به آدرس دفتر محافظه کاران پست کنند. »
ابطحي در مطلب ديگري مي نويسد : «.... آقای حاجی از قول یکی از مسئولان اجرائی مهم نقل می کرد که مدتی قبل این را گفته وبرای این کاری که مسئولان اجرائی در آینده انجام خواهند داد، کلی استدلال آورده بود . در عمل هم که آمار می گرفتیم این گونه شده است. این اما خیلی از مجموعه ی اجرائی فعلی دور از باور نبود. از وقتی دولت جدید سرکار آمده است، حذف مدیران غیر همفکر یک اصل بوده است و بی رودربایستی از این ایده حرف می زدند. بی هیچگونه لاپوشانی لیدرهای فکری شان اعلام میکردند که رأی مردم جنبه ی تزیینی دارد. آدمهای مهم گفتند: ما اینیم. اصلاً خودتان ثبت نام نکنید و برای ما زحمت ایجادننمائید.....»
دکتر محمدباقرنوبخت دبیرکل حزب اعتدال و توسعه هم كه در جمع خانوادههای شهدا و هواداران آن حزب در مسجد حضرت حجت (عج) در بازار دوم نازیآباد در جنوب تهران ، گفت: « امروز نسل دوم انقلاب در معرض تأثیرپذیری تخریبهای سنگین و برنامهریزی شده عدهای نسبت به یاران امام و پیشکسوتان انقلاب قرار دارند».
وی گفت: «جامعه شاهد حذف تدریجی جمعی از فرزندان انقلاب و یاران امام و رهبری است. متأسفانه در هر انتخاباتی عده ای از دلسوزان انقلاب کنار گذاشته میشوند، در حالی که برای جوانان نسل دوم انقلاب چگونگی آن قابل توجیه نیست. »
نماینده چهار دوره مردم رشت در مجلس شورای اسلامی افزود: « بهطور نمونه برای رد صلاحیت دو استاندار و تعدادی از نمایندگان ادوار مردم گیلان چه استدلالی برای جمعیت جوان این استان خواهیم داشت؟ یا باید ثابت نمود که انقلاب اسلامی در گذار و عملکرد خود به نقطهای رسیده که حتماً نمایندگان پیشین دولت و ملت ، دیگر با آن همراهی نمیکنند و یا آنطور که معاون وزیر کشور در گزارش رد صلاحیتها ادعا نمودند "که عدهای معتاد و یا قاچاقچی و..." اینان نیز چنین بودهاند! و سلب صلاحیت شده اند و یا خودپسندی سیاسی عدهای مانع از حضور آنان در حلقه یاران انقلاب و خدمتگزاران مردم میشود»
نوبخت اضافه کرد: «این در حالی است که اکثر آنها در تمام مراحل انقلاب بخصوص در آزمون بزرگ جنگ به سربازی امام و نظام اسلامی افتخار میکردند و برخی از آنان جانباز جنگ تحمیلی میباشند. »
اما در اين ميان ، اظهار نظر "آقاي احمدي نژاد" از همه قابل تأمل تر است . وي در کسوت بالاترين مقام اجرايي که برگزاري انتخابات را برعهده دارد در حاشيه جلسه هيأت دولت در مقابل دوربين ها قرار گرفت و مسئوليت ردصلاحيت گسترده را متوجه کساني کرد که در انتخابات ثبت نام کرده اند . وي با انتقاد از کساني که هيأت هاي اجرايي را «شماتت» مي کنند، کساني را که در انتخابات ثبت نام کرده اند سزاوار «سرزنش» دانست و پرسيد چرا افرادي كه صلاحيت ندارند ثبت نام كرده اند .
"محمد دادفر" نماينده مردم بوشهر در مجلس ششم نيز درخصوص تأثير رد صلاحيت هاي گسترده گفت: «انتخابات ممکن است کم رونق شود، ولي برگزار مي شود و مجلس تشکيل مي شود. اگر چه چنين مجلسي نمي تواند دررأس امور باشد. مجلسي که در يک انتخابات کم پشتوانه تشکيل بشود براي ايفاي وظيفه اش دچار مشکل خواهد شد.»
با این اوضاع و احوال آنچه که هم اکنون در محافل سیاسی مطرح است اینکه در این شرایط اصلاحطلبان چه خواهند کرد؟ آیا از انتخابات کنار خواهند کشید و یا در هر شرایطی در انتخابات شرکت خواهند کرد؟
در برابر اين واكنش ها ، اما واكنش "احمد پورنجاتي" جالب است كه در مطلبي با عنوان « برويد دنبال کارتان، مزاحم نشويد !» در روزنامه اعتماد به چاپ رسيده است . پورنجاتي در بخش هايي از اين مقاله مي نويسد :
«..... من يکي که از خوشحالي در پوست نمي گنجم. فقط متحير مانده ام که چرا اين تک و توک آدم هاي مسأله دار و مرموز ، به ويژه آنها که سوء سابقه همکاري در دولت معلوم الحال دوم خردادي داشته اند، ردصلاحيت نشده اند، نکند از قلم افتاده اند... کارتان حرف ندارد، خداوکيلي ، غلط مي کنند اگر بگويند انحصارطلبي و يکدندگي و اقتدارگرايي و زبانم لال تصفيه سياسي به نفع يک جناح، ...... اين همه زجر و زحمت را تنها و تنها به قصد قربت تحمل مي فرماييد. آيا به واقع، کاري آسان و باري اندک است قبول مسئوليت و زحمت ردصلاحيت اين همه آدم ؟ هرگز، اراده اي مي خواهد و خوشبختانه شما عزيزان از آن بهره منديد . چه اهميتي دارد که بسياري از اين ردصلاحيت شده ها به اندازه طول عمر برخي از شما متوليان نورسته، سابقه خدمت به انقلاب و نظام داشته اند؟.......آنچه اهميت دارد، چموشي و ناهمراهي و فضول مآبي اين جماعت است که در هر کار و مسئوليتي وارد مي شوند، موجب دردسر مي شوند. عيب عمده و اساسي اين جماعت به اصطلاح اصلاح طلب، صرف نظر از اشکالات مادرزادي و ژنتيک، و حتي با غمض عين از اعوجاجات ايدئولوژيک، اين است که به حد و اندازه خود قانع نيستند. به محض اينکه با آنها رفاقت مي کني، بيش از کوپن خود صميمي مي شوند، به قول آقازاده همسايه ما، جوگير مي شوند. صريح تر بگويم، پررو مي شوند،دوم خرداد سال هفتاد و شش، لطف کرديد دولت را دراختيارشان گذاشتيد. چه کردند؟ واقعاً چه کردند؟ هيچ کاري که بلد نبوده و نيستند. خدا مي داند در آن هشت سال دولت اصلاحات چه آتشي سوزاندند، پي درپي از اجراي قانون و دفاع از حقوق مردم در برابر قدرت سخن گفتن، حق قانوني منتقد و مخالف را به رسميت شناختن، واژه منحوس دموکراسي و حقوق و کرامت انسان ها را سر زبان ها انداختن، اصطلاحات من درآوردي از قبيل «جامعه مدني» و «تنش زدايي بين المللي» و شعار مسخره «استقلال، آزادي و پيشرفت» را تابلو کردن، آيا اينها هم شد کار يک دولت درست و حسابي؟
....... اما همه اين جفتک پراني هاي سياسي و فرهنگي دوم خردادي ها به يک سو، ظهور پديده هولناکي به نام مجلس ششم به يک سو، سربسته بگويم و بگذرم که بلايي بود آن مجلس سرکش و بي تربيت، که مي دانم هنوز هم متحير مانده ايد که چگونه نازل شد و چه ها کرد؟ نسل هاي آينده درخواهند يافت، جان کلام را آن عزيز گفت که در آن دوره هر روز صبح با شنيدن مذاکرات مجلس از راديو، چه تن هاي نازنين که مي لرزيد،مجلس ششم، مجلس که نبود، هايدپارک بود، مجلس جايي است که نمايندگان محترم و با نزاکت مثل دانش آموزان شاگرد اول و با تربيت، آرام روي صندلي هاشان مي نشينند، سروصدا نمي کنند، براي هر کاري، خواه خواندن نوشته هاشان، خواه اظهارنظر يا خارج شدن از جلسه، يا مشورت کردن با بغل دستي، از بزرگ ترها، از معلم يا مبصر اجازه مي گيرند. در مجلس ششم، به جز يک اقليت نجيب، همه ايستاده بودند، هر روز. خسته هم نمي شدند،مگر آدم چقدر مي تواند داد و فرياد کند؟ ...... نزديک به چهار سال است که نه به کنايه و اشاره و تلويح، بلکه روراست و قاطع و به تصريح، و نه در فلان محفل خصوصي، بلکه در هر تريبون و نشريه و منبر و مأذنه رسمي، بارها و بارها اعلام فرمودند که؛ «ديگر اجازه تکرار آن دوره داده نخواهد شد»، «نياييد که ردصلاحيت مي شويد»، «توبه کنيد، از آن کارها . برائت بجوييد وگرنه خود را و ديگران را به زحمت مي اندازيد» اما به خرج اين جماعت نرفت که نرفت. آيا کسي نيست که به اين اصلاح طلبان حالي کند که؛ برويد دنبال کار و زندگي خودتان......حالا که با اين همه خط و نشان هاي مشفقانه و تهديدهاي صادقانه و پرهيز دادن هاي برادرانه و به ويژه برخي بي وفايي هاي هم مسلکانه، باز هم لجبازي کرديد و براي مجلس هشتم مرتکب ثبت نام شديد، پس گوارايتان باد اين همه ردصلاحيت، برويد دنبال کارتان، مزاحم نشويد.