هوا بس ناجوانمردانه سرد است
کم و بيش 50 سال پيش بود که شعر "مهدي اخوان ثالث" مثل بمبي منفجر شد كه : "زمستان است." و اکنون که شاعران بزرگ ما رفته اند، گويا طبيعت به فرياد در آمده است.
هوا بس ناجوانمردانه سرداست. هواي شهرمان 17 درجه زير صفر است و سرما تا اعماق استخوان فرو مي رود. سرمائي که در نيم قرن گذشته بي سابقه بوده است. گاز وارداتي ترکمنستان هنوز قطع است و عليرغم آن كه میزان گازی که روزانه از ترکمنستان وارد کشور می شد 25 میلیون متر مکعب بود که با قطع گاز صادراتی به ترکیه كه تقريباً به همین میزان است در واقع کمبود گاز ناشی از قطع واردات از ترکمنستان جبران شده ولي همچنان سراسر ايران با افت گاز روبرو است.
حال در اين شرايط و در شهر خودمان كه با افت فشار و قطع گاز بسياري از مناطق مواجه هستيم چه بايد كرد ؟
برخي پيشنهاد مي كنند كه چون انسان براي بهتر و بيشتر زيستن، آنجا كه توانسته طبيعت را با خود تطبيق داده و آنجا كه نتوانسته، خود را با طبيعت وفق داده است ، شما هم خودتان را با اين شرايط وفق بدهيد .اين در واقع همان زبان حال "مسعود سعد سلمان" است كه مي گويد: «زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز »
شايد عمل به همين شعر مسعود سعد سلمان است كه توقع ما را از همه چيز و همه كس نيز اندك نموده است.
قاعدتاً من انتظار ندارم كه وقتي برفي از آسمان فرو ميبارد و جبهه اي از هواي سرد ، بساط خود را در همه جا پهن ميكند، همه امور به سامان باشد. در چنين شرايطي اينكه مردم در جاده ها اسير برف شوند، پرواز هواپيماها كنسل شود، راههاي اصلي بند آيد و شهر به تعطيلي كشيده شود، به نظرم هيچ چيز غير طبيعي با خود ندارد.با اين همه، آيا مي توان قطع گاز را هم به عنوان امري عادي در مواقع بارش برف و بروز سرما انتظار داشت؟
واقعيت اين است كه من هنوز تا اين اندازه خود را با شرايط تطبيق ندادهام و دليلش هم البته همين تبليغات دولت نهم است كه در صدا و سيما مرتب اعلام ميكنند كه قرارداد خط لوله گاز ايران به پاكستان نهايي شده است!
اين همان نكتهاي است كه مرا نسبت به قطع گاز در روزهاي برفي كم تحمل ميكند . اگر در ايران ، گازي استخراج ميشود چرا صرف گازرساني به اقصي نقاط كشور نميشود كه در دورههاي سرما و برودت ، گاز مصرفي مردم قطع نشود؟
البته من آنقدر خود خواه نيستم كه مخالف ارسال گاز ايران به همسايگان فقير خود در پاكستان باشم . ضمناً اين را هم ميدانم كه آمريكا در حال تلاش براي منزوي كردن و محاصره اقتصادي ايران است و دولت ايران نيز ميكوشد تا با انعقاد اين قرار داد نشان دهد كه آمريكا در كارش ناكام مانده است ، اما انتظار دارم در كشوري كه دارنده دومين منابع و ذخاير گاز دنياست به دليل كمبود گاز سرما نخورم . توقع زيادي است ؟
البته در حالی که مقامات مسئول در وزارت نفت، علت کاهش فشار و قطع گاز در روزهای اخیر را افزایش مصرف شهروندان و نیز قطع گاز وارداتی از ترکمنستان اعلام می کنند، مطبوعات نوشتند کارشناسان این دلایل را رد نموده و علت اصلی این موضوع را عدم بهره برداری به موقع از چند پروژه مهم گازی در منطقه پارس جنوبی دانسته اند.
مقامات مسئول در شرکت ملی گاز ایران هم ، ابتدا افزایش مصرف مشترکین خانگی را علت اصلی این موضوع عنوان نموده و همه شهروندان ایرانی را به صرفه جویی در مصرف گاز دعوت کردند ضمن آنكه قطع گاز وارداتی از ترکمنستان را نیز عامل افت فشار گاز خانگی در بسیاری از شهرها و حتی در تهران دانستند .
با این حال برخي كارشناسان با نادرست دانستن این توجیه می گویند ، در شرایطی که می بایست تا اوایل سال 85، فازهای 9 و 10 پارس جنوبی به بهره برداری رسیده و گازتولیدی آنها وارد مدار مصرفی شود، نه تنها این فازها به بهره برداری نرسیده است، بلکه فاز یک منطقه پارس جنوبی نيز هنوز به بهره برداری کامل نرسیده و به علت آماده نبودن سکوی بهره برداری ، با نصف ظرفیت به کار خود ادامه می دهد.
اين كارشناسان گفته اند كه با بهره برداری از این 3 فاز ، روزانه مجموعاً 75 میلیون متر مکعب گاز به مدار مصرف گاز کشور افزوده می شد که این موضوع تا کنون محقق نشده است.
جالب آنكه در شهر خودمان در ابتداي افت فشار و قطع گاز برخي مناطق ، برخي افراد شايعه نمودند كه علت كاهش فشار و قطع آن ، كوچك بودن سايز لوله خط انتقال است ، و اين در حالي بود كه شايعه كنندگان متوجه تناقض سخن خود نبودند .
بی تردید راه برون رفت از اين مشکل و نیز پاسخگویی به نیاز شهروندان در این رابطه، افزایش تولید ملی و تسریع در بهره برداری از پروژه های عظیم ملی است.