فوتبال در چنبره سیاست
کسانی که برنامه ۲۲۵ دقیقهای «۹۰» این هفته را دیدند، به راحتی توانستند پی ببرند که اگر فدراسیون، رئیس ندارد و انتخاباتش به تعویق افتاده، اگر تیم ملی بلاتکلیف و فاقد سرمربی است، مسبب اصلی آن "محسن صفایی فراهانی" رئيس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال و نماينده فيفا در كميته و دو همکارش خبیری و غفاری نیستند؛ بلکه ديگران موجب اين وضعيت شده اند و همان ها هستند كه باید پاسخگو باشند.
اميرحاجرضايي در اين زمينه اظهار داشت: « صحبتهاي صفاييفراهاني بيشتر به دلم نشست. او صادقتر بود و به هيچعنوان توهين نكرد. درضمن بايد از مسئولان سيما تشكر كنم چون در اين مدت هيچگونه فرصتي به فراهاني داده نشده بود و بيشتر مخالفان او در تلويزيون صحبت ميكردند. صفاييفراهاني در برنامه 90 بيشتر با مدرك صحبت كرد و به هيچعنوان الفاظ نامناسب بكار نبرد .»
عجیب ترین و شگفت انگیز ترین نکته برنامه آن بود که مسئولین سازمان تربیت بدنی به رغم اینکه خودشان دعوت برنامه نود را رد کرده و بنا به مصالح فوتبال! از شرکت در برنامه و گفتگوی رو در رو سر باز زده بودند اما از بی عدالتی صدا و سیما در این موضوع به شدت گلایه داشتند!
و امّا.....
1- سیاست همیشه برای خيلي ها واژه ترسناکی بوده است که چون مي گويند پدر ومادری برای آن وجود ندارد ، پدران و مادران ما دستانمان را محکم می گرفتند تا وارد وادی آن نشویم. سیاست چهره ای کریه و زشت برایمان به یادگار گذاشته که برخي نه تنها هیچ تمایلی براي نزدیک شدن به آن ندارند بلکه حتی بیشترین سعی شان دوری از آن است هر چند در این شرایط، بسياري از ما سیاست زده گشته ایم.
2- ورزش ، اما حوزه ای دیگر و متفاوت از سیاست است، برعکس سیاست،پدران و مادرانمان حتی ما را به این راه می کشاندند و با دادن یکدست لباس ورزشی یا توپ ، انگیزه مان را برای فعالیت ورزشی افزایش می دادند.
اكنون هم مردم به ورزشکاران ومدیران ورزشی احترام می گذارند و آنان را پهلوان می دانند . برای مردم ديدن ورزشکاران دلگرم کننده است زيرا گویی پس از ياد خدا ، با ورزش هم ، انسان به آرامش می رسد ، چرا كه در ورزش می توان بدنبال «صداقت» بود و آنرا یافت و با همان فرهنگ سازی کرد. صداقت میوه کمیابی است که درسیاست شاید ممنوع گردد اما در ورزش بعنوان حلقه اتصال و محلی برای دوستی ها همیشه پابرجاست.
3- اما امروز ورزش مان هم گویی از «صداقت» و «اخلاق» دور شده است. اینکه برای انتخاب فردی از هر روشی استفاده گردد و شخصیت انسان ها به هیچ انگاشته شود . اینکه در انتخاباتی از انسان بعنوان ابزار استفاده گردد . اینکه در تمرین تیم ، درگیری ها بوجودبیاید و بازیکنان نتوانند در قالب «تیم» فعالیت کنند . اینکه ورزشگاه های ما پر ازتوهین و تخریب و ناسزا باشد . اینکه کمیته انضباطی ما پر از پرونده های قطور باشد .اینکه مربیان ما حرمت استادی و شاگردی را بجا نیاورند و اینکه برای حذف رقیب هر کاري که لازم باشد انجام می گیرد .
باور کنید تصادفی نیست. ورزش در همه جای دنیا شاید باسیاست گره خورده باشد اما در همه جای دنیا «بی اخلاقی ها» اینگونه نمود ندارد ومطمئناً جامعه خود برخورد سختی با آن خواهد داشت.
4- تا دیروز در سیاست اینگونه بود که سیاسیون تصمیم می گرفتند و مردم اجرا میکردند و حالا در ورزش هم سیاسون تصمیم می گیرند و با نام ورزشکاران و مديران ورزشی به انجام می رسد. برگزاری انتخابات باید ساحل آرامشی برای فوتبالمان باشد اما گویی این تلاطم پر خروش و این امواج مخرّب همچنان ادامه دارد چراکه "اسم" ها بنام ورزشی ها و به کام سیاسیون به صندوق ریخته می شود . کسی از اثرات مخرب چنین تصمیم هایی در سطح جامعه باخبر است؟ آیا می توانیم بخود بقیولانیم که نمونه چنین رفتارهایی در جامعه و فرهنگ مردمان نمودی نخواهد داشت؟
واقعاً فدراسیونی که از پایه اینگونه کج ساخته می شود در ادامه چگونه خواهد بود؟