
نگاهي به گزارش آقاي احمدی نژاد
در حالي كه حدود 30 ماه از آغاز زمامداري آقای احمدی نژاد و دولت نهم مي گذرد و تنها 18 ماه از عمر دولت ايشان باقي مانده است ، يكشنبه شب 25 آذر 1386 آقای رئيس جمهور در یک گفتوگوی تلویزیونی كه بصورت زنده از دوشبكه پخش مي شد شركت كرد تا از اوضاع اقتصادي، به ويژه دلايل تورم افسار گسيخته و نقش دولت در آن سخن بگويد . اين مصاحبه گويا در نهاد ریاست جمهوری صورت مي گرفت كه فرشهای آن وقتی آقاي احمدي نژاد به صدارت رسید با چه غوغایی جمعآوری گرديد ، اما در طول مصاحبه همان قالي ها در زیر پای ایشان خود نمايي مي كرد .
در اين مصاحبه ي تلويزيوني كه تصوير خانه ي خدا" در پشت سر رئيس جمهور قرار داشت ، آقاي "حيدري" مجري مأخوذ به حياي تلويزيون به كم گويي و بيشتر شنوندگي به جاي گويندگي پرداخت .اگر چه آقای حیدری مجری خوبی است و کارش زمین تا آسمان با برخی مصاحبه های متملقانه یا برخی مصاحبه های ابتدایی توسط پاره ای مجریان بی تجربه یا تازه به دوران رسیده، متفاوت است ، اما اگر اجازه می دادند دو سه نفر از روزنامه نگاران یا کارشناسان مستقل اقتصادی نیز در مصاحبه ایشان را همراهی می کردند ، بهتر بود .
در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه ندارد برای رئيس جمهوري تا به این اندازه پوشش تبلیغاتی داده شود. مصاحبه ایشان در پربینندهترین ساعات شب در یک شبکه سراسری تلویزیونی و همزمان در شبکه سراسری رادیو پخش شد در حالی که در هیچکدام از شبکههای دیگر هیچ برنامه جذاب دیگری پخش نمیشد تا همه پای این مصاحبه بنشینند.
ساخت گفتاری ریاست محترم جمهور، در اين مصاحبه مطبوعاتی ، از یک تغییر مهم حکایت داشت.آقاي احمدینژاد، از زمان تبلیغات انتخاباتی تا همین چند ماه پیش، در هنگام سخن گفتن ، در چهره یک عمل کننده مصمم ظاهر میشد که برای همه امور کشور، راهحلهای فوری و قطعی دارد. راه حلهایی که به عقل دیگران نرسیده و یا اگر هم رسیده ، به دلیل رویکردهای غلط و حتی منافع شخصی و گروهی به عمل درنيامده است. آقاي احمدي نژاد تا پيش از اين براین باور بود که در نتیجه اقدامات سریع او ، چنان صحنه کشور با تحولات رادیکال و درخشان مواجه خواهد شد که از زبان و سخن و ادعا فراتر خواهد رفت.
اين مصاحبه ، به دو بخش اصلی تقسیم شده بود. بخش اول، به امور اقتصادی و مقوله گرانیها اختصاص داشت كه مصاحبه کننده، اشکالاتی را که اقتصاددانان طی ماههای اخیر در نقد سیاستهای دولت نهم گفته و نوشته بودند، طرح میکرد و از رئیس جمهور طلب پاسخ مینمود. نکته جالب توجه آن بود که در فضای سخنان آقاي احمدینژاد تغييرات كاملي در مقايسه با مصاحبه هاي پيشين ايشان وجود داشت و مي شد دریافت که آقاي رئیس جمهور به اين باور رسيده اند كه ايشان تنها یکی از بازیگران و عناصر اثرگذار در عرصه هاي مختلف كشور است.
به هر حال تغییر گفتمان عمومی ایشان بیش از جزئیات سخنان ایشان به چشم مي آمد بگونه اي كه مخاطبان پس از مصاحبه به خوبی در می یافتند که همه دلایل رئیس جمهور در توجیه بازماندگی از دستیابی به نتایج مطلوب اگر در آینده بیشتر نشوند کمتر هم نخواهند شد و احتمال اشتباه مدیران دولتی همیشه هست و حتی تعویض های مکرر آنها هم معجزه ای نخواهد کرد، مجلس هم خواه ناخواه با دولت اختلافاتی خواهد داشت، و نهایتاً در این کشور پهناور دولت همیشه مخالفانی دارد و در مجموع ، هیچکدام از استدلالهای ایشان مبین این نیست که در آینده وضع بهتری داشته باشیم.
اما آقای احمدینژاد در بخش دوم سخنان خود، که در خصوص پرونده هستهای بود، یکباره به همان لحن گذشته بازگشت. گویی این میدان همان میدانی بود که دوباره میتوانست با همان چهره نخست، به عنوان يك قهرمان ظاهر شود. بر خلاف موضوع گراني ها ، گويا اين مسأله مستمسک خوبی بود تا آقاي رئيس جمهور نشان دهد که همه بازیگران دیگر، نتوانستند در مقابل اراده مصمم و قاطعیت ايشان مانع تراشی کنند.
در يك نگاه عميق تر به اين مصاحبه مي شد دريافت كه پس از گذشت تنها دو سال و نيم از ایام تبلیغات انتخاباتی، گفتمان "می شود و می توانیم" آشکارا تبدیل به گفتمان "چرا نشده و نتوانسته ایم" شده است. زيرا خلاصه سخن ایشان این بود که یا برخی مدیران اشتباه کردند که برخورد می کنیم. یا مجلس تکلیف کرده که از عهده ما خارج است و یا دست باندهای قدرت و ثروت در کار است که در آینده معرفی شان می کنیم.
بسياري معتقدند كه شعارهای آقاي احمدي نژاد در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري ، میانگین سطح مطالبات را از حیث افزایش رفاه عمومی و رفع تبعیض و مبارزه با باندهای مافیایی به نحو قابل توجهی افزایش داده و حال در اين مصاحبه ، ذکر دلایل مختلف در توجیه علت عدم دستیابی به آن مدینه فاضله از نگاه مخاطب یأس آور بود. بايد پذيرفت كه اساساً مردم اقدام فوری میخواستند که به آقای احمدی نژاد رأی دادند. ايشان مي گفت که من بلافاصله مشکلات را حل میکنم و با شعار حل فوری مشکلات رأی آورد. اما در مصاحبه تلویزیونی یکشنبه شب ، ایشان بعد از گذشت حدود 30 ماه از دوران صدارتش کیلومتر شمار خود را صفر کرد كه این امر به هیچوجه برای مردم پذیرفتنی نیست. زيرا اگر فردی در خارج از دولت ادعا کند دزدها در کشور گسترش یافته اند ، قابل پذيرش است ولي اگر این سخن توسط خود نهاد دولت گفته شود قطعاً انتظار عمومی تأمين نخواهد شد. طبیعی است که اگر دولت با همه اقتداری که دارد مرتب از دزدان روئین تن سخن بگوید که چوب لای چرخ های اقتصاد می گذارند پس از چندی داوری های دیگری از جمله ضعف در برخورد با دزدها شکل می گیرد و كم كم گفتمان "نمی شود" یا "نمی توانند" در سطح جامعه شکل خواهد گرفت .
در مجموع ، گزارش اقتصادي رئيس جمهوري اسلامي، با واکنش هاي مختلفي روبرو شد. نقطه محوري اين واکنش ها تأکيد بر نقش تصميم گيريهاي دولت نهم در ايجاد وضعيت موجود و عدم پذيرش مسئوليت توسط آقاي احمدي نژاد بود.
در اين گفتگو ،مردم دوست داشتند از سخنان رئيس جمهور دريابند و بدانند پول نفتي كه قرار بود بر سر سفره آنها بنشيند، چرا و چگونه حالا كه اين همه قيمت نفت افزايش يافته ، دردي از دردهاي آنها را دوا نميكند؟ ولي محتواي سخنان آقاي احمدينژاد به ويژه در ارتباط با گراني، كم و بيش، مشخص و تكراري بود. ايشان نيز مانند وزير بازرگاني و رئيس كل بانك مركزي، قبل از هر چيز در پي توجيه گراني بودند.
سعيد ليلاز، كارشناس اقتصادي در ارزيابي اين مصاحبه گفت: «شيوه اجرا و پخش اين گفتوگوي زنده را بايد حادثه مهمي در جامعه تلقي كرد. اين امر نشاندهنده وضعيت بحراني در سطح مطالبات مردم است. پوشش تبليغاتي اين مصاحبه به واقع بينظير و در طول چند دهه گذشته سابقه نداشته است.همین مسأله نشانه ای از این واقعیت که اوضاع چندان مناسب نیست. اصل برگزاری این مصاحبه تلویزیونی به نظر من معلول شرایط ویژه است و همچنین پدیدآورنده شرایط جدید در کشور خواهد بود .»
لیلاز همچنين گفت :«در اين مصاحبه مطالب غيرواقعي بسياري عنوان شد. در اين گفتوگو عنوان شد که آمار معاملات بورس افزايش داشته است. در حالي که ميدانيم کاهش داشته است. در اين مصاحبه گفته شد که در دولت قبل مسکن زيادي ساخته نشد در حالي که ميدانيم نرخ تراکم خانوار در دولت آقاي خاتمي از 15/1 به 04/1 کاهش يافتهاست ...رئيسجمهوري اعلام كرد، عدل اقتصادي دولت نهم منطبق بر برنامه چهارم توسعه است در حالي كه سازمان مديريت را منحل كردند، نقش دولت در اقتصاد را بيشتر كرده و حجم دولت را بزرگتر كردند. حتي بخشي از تورم را به گردن مجلس انداختند در حالي كه در سال گذشته پنج بار به مجلس متمم بردند و پنج بار ضريب فزاينده رشد پايه پولي را افزايش دادند و هر بار كه مجلس از تصويب اين متممها سر باز زد تهديد كردند كه حقوقها را پرداخت نميكنند... دولت در مورد بودجه انقباضي صحبت ميكند ولي هم اكنون متمم 2/1 ميليارد دلاري دولت در مجلس است و حتي يك فوريتاش نيز تصويب نميشود. تورم را به تورم كنوني جهان نسبت ميدهند در صورتي كه سرعت رشد جهاني تورم حدود سه درصد است. از سال 2000 تاكنون قيمت فولاد در جهان حدود 5/2 برابر و قيمت نفت 11 برابر شده اما در همين سالها تورم در ايران چند برابر شده است؟ ...در پايان دولت خاتمي نرخ مؤثر تعرفهها 5/13درصد بود و آقاي احمدينژاد قول داد كه دو درصد اين تعرفهها را بالا ببرد در حالي كه هماكنون اين تعرفه به 10درصد كاهش پيدا كرده و به دنبال آن سيل كالاهاي وارداتي به كشور روان شده است.»
احمد توکلي، رئيس مرکز پژوهشهاي مجلس و چهره اقتصادي سرشناس جناح راست نيز در اين خصوص گفت:« رئيس جمهور گاهي اوقات در سخنان خود فرافكني ميكرد كه زيبنده ايشان نبود مخصوصاً نسبت به مجلس . بنابراين برخي از نسبتهايي كه ايشان به مجلس داد وارد نبود...البته من مجلس را در پیدایش وضع موجود دخیل میدانم و خود نسبت به برداشت از حساب ذخیره ارزی همواره به دولت و مجلس منتقد هستم و دخالت مجلس را بیاثر نمیدانم.»
همزمان با اعلام خبر گزارش تلويزيوني آقاي احمدي نژاد، خبرگزاري فارس، وابسته به جناح راست به درج مصاحبه اي با حسين مرعشي، اقدام کرد و به نقل از وي نوشت: «... نظام ديوان سالاري اداري ايران، مثل همه جاي دنيا هر چه به آن بدهيد سير نمي شود. احمدي نژاد يک مرتبه آمد فکر کرد که بقيه عقل شان نمي رسيد که 10 ميليارد دلار پول بيشتر به ريال تبديل کنند و بدهند به دستگاه هاي دولتي. همه کارشناسان گفتند اين بيماري هلندي مي شود. احمدي نژاد بر مواضع خود اصرار کرد، مجلس هم موافق نبود قدري ايستادگي کرد اما نتوانست. احمدي نژاد در دو سال نقدينگي را به دو برابر تبديل کرد و شد وضع موجود که هم دامن خودش را گرفت هم کشور را...قاطعيت در مسائل کارشناسي نيست، در تصميم گيري است که يک تصميم کارشناسي را با قاطعيت بگيرد نه اينکه بگويد يک ساختمان 10 طبقه بايد بسازيد ولي کارشناسان بگويند خاک زمين اجازه نمي دهد و او قاطعانه دستور دهد. اين بي توجهي هم خودش را گرفتار کرده هم کشور را. صريح بگويم او مديون مردم است».
مزروعی هم مي گويد : « از سخنان احمدینژاد این طور برمیآمد که تمامی عواملی که منجر به تورم و مشکلات اقتصادی کشورشده، خارج از دولت بوده است و دولت در مورد تمام این موارد بیتقصیر است.آقاي احمدینژاد حتی در مورد مشکلاتی که ناشی از عملکرد بانکهاست طوری سخن مي گفت که گویا دولت هیچ مسئولیتی در مورد بانکها ندارد در حالی که بانکها کاملاً دولتی هستند، گویا دولت زورش به بانکها نمیرسد.»
دکتر بیژن بیدآباد اقتصاددان و استاد دانشگاه نيز در گفتوگو با خبرگزاری آفتاب گفت: «گزارش رئیس جمهور بیش از آنکه مبنای رفع نگرانیهای مردم باشد، بیشتر به ناتوانیهای دولت در حل و فصل مشکلات اقتصادی معطوف بود... در عین حال نکات اشاره شده توسط رئیس جمهور حاکی از عمق مشکلات دولت در مواجهه با مسایل اقتصادی است...یکی از محورهایی که بر آن تصریح شده این بود که تورم مختص امروز نیست و علت و ریشه در گذشته دارد. باید گفت این موضوع کاملاً صحیح است و تورم در ایران به دلیل بنا نهادن ساختار غلط اقتصادی از دولتهای پیشین است و این ساختار غلط از آنجا به دولت نهم منتقل شده ولی سایر توجیهات و توضیحات رافع تورم نخواهد بود ...دولت نهم از نظر منابع اقتصادی و درآمد ارزی بیش از تمام دولتهای تاریخ ایران درآمد داشته است.بنابراین، با وجود منابع بسیار، وجود مشکلات اقتصادی نباید این گونه حاد باشد...با وجود اشاراتی که به افزایش قیمت کالاهای وارداتی شد همان طور که ریاست جمهور در این ارتباط اشاره کرد همه تورم منبعث از افزایش قیمتهای خارجی نیست ولی به این نکته توجه نکردند که افزایش عرضه کالاهای وارداتی به عنوان عامل ضدتورمی است. وقتی میزان واردات کالا به شدت افزایش یابد باید منتظر کاهش قیمت باشیم...آمار بازرگانی خارجی ایران حکایت از افزایش شدید واردات در سالهای اخیر دارد. هر چند همانطور که رئیس جمهور نیز ذکر کرد، صادرات نیز افزایش یافته و صادرات آثار تورمزایی دارد...نکتهای که رئیس جمهور به درستی در مورد خلق پول و علت تورم توسط مؤسسات مالی و اعتباری اشاره کرد اساسیترین عامل تورم در کشور بوده است. رئیس جمهور به صراحت به عملکرد مؤسسات پولی و بانکی کشور اشاره کرده و عملکرد خلاف قانون آنها را متذکر شد. یعنی عدم قدرت بانک مرکزی بر کنترل بانکها و مؤسسات پولی، مالی و اعتباری عملاً سبب شده که به شدت نقدینگی در کشور خلق شود...البته خلق نقدینگی تنها انتشار چک پول نیست بلکه خلق نقدینگی از طریق اعطای تسهیلات اعتباری و وام و توانایی بانکها در اعطای این اعتبارات میباشد. به این معنا که وقتی بانک مرکزی بر میزان تسهیلات صادره توسط بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری نظارت نداشته باشد، حجم نقدینگی به شدت افزایش خواهد یافت...سؤال اساسی از دولت این است که چرا نظارت کافی مقامات پولی بر بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری اعمال نمیشود؟... بحث جنگ روانی و سازمان یافته در مورد تورم در بلندمدت قابل قبول نیست؛ چون نمیتوان از انتظارات برای بلندمدت استفاده کرد. زیرا در اثر افزایش انتظار تورم تقاضای موقتی برای خرید کالا ایجاد میشود اما در دور بعد انبارها باید تخلیه شوند چرا که انبار کالا برای بلندمدت غیراقتصادی است...مسأله جنگ روانی سازمان یافته یا جوسازی کاذب که رئیس جمهور در این ارتباط طرح کرد مبنای اقتصادی ندارد، اما مسأله تخلفات پولی و مالی و عدم تبعیت تشکیلات زیرمجموععه دولت از دستورات مقامات پولی و دولت صادق است...بسیاری از ارقام ذکر شده ناشی از گزارشات غیرتخصصی است که به رئیس جمهور داده شده است. مثلاً افزایش 10 درصدی قیمت نفت به هیچ وجه موجب 5/5 درصد تورم نخواهد شد، اگر این بود افزایش 100 درصدی قیمت نفت در سال گذشته لااقل باید 55 درصد تورم ایجاد میکرد....اشاره به یارانهها در حد یک چهارم تولید ناخالص داخلی در سخنان رییس جمهور حکایت از عمق ناکارایی اقتصاد کشور دارد و ایشان نیز راهحل حمایت از دهکهای پایین درآمدی را برای اجرای سیاستهای تعدیل مدنظر قرار داده است. اما این سیاست در شرایط تورمی در دولتهای پیشین نیز تجربه شد و بینتیجه ماند. بنابراین، در ابتدا باید تورم را حذف کرد و پس از آن به سیاستهای تعدیل یارانهها پرداخت.......»
غلامرضا مصباحیمقدم عضو كمیسیون اقتصادی مجلس و سخنگوی جامعه روحانيت مبارز در ارزیابی گزارش آقاي احمدینژاد گفت: « ....چكپولها نقش مهمی دررشد نقدینگی دارند. بنده به عنوان اولین نفر در جلسه شورای عالی بانك مركزی كه در دفتر رئیس جمهور تشكیل شده بود این مسأله را به دولت هشدار دادم و تأكید كردم كه چكپولها تورمزا هستند؛ اما با اینكه بانك مركزی چندان موافق این مطلب نبود بعد از چند مدت مطالعات نشان داد كه گفته من درست است، زیرا پول در جریان كمتر از هشت هزار میلیارد تومان است اما چك پولهای در جریان بالای 12 هزار میلیارد تومان میباشد... به هر حال باید مجموع این عوامل را پای چه كسانی گذاشت؟ مگر بانك مركزی و بانكهای دیگر در اختیار دولت نیستند؟ مگر وجوه دولتی در بانكها در اختیار دولت نیست؟ ...عامل ديگر نقدینگی ، انتقال منابع به عنوان طرحهای زودبازده است كه در اختیار متقاضیان قرار داده شده ولي بخشی از این منابع نیز صرف آن طرحها شده اما بخش بیشتر منابع به عنوان واسطهگری و دلالی و خرید مسكن وارد بازار شده است....مسئولیت این عوامل را دولت باید بپذیرد و نمیتواند به جای دیگری منتقل كند... بودجه ما بودجه تورمی است و متممها هم كه در سال قبل چهار بار به مجلس ارائه شد تورمزا بودند...بودجه محصول كار مشترك دولت و مجلس است... من به عنوان یك نماینده میگویم كه نمایندگان مجلس غالباً به حرف كارشناسان اقتصادی خود مجلس گوش نمیكردند، زیرا معتقد بودند كه بودجه پیشنهاد دولت است و دولت تأكید دارد كه بودجه تورم نخواهد داشت. بنابراین نمایندگان با اعتماد به كارشناسان دولت بودجه را تصویب كردند؛ اما در عین حال اقتصاددانان مجلس در نطقها مقاومت و مخالفت خود را نشان دادند، هر چند كه دولت در دفاع از لوایح متمم خود تأكید كرد كه ما قصد داریم تا این منابع را به طرف سرمایهگذاری و اشتغال سوق دهیم...باید دید اگر مجلس با این لایحه موافقت كرده است پس حالا باید چوب آن را تنها مجلس بخورد و دولت بگوید كه ما مسئولیتی در این زمینه نداریم! آیا كسی كه لایحه را ارائه میكند مسئولیت ندارد و تنها كسی كه آن را به تصویب میرساند مسئول است؟»
اين مصاحبه در مجموع ، از منظر مؤلفههای اقتصادی تغییر جهتگیری رئیسجمهور را نشان داد. پذیرش عوامل ریشهدار اقتصادی از سوی رئیسجمهور در حالی انجام شد كه در گفتوگوهای قبلی ، دلیل گرانیهای مختلف از جمله افزایش قیمت لبنیات و مسكن به عوامل بیرونی اقتصاد نسبت داده مي شد و در حوزه مسكن از حضور دستهای پنهان سخن به ميان مي آمد ولی خوشبختانه چنین موضعگیریها و اظهاراتی در اين مصاحبه كمتر مشاهده شد.
اعتراف به وجود گرانی، رشد نقدینگی و پیشي گرفتن تقاضا از تولید از جمله اعترافات مثبت آقاي احمدینژاد بود. بدون ترديد ، نسبت دادن همه ضعفها به خارج از عوامل دولت یا دورههای گذشته ، كمكی به حل مشكلات نمیكند . دیدن واقعبینانه مشكلات، راه حل و درمان واقعبینانه نیز در پی دارد. وقتی واقعیات گرانیها پذیرفته شود و ریشههای مؤثر بر گرانیها شناسایی گردد، طبیعتاً در جهت خنثی و كنترل كردن عوامل تورمزا تلاش میشود.
يک روز پيش از پخش اين برنامه تلويزيوني، قدرت الله عليخاني، نماينده قزوين در نطق پيش از دستور خود، آقاي احمدي نژاد را دعوت به حلاليت طلبي از مردم کرده و گفته بود: «آقاي رييس جمهور لطفاً در اين گزارش نسبت به بعضي تصميمات تورم ساز و آزاردهنده دولت پاسخ دهيد و از کلي گويي هايي همچون نقش مافيا و رانت خواران در اين مورد خودداري نمائيد. شايد پس از ارائه اين گزارش خود شما هم به اين نتيجه رسيديد که در آستانه تشرف به بيت الله الحرام، از مردم بخاطر تحمل مشکلات فراوان اقتصادي حلاليت بطلبيد.» کاري که آقاي احمدي نژاد انجام داد و در پايان مصاحبه گفت: «بنده به همه ملت ايران عشق مي ورزم و از خيلي از مسائلي که پيش مي آيد، ناراحتم و غصه مي خورم. اگر اشتباهي در کار بود و سستي ايجاد شد و در جايي که بايد فرياد مي زديم و نزديم و در جايي حرفي زدم که به ساحت ملت ايران آسيب وارد کرد، از همه مردم مي خواهم که به بزرگواري خود بنده را ببخشند و حلالم کنند».
در پایان با آرزوی قبولی حج و زيارت آقاي احمدي نژاد ، امیدواریم که رییس جمهور محترم در بازگشت از این سفر عبادی بدون ملاحظه نسبت به نقاط کور در اقتصاد کشور با برخوردی شفاف به مسائل اقتصادی بنگرند و مسلماً در این میان اطبای حاذق اقتصادی میتوانند در درمان این بیماری ایشان را یاری کنند.