تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی -

  

                       

مولانا :

اينجا كسي است پنهان، دامان من گرفته
خود را سپس كشيده ، پيشان من گرفته

اينجا كسي است پنهان ،چون جان وخوشتر ازجان
باغــي به مـــــن نمـــوده ، ايـــــوان من گـــــــرفته

اينجا كسي است پنهان ،همچون خيال در دل
امــّا فـــــروغ رويش ، اركــــــــان من گـــــرفته

اينجا كسي است پنهان مانند قند در نی
شيرين شكرفروشي ،دكـــــّان من گرفته

جادو و چشم‌بنـدي ، چشم كسش نبيند
سوداگري است موزون، ميـزان من گرفته

در چشم من نيايد خوبان جمله عالم
بنگر خيال خوبش ، مــژگان من گرفته

من خسته‌گرد عالم ،درمان ز كس نديدم
تا درد عشق ديــدم ،درمــان من گرفـــته

بشكن طلسم صورت، بگشاي چشم سيرت
تا شرق و غــرب بيني ، سلـطان من گــرفته

ساقي غيب بيني ، پيدا سلام كرده
پيمانه جـام كرده، پيــمان من گرفته

ياران دل‌شكسته ، بر صدر دل نشسته
مستان و مي‌پرستان ،ميدان من گرفته

تبريز شمس دين را ، بر چرخ جان ببينی
اشـراق نـور رويش ، كيـهان مـن گـرفته

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com