تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - « آشتی ملی » ، چگونه ؟

 

 

« آشتی ملی »  ، چگونه ؟

 

يكي دو ماهي است كه برخي از شخصيت هاي برجسته نظام همچون آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی و كروبي نسبت به وضعیت و شرايط موجود هشدار می دهند ولي جریان حاکم و طرفداران دولت نهم ، اين ابراز نگرانی ها و هشدارها را با اتهامات و برچسب هایی نظیر «تلاش های مشکوک برای بحران سازی و ایجاد نگرانی کاذب در جامعه» پاسخ مي دهند و در تریبون های رسمی و غیررسمی موقعیت و شرایط داخلی و بین المللی کشور را بسيار مناسب و در طول تاریخ گذشته بی سابقه توصیف و حتي سیاست های دوره هاشمي رفسنجاني و خاتمی را فسادانگيز و موجب تضعيف كشور تبلیغ می کنند و موقعیت فعلی ایران را در عرصه بين المللي ،بی نظیر معرفي مي نمايند تا آنجا که آقاي احمدي نژاد در جلسات رسمی اعلام می کند که از این پس ما باید خود را برای اداره جهان آماده کنیم . 

                     
در چنين شرايطي به يكباره شاهد آن هستيم كه موضوع « آشتی ملی »از سوی برخی چهره های محافظه کار به محور تبلیغات آنان تبدیل شده و رسانه ملی نیز در تبلیغ و انعکاس آن تلاش می کند. براي هر فردي بسيار جالب است كه مي بيند صاحبان رادیکال ترین سیاست ها در داخل و خارج ، اکنون به یک باره مدعی دوستانه ترین و منعطف ترین شعارها یعنی شعار "آشتی ملی" شده اند  تا آنجا که حتی حاضرند با کسانی که آقاي احمدي نژاد آنان را جاسوس و حامی جاسوس وخائن به کشور و دزد و غارتگر بیت المال و رانت خوار و بزغاله می نامد ، طرح دوستی و آشتی بریزند!

                                                                 
بسيار خوشحال خواهيم شد اگر ببينيم که دولت نهم و متحدان آن از چنان بلوغ سیاسی برخوردارند که براي رفع منازعات داخلی كه مانعي در راه اتخاذ شیوه ای عقلانی برای حل مشكلات كشور است ، از منافع حزبی و گروهی زودگذر خود به نفع منافع و مصالح ملی چشم مي پوشند . ولي جاي اين سؤال وجود دارد که چه اتفاقی افتاده است و کدام وضعیت ، محافظه كاران را ناگزیر از طرح «آشتی ملی» ساخته است؟

 

متأسفانه تبیین و تفسیری که طی روزهای گذشته توسط رسانه های وابسته به محافظه کاران و نيز صدا و سیما به عمل مي آيد حاكي از آن است كه کمترین نشانه ای از آمادگی و ظرفیت برای درک و فهم علل و عواملی که کشور را به چنین نقطه ای رسانده مشاهده نمی شود بلكه آنان همچنان بر طرح مسائل اختلاف برانگيز " افراطی و غیرافراطی "ادامه داده و حتي مشكلات كشور را بر گردن ديگران مي اندازند . در حالي كه واقعاً بايد پرسيد ، دو برابر شدن حجم نقدینگی طی دوسال گذشته و در نتیجه افزایش مهارگسیخته تورم، عدم حل مشكل مسكن ، بیکاری و ... چه ربطی به وجود یا عدم وجود عناصر افراطی در جناح اصلاح طلبان دارد؟   

برخي معتقدند چون در آستانه انتخابات مجلس هشتم ، برخی از اصلاح طلبان ، شعار «ائتلاف برای نجات کشور» را پیشنهاد کرده اند و این شعار موجب خواهد شد كه اصلاح طلبان با انسجام بیشتری وارد عرصه انتخابات شده و در جامعه نيز انگیزه بیشتری برای شرکت در انتخابات ایجاد شود ، احتمالاً طرح شعار "آشتی ملی" حاصل هم اندیشی گروهی خاص با اهداف سیاسی معین و واکنشی برای خنثی سازی آن شعار باشد.

بايد توجه داشت كه بحث "آشتي ملي" اصولاً با هدف ‏ايجاد "اتحاد" مطرح مي شود. در اين شرايط ، طرف ‏هاي منازعه با محور قرار دادن يك مقوله ي اصلي ، اختلاف هاي سياسي دامنه دار را كنار گذارده و با به ‏حاشيه راندن منافع شخصي يا گروهي، منافع ملي و مصالح كشور را بر ديگر مسائل و مباحث ارجحيت مي ‏دهند و در جبهه اي متحد براي سربلندي كشور ، آستين همت بالا مي زنند.‏

           
حال بايد ديد
اصولاً آشتی چيست؟
آيا آشتی، صرفاً يک تعارف لفظی است؟ يا واژه ای است که به يک پديده اجتماعی و روانشناختی اطلاق می شود؟  بی ترديد "آشتی کردن" يک فعل ساده و مطلق نيست ، زيرا فعل ساده و مطلق فعلی است که انسان در هر زمان و هر شرايطی که اراده کند می تواند آن را انجام دهد اما "آشتی کردن" پديده ای دو طرفه، پيچيده و نسبی است و با اراده مطلق "يک طرف" نمی توان آن را محقق ساخت . اگر فعل آشتی بين "دو طرف منازعه" تحقق يابد قطعاً با دلالت و همراهی اراده "هر دو طرف" امکان پذير خواهد بود. "آشتی" پديده ای است که با اعمال مشخص و در شرايط معينی می تواند صورت عينی به خود بگيرد.

حال بايد ديد آنان که از"آشتی" و "آشتی ملی" سخن می گويند و آن را در شرايط امروز كشور اقدامی لازم می دانند، آيا زمينه های لازم برای تحقق چنين پديده ای را نيز مورد توجه قرار می دهند؟ آيا توجه دارند که آشتی ملی چگونه و در چه شرايطی امکان تحقق پيدا خواهد کرد؟ 

                                                              
ضرورت آشتی قطعاً از پس قهر، کينه و نفرت بوجود می آيد. اگر انسانها نسبت به يکديگر کينه و نفرتی نداشته باشند آشتی ضرورتی نمی يابد.

                               
در تحليل "پديده آشتی" موارد زيادی است که می بايست مورد توجه قرار داد، زيرا تنها با توجه به اين موارد و تمهيدات متناسب پيرامون آنهاست که می توان شرايط و زمينه های آشتی را فراهم آورد.بخشي از اين موارد عبارتند از:
                                  
الف-
توجه به نوع اقداماتی که منجر به ايجاد تنش ،کينه و نفرت بين طرفين منازعه شده است  . چون به هر ميزان اين اقدامات از خشونت به دور باشد، امکان برقراری آشتی سهل تر خواهد بود.

                                                                 
ب- توجه به مدت و ميزان اقدامات کينه توزانه طرفين منازعه عليه يکديگر  نيز از اهميت فوق العاده ای برخوردار است، چرا که اگر اقدامات کينه توزانه طرفين منازعه، از نظر مدت و اندازه در سطح متوازنی بوده باشد، بازهم امکان برقراری آشتی از شانس بيشتری برخوردار خواهد بود .

     
ج- توجه به ميزان لطمات وارده ناشي از منازعه بر هر يک از طرفين منازعه نيز موضوعی است که بايد در تحليل پديده آشتی مورد توجه قرار گيرد چرا که اين موضوع می تواند نقش تعيين کننده ای در استمرار دشمنی و کينه ورزی داشته باشد. 

            
د-
توجه به ميزان قدرت و توانايی طرفين منازعه در دوره کينه ورزی نيز از فاکتورهای مهمی است که می بايست در تحليل پديده آشتی مورد توجه جدی قرار گيرد، چرا که آسيب های ناشی از يک قدرت بيشتر و تواناتر، تأثير مخرب تری را موجب می شود و عمق کينه را افزونتر می کند.

        
ه- عمق و گستردگی کينه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا اگر عمق و گستردگی کينه در بين طرفين منازعه   اندک باشد، اميد بيشتری برای تحقق آشتی وجود دارد اما اگر عمق کينه و دشمنی بسيار زياد باشد کمتر اميدی برای آشتی وجود خواهد داشت.     

 

بنابراين بايد پذيرفت که "پديده آشتی" به هيچ وجه يک پديده سياسی يا مکانيکی نيست بلکه پديده ای کاملاً روانشناختی و ارگانيکی است. "آشتی" يک شعار يا يک تعارف لفظی نيست بلکه ملاحظات مخصوص به خود را دارد. كه اگر آن ملاحظات مورد توجه قرار نگيرد هرگز آشتی پايداری شکل نخواهد گرفت.

 

موضوع مهم ديگری که در شکل گيری "فرايند آشتی" اهميت دارد، معين و مشخص بودن طرفين منازعه است، يعنی آشتی زمانی مطرح می شود که طرفين منازعه کاملاً معين باشند . تجارب نشان داده است که "پديده آشتی" بدون آنکه "طرفين منازعه" مشخص و معين باشد هرگز وجود خارجی نداشته است . به عبارت ديگر بايد ديد چه نيروهايی، بر سر چه مواردی با يکديگر اختلاف و دشمنی دارند؟ تا بتوان پيرامون "آشتی" آن نيروهای مشخص بر سر آن موارد مشخص بحث نمود.البته لازم به يادآوری است كه جنس آشتی در حوزه فردي با جنس آن در حوزه ملی متفاوت است ضمن آنكه بسياري نيز معتقدند كه طرح "آشتی ملی" بدون طرح "آشتی بين المللی" پديده ای ناقص خواهد بود. 

         

به هر حال اصلاح طلبان ترجیح می دهند كه باورکنند دوستان محافظه کار واقعاً در طرح پیشنهاد آشتی ملی صادق و جدی هستند و اين حركت را در میان جریان های سیاسی کشور به فال نیک مي گيرند. اصلاح طلبان خوشحال خواهند شد اگر مشاهده کنند التزام محافظه کاران به منافع و مصالح ملی به حدی است که شهامت تجدیدنظر در مواضع گذشته و دوری جستن از روش هایی را که مصالح عالی کشور را با چالش روبه رو مي سازد ،دارند.

 

بدون شك تمامي افراد دلسوز به نظام وكشور ، عليرغم تفاوت هاي فکري و سياسي که دارند ، بايد از هرگونه طرح و پيشنهادي که به آشتي و وحدت منجر مي شود استقبال کنند و از هرگونه مباحث تفرقه انگيز ، خودداري و به جاي آن ، همکاري و همراهي و همدلي را در دستور كار قرار دهند.‏            

 

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com