تأملي بر گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا
روز سه شنبه 13 آذر گزارشي حاوي نظرات نهادهاي اصلي اطلاعاتي ايالات متحده از سوي شوراي ملي اطلاعات آمريکا انتشار يافت که در آن آمده است که «برنامه هسته اي ايران بعد از سال 2003 هدف دستيابي به جنگ افزارهاي اتمي را دنبال نکرده است. »
گزارشي که به نوشته روزنامه قدس: "مثل توپ صدا كرد " و همشهري در تيتر خود نوشت: "بوش زير فشار رسانهها." جوان درج كرد كه : "جنگ طلب مات شد." جامجم نوشت: "توفان اطلاعاتي بر پيكر دولت بوش." ايران نوشت: "شوك به كاخ سفيد."دنياي اقتصاد نوشت: "چرخش آمريكا دربرابر ايران." کيهان تيتر خود را اين چنين انتخاب كرد كه: "بوش، بازنده بزرگ گزارش اطلاعاتي آمريکا." اعتماد ملي نوشت: "اعتراف به 4 سال هياهو عليه ايران." روزنامه اعتماد از "زمينهسازي براي توافق بزرگ" خبر داد. خبرگزاري ايرنا گفت: " دولت آمريکا با خنثي کردن تبليغات قبلي عليه ايران، خود را براي انجام يک معامله بزرگ با اين کشور آماده ميکند." و در مجموع ، رسانه هاي داخلي ، گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا را موفقيتي براي ايران و شکستي براي آن كشور دانستند، ليكن در همين حال بسياري از تحليل گران توجه داده اند که اين گزارش مثبت نيست و مي تواند دامي باشد.
به عنوان مثال ، روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله خود توجه داد که آن چه در گزارش شانزده سازمان اطلاعاتي آمريكا آمده ، مي تواند خطرناک باشد . به نوشته اين روزنامه ، گزارش هاي اطلاعاتي آمريکائي شيطنت است و اين شيطنت مي تواند براي ايران خطرناك باشد و دولتمردان آمريكا به دنبال انتشار اين گزارش در نظر دارند به افكار عمومي جهان القاء نمايند كه لازم است دولت آمريكا براي جلوگيري از بازگشت ايران به رويكرد نظامي در فعاليت هاي اتمي ، فشار و سياست خصمانه خود عليه ايران را ادامه دهد و راهي را كه براي تصويب سومين قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت سازمان ملل در پيش گرفته است دنبال كند.
اما قابل تأمل ترين واکنش از سوي علي لاريجاني دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي بود که دولتمردان و تصميم سازان را از اغراق گوئي در مورد اين گزارش برحذر داشت و از آن ها خواست از افراط و تفريط دست بردارند. لاريجاني همچنين گفت: "تصميم آمريکا براي وارد شدن به فاز جديد در ارتباط با ايران است."
آقاي احمدي نژاد هم روز چهار شنبه 14 آذر گفت: "ديروز تير خلاص به همه آرزوهاي بدخواهان زده شد و به دست خود بدخواهان، اين آرزوها به پايان رسيد. اين بزرگترين پيروزي سياسي سده اخير براي ملت ايران است". آقاي احمدي نژاد اين گزارش را به معناي پايان بحران هسته اي دانست و روزنامه ايران اظهار نظر کرد که فقط يک عذرخواهي از سوي آمريکايي ها باقي مانده تا همه چيز حل شود.البته در اين ميان يك نكته مغفول ماند و آن نكته اين است كه در سال 2003 دولت خاتمي بر سر كار بود كه تنش زدايي در عرصه بين المللي را دنبال مي كرد و رضايت امروز از گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا حكايت از درستي سياست تنش زدايي دارد.
اما در مقابل ، "جورج بوش" ، رئيس جمهور آمريکا گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه هسته اي ايران را يک علامت هشدار خواند و خواهان ادامه فشارهاي جهاني بر ايران شد.
"استيون هدلي" مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريکا هم ، گزارش سازمان هاي اطلاعاتي اين کشور درباره توقف چهار ساله برنامه هسته اي نظامي ايران را تأييد کننده سياست هاي کاخ سفيد دانست و گفت : «گزارش جديد ارزيابي اطلاعات ملي آمريکا درباره توانايي هسته اي ايران نشان دهنده درست بودن سياست آمريکا در برابر اين کشور است. در کل اين خبر خوبي است. از يک طرف نشان مي دهد ما حق داشتيم نگران تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي باشيم و از طرف ديگر نشان مي دهد تا حدي در جلوگيري از اين رخداد موفق بوده ايم. گزارش ارزيابي اطلاعات ملي بيانگر ادامه برنامه غني سازي هسته اي ايران است و نشان مي دهد خطر دستيابي حکومت اين کشور به تسليحات اتمي بسيارجدي است. »
"کاندوليزا رايس"، وزير خارجه آمريکا هم گفت: «نتايج برآورد اطلاعاتي آمريكا به معناي آن است كه فشار بر ايران كارآيي دارد و بايد ادامه يابد. اكنون زمان آن نيست كه متوقف شده و بگويم به ديپلماسي نيازي نيست. آنچه من به همكارانم ميگويم و به آنها گفتهام اين است كه ببنيد ما استراتژي صحيحي داشتهايم. دنبال كردن قطعنامههاي شوراي امنيت و ديگر فشارهايي كه ما اعمال ميكنيم ادامه دارد تا اينكه آنها به مواد شكاف پذير دست پيدا نكنند.»
برخي معتقدند كه انتشار گزارش سازمانهاي امنيتي آمريكا حاكي از آن است كه سياست آمريكا در برابر ايران از وضوح هميشگي خود فاصله گرفته و در حال تبديل شدن به موضوعي پيچيده و گنگ است زيرا انتشار اين گزارش برخلاف روند معمول و رسمي تحولات بين دو كشور بود.
برخي ديگر مي گويند با اين گزارش نبايد آنگونه برخورد كرد كه گويي نه مقامات آمريكا بلكه يك سازمان مستقل بينالمللي اين گزارش را تهيه كرده است . بايد اين احتمال را داد كه "جرج بوش" از مدتها پيش از مفاد اين گزارش با خبر بوده و قاعدتاً ميتوانسته جلو انتشار علني آن را بگيرد و يا انتشار آن را به تأخير اندازد و يا خواستار ارائه آن با جمله بنديهاي متفاوت شود.
آيا مي توان باور كرد كه واقعاً ايران از پائيز ۲۰۰۳ برنامه نظامی هسته ای اش را تحت تأثير فشارهای ديپلماتيک متوقف کرده و آژانسهای امنيتی آمريکا اين را در سوم دسامبر ۲۰۰۷ فهميدهاند؟! يعنی می توان باور كرد آمريکايیها، تمام مدت از اين مسئله باخبر بودهاند و با اين حال رئيس جمهورشان بارها و بارها و تا همين چند روز پيش، بر نظامی بودن برنامه هستهای ايران تأکيد میکرده است؟! لذا اين "غيرمترقبهگی" گزارش بايد ما را به فکر فرو برد و به تعمق و هوشياری بيشتر وادارد.
در مورد گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا ديدگاه هاي متفاوتي مطرح شده است كه به برخي از آنها اشاره مي گردد :
1- در صحنهی بازی سياسی ، راهبردها پيوسته در حال تغيير و تحولاند و هر لحظه از بازی ،به دليل تغيير شرايط صحنه و تخفيف و تشدید نقش مؤلفههای گوناگون ، مستلزم پيش کشيدن يک راهبرد و کنار نهادن يک راهبرد ديگر است. از اين رو، به نحوی دائمی ، استراتژيستهای يک نظام سياسی پيچيده همچون ايالات متحده ، در موضوع رقابت با حريفان يا رقبا ، راهبردهاي خود را تغيير مي دهند تا منافع خود را تأمين و تضمين کرده باشند . در حقيقت، مرغ استراتژيستهای ايالات متحده فقط يک پا ندارد. بلکه هميشه و بر حسب اقتضاء ، روی يکی از دهها پايش ايستاده ، در حالي كه چنين تصور شده است که مرغ آنها هم فقط يک پا دارد. بنابراين مي توان احتمال داد که چنين گزارشی میتواند نشاندهندهی يک چرخش مجدد در استراتژی ايالات متحده در مورد حل مسئلهی ايران باشد.
2- در هنگامهی بازی گاهي لازم مي آيد كه با يک عقب نشينی ظاهری و انتقال خطر به يک چشمانداز دورتر ، مشکل خود را به مشکل رقيب مبدل كرد . لذا آمريكا ممكن است از اين حركت خود قصد داشته باشد که مشكل خود را به روسيه منتقل و اين كشور را در مقابل ايران قرار دهد و آن را از اتمی شدن يک کشور مسلمان هم مرز بترساند .
3- آيا نمي توان احتمال داد که اگر تا کنون روسيه از اختلاف ميان ايران و آمريكا سود برده و با حمايت ضمنی از ايران ، قول همکاری در زمينه احداث راکتورهای جديد و نيز تأمين سوخت نيروگاه بوشهر داده ، از اين پس و با کناره گيری موقت اما تعمدی آمريكا از طريق چنين گزارشی، روسيه منافع ملی خود را در زمينهی تداوم همکاریهای هستهای با ايران در خطر ببيند و از اين رو ناچار به کاهش جدی يا قطع اين همکاریها شود و بدين ترتيب منازعهی ايران و آمريکا ، جای خود را به شکاف ميان ايران و روسيه بدهد ؟.
4- چه تضميني وجود دارد ، كشوري كه شش سال تمام گفته است که برنامه هستهای ايران يک برنامه نظامی است نه صلح آميز، اما اكنون با يک گزارش چند صفحهای از آژانس هاي اطلاعاتی و امنيتی خود ، همهی اين شش سال را ناديده گرفته و مي گويد که خطر، ۴ سال پيش و در پائيز ۲۰۰۳ مرتفع شده است ، مجدداً در وقت لزوم ، با يک گزارش ديگر از همين سازمان امنيتی و اطلاعاتی ادعا نکند که به اطلاعاتي تازه و بسيار حياتی دست يافته که نشان میدهد برنامهی اتمی ايران تا حد بسيار خطرناکی پيش رفته است ؟
5 – عده اي معتقدند كه گزارش آژانس هاي اطلاعاتی آمريکا در بارهی برنامه هستهای ايران که مدعی است اگر برنامهی ايران نظامی هم باشد، خطر اصلی در فاصلهی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ بروز خواهد کرد ، با اين هدف تنظيم و منتشر شده است که فكر روسيه را از موضوع استقرار سامانههای موشکی در اروپای شرقی که منافع روسيه را تا حد قابل ملاحظهای به خطر انداخته است، محرف نموده و به سمت برنامهی اتمی ايران در آينده معطوف نمايد؟
6- يكي ديگر از اظهار نظرها در مورد گزارش مزبور اين است كه هر چند اين گزارش صلح آميز بودن برنامهی اتمی ايران را در حال حاضر گواهی میکند ، ولي در عين حال متضمن تأييد يک برنامهی نظامی متوقف شده هم هست که میتواند دوباره از سرگرفته شود.
7- برخي ديگر از صاحبنظران مي گويند ، شايد انتشار گزارش سازمانهاي امنيتي آمريكا به اين دليل صورت گرفته كه، شايعه حمله قريبالوقوع آمريكا چنان در سطح جهان پيچيده بود كه حتي برخي كشورها آن را قطعي و فوري و اجتناب ناپذير ميدانستند و انكارهاي پي در پي آمريكا نيز در اين ميان افاقه نميكرد و دولت آمريكا براي نشان دادن عزم خود بر ادامه روش كنوني در برابر ايران و نفي حمله نظامي فوري، با انتشار اين گزارش تصميم دارد تا سوء ظن جهاني در مورد حمله قريبالوقوع را بر طرف كند.
8- عده اي ديگر معتقدند كه ، شايد روند تحولي كه در كنفرانس آناپوليس آغاز شده ، دولت آمريكا را متقاعد كرده است كه بهتر است كه به جاي تأكيد بر خطرات مبهم و اطلاعات مشكوك و بي اساس در باره برنامه اتمي ايران، ارزيابي صريح خود را از موقعيت برنامه هستهاي جمهوري اسلامي منتشر كند و ضمن بازسازي اعتبار از دست رفته سازمانهاي امنيتي خود در جريان جنگ عراق، جامعه جهاني را بر اساس يك تخمين محتاطانه اما قاطع و قابل پذيرش براي اعمال فشارهاي بيشتر بعدي بسيج نمايد.
9- برخي ديگر مي گويند ، شايد هم انتشار گزارش مربوط به توقف برنامه نظامي هستهاي ايران ، به منظور جلب توجه به نظامي بودن برنامه هستهاي ايران در گذشته بوده است، تا از يك سو ادعاي ايران مبني بر صلح آميز بودن برنامه خود را به چالش گيرد و از ديگر سو، زمينه اعمال فشار بر ايران براي افشاي جزئيات اين مسأله را در سطح جهاني فراهم كند.
10- يك نظر ديگر هم اين است كه با توجه به اظهارات صريح رئيسجمهور ايالات متحده در جريان کنفرانس آناپوليس در هفتهی پيش، که گفته بود در صورتي که اسرائيل با خطری از جانب ايران مواجه شود، در دفاع از اين کشور درنگ نخواهد کرد ، گزارش مزبور با اين هدف تهيه و منتشر شده که آمريكا بر حسب ضرورت و به دليل تغيير آرايش صحنه و در نتيجه تغيير راهبرد ، ايفای نقش مهاجم اصلی و اوليه به ايران را از خود گرفته و مي خواهد به اسرائيل بدهد .
به هر حال ، آنچه مسلم است ، از اين پس ، صحنه بازي به نفع ايران تغيير مي کند و کار بر جنگ طلبان آمريکايي سخت مي شود. ميانه روهاي درون حاکميت آمريکا تسهيلات بيشتري براي اصرار بر مذاکره به دست مي آورند. دنباله روي اروپا از آمريکا با موانع تازه اي مواجه خواهد شد. روسيه و چين از قدرت دفاعي بيشتري براي پيشگيري از حمله نظامي برخوردار مي شوند.
دلايل سياسي انتشار گزارش هرچه باشد، نتيجه به نفع دولت ايران است. احتمال دارد عوامل دولت آينده آمريکا يعني دموکرات ها ، اين وضعيت را از هم اکنون ترسيم كرده اند تا پس از روي کار آمدن آنها، نشستن پاي ميز مذاکره آسان تر بشود. همچنين احتمال دارد عواملي از همين دولت کنوني که نمي خواهند قصه عراق تکرار بشود راه را بر انجام تحقيقات و انتشار به هنگام آن هموار ساخته اند. حتي ممکن است گزارش با علم و اطلاع رئيس جمهور آمريکا انتشار يافته باشد.
هريک از فرض ها را که بپذيريم بايد بگوييم تدوين کنندگان سياست هاي کلان در آمريکا حمله نظامي به ايران را مفيد به حال منافع ملي آمريکا نمي دانند. در اين ميان مسئولان ما هم بايد بدانند يافته هاي سياسي ابدي نيست و بايد از آن به سود منافع ملي استفاده کرد زيرا گزارش مذكور ، زمينه نيرومند تبليغاتي در اختيار ايران مي گذارد. ايران مي تواند از آن بهره برداري کند و با اعتماد به نفس بيشتر و ضمن حفظ موازين بين المللي و عرف ديپلماتيک ، مواضع اصولي و منافع ملي خود را دنبال نمايد.