بـارِ عـام
در زمان هاي گذشته که زندگي انسان ها شکل بدوي داشت و حکومت ها هم تکامل نيافته بودند و از سوي ديگر جمعيت بلادها هم چندان زياد نبود ، نوعي ارتباط چهره به چهره بين بخش هاي زيادي از رعايا با حکّام وجود داشت. در اين سيستم ، حکّام به مناسبت هاي مختلف از جمله زمان پرمحصولي زمين هاي زراعتي و پُر شدن خزانه دارالحکومه به مردم بار عام مي دادند و رعايا مورد تفقد قرار مي گرفتند. اکنون اين شيوه از حکومت داري منسوخ و به بايگاني تاريخ سپرده شده است، چرا که نه الزامات اين زمان به مانند گذشته است و نه اين امکان وجود دارد که همه رعايا شرفياب شوند و طرح مشکل و خواسته کنند. لذا در دنياي مدرن ، ساختارها و نهادها جايگزين اشخاص شده است . به عبارت روشن تر ، دولت هاي مدرن ساختارهاي گسترده حقيقي و حقوقي را در سراسر سرزمين شان تأسيس کرده اند و هزاران و شايد ميليون ها شعبه اين نهادها در اقصي نقاط کشور هر کدام مأموريت ويژه دارند که به صورت تخصصي به رفع نيازهاي مردم و مشکلات مملکت بپردازند. امروزه اين ساختارها و نهادها در کشورهاي متمدن و پيشرفته به خوبي ايفاي نقش مي کنند و نيازهاي شهروندان را به صورت نسبي پاسخگو هستند . به عنوان مثال نظام تأمين رفاه اجتماعي مسئوليت دارد طبقات پايين جامعه را تحت پوشش قرار دهد.
گويا اين سبك از مديريت مورد تأييد آقاي احمدي نژاد نيست زيرادر دور دوم سفرهاي استاني اش كه با سفر به استان خراسان جنوبي شروع شد ، تصميم دارد كه به مناطق محروم استان ها سرکشي کند و با طبقه فقير به گفت وگو بنشيند و به هر کدام از اين فقرا که نزد او آمدند هداياي مالي، کالايي و ... اعطا کند و در صورت نياز دستور کتبي براي حل مشکل شان صادر نمايد. شايد آقاي احمدي نژاد معتقد است كه نهادهاي موجود در كشور نتوانسته اند آنگونه که مي بايست، ايفاي وظيفه کنند و ظاهراً ايشان شيوه اختصاصي خود را که همان حل مشکل به صورت رودرويي و با معدودي از مردمان فقير است ترجيح مي دهند كه بدون شك اين شيوه نمي تواند پاسخگوي حل مشكلات کشور در دنياي مدرن باشد. البته در سفر به خراسان جنوبي هدايايي تبليغاتي نيز از قبيل عروسک، دوچرخه، واکمن و...در بين كودكان و نوجوانان به طور گستردهاي توزيع شد و به اين هدايا، نامهاي نيز از سوي آقاي احمدي نژاد خطاب به پسران و دختران الصاق گرديده بود.
آقاي احمدي نژاد بارها اعلام کرده است که سياست هاي شانزده ساله رؤساي جمهور پيشين ، باعث ايجاد فقر و شکاف گسترده طبقاتي در جامعه شده و او آمده است تا با آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم ، فقر را از بين ببرد و شکاف طبقاتي را پُر کند. اما در حالي كه دو سال از اولين سفر او به خراسان جنوبي مي گذرد ، بايد پرسيد که چرا در اين مدت عليرغم آنكه ميلياردها دلار درآمد افسانه اي نفت هم به دولت رسيده است هيچ اثري از رفع يا کاهش فقر ديده نمي شود. بلکه در گزارشات صدا و سيما آدم هاي فقيري نشان داده مي شود که براي گرفتن وجهي هرچند اندک مقابل مکاني که رئيس جمهور بار عام داده است ، به صف شده اند و رئيس جمهور هم با افتخار تمام به اين فقرا مبلغي را هبه مي کند؟ استناد كاهش نيافتن فقر هم ، گفته "عبدالرضا مصري" وزير رفاه است كه اعلام داشته ميزان فقر طي يک سال گذشته در کشور افزايش داشته است.
آقاي احمدي نژاد چنين القا مي كند كساني که با اين شيوه وي مخالفند گروهي ثروتمند هستند که نفشان از جاي گرم و نرم مي آيد و با مورد ترحم قرار گرفتن فقيران مخالفند و هر مخالفي هم ثروتمندي است که در کاخي نشسته است . در حالي منتقدين نفشان از جاي گرم بيرون نمي آيد بلكه اين شيوه را كارآمد و مناسب براي فقرزدايي نمي دانند و معتقدند كه براي مبارزه با فقر بايد ساختارها و نهادهايي را ايجاد و در صورت ناكارآمد بودن نهادهاي موجود آنها را اصلاح كرد . ولي این سیستم توزیعی كه دولت به روستایی برود و پول به مردم بدهد اگر چه عده اي خوشحال میشوند اما موجب نارضايتي روستاهاي ديگر است كه میگویند این پرنده شانس چرا در ده ما فرود نیامد. اين توزیع خیریهای، به ريشه كني فقر كمك نمي نمايد و حتي اگر زیاد صورت بگیرد نارضایتی نيز ایجاد میكند ، زيرا در اين روش تنها کساني که شانس بياورند و به رئيس جمهور نزديک شوند هبه اي دريافت مي کنند يا دستوري کتبي از رئيس جمهور مي گيرند تا مشکل شان في المجلس حل شود. كه به قول رسانه هاي حامي دولت ، دست کم صدنفر در اولين سفر از دور دوم ، مورد تفقد شخصي قرار گرفته اند.
به قول آقاي ايرج جمشيدي در مقاله " فقرا به صف " ( امروز ) ، با اين روش ، بر فرض آن كه در هر يک از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد ، 100 الي 200 آدم خوش شانس اجازه حضور پيدا کنند اما تکليف بقيه چه مي شود؟ شايد در اين استان و ساير استان هاي کشور به اندازه پنج ميليون انسان يا بيشتر با مشکلاتي بسيار بزرگ تر از مشکلات آن آدم هاي خوش شانس وجود داشته باشند، تکليف آنها چه مي شود؟ گناه شان چيست که بخت با آنها يار نبوده است تا از دستان رئيس جمهور انعامي دريافت کنند. حتي اگر رئيس جمهور بخواهد هم نمي تواند تمام فقرا را به حضور بپذيرد. به فرض اگر پنج ميليون فقير هر کدام فقط پنج دقيقه وقت بخواهند تا طرح مشکل کنند ، بيست و پنج ميليون دقيقه وقت نياز است و بيست و پنج ميليون دقيقه وقت ، يعني 416 هزار ساعت، 17 هزار و 361 روز ، 578 ماه ، 48 سال يا به عبارتي حدود نيم قرن زمان. معناي اين حساب سرانگشتي اين است که آخرين فقير مي بايستي نيم قرن در انتظار نوبت باشد تا بار عام يابد و از دست رئيس جمهور هبه دريافت کند آن هم به اين شرط که اين رئيس جمهور تمام کار و زندگي خود را تعطيل کند و بدون خواب و خوراک و استراحت يکسره فقرا را به حضور بپذيرد. طبيعي است اين شيوه از مملکت داري هرگز نمي تواند گشايش امور کند.
اکنون برداشت افکار عمومي چنين است كه هر کس بتواند نزد رئيس جمهور يا هر کدام از دولتمردان برسد حتماً پولي يا کمکي دريافت خواهد کرد و دست خالي بر نخواهد گشت. عامل اين وضعيت هم به رفتارهاي دولتمردان نهم برمي گردد. اکنون همه منتظرند فرصتي پيش آيد تا اجازه حضور پيدا کنند و رفع مشکل کنند .به احتمال زياد آقاي احمدي نژاد هم به غيرعملي بودن فقر زدايي و حل مشكلات با اين روش آگاهي دارد، اما چرا باز هم اين شيوه مملکت داري در دستور کار قرار مي گيرد؟ ما هم دوست داريم پاسخ آن را بدانيم !