جاي خالي احزاب قدرتمند در انتخابات
********************************
ترديدي نيست كه کارکرد اصلی و مهم انتخابات، مشارکت دادن مردم در تصمیمگیری و دخالت دادن آنان در اداره امور كشور به منظور استفاده از حق تعیین سرنوشت خویش است اما برخي بر اين باورند كه انتخابات صرفاً به خاطر نمایش میزان مقبولیّت و محبوبیّت نظام و خشنود شدن از استقبال گسترده مردم انجام میشود که اگرچه نسبت حضور مردم در انتخابات، نسبتی محسوس با میزان محبوبیّت و مشروعیّت نظام داشته و نشانه علاقهمندی آنان به حاکمیّت محسوب میگردد که درجای خود نیز بسیار پسندیده و غرور انگیز است، اما بايد دانست كه:
اولاً همه مشاركت سياسي و مدني، حضور مردم پاي صندوقهاي رأي نيست اگرچه يكي از نمادهاي اصلي حضور و مشاركت مردم كه نقش اول و كليدي در جابهجايي قدرت را دارد حضورشان پاي صندوقهاي رأي در انتخابات است.
ثانياً هدف اصلي انتخابات، نمايش ميزان مقبوليّت و محبوبيّت نظام نيست اگرچه يكي از نتايجي كه از برگزاري انتخابات مي توان حاصل نمود، تعيين ميزان مقبوليت نظام است.
ثالثاً اگر انتخابات را حق مردم بدانیم و برای مشارکت دادن واقعی آنان در تعیین سرنوشت خویش نیّتخیر داشته باشیم و پیشرفت ایران عزیز را بخواهیم، باید به کیفیت انتخابات و انتخابشوندگان نیز سخت حساس باشیم، زيرا شرط کیفیت مطلوب انتخابات، حضور و مشارکت همه نخبگان، کارشناسان و شایستگان در این عرصه و ایجاد فرصت انتخاب برای آنان است.
رابعاً اين را نيز مد نظر قرار دهيم که انقلاب و نظام اسلامی و کشور مِلک شخصي این جریان یا آن جریان سیاسی و یا این گروه و آن گروه نیست بلكه کشور متعلق به همه و انتخابات نیز حق مسلّم مردم مي باشد.
در اصل ششم و هفتم و اصل يكصد ويك تايكصد وهفتم قانون اساسي توضيحاتي درباره اتكاي نظام به رأي مردم آمده است. يعني تمام هرم مديريت كشور بايد از طريق مردم انتخاب شود. پس مبناي شكلگيري نظام سياسي، "رأي مردم" است، ضمن آنكه براي اِبراز رأي "نماد"هايي وجود دارد كه يكي از اين نمادها، "انتخابات" است ليكن بايد دانست كه همه مشاركت سياسي و مدني، حضور مردم پاي صندوقهاي رأي نيست بلكه علاوه بر انتخابات، ساز وكارهاي ديگري نيز نظير تشكيل"احزاب" براي مشاركت مستمر مردم در تعيين سرنوشت خويش وجود دارد كه آنها نيز بايد مدنظر قرار گيرد زيرا تنها حضور هر دو سال يك بار مردم در پاي صندوق رأي، حضوري مستمر و پويا و فعال در اداره امور و فرايند تعيين سرنوشت كشور محسوب نمي گردد.
البته بايد پذيرفت كه "احزاب" بعنوان يكي ديگر از نمادهاي حضور و مشاركت مردم در اداره كشور، در جامعه ما جاي خود را باز نكرده است، در حالي كه خميرمايه اوليه تشكيل احزاب ، توجه به اصل مشاركت مردم و بهادادن به بُعد جمهوريت نظام است، زيرا نهادهاي مدني بهعنوان نهادهاي واسطه بين حاكميت و تودههاي مردم در قالبهاي مختلف فعاليت مي كنند و احزاب سياسي بهعنوان نهادهاي مدني و تشكلهاي مردم نهاد، براي مشاركت فعال و مؤثر در اداره امور كشور طراحي مي شوند . به هرحال اگر واقعبينانهتر به اين موضوع نگاه كنيم، آنچه ميتواند به حضور مردم، نقشآفريني و اثرگذاريشان در حاكميت و قدرت كمك كند، وجود احزاب قدرتمند است، در حالي كه اين اتفاق در كشور ما نيفتاده است.
اساساً وقتي به مردم ميدان داده مي شود كه بتوانند در عرصههاي گوناگون تشكلهايي داشته و نهادهاي مدني مختلف تشكيل دهند و مشاركت آنها در قالب نهادهاي رسمي پيگيري شود، در حقيقت به معناي به رسميت شناختن سليقههاي مختلف و تقويت آن است. بنابراين بايد گفت، اگرچه مشاركت سياسي مردم فقط در انتخابات بروز دارد، ولي انتخابات تنها يكي از نمادهاي اصلي حضور و مشاركت مردم است كه نقش اول و كليدي را در جابهجايي قدرت دارد.