تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - محور تبليغات انتخاباتي طيف هاي مختلف اصولگرا


راهبردهاي  تبلیغاتی طيف هاي مختلف اصولگرا 

 

****************************************

 

عليرغم آنکه بزرگانِ جریان اصولگرا قریب به یک سال است تلاش های خود را برای ایجاد وحدت انتخاباتی آغاز کرده و در این راستا فعالیت های فراوانی را صورت داده اند اما بنظر مي رسد در غیبت اصلاح طلبان، چهار طيف سیاسی اصولگرا در انتخابات مجلس نهم با یکدیگر رقابت خواهند کرد:

1- "جبهه متحد اصولگرایان" به رهبری جامعه مدرسین، جامعه روحانیت مبارز و حزب مؤتلفه اسلامي.

2- "جبهه پایداری" شامل همفکران آيت الله مصباح یزدی و اخراجی‌های دولت آقاي احمدی نژاد.

3- "جبهه ایستادگی" متشكل از همفکران محسن رضایی و بخشی از جدا شدگان از حامیان دولت، مثل آبادگران.

4- "طرفداران دولت آقاي احمدی نژاد" که با نام "جبهه حاميان دولت اسلامي" اعلام موجوديت كرده اند.

این چهار طيف اصولگرا برای رقابت در عرصه انتخابات، تمایزات خود را نسبت به ديگري كم و بيش در سخنان چهره هاي برجسته خويش بیان مي کنند تا تعداد بیشتری از اصولگراها را با خود همراه سازند و کرسی‌های بیشتری را در مجلس به دست آورند. نگاهي به راهبردهاي تبليغاتي هر یک از اين طيف ها، تمايزات هريك را نسبت به ديگري بهتر نشان مي دهد:

 

الف - جبهه متحد اصولگرايان : راهبرد اصلي جبهه متحد اصولگرايان در تبليغات انتخاباتي خود، تكيه بر فساد و انحراف عقیدتی ديگر رقباي اصولگراست و اين خطي است كه آنرا پس از خانه نشینی آقای احمدی نژاد دنبال کرده و ادامه می دهند. آنان در اين راهبرد، بر فساد ديگر رقباي خويش كه خود را حامي دولت معرفي مي كنند تمرکز كرده و بر مصاديقي نظير ماجرا و پرونده خانه خيابان فاطمی، نصب خویشاوندان آقاي احمدي نژاد در پست هاي دولتي و پرونده اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی، فاصله گیری از روحانیت، عدم اطاعت مطلق از رهبری و مواضع اسفندیار رحیم مشایی تأكيد مي كنند و از آنجا كه بر اساس این اتهامات، جریان طرفدار دولت"جریان انحرافی" نام گرفته اند، تمام رسانه‌های طیف جبهه متحد اصولگرایان از همین تعبیر برای ارجاع به طرفداران دولت بهره می گیرند. بنابراين مدام خطر این طيف را به هواداران خود گوشزد و میزان پولي را که برای هزینه در انتخابات در نظر گرفته‌اند و  بنا به گفته علیرضا زاکانی حدود ۹۰۰ میلیارد تومان برای ۱۵۰ کرسی است، يادآوري و فعالیت‌های مخفی مشایی در حوزه انتخابات را متذکر می شوند. و حداد عادل هم در اين زمينه مي گويد: «البته در این راستا باید مراقب باشیم به افرادی که به کانون‌های قدرت و ثروت متصل هستند رأی ندهیم و اگر مردم دیدندفردی یک میلیارد، 2میلیارد قرار است برای انتخابات هزینه کند بدانند که آن فرد هدفی برای این کار دارد. مگر در مجلس چقدر حقوق می‌گیرند که این قدر هزینه می‌کنند؟ و اگر هم قصد خدمت دارند باید دید این پول را از کجا آورده‌اند و همه بداند کسانی که در انتخابات خرج‌های کلان می‌کنند یا به کانون‌های قدرت و ثروت وابسته‌اند و یا اینکه می‌خواهند در زمان حضور در مجلس از راه‌هایی این خرج‌ها را جبران کنند.»

 

ب - جبهه پايداري : راهبرد اصلی اعضای جبهه پایداری در تبليغات انتخاباتي خود این است که طرفداران ولایت نباید به "خواص بی بصیرت" رأی دهند. آنها برخی رقبای اصلی خود در جبهه متحد اصولگرا را متهم می کنند که در حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ یا سکوت کرده یا به سمت اردوگاه "فتنه" گرایش داشته‌اند و بنابراين آنها را دوستِ روزهای خوشی و تقسیم غنائم معرفي مي كنند كه مرز میان دوست و دشمن را در شرایط فتنه خلط كرده اند. علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف و محمدرضا باهنر هدف‌های اصلی این انتقادات و اتهامات هستند. این افراد متهم می شوند به این که به میرحسین موسوی برای پیروزی در انتخابات تبریک گفته‌اند یا به رهبری نامه نوشته و در نامه خود به پیروزی آقای موسوی اذعان داشته‌اند. در عکس العمل به این راهبرد تبلیغاتی جبهه پايداري، علی اکبر ولایتی، سخنگوی جبهه متحد اصولگرایان نيز آنان را " ساکتین انحراف" ، ناميده است.

جبهه پايداري همچنين، شکل گیری جبهه متحد را در راستای مقاصد آقاي هاشمی رفسنجانی تفسیر کرده و همان روشي را كه آقاي احمدي نژاد در انتخابات سال 88 برگزيد، برای مقابله با جبهه متحداصولگرايان انتخاب كرده است. اين موضوع را "حمید رسایی" در تحلیل اخیر خود در نشریه "9دی" نيز ذكر نموده است. گویی که جبهه پایداری همچنان به دنبال ایجاد فضای دو قطبی است، فضایی که در آن یک طرف آن ها هستند که هر چه می گویند حق است و طرف دیگر آقاي هاشمی رفسنجانی و دیگران هستند و باطل محسوب می شوند.  تأکید همیشگی جبهه پایداری بر قدرت سیاست ورزی آقاي هاشمی از مسائلی است که به نوعی "جریان انحرافی" نیز بر آن تأکید دارد و این دقیقاً نقطه اشتراک جدیدی را میان جبهه پایداری و "جریان انحرافی" به وجود آورده است.

 

ج - جبهه ايستادگي : جبهه ایستادگی نه تبلیغات منفی علیه سه طيف فوق الذكر را آغاز کرده و نه طيف های مذكور این جبهه را آن چنان جدّی گرفته‌اند تا حملات سنگین توپخانه خود را علیه آن شروع کنند. اعضای جبهه ایستادگی در سه سال گذشته به نقد کارایی و ضعف مدیریت دولت پرداخته‌اند اما در نقد مجلسی که اکثریت آن به دست جبهه متحد بوده احتیاط به خرج می دهند. اعضای جبهه ایستادگی مواضع کلی جبهه متحد اصولگرایی را تأیید می کنند و از اعلام تفاوت مواضع خود با آنها خودداری کرده‌اند. آنها به دلیل همین تفاوت‌های اعلام ناشده، از اعلام فهرست نامزدها برای انتخابات مجلس نیز منصرف نشده‌اند. ظاهراً اعضای جبهه ایستادگی به جای ایستادگی بر مواضع خویش با رویکردی فعال در انتخابات آینده، به ایستادن در حاشیه و سکوت قناعت کرده‌اند.

 

د – جبهه حاميان دولت : بنظر مي رسد طرفداران دولت همانند دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته تصميم دارند از نام و ارزيابي منفی بخشی از افکار عمومی از آقاي هاشمی رفسنجانی، برای موج سواری‌های انتخاباتی بهره گيرند و چنين القاء نمايند كه آقاي هاشمی رفسنجانی و همراهانش چوب لای چرخ دولت می گذارند و در پیشرفت امور کار شکنی می کنند. از آنجا كه کارنامه طرفداران دولت نقاط ضعف فراواني دارد لذا رویکردی ایجابی را دنبال نخواهند کرد. از طرف چون آنها تأثیر رویکرد سلبی را در دو انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری دیده‌اند بنابراين از روی همان دفترچه عمل خواهند کرد.

طرفداران دولت، مرز روشنی میان آقای هاشمی رفسنجانی و جبهه متحد اصولگرایان مشاهده نمی کنند و موج تازه گزارش‌های روزنامه ایران در دی ماه ۱۳۹۰ با نگرش منفی علیه آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در همين راستا تحليل مي شود و در پي القاء اين مطلب است كه دولت آقای احمدی نژاد منافع خانواده آقاي هاشمی رفسنجانی و همپیمانانش را به خطر انداخته و به جای باج دهی به اَشراف، به دنبال رسیدگی به توده‌های فقیر است.

 

حال بايد منتظر ماند و ديد كداميك از اين راهبردهاي تبليغاتي مؤثرتر خواهد بود.

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com