چگونه « انسجام اسلامي » را محقق كنيم . (4)
« انسجام اسلامي» که بخش دوم عنوانِ سال جديد را به خود اختصاص داده است، از اصول بنيادي جوامع اسلامی است كه اخيراً در بين ممالك اسلامي مفقود و يا كم رنگ شده و از اين ناحيه ممكن است آسيب هاي فراواني بر جهان اسلام وارد شود.
سال گذشته كه به نام پيامبر اعظم(ص) نامگذاري شد، توقع اين بود كه ، توجه و تلاش بيشتري در جهت ايجاد وحدت، همبستگي و انسجام بين مذاهب اسلامي صورت ميگرفت ولي كارهاي برجستهاي در خور نامگذاري سال گذشته انجام نشد .
اینکه رهبری این امر را مطرح کردهاند حاکی از درك عمیق ايشان از شرايط جهان و جوامع اسلامی است و به نظر میرسد تحرکات و تحولات جاری در برخی کشورهای همسايه، تشديد اختلافات مذهبی بهويژه در عراق و کنشها و واکنشهای برخی از کشورهای عرب نسبت به ايران ، توجه به انسجام اسلامی را ضرورت بيشتري بخشيده است.
مقوله انسجام و وحدت ميان فِرَق مختلف اسلامي، دغدغه عموم مصلحان و متفكران و انديشهپردازان مسلمان اعم از سني و شيعه در مقاطع مختلف تاريخ اسلام بوده است. هرچند كه اين ضرورت در شرايط بحراني و مقاطعي كه دنياي اسلام با خطر مواجه بوده ، بيشتر مورد توجه و اهتمام قرار ميگرفته است ولي به طور كلي ، تا كنون نگاه به وحدت، يك نگاه تاكتيكي و مقطعي بوده و كمتر ناظر به يك استراتژي بلندمدت و پايدار و متكي به يك تئوري جامع و فراگير در ميان مسلمانان بوده است.
امروز دشمنان زيرك و كاردان ، با تمامى اسلام سر جنگ دارند. آنان اختلافات مذهبي را به عنوان پاشنه آشيل مسلمين شناخته و از همين راه وارد شده و مىشوند. آنها هر گاه توانسته اند با جعل مذاهب يا رواج بدعت و هر گاه نتوانسته اند با دامن زدن به تفاوتهاى ياد شده و تبديل آنها به اختلافات عميق و حتى نزاع و قهر، صفوف مسلمانان را از هم گسسته اند. تاريخ غمبار امت اسلامى براى همهى ما عبرت است ؛ امتى كه با وجود برخوردار بودن از «جامع و كاملترين دين»، «غنىترين ميراث علمى» و «حياتىترين ثروت های معدنی و انسانی» بايد بر جهان سيادت و آقايي كند ، در استضعاف شديد سياسى، فكرى و فناورى غوطه مىخورد و با داشتن يك پنجم جمعيت كرهى زمين، تنها 5 درصد توليد ناخالص ملى جهان را يعني كمتر از توليد ناخالص ملی كشورى مثل فرانسه داراست.
شكي نيست كه در صدر اسلام، به ويژه در عصر حيات نوراني پيامبر(ص) ، مسلمانان برخوردار از هويتي واحد و يكپارچه بودند و سيره، روش و سير و سلوك آن حضرت مبناي رفتار و حوزه عمل مسلمانان قرار داشت و از مباحث فرقهاي اثري نبود. بنابراين شايسته است كه محققان ، انديشمندان و صاحبنظران به واكاوي و آسيبشناسي مقوله وحدت در ميان مسلمانان بپردازند تا دريابند كه لرزان بودن وحدت و مقطعي ديدن آن در ميان مسلمانان ريشه در چه عواملي دارد.
مسأله «وحدت اسلامى» ، به معنى اتحاد عملىِ مسلمانان ، ريشه در سيره رسول گرامي اسلام دارد . از اولين اقداماتى كه پيامبر مكرم اسلام (ص) در آغازين روزهاى قدرت و حکومت خويش انجام دادند ، ايجاد اخوّت بين مسلمين بود، كه عقدی به مراتب استوارتر از اتحاد را شامل مىشود ولي حوادث تلخ پس از رحلت پيامبر (ص) سنگ بناى تفرّق مسلمين گرديد كه متأسفانه تا زمان ما به طول انجاميده است .
امروز نبايد بگذاريم كه در جهان اسلام اختلاف ميان شيعه و سني به مرحلهاي برسد كه ابزاري براي نفوذ دشمنان شود . درباره اختلاف ميان شيعه و سني و راههاي برون رفت از آن ، متوليان هر دو مذهب بايد اختلافات را از سطح رفتاري، آييني و منسكي به مباحث بينشي و عقيدتي ببرند و به گفتوگو بنشينند. در اين صورت فقط علما ميتوانند پاسخگوي چالشها و اختلافات باشند.
خوشبختانه در بين فِرَق اسلامي عوامل وحدت زياد است و توحيد، نبوت، معاد، حج ، جهاد و زكات از وجوه مشترك شيعه و سني است ، بنابراين ما نبايد از مشتركات و هم چنين ضرورت وحدت غافل شويم.
نعمت دين اسلام به عنوان بزرگترين نعمت خداوند متعال ، براي همه مسلمانان بوده و اين نعمت الهي از آنِ يك فرقه نيست و اهلسنت و اهل تشیع كه بزرگترين فرقه های اسلامي هستند ، هيچگاه نبايد ادعا كنند كه اسلام از آن ماست بلكه اسلام دين همه كساني است خود را مسلمان ميدانند، ضروريات ديني را قبول دارند و معتقدات اجماعي، اتفاقي و منصوص را انكار نميكنند. گسترة اسلام وسيع است و همه فِرَق اسلامي را در بر ميگيرد.
با توجه به توطئه استكبارجهانى براى ايجاد تفرقه نژادى، مذهبى و ملى بين كشورهاى اسلامى ، «انسجام اسلامى» يك شعار كليدى است و ما امروز در منطقه خاورميانه به آن نياز داريم. ضرورت انسجام اسلامي ، يک ايده استوار، معقول، شدني و حياتي براي حفظ هويت اسلامي شرق است كه بدون ترديد امام خميني از مناديان اصلي انسجام اسلامي در دهههاي اخير بوده و امروز نيز مقام معظم رهبري بر آن تأكيد دارند . بايد به اين نكته نيز واقف گرديم كه دشمنان زمانى توانستند دولت بزرگ اسلامى را گسسته كنند كه دنياى اسلام به جاى توجه به وجوه اشتراك ، به سمت نقاط اختلاف پيش رفت.
موضوع اتحاد و انسجام را بايد در عمل به آن پاي بند بود و از هرگونه گفتار و رفتار تفرقه افكنانه پرهيز نمود . امروز با توجه به فناوري انتقال سريع اطلاعات ، كوچكترين گفتار و رفتار وحدت شكن ، از دريچهى كانالهاى رنگارنگ ماهوارهاى يا هزارتوى عنكبوتى اينترنت و يا سوار بر امواج توقف ناپذیر راديويى، در كمتر از چند ثانيه به دورترين نقاط منتقل مي شود .سالها پيش اگر در گوشهاى از یک كشور اسلامی مراسمى وحدت شكن برگزار مىشد، يا در محفلى سخنان تفرقهآميز برزبان مىآمد و یا در نقطه ای ، کتابی نامناسب منتشر می گشت، شايد از همان محدوده زمانى و مكانى تجاوز نمىكرد. اگر در بخشى از جهان اسلام نشريهاى عليه عقيدهاى متعلق به بخشى ديگر به چاپ مىرسيد شايد مرزها را در نمىنورديد و حساسيتها را بر نمىانگيخت. واضح است كه اينك اينگونه نيست. يادِمان نرود كه چشمان تيزبين استعمار ، كوچكترين تحرك ناآگاهانهى ما را با ابزار كارآمدش به سرعت بزرگ نموده و به تمام جهان اعلام مىكند.
به يقين امروز، تحقق وحدت، نيازمند گفتماني جديد و متناسب با تحولات و شرايط امروز دنياي اسلام است و بازگشت به گفتمان وحدتبخش و رحماني پيامبر(ص) تنها راهي است كه متضمن پيشرفت، توسعه و آباداني سرزمينهاي اسلامي و عزّت، مصلحت و عظمت مسلمانان است. عملياتي شدن اتحاد ملي و همبستگي اسلامي، در گرو گفتماني است كه مسلمانان را به هويتي فرافرقهاي و مذهبي و در نهايت هويتي اسلامي و قرآني سوق دهد و قرآن ، اين منشور اخوّت اسلامي كه بر جان و دل پيامبر نازل گرديده است در دستور كار بزرگان دين قرار گيرد و بازگشتي دوباره به قرآن و ابلاغ كننده آن صورت گيرد.
مسلماً نمىتوان فِرَق مختلف اسلام را داراى جهان بينى و روشهاى ديندارى واحد دانست ؛ چرا كه تفاوت در همين مفاهيم ، موجب تعدّد اين مذاهب شده است. اما آنچه اهميت دارد اين است كه نام اين تفاوتها را «اختلاف» نگذاريم ، چرا كه اين تفاوتها مانع همزيستى و اتحاد پيروان اين مذاهب نيست.
با اينكه ريشه اين تفاوتها ، اختلاف در بعضى «عقايد» است ، اما غالباً «احكام» و «اخلاق» ، نقش تعيين كننده تری را در رفتارهاى فردى و اجتماعى ايفا مىكنند.
در معارف و آموزههاى «اخلاقى»، نه تنها تفاوت عمدهاى بين مذاهب اسلامى ديده نمىشود بلكه دانشمندان مذاهب گوناگون از يكديگر اخذِ علم نيز كردهاند. تفاوت در «احكام» نيز از عمقى برخوردار نيست كه وحدت دينى مسلمين را خدشه دار سازد. در مورد «عقاید» که مهمترین چالش مذاهب است نیز ، مشترکات زيادي نظير اعتقاد به خداوند احد، نبی واحد، کتاب مجید، قبله مشترک و معاد وجود دارد كه بیش از مفترقات است.
با توجه به همين واقعيت است كه دينداران نوانديشي چون «سيد جمالالدين»، «آیت ا... بروجردى» ، «امام خمينى» و«آیت ا... خامنه ای » از اهل تشيع و «شيخ محمد عبده»، «محمد اقبال لاهورى» و «شيخ محمود شلتوت» از اهل تسنن ، نداى وحدت سر دادند و هرگاه مجالى يافتند راهكارهايى عملى براى پايان دادن به قرنها كينه و تشتت عرضه كردند. تشكيل « دارالتقریب » در مصر و «مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی» در ایران ، برخی از اين تلاشهاست كه بايد نتيجه عينى فعاليتهاى خود را به عرصه حيات و حكومتهاى بيش از يك ميليارد مسلمان تقدیم كند.
پيامبرگرامي (ص) و ائمه معصومين (ع)به كرّات مسلمانان را به وحدت و انسجام سفارش كرده اند و بر همين اساس بود كه « اميرالمؤمنين على بن ابىطالب (ع) » بيست و پنج سال مُهر خاموشى بر لب زد و نه تنها به عدم طلب حق خويش اكتفا نكرد ، بلكه مبارزه منفى را نیز در پيش نگرفت وحتي در جماعت خلفا شرکت می جست و همواره معين آنان در مشكلات فكرى و بحرانهاى سياسى بود ؛ تا جايى كه خليفه دوم بارها به این اعانت اشاره كرد. در زمان جنگ با امپراتورى ايران نيز، امام از خليفه وقت با عنوان «ريسمان امور» و «محور آسياب» ياد كرد كه در صورت فقدان وى اجتماعات مسلمين از هم خواهد پاشيد و ديگر بار مجتمع نخواهد شد.
البته بر اهل نظر پوشيده نيست كه «وحدت» به معنى دست شستن از عقايد حقه و اصول و مبانى نيست ؛ بلكه يكى كردن نيات براى نجات اسلام و تحقق انسجام در بين امت اسلامي است.
در اينجا چند مورد را كه صاحبنظران ، رعايت آنها را کمک به تحقق انسجام اسلامي مي دانند ، ذكر مي نمايد .
1ـ دولتهاي اسلامي، ميبايست وحدت و انسجام را به عنوان يك اصل مسلّم باور كرده و آن را مبناي سياستهاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. به عبارت ديگر ، نگاه به وحدت، نبايد يك نگاه تاكتيكي و مقطعي باشد بلكه بايد ناظر به يك استراتژي بلندمدت و پايدار و متكي به يك تئوري جامع و فراگير در ميان مسلمانان باشد .
يكي از مهمترين ضرورت ها ، طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياستها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه براي ايجاد وحدت و همگرايي در كليت جهان اسلام اهميت دارد زيرا تاکنون بيشتر شاهد ابراز نظرهاي صوري براي وحدت از سوي دولتمردان برخي كشورهاي عرب بوده ايم اما در عمل ، گامي براي وحدت ميان مسلمانان برداشته نشده است . بدون ترديد چيزي که ميتواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمانهاي اسلامي براي پاي بندي به انسجام اسلامي و امکان بازرسي و بازخواست از دولتهاي متخلّف است.امروزه ضرورت دارد مسئولان و متفكران جهان اسلام، سازمان كنفرانس اسلامي، علماي اهل سنت و شيعه با همفكري در جهت حفظ انسجام اسلامي بكوشند و طراحيهاي لازم را انجام دهند.
2- به منظور تحقق انسجام اسلامي ، يكي از كارهايي كه بايد انجام شود جلوگيري از كارهاي افراطي و نيز داشتن سعه صدر است . يكي از شرايط تحقق وحدت، «گفتوگو» است و اين گفتگو را مي توان از داخل كشور آغاز كرد . احترام به مذاهب و توسعه گفتوگو بين انديشمندان مذهبي از راهكارهاي تحقق انسجام اسلامي است. ما بايد به قرآن و سنتها بازگرديم و بر اشتراكات تكيه كنيم. اتحاد و انسجام با دستور و بخشنامه نيست بلكه كاري ظريف و حساس است. قرنهاست كه ملت ايران ضرورت اين نكته را دريافتهاند اما متأسفانه در برخي مقاطع فراموشي آن باعث تخريب وحدت شده است.
3- با توجه به اينكه همه مسلمانان به خداى واحد، پيامبر واحد و قرآن كه راهنماى همه مسلمانان است اعتقاد و ايمان دارند و بر اساس آن عمل مى كنند ، تدوين «منشور وحدت» جزو ضرورت هاى جدّى است و بايد سه مقوله «ضرورت»، «موانع» و «راهبردهاى تحقق منشور وحدت مسلمانان» در دستور كار نخبگان قرار گيرد و به منظور دستيابى به اين منشور ، فرهنگ سازى ميان كشورها و جوامع اسلامى، همسويى نخبگان و انديشمندان اسلامى، همچنين تعاملات عميق ميان گروه ها و انديشمندان مسلمان ضرورى است.
4ـ رهبران هر مذهبي، ميبايست براي وحدت زمينهسازي كنند. اين اقدام براي آن كه به نتيجه برسد، بايد از سوي بالاترين مقامات مذهبي كه مورد اعتماد مردم و هم مذهبان خود هستند، اعلام شود. اظهار نظر در اين باره از سوي علماي درجه سوم و حتي دوم ،اگرچه ممكن است زمينهاي را فراهم كند، اما چه بسا ترديدهايي را هم به وجود ميآورد. بايد تلاش كرد تا بالاترين مقامات مذهبي ،رهبري جريان وحدت اسلامي را در دست بگيرند زيرا اعتماد مردم به رهبران درجه اول مذهبي است كه صرف نظر از قيل و قالهاي علمي، مسائل ديني را بسيار صريح و بدون ترديد بيان ميكنند.
5ـ عدم شناخت طوايف مذهبي از يكديگر، دشواريهايي را در تصور و اذهان آنان فراهم ميسازد. راه حل آن است كه زمينه آشنايي آنان را نسبت به يكديگر فراهم نماييم. به عبارت ديگر ، زمينههايي براي معرفت متقابل ميان آنان فراهم آوريم . اين زمينهها به خصوص با تأكيد روي جنبههاي مثبت ديندارانه از طرف هر يك نسبت به ديگري بايد باشد . در اين زمينه مي توان از فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي و يا پديدههاي هنري ديگر بهره جست.
6ـ در حال حاضر بحث « جهاني شدن» بحثي فراگير است، بنابراين اكنون كه فضايي در جهت جهاني شدن فراهم آمده، مي توان آن را به سمت يك پارچه كردن جهان اسلام سوق داد. طبعاً براي اين كار بايد ارزشهاي تعريف شده در اسلام را تا آنجا كه بتواند تمامي جهان اسلام و طوايف دروني آن را پوشش دهد، تعريف كنيم و بشناسانيم و بر اساس آنها نوعي جهاني شدن اسلامي را تبليغ كنيم.
7ـ يك اقدام اساسي براي وحدت، پديد آوردن شعارها و نمادها، براي وحدت است که ميبايد در دستور كار مراكز تبليغي و رسانهاي قرار گيرد. براي اين كار مي توان شبكه تلويزيوني جهاني براي تبليغ اسلام و انسجام اسلامي راه اندازي نمود و در آن ، دنبال کردن بحثهاي مربوط به تمدن اسلامي و تبيين نظرياتي براي شکوه و عظمت جهان اسلام ، ميتواند در آماده کردن اذهان امت براي وحدت مؤثر باشد.
8ـ بايد توجه داشت كه بروز تعصبات مذهبي، بيش از آن كه از ناحيه اكثريت باشد ، از ناحيه جامعه اقليتي است كه در ميان يك اكثريت زندگي ميكند و روي مسائل خاص خود تكيه مينمايد و با شدت بيشتري به حفظ آنها ميپردازد. بنابراين تا وقتي مشكل اقليتها حل نشود، و آنان احساس نكنند كه تفاوتي با ديگران ندارد مشكل حل نخواهد شد و اين امر تنها با اعطاي حقوق حقه آنها امكان پذير است.
9- عليرغم ضرورت پرهيز از هر گونه گفتار و رفتار تفرقه افكنانه ، برخي سياستها و مواضع دولتمردان كشورهاي اسلامي ، هيزم بر آتش اختلاف مي افكنَد و حتي گاهي شاهديم كه بعضي اقدامات دولتمردان ما هم در سالهاي اخير موجب شده است تا تصوير جمهوری اسلامی ايران از نظامی اسلامی و وحدتگرا در نظر مسلمانان جهان، به سوی حکومتی شيعی ميل کند. تظاهر غيرضروری به مظاهر شيعی در سفرهاي خارجي و مجامع بينالمللی از سوي برخي مقامات كشورمان و اصرار شديد بر بهکارگيری نمادهای شيعی مورد حساسيت ديگر مذاهب اسلامی در برنامههای رسمی خارجی، زمينة مساعدی برای چنين درکی از جمهوری اسلامی را فراهم آورده است.
برای برداشتن گامهای عملی و واقعی در جهت تحقق انسجام اسلامی، علاوه بر تجديدنظر در برخی اقدامات در عرصة خارجی، بايد در حوزة داخلی نيز دست به بازنگری زد تا ضريب انسجام اسلامی را در داخل کشور به نحو چشمگيری افزايش داده و بر اتحاد و همبستگی ملی بيفزايد.
با كاربردى ساختن شعار«اتحاد ملى و انسجام اسلامى» ، بدون ترديد ، بيش از پيش شاهد بيدارى و خيزش جهان اسلام خواهيم بود. ( والسلام )