نقطه اصولگرایی یا دایره اصولگرایی ؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
پس از سخنان مقام معظم رهبری در جمع مسئولین نظام و تأکید بر وحدت و جذب حداکثری و در شرایطی که "سردار یحیی رحیم صفوی" درگردهمایی داروسازان بسیجی تهران با بیان اینکه حوادث آینده نامشخص است ،اعلام کرده : « هم اکنون از نظر مسائل جهانی، منطقهای و ملی در شرایط فوقالعاده پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی قرار گرفتهایم...ائتلافی که در جنگ تحمیلی در حمایت از صدام شکل گرفته بود هم اکنون با ماهیت سیاسی، اقتصادی وفرهنگی علیه ما شکل گرفته است» و نیز "مهدی کلهُر"، مشاور رسانهای آقای احمدی نژاد هم گفته است « ما باید بسیاری از مشکلاتی را که پارسال داشتیم و هنوز هم داریم و برخی از آن آتش زیر خاکستر است را، با یک فکر عاقلانه حل و فصل کنیم»، موضوع پایان دادن به اختلافات و حرکت به سمت وحدت و آشتی ملی در دستور کار جناح ها و فعالان سیاسی قرار گرفته و در همین راستا نیز از آنجا که اخیراً اختلافات اصولگرایان به اوج خود رسیده است، فعالین سیاسی اصولگرا، موضوع " تعریف اصولگرایی" و یا تدوین "منشور اصولگرایی" را در دستور کار خود قرار داده و به این فکر افتاده اند که قبل از هرچیز باید به اختلافات خود پایان دهند زیرا به گفته "ابوالقاسم رئوفیان" عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری، «اصولگرایان قبل از آنکه برای جذب برخی اصلاح طلبان و قرار دادن آن ها در دایره ای که رضایت رهبری را در پی داشته باشد قدم بردارند باید برای یکپارچگی خود تلاش کنند.» وی معتقد است «مادامی که بین جبهه بزرگ اصولگرایی کشور اختلاف وجود داشته باشد موفق به جذب اصلاح طلبان و یکپارچگی نخواهند شد.» رئوفیان می افزاید: « معتقدم یکی از راه های لبیک به خواسته های رهبری، تلاش در راستای بازگشت اصلاح طلبان است.»
هرچند اغلب طیف های جریان اصولگرا، از حلقه نزدیکان آقای احمدی نژاد گرفته تا علی مطهری و نبی حبیبی موافق تبیین ایده "منشور اصولگرایی" هستند و در همین راستا "سیدجواد فیاضی"، مدیرعامل سابق ایرنا اظهار میدارد: «عدم تبیین منشور این جریان به عنوان یک چالش جدی بین اصولگرایان همچنان مطرح است. این مسأله در کنار فقدان کادر رهبری جامع و فراگیر زمینه ای را فراهم کرده که تصمیم گیری با مشکل مواجه شود و هر روز اختلاف نظرها در درون این جریان بیشتر رشد پیدا کند» و "حجتالاسلام نواب"، دبیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز نیز اعتقاد دارد که "اصولگرایی" تعریف نشده است و میگوید: «بسیاری ذیل عنوان اصولگرا فعالیت میکنند ولی آیا دیدگاه ها، نظرات و روش هایشان در ملی گرایی، دین گرایی، سیاست خارجی و ... مشخص و تبیین شده است؟ » "علی مطهری" نیز بر لزوم تدوین چنین منشوری تأکید دارد و میافزاید: «باید ابتدا مبانی و اصول را به نحو جزئی مطرح کنیم و اعلام کنیم که هرکس آن مبانی را قبول دارد، در دایره نظام و انقلاب قرار میگیرد». به گفته وی، پس از تعریف دقیق مبانی و اصول، «برخی اصولگرایان خارج از این دایره قرار میگیرند و اتفاقاً برخی اصلاحطلبان، در داخل دایره نظام و انقلاب واقع میشوند».
علیرغم موافقت اغلب جناح ها و چهره های شاخص اصولگرا با " تعریف اصولگرایی" و تدوین "منشور اصولگرایی" ، اما همین موضوع به چالشی جدید و عرصه ای دیگر برای اختلاف در بین آنان تبدیل شده است . به عنوان مثال، "جهان نیوز" یکی از سایت های منتسب به جناح راست خبری منتشر کرد که بر اساس آن، برخی از نزدیکان آقای احمدی نژاد در حال تدوین مانیفستی از اصولگرایی هستند که بر اساس آن، برخی چهرههای شاخص اصولگرایان در تعریف اصولگرایی نمیگنجند. آنها معتقدند که برخی از چهرهها "اصولگرای واقعی" نیستند و "محمدباقر قالیباف ، علی لاریجانی و محسن رضایی " نامهایی هستند که با تدوین منشور دولتیها، از جرگه اصولگرایی خارج خواهند شد .
به گزارش ایلنا "حسین کنعانی مقدم" نیز در خصوص انتشار برخی اخبار مبنی بر تدوین مانیفست اصولگرایی از سوی حامیان دولت، اظهار داشت: « متأسفانه امروز برخی از جریان ها که خود را اصولگرا فرض می کنند، متولی اصولگرایی نیز شده اند و ملاک اصولگرایی را همراهی با خودشان می دانند.این درحالی است که دایره اصولگرایی بسیار وسیع تر از جمع حامیان دولت است....مسأله ای که امروز حامیان دولت بدنبال آن هستند این است که نیروهای وابسته به دولت را برای انتخابات آینده باز تعریف کنند تا این نیروها حول محور شخص خاصی جمع شوند و بدین ترتیب در انتخابات آینده پیروز شوند. اما با این تنگ نظری که دایره اصولگرایی را به نقطه ای تبدیل کرده اند، افراد مذکور موفق نخواهند شد، زیرا اگر قرار باشد چهره هایی چون قالیباف، علی لاریجانی و محسن رضایی از جریان اصولگرایی خارج شوند دیگر چیزی از جریان اصولگرایی نمی ماند و به قول معروف علی می ماند و حوضش. ...از آفت های جریان های سیاسی این است که برخی خود را متولی تمام جریان و تصمیم گیر در آن خصوص بدانند و همچنین وحدت درون جریانی را نیز اصطلاحاً در "با من بودن" تفسیر کنند نه در "با هم بودن" .»
" احمد ناطق نوری" نماینده اصولگرای مجلس هم در گفتگو با آفتاب در این زمینه می گوید :«...اینطور نیست که کسی بتواند دیگری را حذف کند و یا نسبت به به مقیّد بودن افراد در اصولگرایی تعیین تکلیف کند....آنچه هم اکنون ضرورت دارد این است که اصولگراها با هم وحدت و یکپارچگی داشته باشند و در شرایط فعلی تهیه مانیفست جدید اصولگرایی با حذف تعدادی از چهره های شاخص این جریان، جز دامن زدن به تفرقه چیزی نیست و مطمئناً تهیه کنندگان آن موفق نخواهند شد .»
"امیر محبیان" دیگر چهره شاخص اصولگرا هم در گفتگو با شرق می گوید : « اگر اصولگرایان بتوانند افکار عمومی را قانع کنند بر اریکه قدرت خواهند ماند والّا خیر »
"رئوفیان" هم با اشاره به اینکه "برخی اصولگرایان همچنان بر طبل اختلاف می کوبند"، گفته است: « باید این دسته از اصولگرایان دست از این کار کشیده و دایره ای که دور خود کشیده و تنها خود را اصولگرای واقعی می دانند را از بین ببرند.»
مروری بر اظهارنظرهای اصولگرایان درباره تدوین "منشور اصولگرایی" نشان میدهد، اگرچه غالباً آنان از تدوین این منشور دفاع میکنند و آنرا عاملی برای وحدت در میان این جریان می دانند؛ اما در پس ذهن برخی از آنان، مسئله دیگری به عنوان دغدغه اصلی جولان میدهد و میخواهند دیگر "مدعیان اصولگرایی" را به این وسیله حذف کنند.
به هرحال، فارغ از آنکه تلاشهای اصولگرایان برای حل اختلافات درونی خود به نتیجه خواهد رسید یانه، برای برقراری صلح و آشتی بین جناح های مختلف سیاسی در کشور، روند رسیدن به آشتی و حل مناقشات باید به گونه ای باشد که طرفین مناقشه این راه حل ها را عادلانه تلقی کنند. اساساً، صلح نیازمند اندیشۀ باز و جامعۀ باز است، زیرا اندیشه بسته، یعنی اندیشهای که تکثر در عرصه اجتماعی را قبول ندارد و تمامیّتخواه است، قطعاً به حذف منتقدان و مخالفان خود می اندیشد و این تفکر به بسته شدن ایجاد جامعه و خشونت منتهی میگردد. در گفتمان صلح، از برنده و بازنده صحبت نمیشود، بلکه صحبت از حل مسالمتآمیز اختلاف است.در گفتمان صلح، آنچه "فتنه" است، نه وجود منتقد و مخالف، بلکه عدم شناسایی حق و موجودیت منتقد و مخالف است، زیرا طرفین را تبدیل به دشمنانی آشتیناپذیر میکند و "خشونت"، روش حل مناقشه میشود. در فرهنگ صلح، طرفین یاد میگیرند که نباید به دنبال تأمین صد در صد نظرات خود باشند، در حالی در فرهنگ خشونت به فرد یاد میدهند که شما خیر مطلق هستید و طرف مقابل شرّ مطلق است و رستگاری، در انهدام آن شرّ مطلق است.
به گفته "ابوالفضل فاتح" حال که « تجربه مي گويد و بسياري معترفند که هيچ يک از دو جريان اصلي کشور قابل حذف از جامعه نيستند. ممکن است بتوان بخشي را براي مدتي از قدرت حذف کرد، اما حذف از جامعه خيال پردازي است. » پس بهتر است با "گفت و گو" به مناقشات پایان داد . « گفت و گو به معني پيدا کردن راهي معقول و پايدار براي ايفاي حقوق امروز و آتي مردم است. گفت و گو يعني باز کردن فضاي عمومي براي طرح و فهم ايده ها در همه ي سطوح. اين گزينه، هم در شرايط تهديد گزينه اي معقول است و هم از منظر اصلاحات داخلي.»
در این میان بنظر می رسد برخی افراد از هم اکنون در مسیر صلح و آشتی قرار گفته اند. به عنوان نمونه ،در حالی که"حجتالاسلام ذوالنّور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه ، پیش از این مواضع تندی در برابر آیتالله هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، علی لاریجانی، همسر شهید باکری، و رقبای آقای احمدینژاد در جریان انتخابات و حوادث پس از آن داشته است، در یک چرخش آشکار، راه دوستی با آیتالله هاشمی رفسنجانی را در پیش گرفته و تأکید نموده است که "نباید در برخورد با افراد، افراط و تفریط کرد".
مجتبی ذوالنور در مراسم اختتامیه مرحله نخست "طرح ضیافت اندیشه" که در دانشگاه قم برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که از او پرسیده بود آیتالله هاشمی رفسنجانی در چه جایگاهی قرار دارد و نظر رهبری در مورد او چیست، گفت: « آقای هاشمی رئیس دو رکن نظام یعنی مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام است...اگر پرسیده شود نظر شما در مورد قالیباف، ناطقنوری، احمدینژاد و هاشمی چیست، من نمیتوانم به صورت مطلق در مورد آنها توضیح دهم.»
جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه با اشاره به این که " اگر برای برخی افراد مشکلی بهوجود آید بعضی افراطیها آنها را تکفیر میکنند و زحمات گذشته را نادیده میگیرند" افزود: « افراط و تفریط کار غلطی است، هاشمی رفسنجانی در بحث تثبیت انقلاب اسلامی نقش داشت و حتی از او به عنوان یکی از سه یاوران امام خمینی(ره) یاد میکردند که این خدمات روی چشم ما جا دارد.»
ناظران سیاسی که امیدوارند روند کنونی، راه آشتی و وحدت ملی را در میان همه جناحهای موجود در کادر قانون اساسی فراهم سازد، در عین حال امید دارند این مواضع مقطعی نبوده باشد.