پیامدهای انتخابات دهم
XXXXXXXXXXXXXXXXX
انتخابات ریاستجمهوری دهم و حوادث پس از آن، قطعاً از مهمترین روایدادهای تاریخ انقلاب اسلامی به شمار میرود، اتفاقی که آرامش جامعه ایران را بر هم زد و پس لرزههای فراوانی داشت. در سالگشت انتخابات 22 خرداد، سایت "فرارو" گفت و گوی مفصلی با "دکتر صادق زیباکلام "استاد تاریخ تحولات سیاسی ایران در دانشگاه تهران انجام داده که در آن نکات مهمی مطرح شده است. از آنجا که این مصاحبه طولانی است، در اینجا دو سؤال اول و آخر این گفتگو و پاسخ های دکتر زیباکلام تقدیم حضور می گردد .
فرارو: آقای دکتر به عنوان اولین سؤال در بررسی وقایع یک سال گذشته آیا میتوان وقایع پس از 22 خرداد را منفک از تاریخ تحولات سیاسی پس از انقلاب اسلامی بررسی کرد و یا اینکه ریشههای این اتفاقات را باید در 32 سال پس از انقلاب جست و جو نمود؟
•صادق زیباکلام: ما از سه زاویه میتوانیم به مسئله 22 خرداد بپردازیم. اول اینکه از منظر سؤال شما به آن نگاه کنیم یعنی این که آیا میتوان 22 خرداد را فارغ از آنچه که از 22 بهمن سال 57 در ایران رخ داده است نگاه کرد؟
دوم این که ما به خود 22 خرداد بپردازیم به عنوان انتخابات دهم ریاست جمهوری که از نیمه دوم سال 87 آغاز شد و 22 خرداد 88 اوج آن بود، که پس از آن نیز وقایع جدیدی رخ داد. این هم شکل دیگری از بررسی این واقع سیاسی- اجتماعی به حساب می آید.
شکل سوم بررسی تبعات کوتاه مدت و بلند مدت بعد از 22 خرداد در جامعه ایران است. یعنی بگوییم که صرف نظر از این که در کدام یک از طرفین ماجرا هستیم به عنوان یک ناظر مستقل به مسئله نگاه کنیم و آن چه که در 22 خرداد اتفاق افتاد و پیامدهای بعدی آن چه تأثیر و تأثرات بلند مدتی در جامعه داشته است.
به عنوان مثال آیا ما میتوانیم بگوییم در حوزه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این حوادث چه تأثیراتی داشتهاند؟ هر سه این رویکردها مهم است؛ رویکرد اول، به ریشه یابی اسباب و علل عمیق تر پدید آمدن 22 خرداد، رویکرد دوم به وقایع نگاری و ثبت و ضبط این حادثه مهم و رویکرد سوم به تجزیه و تحلیل آثار و تبعات بلند مدت 22 خرداد میپردازد. به طبع، این سه رویکرد با هم در ارتباط هستند.
فرارو: آقای دکتر به عنوان سؤال آخر آثار و تبعات وقایع را چگونه میبینید؟ آیا 22 خرداد دستآوردهای مثبتی داشت؟
•صادق زیباکلام: باید تبعات وقایع انتخابات را به دو بخش تقسیم کرد؛ تبعات کوتاه مدت و بلند مدت.
الف) تبعات کوتاه مدت
- اولاً یک شکاف عمیق دولت – ملت به وجود آمده است. یعنی این که ما به سمت و سویی میرویم که بخش قابل توجهی از مردم، حکومت و نظام را خیلی متعلق به خود نمیدانند. یعنی یک جور بی تفاوتی حاکم شده است. این اصلاً پدیده خوبی نیست. مردم آرام آرام در انتخابات شرکت نمیکنند، به اتفاقات بی تفاوت میشوند و... این درست نیست. متأسفانه خیلی از اقشار و لایههای تحصیل کرده جامعه دچار این وضعیت شدهاند. به هر حال باید حکومت نگران باشد که در بلند مدت این افراد را به نظام پیوند دهد و علاقهای در دل آنها ایجاد نماید.
- اُفت جایگاه ایران در عرصه بین الملل؛ در نتیجه این انتخابات، جایگاه ایران در عرصه بین الملل دچار اُفت چشمگیری شده است. اگر شاخص صفر تا صد را در نظر بگیریم و جایگاه بین الملی ایران قبل از 22 خرداد را 50 بدانیم پس از انتخابات این شاخص به 20 یا 30 رسیده است.
- رکود اقتصادی؛ علیرغم اعدادی که دولت آقای احمدینژاد ارائه میدهد ولی واقعاً در جامعه بلاتکلیفی حاکم است و ثبات اقتصادی وجود ندارد. سرمایهگزاری بسیار کاهش پیدا کرده است.
- تضعیف دموکراسی در جامعه؛ نقش و نفوذ نهادهای مدنی مانند مطبوعات، احزاب، سازمانهای غیر دولتی، دانشگاه ها و... به شدت تضعیف شده است. عرصه بر تمام کسانی که مخالف هستند تنگ شده است.
- اُفت جایگاه قوه قضائیه؛ متأسفانه نفوذ حکومت در این قوه افزایش یافته است بخصوص در جریان دادگاههای روزنامه نگاران و رجال سیاسی، عملاً احکام صادر شده قضایی به نظر نمیرسید و این مسئله لطمه بزرگی به قوه قضاییه وارد کرد. همچنین ابتکار عمل بازداشتها بیشتر در اختیار تشکیلات اطلاعاتی امنیتی است تا قوه قضائیه.
- تضعیف قوه مقننه؛ حملات اخیری که از سوی دولت به مجلس صورت گرفته است نشانهای این مسئله است. تا به حال سابقه نداشته است که قوه مجریه این گونه در برابر مجلس موضعگیری نماید.
ب) تبعات بلندمدت
اما در بلند مدت، آثار و تبعات جریانات پس از 22 خرداد بسیار پُر اهمیت است.
- تضعیف نقش دین در جامعه؛ تصور میکنم که توجه برخی از مردم به دین به خصوص قشر جوان و تحصیل کرده پس از تحولات 22 خرداد کم رنگ شده است.
- تقسیم بندی روحانیت؛ روحانیون وابسته به حکومت از روحانیون مستقل جدا شدند. در دهه شصت و هفتاد این حالت وجود نداشت. ولی الان یک پدیده نوین شکل گرفته است که روحانیون را می توان به دو قسمت حکومتی و مستقل تقسیم کرد.
- بُن بست جریان روشنفکری دینی؛ یکی از قربانیان مسائل پس از انتخابات، به نظر من جریان روشنفکری دینی است، این جریان تلاش میکرد که به صورتی بین نظام دینی حاکم در ایران و دموکراسی پیوند برقرار کند اما پس از انتخابات عملاً حرفی برای گفتن ندارد و اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی بدل شد و به این نتیجه رسید که کلّاً نظام جمهوری اسلامی ایران را نفی و محکوم کند. فکر میکنم پس از انتخابات تکلیف روشن فکری دینی برای خودش مشخص شد.
- بُن بست سیاسی اقشار تحصیلکرده؛ احساس بُن بست سیاسی که بخصوص بین اقشار تحصیل کرده به وجود آمده است می تواند در بلند مدت به صورت خُرده فرهنگها و امراض اجتماعی خودش را نشان دهد، اعتیاد، افسردگی، پایین رفتن سن اعتیاد، بی بندو باری، خراب شدن وضع حجاب، همه این ها میتواند به عنوان یک واکنش بروز پیدا کند.
من این بحث را قبول ندارم که یک عدهای سعی میکنند بیحجابی را به مبارزه منفی با نظام ربط دهند. من فکر میکنم که برای خیلی از جوانان این مسائل بی معنا شدهاست. حجاب برای آنها دیگر مفهومی ندارد. این نیست که ما فکر کنیم فلان جوان بی حجاب است به خاطر این که به نظام "نه" بگوید بلکه به نظر میرسد خیلی از آنها بی تفاوت شدهاند دیگر حجاب برایشان معنی ندارد.
این مسائل به نظر من مصائب بلند مدت حوادث پس از 22 خرداد است. این است که 22 خرداد متأسفانه برگ زرینی در تاریخ معاصر ایران نیست حالا کسانی که از بین رفتند، محکومیتهای بلند مدت فعالین و... به جای خود.