چرا دولت برای کسب درآمد ۴۰ هزار میلیاردی اصرار دارد؟
********************************
برای بسیاری از مردم این سؤال پیش می آید که دلایل اصرار دولت برای کسب درآمد ۴۰ هزار میلیاردی از محل هدفمند کردن یارانه چیست؟ در حالی که همه ما می دانیم هدفمند کردن یارانه ها همچون سکّه ای است که دو رو دارد. یک روی آن "افزایش قیمت ها" و روی دیگر آن، "پرداخت یارانه ها"ست. در حقیقت ابتدا باید قیمت ها بالا برود سپس یارانه ها پرداخت شود و هرچقدر تصمیم به پرداخت یارانه بیشتری باشد باید قیمت ها افزایش بیشتری پیدا کند و علت مخالفت مجلس هم همین نکته است که معتقد است فشاری که بر اثر دریافت 40 هزارمیلیارد درآمد به مردم وارد خواهد شد غیرقابل تحمل بوده و ممکن است نارضایتی عمومی را به دنبال داشته باشد. بنابراین، به نظر بسیاری از کارشناسان، خواستهی دولت منطق کارشناسی ندارد و عمدتاً سیاسی است و به همین دلیل هم آقای احمدی نژاد تاکنون از مناظره کارشناسی با مخالفان خود پرهیز کرده است، در حالی که اکثریت مجلس از موضع اقتصادی و تبعات آن در تولید و ایجاد تورم نگاه میکنند .
"عباس عبدی" سه دلیل را در مورد اصرار احمدی نژاد برای کسر درآمد 40 هزارمیلیاردی ازمحل افزایش قیمت بیشتر حامل های انرژی برمی شمارد و می گوید :
۱-اولین دلیل آن کسری بودجه دولت است، که در سالهای گذشته هم وجود داشت و در نهایت به صورت ارائه متمم حل میشد. اما در سال ۱۳۸۹ این کسری بودجه با رقم پیشنهادی مجلس درباره یارانهها تأمین نخواهد شد، لذا دولت میخواهد رقم درآمدهای حاصل از هدفمند کردن را بیشتر کند تا کسری بودجه خود را جبران کند.
۲- دلیل دیگر، ذهنیتی است که دولت درباره رقم پرداختی به مردم دارد. براساس قانون مصوب، مبلغ پرداختی به مردم کم خواهد بود و نیز تعداد کمتری از مردم را می توان با آن پوشش داد. اگر رقم پرداختی کم باشد، تورمی که ایجاد میشود بیشتر از رضایت حاصل از مبلغ پرداختی به این گروه از مردم است. و اگر تعداد دریافتکنندگان کم باشند، تعداد زیادی از مردم مشمول دریافت یارانهها قرار نمیگیرند و تبعات سیاسی خواهد داشت. لذا دولت تصور میکند که با درآمد بیشتر از یارانهها، بهتر میتواند تبعات منفی آن را در میان بخشی از مردم خنثی کند .
3- دلیل سوم هم آن است که اجرای این طرح نیازمند تمرکز و قاطعیت تصمیمگیری است، دولت هم میخواهد گربه این طرح را در جلوی حجله مجلس بکشد و از الآن به مجلس بفهماند که هر نحوی که بخواهد امور را پیش خواهد برد.
عباس عبدی همچنین معتقد است، اجرای موفق این طرح مستلزم وجود چند شرط است، که فقدان هرکدام از آنها، اجرای طرح را در عمل با مشکل مواجه میکند. این شروط عبارتند از :
1- "حمایت نسبی نخبگان"، یکی از شرایط آن است. در حال حاضر که شکاف سیاسی عمیقی میان بخش مهمی از نخبگان و کلیّت دولت وجود دارد، این شرط محقق نیست، نه تنها نخبگان منتقد (که اکثریت نخبگان کشور را شامل می شوند) با دولت همراه نیستند، بلکه نخبگان حکومت نیز چنین همراهی را از خود نشان نمیدهند.
2- "حمایت نسبی مردم از طرح" نیز شرط بعدی است که بعید میدانم این شرط در حداقلها هم وجود داشته باشد یا تأمین شود.
3-شرط بعدی، "وجود پول کافی در اختیار دولت" است که با وضعیت فعلی درآمدهای نفتی و ته کشیدن صندوق ذخیره ارزی؛ نمی دانم این شرط تا چه حد محقق میشود.
۴- اما شرط بعدی، "سِفت شدن کمربندهای دولت" است که خودش مثل چاهِ ویل بودجه را نبلعد که متأسفانه این شرط در بدترین وضع است.
5- همچنین "آییننامهها و دستورالعملهای دقیق و مجریان منضبط" نیز شرط بعدی هستند که با توجه به وضعیت کلی حاکم بر مجریان، نمیتوان توقع برآورده شدن این شرط را داشت.