« نقش احزاب » درتحقق« اتحاد ملي »
متأسفانه سال 1385 به لحاظ تنش و درگيري ميان احزاب، گروهها و حتي برخي نهادهاي رسمي نظام ، يكي از پركشمكشترين سالهاي اخير بود و قطعاً همين شرايط نامناسب ، يكي از علل نامگذاري سال 1386 به عنوان سال اتحاد ملي از سوي رهبرمعظم انقلاب محسوب شده كه ثمره اصلي آن مي تواند ، بهسازي روابط، ادبيات و چگونگي تعامل ميان گروههاي مختلف جامعه و دستگاههاي مسئول ميباشد.
امروزه بسياري از مسئولان و دلسوزان نظام جمهوري اسلامي ، يكي از ضروريت هاي فعلي جامعه را ، وجود احزاب قدرتمند مي دانند . اگر احزاب در كشوري مورد بی مهری و احياناً غضب مسئولان قرار بگيرند، بايد در انتظار استبداد زودرس نشست . بدون ترديد ، وقتی مردم مشاهده کنند احزاب و یا شخصیت های مورد علاقه آنها از سوی حاکمیت مورد توجه قرار گرفته و حرمتشان حفظ شده است، با دلگرمی بیشتری از برنامه های عمومی حمایت می کنند . بنابراین با ایجاد فضای روانی صِرف در میان مردم ، نمی توان به تأمین نظرات بلندمدت و وحدت همه جانبه که در شأن جمهوری اسلامی ایران باشد، دست پیدا کرد . عباس رجايى نماينده مردم اراك و عضو فراكسيون اصولگرايان، احزاب را يكى از نقاط قوت هر جامعه دموكراتيك و روبه رشد دانسته و بيان مي دارد: « وقتى صحبت از احزاب و نقش آن ها در حاكميت مى شود، همه گروه هاى سياسى مطرح هستند، چه كسانى كه در قدرت هستند و چه كسانى كه در قدرت نيستند و بنابراين افراد در قدرت ، مى توانند نقد درون تشكيلاتى داشته باشند و افراد خارج از قدرت هم مى توانند نقد عملكرد حاكميت را مطرح كنند و در واقع مهم اين است كه احزاب در عين حفظ چارچوب ها، كشور را به رشد و تعالى سوق دهند » .
«اتحاد ملی» بدون قبول حداقلی از کثرت گرایی در سلیقه ها و دیدگاه های سیاسی متصور نیست. «اتحاد ملی» زمانی محقق می شود که تمام گروه ها، احزاب ، سلیقه ها و دیدگاه های سیاسی مختلف که به تعالی و آبادانی ایران می اندیشند ، حول « منافع ملي » و میثاق مشترک ملی که « قانون اساسی» است، جمع شده و در صفی واحد بایستند.
در دنياي دموكراسي ، يكي از چيزهايي كه ضرورت دارد، وجود احزابي است كه حاكميت را به چالش فكري و سياسي ميطلبد. وجود احزاب ، عاملي براي تقويت نهادهاي دموكراسي است زيرا هيچ كس در هيچ حكومتي نميتواند ادعا كند كه مصون از خطا و دور از لغرش است ، حتي اميرمؤمنان (ع) با آن مقام معنوي و ملكوتي چنين ادعايي نكرد. لهذا مهمترين نهادي كه ميتواند لغزش و خطاهاي حاكمان را كم كند و كشور را آسيبزدايي نمايد، وجود افكار مختلفي است كه در چارچوب يك حزب ، صاحب شناسنامه گشتهاند.
اتحاد ملی مستلزم پرهیز جناحهای سیاسی از تخریب یکدیگر است . از جمله ، تصمیم اصلاح طلبان و گروههای موسوم به «حامی دولت» برای خودداری از تخریب ساير احزاب و گروه ها و گذشتگان ، میتواند نخستین گام آن باشد. واقعیت این است که از این پس هیچ کس نمیتواند مدعی حمایت از « نظام و رهبری» باشد و در عین حال مقالات هتاکانه و بنیانافکنی چون مقالات خانم رجبی را منتشر کند. چگونه میتوان به «اتحاد ملی» پایبند بود و در عین حال اکثریت مقامات و نیروهای سیاسی جمهوری اسلامی را که به اندازه سن بسیاری از تخریبگران سابقه فعالیت سیاسی و انقلابی دارند ، از آیتالله هاشمی شاهرودی و حداد عادل گرفته تا هاشمی و خاتمی و روحانی را با حیرتآورترین عبارات و الفاظ ، متهم و تخریب کرد.
بزرگترين اشتباه اين است كه هر كس از باب انتقاد سخن گفت، او را مغرض و غيرخودي تلقي كنند. چرا نبايد منتقدان در رسانههاي ملي حضور يابند و عقايد خود را در مسايل مملكتي اظهار نمايند، مگر دعوت قرآن اين نيست كه مردم سخنان مختلف و مخالف را بشنوند و در ميان آنان سخن احسن را انتخاب كنند؟. اصولاً آراي مردم آنگاه نتيجه نيكو ميدهد كه مردم سخنان مختلف را بشنوند و بعد تصميم بگيرند.
آنچه مسلم است اين که اختلاف دیدگاها، ایده ها و اندیشه ها ، موضوعی نیست که بتوان به آسانی آن را از بين برد بلکه این اختلافات چه به لحاظ عقیده و چه به لحاظ سلیقه همواره وجود دارد و پایانی برای آن متصور نیست. صد البته منطقی و عقلانی است که این اختلاف ايده ها ، انديشه ها و ديدگاه ها وجود داشته باشد ، اما این اختلاف سليقه ها نبایستی موجب دشمني ، كينه ورزي و مانع و انسداد حرکت فراگیر اتحاد ملی شود. البته در اين ميان گاهي مشاهده مي شود يك گروه از فعالان سياسي انتظار دارند که خود ، محور اتحاد باشند كه اين تفكر ممكن است ، به ايجاد اتحاد لطمه وارد نمايد .
توجه به ديدگاههاي احزاب، رسانهها و ارائهي پاسخ مناسب به نظرات آنها، ميتواند اتحاد ملي را تقويت كند، اما چنانچه از جانب احزاب و يا از جانب شخصيتها، برخوردهاي حذفي صورت بگيرد ، اتحاد ملي به شدت خدشهدار ميشود . در عين حال وجود يك رابطهي دوسويه و معنيدار بين حاكميت، گروههاي سياسي و احزاب و تحمل ديدگاههاي مطرحشده از سوي هر يك ، براي اين اتحاد بسيار ضروريست.
« نقش مردم » در تحقق « اتحاد ملي »
در جامعه ما شرايطي رخ نموده است كه همه ، از ناپخته ترين نيروها تا باتجربه ترين نيروهايي كه در كوره رخدادهاي دهه هاي اخير كشور آبديده شده اند، ضرورتهاي عام اجتماعي را در مييابند و با آغوش باز از آن استقبال ميكنند ، اما ممكن است از امكانات بالقوه و بالفعل تحقق اين ضرورتها ، به يك ميزان برخوردار نباشند . آنچه مسلّم است ، اگرچه اعضاي تشكيل دهنده جوامع ، مردم هستند و نقش اصلي را درتغيير و تحولات اجتماعي ايفا مي نمايند ، ليكن رفتار اين مردم در زندگي جمعي و حتي فردي ، متأثر از نوع رفتار و عملكرد مسئولان است . در همين رابطه پيامبراكرم مي فرمايند : « الناس بامرائهم اشبه من آبائهم » يعني مردم به حكمرانان خود شبيه ترند تا پدران خود . بنابراين ، رفتار آنان در هر شرايطي متأثراز عمل حكمرانان آنهاست . چنانچه مسئولان مملكتي در هر رده اي درجهت حفظ اتحاد و انسجام و پرهيز از تفرقه گام بردارند ، مردم نيز به تبعيت از آنان مسير وحدت و همدلي را خواهند پيمود .
موانع و مشكلات تحقق اتحاد ملي :
«اتحاد ملی» یک اصل عقلانی و همچنین یک اصل شرعی و از ضروريات همیشه کشور است .وقتی خطرات و مخاطرات جدی متوجه یک مملکت و یک انقلاب میشود ، ضرورت حفظ اتحاد و شناسایی عوامل تحکیم آن و همچنین عوامل منفی و آسیبرسان و برطرف نمودن آنها یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
عوامل زيادي مي تواند به اتحاد ملي آسيب وارد نموده و مانع تحقق آن شود كه در ذيل به چند مورد اشاره مي گردد :
1- تبيين نادرست « اتحادملي» ، مي تواند مانع تحقق آن شود . شعار «اتحاد ملي » در صورتي كه به درستي تبيين نشود، ميتواند به ابزاري براي تهمت زدن به رقبا تبديل گردد وحتي ممكن است این نگرانی را در سطح محافل سیاسی به وجود آورد که برخی از نام «اتحاد ملی» سوء استفاده نموده و فضای نقد و انتقاد از دولتمردان را محدود کرده و با صداهای مخالف برخورد کنند. حال آن که به رسمیت شناختن حقوق منتقدان ، یکی از اصول غیرقابل انکار در رسیدن به اتحاد ملی است.
2- ضعيف شدن جايگاه «منافع ملي» ، موجب كمرنگ شدن اتحاد ملي است . در صورتي كه منافع ملي در اثر سياستهاي غلط متوليان امر در عرصههاي مختلف ضعيف گردد يا از بين برود، «اتحاد ملي» آسيب خواهد ديد. لذا براي تحقق اتحاد ملي ، بايد منافع ملي نيز كاملاً تبيين و پررنگ گردد .
3- حركت و تلاش مسئولان در جهت ايجاد تك صدايي در جامعه ، عمل آسيب زدن به اتحاد ملي است . اگر مسئولان ، صدا و سيما و رسانههاي عمومي در جهت يك تفكر خاص حركت كرده و به دنبال تقويت يك جريان خاص باشند ، «اتحاد ملي» آسيب ميبيند.
4- برخوردهاي حذفي و كنار گذاشتن نيروهاي كيفي از متن نظام ، از جمله عوامل تضعيف كننده اتحاد ملي است . ما بايد سعي كنيم با سعه صدر و در پيش گرفتن تساهل و تسامح به تفكرات و سلايق مخالف تفكر خودمان گوش كنيم چرا كه كنار گذاشتن تساهل و تسامح و بيتوجهي به افكار مختلف، نافي اتحاد ملي است. یقیناً وحدتی که میتواند در برابر دشمن کارساز باشد از جنس وحدتی است که در سالهای 57 و دوران دفاع مقدس ایجاد شد كه در آن همه گروههای سیاسی و اقلیتهای قومی و دینی و نژادی ، یک زبان و یک دل دشمن بعثی را کنار زدند و رژیم ستمشاهی را با اراده مستحکم خود ساقط کردند. اتحاد ملی یعنی با بهرهگیری ازظرفیتهای دینی و عقلانی و خرد جمعی، بتوانیم چالشهای موجود در داخل کشور، منطقه و بین الملل را شناسایی و راه حلهای مناسب براي رسیدن به همدلی و وفاق را پيدا نمايیم .
بدون شك وقتي برخی اصولگرایان، انتقادات اصلاح طلبان از دولت را ، خط گیری از بیگانگان عنوان نمايند ، این رفتارها منجر به اتحاد ملي نمي شود . درحالی که به اعتقاد اکثر تحلیلگران ، همه گروههای سیاسی درون نظام و همه احزاب قانونی ، از ارکان و اجزاء وحدت در درون هستند .
لازمه اتحاد ملی، گشودن چتر نظام بر سر تمام گروه های معتقد به قانون اساسی و میدان دادن به فعالیت گروه های سیاسی بوده و هر گونه تلاش برای محدود کردن منتقدان، سنگ بزرگی بر راه تحقق اتحاد ملی ارزیابی می شود.
5- تسهيل زمينه تشكيل احزاب و شكل گيري اتحادهاي سياسي ، به تحقق اتحادملي كمك مي نمايد . يکی از مشکلات بزرگ شکل گيری اتحادهای سياسی در کشور ما ، عدم وجود احزاب سياسی با خصوصيات يک حزب است. به دلايل مختلف ، از جمله انقطاع در فعاليت قانونی و علنی ، آنطور كه لازم بوده در كشور ما سازمانهای سياسی که بتوانند با نيروهای اجتماعی معينی در ارتباط متقابل بوده و منافع آنان را منعکس نمايد، شكل نگرفته است كه درصورت انجام ، اين امرمي تواند به تحقق اتحادملي كمك نمايد .
6 – تخريب شخصيت ها و افراد توسط گروه هاي رقيب ، مي تواند مانع اتحادملي گردد . چنانچه فعالانی که خود را حامی دولت میدانند ، برخي احزاب و فعالان سياسي را پیاده نظام دشمن بشمارند ، یقیناً تفسیر اين آقایان از اتحاد ملی غلط است. همین دیدگاههای تنگ نظرانه ، منشأ اختلاف بوده و هست و در آسیبشناسی مقوله اتحاد ملی ، مشکل اصلی همین دیدگاههای بیمارگونه است. امیدواريم این گروهها، دیدگاه خود را اصلاح کنند . براي رسيدن به اتحاد ملي ، باید در به کار گيري عناوین چپ و راست و اصولگرا و اصلاحطلب ، مواظب باشیم و هیچ يک از آنان را از دایره نظام خارج ندانیم.
7- شريك نمودن قشر خاصي در تصميم گيري و حاكميت ، و محروم ساختن ديگران ، ضربه به اتحاد ملي است . یکی از آفتهایی که انقلاب را تهدید میکند، کنار گذاشتن نیروهای کیفی از متن نظام و تصمیم گیری، و راندن آنها به حاشیه است كه متأسفانه طی یک دو سال اخیر برخی از بهترین نیروهای متعهد و متخصص به حاشیه رانده شدهاند. اکتفا به جمع همفكران در تصمیم گیری ها و راه ندادن صاحبان فکر و اندیشه و نظر ، می تواند اتحاد ملی را خدشه دار کند ؛ از این رو مسوولان دولتی باید سعه صدر داشته باشند و افکار و اندیشه های متفاوت با نظر خود را منزوی نکنند ، در این صورت می توان به شکل گیری اتحاد ملی امیدوار بود.