امروز ، دیروز ، ...
===================
برنامه جانبدارانه و یک سویه دیروز، امروز، فردای شبكه سه كه به اصطلاح مدعی روشنگری و شفاف سازی است، درمورخه دهم بهمن ماه که آقای "شجونی" مهمان آن بود، تبدیل به شوی سراسر توهین به چهره های مختلف انقلاب شد و"جعفر شجونی" که گفته شده است نه تحصیلات عالیه و نه تحصیلات حوزوی خاصی دارد، فرهنگ فحاشی و توهین را با کلماتی ازقبیل سگ، خر، احمق، مزدور، جاسوس، درَك و جهنم و... در برابر چشم مخاطبان این رسانه بسط داد.
شجونی که اصطلاح "جویدن خرخره" دریکی ازسخنرانی های قبلی اش هنوز در اذهان مانده است، در این برنامه چنان خلط مبحث میان ماجرای انتخابات، منافقین، چریك فدایی، كوموله و اصلاح طلبان كرده بود كه دست آخر نمی توانست ارتباط منطقی میان آنها برقرار كند.
وی كه قدرت برقراری توازن در مطالب خودش را نداشت، هر گاه در مقیاس نمونه كم می آورد دست به دامن گروهك زمین خورده ی مجاهدین خلق می شد و به شیوه منبرهای ختم و تذكره، گاهی مدعی می شد آنها اگر به وطن بازگردند باید به خاطر عقد زن شوهردار تیرباران شوند و در جای دیگر می گفت ما برای اینها در زندان اوین استخر و سونا و جكوزی درست كرده بودیم!
درهم و برهم بودن ذهن این میهمان 77 ساله به حدی بود كه دائم به صورتی بی محابا به ماجرای ازدواج تشكیلاتی مریم قجر عضدانلو (رجوی) و مسعود رجوی می پرداخت، ولی در مقابل حتی یك بار نیز نتوانست جواب سؤال های همسو با تفكر خود را كه از سوی مجری بیطرف!! مطرح می شد را بدهد.
شجونی که بسیاری از شخصیت ها ونمایندگان ادوار مجلس را از توهین های خود بی نصیب نگذاشته بود با لحنی تمسخرآمیز و زننده به برخی روحانیون نیز اینچنین اهانت نمود که : " آقایان عمامه دارند هع (بزرگ)، ریش دارند هع (بزرگ)، عقل یك ریزه! "
توهین های پی در پی وی فضایی زشت و غیرقابل باور را در رسانه دولتی كشور پدید آورد تا پوزخندهای مجری این برنامه نشان از خجالت او یا برنامه ریزی قبلی وی بدهد.
جالب آنکه مجری برنامه در لحظاتی قدرت كنترل برنامه را نداشت و حتی در ثانیه های پایانی برنامه كه 30 ثانیه باقی نمانده بود، شجونی با بیان اینكه: "من خودم رئیس رادیو و تلویزیون هستم، 30 ثانیه یعنی چی؟" بازهم به ادامه صحبت پرداخت و نشان داد از چه منطقی بهره می برد.
این سخنان عجیب و غریب، واکنش هایی را بدنبال داشت و از جمله روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: « شنبه شب شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی در برنامه « دیروز امروز فردا » روندی را ادامه داد که مدتی است به دلیل تضاد با رسالتی که برای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی تعریف شده، موجب تأسف شدید همه وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شده است .تأسف بارترین ویژگی این برنامه، کوبیدن روحانیت به وسیله روحانیت بود. اینکه یک روحانی با توسل به ادبیاتی غیراخلاقی و غیرمتناسب با شأن روحانیت درباره مهمترین مسائل اجتماعی و سیاسی از تلویزیون سخن بگوید و با الفاظ و عباراتی که تکرار آنها در این نوشتار را نیز مجاز نمیدانیم به چهره های روحانی حمله کند در هیچ منطقی قابل پذیرش نیست .»
"ابوالقاسم رئوفیان"، فعال سیاسی اصولگرا هم در گفتگو با فرارو اظهار داشت : «جای تاسف است که یک فرد روحانی از واژههای ناشایستی بهره بگیرد تا حقانیت جریانی را اثبات کند یا در جهت محکوم کردن جریان دیگری روشنگری بکند. مردم خوب قضاوت خواهند کرد.»
علاوه بر این، سخنان تند وزننده آقای شجونی موجب گردید که برخی افراد و یا سایت ها، سوابق و مواضع پیشین ایشان را آشکار نمایند. "سید مجتبی واحدی"، ماجرای اعتراضات آقای شجونی را به نتایج انتخابات دوره دوم مجلس شورای اسلامی در سال 63 یادآوری نمود که وقتی ایشان رأی نیاوردند، علیرغم تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، ایشان همچنان با تأکید بر انجام تقلب، در دفتر رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور یافته و فریاد می زده که " به سرنیزه می توان تکیه داد ولی برروی آن نمی توان نشست ." آقای واحدی همچنین افزوده است: «شما خودتان می دانید که چرا در دور اول به مجلس راه یافتید ودر دور دوم از آن باز ماندید. در انتخابات دور اول مجلس، عده ای از مردم کرج گمان می کردند شما امین اموالی هستید که از سران رژیم گذشته به جا مانده وشما با امانت داری کامل ، در آمدهای حاصله را صرف نیازمندی های مردم آن سامان خواهید کرد.آنهاخیلی زود متوجه اشتباه خود شدند اما چاره ای نداشتند جز آن که تا پایان مجلس اول تحمل کنند ودر اولین فرصت ، شما را از تخت پایین بکشند .»
"سایت آینده" هم، ضمن اشاره به سابقه مبارزه و حضور آقای شجونی در زندان شاه نوشت كه بررسی سوابق برخی چهرههای تندرو كه اكنون پس از یك دوره سكوت و انزوا، میداندار شدهاند، یافتههای جالبی را به دست میدهد. آینده نوشت : « البته آدمها خیلی تغییر می كنند. گاهی دلیلش آن است كه عقلشان بیشتر شده، گاهی به جهت آن است كه جهت منافعشان تغییر كرده است. اصلاً كاری به ماجراهای ... كرج نداریم. شاید آن حرفها درست نباشد. خبر همیشه می تواند درست یا غلط باشد.
اما یك اعلامیه چطور؟ سندی كه در یك روزنامه رسمی به اسم آقای شجونی در سال 1358 چاپ شده (روزنامه اطلاعات 21 مرداد 1358ش 15927) و ایشان نه تنها خبرگان را تخطئه كرده ـ آن هم درست پس از پایان انتخابات و انتخاب افراد و اعلام اسامی آنها ـ بلكه در درستی انتخابات هم تردید كرده است.
صحبت از نامه ای است كه در سال 1358 پس از برگزاری انتخابات كاملاً آزاد و بدون ردصلاحیت "مجلس خبرگان قانون اساسی" و پیروزی قاطع علما و روحانیت در این مجلس و عصبانیت و اعتراض احزاب و جریانات سیاسی كمونیستی، منافقین و ملیگرایان،ایشان همراه با یك نفر دیگر با انتشار اطلاعیهای كه در 21 مرداد 1358 در روزنامه «انقلاب اسلامی» متعلق به بنی صدر چاپ كرده و فردای آن در اطلاعات هم چاپ شد، ضمن اعتراض به نتایج انتخابات، دو نكته را یادآور شده است:
اول آن كه این انتخابات با تقلب همراه بوده و درست نیست. برای این كار به مطالبی از قول این و آن استناد كرده و افزوده است: "این چنین انتخاباتی برای آبروی انقلاب پاك و مردمی امت قهرمان ما چه تبعات و ضایعاتی به بار می آورد؟ در مصوبات چنین منتخبین در آینده چه اندازه اعتناء و اعتبار قبول مردم انقلابی خواهد بود بماند؟"
توجه داریم كه مصوبات این مجلس، همین قانون اساسی است كه امروزه پایه و اساس نظام جمهوری اسلامی است.
دوم این كه جناب ایشان از اساس خبرگان را نادرست می داند. تعجب می كنید وقتی دلیل آن را می شنوید. دلیلش این است كه چرا خبرگان از یك طبقه خاص تشكیل شده است.
به جملات ایشان توجه فرمایید:
"چیزی كه غیر قابل گذشت و اغماض است، این است كه تشكیل مجلسی با این تركیب و هیأت یكسان و تعلق آن فقط به یك طبقه، توهین بزرگی به تمام جامعه ایران تلقی می شود. و این چقدر خطرناك است كه انبوه صلاحیت ها كه به منزله سرمایه بزرگ دوران سازندگی این كشور محسوب می شود با این رفتار یك طرفه ظالمانه و حق كشی به حال انزوا و كناره گیری درآیند. این خطر بزرگ نه تنها موجودیت جامعه و انقلاب مستضعفین امت ما را به مخاطره می اندازد بلكه بزرگترین تهدیدی است كه برای مكتب نجات بخش اسلام.»
آیا می توان باور کرد كسی كه آن روز این مطالب را اظهار می كرده امروز این چنین داد حفظ نظام و ولایت را سر بدهد؟