![]()
" نقد " در نظام نامتوازن رسانه ای
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
من نیز مانند بسیاری از هموطنان ، سخنان "علی مطهری" نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و "وحید جلیلی" روزنامه نگار و برادرِ سعید جلیلی را که هر دو نفر از جناح به اصطلاح اصولگرا بوده و مجری آن "وحید یامین پور"نیز از هواداران افراطی آقای احمدی نژاد و ازنویسندگان مقالات سایت " رجانیوز" است، در برنامه "روبه فردا" از شبكه سوم سیما دنبال نمودم . اگرچه این اقدام صدا و سیما در مجموع حرکتی مثبت ارزیابی می شود ولی به هیچوجه قانع کننده نیست زیرا در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، درهای صدا و سیما به روی منتقدان باز شد و با برگزاری تریبون آزاد و مناظره های تلویزیونی، سلایق مختلف در قاب تلویزیون ها مشاهده گردید اما پس از انتخابات و علیرغم تأکید مقام معظم رهبری بر تداوم آن روش ( البته با حذف نقاط ضعف ها)، ناگهان درهای صدا و سیما بسته و دریچه های نقد تنگ تر و تنگ تر شد تا آنجا که گویا، اساساً "معترض" در قاموس صدا و سیما، هیچ مفهوم منطقی نداشته و هر آنچه که مردم در سطح جامعه اعم از کوچه و خیابان و ادارات و... می بینند باید از سوی لنزهای فیلمبرداران صدا و سیما نادیده گرفته شود.
به گفته "علی مطهری" در همین برنامه، گویا : « مقوله اعتراض در جامعه ما خیلی شناخته شده و پذیرفته شده نیست و اینكه كسی به یك پدیده در جامعه ما اعتراض داشته باشد خیلی سریع به مخالفت با نظام و حتی اسلام تعبیر می شود یا مسأله اطاعت از ولایت فقیه ممكن است برای برخی از ما درست روشن نشده باشد و برداشت درستی از آن نداشته باشیم....وظیفه نخبه این است كه در جایی كه احساس می كند حقی ضایع شده، به داد مظلوم برسد، حرف حق را بیان كند، ملاحظه كسی را نكند و حتی نظر خودش را بگوید نه اینكه صرفاً بخواهد نظر حكومت را بیان كند.»
اما در تمام این مدت، مردم هیچ یک از دگراندیشان و منتقدان اصلاح طلب را بر صفحه تلویزیون خود ندیدند مگر آنان که بعد از ماهها زندان، چهره شان برای اعتراف بر صفحه تلویزیون نقش بست.
اینک پس از گذشت هفت ماه از انتخابات و حوادث عجیب و غریبی که به وقوع پیوست ،گویا صدا و سیما دریافته است که باید به فکر فردای نظام هم بود و با راه اندازی برنامه " روبه فردا"، نقّادانی نوظهور از جناح اصولگرا را به سیما فراخوانده است تا فرصت نقد پدید آورَد و برای نقد رفتارهای هفت ماهه گذشته، برنامه بسازد .اگر چه باز هم این یک گام مثبت است، اما نقدی که از سوی این دسته صورت می گیرد ممکن است شائبه مصلحتی و سفارشی بودن را پیدا نماید .
پخش برنامه " رو به فردا"، این سؤال را در اذهان ایجاد می کند که چرا از یک سو منتقدان شناسنامه دار و نمایندگان سابق مجلس و روزنامه نگاران زندانی شده اند و از سوی دیگر نمایندگان اصولگرا و نویسندگان وب سایت های حامی دولت در لباس منتقد به برنامه های تلویزیونی دعوت می شوند. اگر قرار بر بیان و پذیرش نقد است پس چرا منتقدان پیشین حذف می شوند و منتقدان نوظهور را به میدان فرا می خوانند؟ زیرا در این صورت، آنچه کاملاً به چشم خواهد آمد تفاوت منتقد واقعی و منتقد مصلحتی است .
باید پذیرفت وقتی در جامعه ای منتقدان واقعی با هزاران انگ و تهمت و تهدید مواجهه و رانده شوند، روزی لازم خواهد بود که لباس انتقاد بر تن هواداران بپوشانیم و آنان را در موضع منتقد بنشانیم . آیا بهتر نیست با صبوری بیشتر، به منتقدان و هواداران رخصت داده شود تا هرکدام در لباس و جایگاه خودشان، یکی به نقد و دیگری به هواداری بپردازد .
بیاییم به قول "وحید جلیلی" در همین برنامه "روبه فردا"، بپذیریم که : « نظام نامتوازن رسانه ای كه امروز وجود دارد، می تواند به پیامدهایی در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... بیانجامد. مهمتر از آزادی بیان بحث "امكان بیان" است، جمهوری اسلامی در عین اینكه باید به اصول آزادی بیان معتقد و ملتزم باشد، مسأله مهمتر در این زیرساخت های نامتوازن و كاملاً طبقاتی رسانه ای كشور این است كه فكری به حال "امكان بیان" كند چرا كه میلیون ها ایرانی فضایی برای حرف زدن و طرح صحبت ندارند اما این امكان برای یك گروه یا یك طبقه از جناح چپ یا راست فراهم است....ساختار رسانه ای كشور باید بازنگری شود و امكانات رسانه ای به شكلی مساوی در اختیار مردم قرار گیرد.»