
در نینوا جــا مانده ایم
*******************
سالــها گفتــیم ما از کــربلا
از شهید عشق و میدان بلا
از غمش بر سینه و بر سر زدیم
بوسـه بر گهــواره اصغـــر زدیم
باز هم گفــتیم : مظلــوما ، حسین !
بی کس و بی بال و پر ، تنها حسین !
او ولی اینگونه در آنجا نبود
با خدایش بود ، او تنها نبود
بود سیمرغی ، نه سیمرغ خیال
داشت آن سیمرغ هفتاد و دو بال
کـــربلا پیچــیده مثــل راز بود
بهترین ، غمگین ترین آواز بود
ما نفهمیدیم عمق راز را
معنی زیبــاترین آواز را !
کربلا محدود شد بر سر زدن
گِل به سر مالیدن و پرپر زدن
"تشنه لب" گفتیم و هی خوردیم آب
گریه کــردن شـــــد برای مــــا ثواب
کربلا یعنـــی دو نیــــرو ،خوب و بد
یک طرف ایمان و یک سو دیو و دد
یک طرف عـــلم و خـــدا و روشــنی
یک طرف جهل و سیاهی ، دشمنی
کربــلا یعــنی که فـــردا باز هــم
این حقیقت هست و این آواز هم
باز فردا کــــربلاهــــا می رســد
عشق می آید ، بلاها می رسد !
بعد از آن هم کربلا تکرار شد
کربلاها در زمین بسـیار شد
گرچــه نامـش بود نــام دیگـری
نام دیگر داشت هر خون پیکری
ما فقط در نینوا جــا مانده ایم
غافل از این کربلاها مانده ایم . . .
===================
عاشورای حسینی تسلیت باد