پیامدهای انتخابات دهم برای جریان اصلاحات
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
درپی انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن، یکی از سؤالاتی که در ذهن برخی افراد ممکن است ایجاد شود این است که « در حال حاضر وضعیت "اصلاح طلبی" چگونه است ؟» . در جواب این سؤال می توان پاسخ های متفاوتی شنید اما " احمد پورنجاتی " علیرغم آنکه که در حوادث پس از انتخابات برای برخی از "اصلاح طلبان" مشکلاتی بوجود آمده است، شرایط فعلی را به سود " اصلاح طلبی " می داند و معتقد است که عرصه سیاسی در ایران، بعد از انتخابات دهم شاهدتحولات فراوان بوده و این انتخابات دارای پیامدهای مهمی بوده و تأثیر عمیق و کم سابقهای بر جای گذاشته است به طوری که « جریان اصلاحات، به اندازه 10سال تلاش از نظر نفوذ اجتماعی جلو رفته است.»
بطور کلی وی می گوید انتخابات دهم و حوادث پس از آن،پیامدهای مهمی داشت که عبارتند از :
1- پیامد اول : "شفافسازی و آشکارسازی طبیعت درونی و گستره پایگاه اجتماعی طیفبندیهای مختلف جناحهای سیاسی کشور" که به اندازه سالها فعالیت و کنش سیاسی و اجتماعی طرفهای مختلف خود را از پرده برون افکندند که امری بسیار مبارک است .
2- پیامد دوم : "آفتابی شدن قدرتهای سیاسی حاشیهنشین در سازمانهایی که وظیفه سیاسی رسمی نداشتند" زیرا نشانهها و قرائن جدی حکایت از این دارد که کانونهای خاصی فراتر از جریانهای سیاسی شناخته شده اصولگرا و اصلاحطلب، در مدیریت نتایج و حوادث پی از آن نقش ایفا کرده و می کنند که "آفتابی شدن این کانونها" به سود پیشبرد تحولات رو به جلوی ایران است.
3- پیامد سوم : "آرایش قطب بندی جدید و تازه در عرصه سیاسی ایران" است به این ترتیب که دوقطبی" اصلاحطلب" و "اصولگرایان" رو به پایان است و ما شاهد آغاز دوقطبی شدن «اصلاحطلب» و «بنیادگرا» هستیم. یعنی در طیف اصلاحطلبها طیف "تحولخواه" و "آرمانگرا" و "عملگرا" را داریم که چون عملگراها اندکی عقلانیتر و محاسبهگرانهتر در عرصه سیاست فعالیت میکنند، بخش مهمی "اصولگرایان خرَداندیش" به دلیل عملکرد بخشهای افراطی، به تدریج از بدنه اصولگرایان جدا میشوند و در حاشیه اصلاحطلبان عملگرا قرار میگیرند. در جناح راست هم دو طیف مشخص را شاهد هستیم؛ که یکی "اقتدارگرا" و دیگری "محافظهکار" میباشد و متأسفانه زمامدار اصلی در حالحاضر که نقش تعیینکننده در تشکیل و انجام کنش سیاسی افراطیون دارند، "اقتدارگرایان" هستند که در واقع محصول انتخابات اخیر به شمار میروند.
4- پیامد چهارم : "آشکار شدن پایگاه اجتماعی گسترده اصلاحطلبان و نفوذ اندیشه اصلاحات به بدنه و شبکه اجتماعی" است. در انتخابات اخیر مردم به دریافت دقیق از منویات و ماهیت مطالبات اصلاحطلبانه نائل شدند و بخشهای گستردهای از جامعه به این نوع تفکر به عنوان یک ضرورت و نیاز مبرم در چارچوب ساختار نظام تمایل نشان دادند که این مسئله بسیار ارزشمند است.
بدنه اصلی جریان اصلاحات همواره اعلام کرده و رفتارش نیز نشان داده که در چارچوب نظام حرکت میکند زیرا "اصلاحات به منحنی روزآمد کردن و پاسخگویی متناسب با نیازهای زمانه و پالایش و پیرایش زایدههای ناهمگون با اصل اندیشه انقلاب اسلامی" است و اگر کسانی با اصرار بخواهند این جریان و شخصیتهای اصلی آن را به سمت دیگری برانند و یا با تابلوی دیگری معرفی کنند، جامعه باور نخواهد کرد. به عبارت دیگر، اقبال گسترده اجتماعی و حقانیت هدفها و مطالبات اصلاح طلبان در بدنه اجتماعی جامعه است و به صورت گستردهای اثبات شده است.
به همین دلیل، تخریب اصلاحطلبان از طریق تریبونها و رسانههایی که متأسفانه عمده آنها منسوب به دستگاههای رسمی هستند نهتنها تأثیر جدی نداشته بلکه تأثیر معکوس داشته که اگر یک نظرسنجی میدانی صورت گیرد به نتایج مهمی دست پیدا میکنیم . حتی می توان گفت بخشی از اعتلای جریان اصلاحطلب و نفوذ آن در بدنه اجتماعی، وامدار شیوه تخریبی برخورد طرف مقابل بوده و از آن جریان هزینه شده است گرچه این افراد متوجه نیستند.
صاحبنظران علوم سیاسی معتقدند که جامعه ایران، کلید واژههای رفتار سیاسی دو جناح سیاسی کشور را دریافت میکند و به سیستم تحلیلی خود میدهد و تصمیم به اجرا میگیرد و از آن پس، باید بسیاری تلاش نمایند تا آن را تحلیل کنند .
امروز با درونزا شدن حرکت اجتماعی جریان اصلاحات، نشان داده که به شخص و تشکیلات خاصی وابسته نیست و بسیار پویاتر از ظرفیتها و قابلیتهای تشکلهای شناخته شده و احزاب است و خواستههایش چون از متن جامعه برخاسته، برای تداوم حرکت ، به خود متکی شده و بر محوریت "شبکه اجتماعی" استوار شده است. بنابراین علیرغم دستگیری برخی شخصیت های اصلاح طلب ، باید گفت سران اصلاحطلب الان در زندان نیستند، سران اصلاحطلب در خیابانها حضور دارند و خود مردم هستند.