دکتر " مهدی خزعلی" فرزند آیت الله خزعلی که پس از انتخابات بازداشت شد، بعد از آزادی و در حالی که به گفته خودش روابط وی با ابوی بهبود یافته و به حالت عادی بازگشته است، همچنان به نوشتن مطلب در وبلاگ خود ادامه می دهد . او مطلبی به نام " انقلاب مخملی " دارد که در ذیل می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلاب مخملی
یادش به خیر، اولین کسی که انقلاب مخملی، ببخشید استعداد مخملی مرا کشف کرد، ننه سکینه بود! اهالی فرَحزاد او را خوب به خاطر دارند،پاتوق او رستوران سنتی آبشار و صفا بود، ننه سکینه کولی زبر دستی بود، استاد اعظم روانشناسی بود، هر وقت برای صرف شام به فرحزاد می رفتم، چشمان من دنبال او می گشت تا برای همراهان فالی بگیرد، اشتباه نکنید، به کف بینی و فال اعتقاد ندارم، حداقل هنوز کف بین و طالع بینی ندیده ام که مرا مجاب کند، اما به ننه سکینه به عنوان یک کولی خبره و کارشناس ارشد روانشناسی تجربی معتقدم و این تمام ابزار کسب و کار او بود، من به دنبال فال نبودم به دنبال جملات موزون و زیبایی بودم که در چنته داشت، گاهی از سجع و قافیه خارق العاده ای برخوردار بود، بهترین منبع برای آشنایی با فرهنگ کوچه بود و مهمتر از همه با یک نگاه می فهمید که طرف چکاره است، مجرد است یا متأهل، افسرده است یا پر تحرک، شاد است یا غمناک، ثروتمند است یا فقیر، گشاده دست است یا خسیس، خونسرد است یا عصبانی، مدیر است یا کارمند، موجر است یا مستأجر، در سفر است یا حضر، و هزاران نکته نا گفته دیگر که ننه سکینه با یک نظر تشخیص می داد و فرا خور حال مشتری یکی از نسخه های موزون و مسجع خود را سلسله وار بیان می کرد و گنجینه ای از فرهنگ خاص کوچه و ادبیات کولی ها و رمال ها را به رایگان یا ثمن بخس در اختیارت قرار می داد.
یادش به خیر، در نثر مسجع فال حقیر، بارها و بارها قربان "ریش مخملی" من رفت، آن سالها به عبارت "ریش مخملی" و "سبیل مخملی" ننه سکینه به همراه همسرم کلی خندیدیم و او با جملات خویش لحظات شادی برای خانواده ما آورد.
سالها گذشت، پسوند "مخملی" که روزگاری موجب طرب و مسرّت خاطر ما شده بود، به تلخ ترین تراژدی بدل شد . نمی دانم به چه جرمی به سلول انفرادی افتادم یا چرا به خانه و دفترم حمله کردند؟! اما تبلیغات زیادی می شد که هم بندهای من و تلویحاً همه معترضان از جمله من در پی "انقلاب مخملی" بودند . بعید می دانم هیچ کدام سابقه طولانی مخملی مرا داشته باشند! آخرش این ریش و سبیل مخملی کار دست من داد! من را نیز قاطی عوامل انقلاب مخملی به انفرادی بردند، هر چه گفتم، مخملی نیستم، گفتند: آن پیداست از سیمای تو!
خدایش رحمت کند، ننه سکینه را می گویم و اگر زنده است، خداوند به او خیر کثیر دهد، ده سال پیش در طالع من انقلاب مخملی را دید و من حواسم را جمع نکردم! نمی دانم چکار باید کرد؟ ریش و سبیل مخملی را می گویم!
متهم ردیف اول انقلاب مخملی – مهدی خزعلی
شب نیمه شعبان1430