فصل رونق نامه نگاری
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این روزها و در عرصه سیاسی کشورمان شاهد رواج و تراکم نامه نگاری هستیم . نامه نگاري اگر چه رسم نسبتاً منسوخي است ولی به دلیل درهم ريختگي و نامتعادل بودن شبکه ارتباطي ميان نخبگان سياسي کشور ، این روزها رونق یافته است. این نامه ها و بیانیه ها که ميان بزرگان جامعه رد و بدل مي شود، نشان از ظهور دوره جديدي در مناسبات سياسي کشور دارد.اما این سؤال مطرح است که چرا برخی نخبگان نظام ناچارند براي حل مسائل دست به قلم ببرند، نامه بنويسند و بيانيه منتشر کنند در حالی که پيش از اين، بسياري از مسائل با رايزني ها و ديدارها حل و فصل مي شد .
به عنوان مثال، اينکه آقای کروبي خود را ناچار مي بيند براي پيگيري مسائل پيش آمده در بازداشتگاه ها، به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نامه بنويسد و سپس آن را در رسانه ها منتشر کند و بدنبال موضعگیری برخی از ائمه جمعه، توضیحات بیشتری بدهد و ماجرای دیگری به میان آید و باز هم نامه ای به روزنامه جام جم بنویسد و مطالب جدیدی را بیان نماید ، نشان از آن دارد که شبکه ارتباطي ميان نخبگان کشور به شدت آسيب ديده است. گویا آنها ديگر به همدلي و اجماع با يکديگر براي برطرف کردن اشکالات و حل مسائل پيش آمده اميد چنداني ندارند و چاره يي جز این نمي بينند که افکار عمومي جامعه را براي رفع مشکلات، پشتوانه تلاش هايشان کنند.
بدون شک، این شخصیت ها و جریانهای سیاسی به این دلیل به نامه نگاری متوسل شده اند که از داشتن رسانه يي قدرتمند و گسترده همچون آنچه صدا و سيما در اختيار یک جریان سیاسی خاص قرار مي دهد محرومند . نامه نگاري هاي انجام شده در نفس خود مذموم نيست اما وقتي نشان از بيماري فضاي سياسي کشور داشته باشد، همچون تاول هاي برآمده از آبله بر صورت کودکي بي گناه، نگران کننده است.
اما اينکه در نظام اسلامي چه برخوردي با اين نامه ها و نویسندگان آن صورت گیرد، امری قابل تأمل است و ممکن است گزینه های مختلفی، از جمله روشهای ذیل، پیش رو قرار داشته باشد :
1- تکذيب و انکار : ساده ترين راه اين است که فرد مدعي را به دروغگويي متهم کنيم يا وي را فريب خورده گروهک هاي مخالف نظام يا دست نشانده اجانب دانسته و ادعاهای وی را با انگيزه هاي سياسي و توطئه گرایانه همراه بناميم. حتي مي توان مدعي را به جرم طرح اين اتهام دستگير کرد تا ادعاي خود را پس بگيرد.
2- رسوا کردن : راه ديگر آن است که به محض طرح چنين ادعاهايي از سوي يک فرد يا يک جريان، بلافاصله با شدت تمام ، گذشته گوينده را نبش قبر کرده و نقاط ضعف و خطاهاي وي را کشف و رديابي کنيم. سپس با افشا و حتی بزرگنمايي آنها، به افکار عمومي نشان دهيم که گوينده فردي سخيف و بدسابقه و غيرقابل اعتماد است.
3- گِل آلود کردن آب : مي توان مواردي مشابه ادعاهاي وي ساخته و پرداخته نمود و ساختگي و دروغين بودن آن موارد را نشان داد تا اذهان عمومی ادعاهای او را دروغ و ساختگی بپندارند بطوری که در اين اوضاع خيلي ها بگویند ما که نمي دانيم حقيقت چيست، چه کسي راست مي گويد و چه کسي شايعه پراکن است.
اما هیچ یک از اين روش ها با اسلام نسبتي ندارد. در نظامی که بر اساس اسلام و به نام علی (ع) حکومت مي شود، مسئولان نمي توانند خود را مبرّا از خطا و اشتباه بدانند بنابراین اگر کسي زبان به انتقاد گشود، به جاي متهم ساختن وی به ضديت با نظام ، باید سخن وی را شنید و چنانچه ضعفی وجود دارد برطرف نمود .