مشكلِ نشناختنِ خود و نداشتنِ راهِ خودي
ویل دورانت در تاریخ تمدن چهار عامل را به عنوان پدید آورنده و مقوّم تمدن بر می شمارد: «جغرافیا» ، « جمعیت» ، « اقتصاد» و «اخلاق» ،و می نویسد آنچه امپراطوری پارس را نابود کرد انحطاط اخلاقی دولت خشایارشاه بود!
عده اي امروزه هم وجود بعضي خصلتهايي را كه در عمق فرهنگ جامعه و مردم ما ريشه دوانده است ، از مهمترين مسايلي ميدانندكه مانع پيشرفت جامعه ايران است .خصلتهايي كه وجود آنها مانع از شكلگيري روابط كارآمد ميشود. در گزارش شوراي عالي انقلاب فرهنگي آمده است : خصلتهايي چون بياعتنايي به نظم عمومي و بدبيني تاريخي نسبت به دولت، مخفي شدن فساد عقيده و اخلاق، گرايش به راهحلهاي شتابزده و خشونتآميز، تشبث به شرع براي فرار از قانون، توجيه تخلف از نظم اجتماعي به بهانه عدم سوءنيت، ديدگاه سياه و سفيد داشتن به قضايا، تحتالشعاع قرار گرفتن حق در برابر قانون و... از اهم اين آسيبهاي فرهنگي است. پرسش اساسي اين است كه اين خصلتها چرا ايجاد شده است، آيا ذاتي مردم و جامعه ماست؟ يا اين كه تحت تأثير ساختار اجتماعي و سياسي بوجود آمده است؟
بدون شك در برنامهريزي فرهنگي نميتوان صرفاً به فرهنگ پرداخت، زيرا كه در بسياري از موارد ، آسيبهاي فرهنگي وابسته به ساختار اجتماعي هستند و تا هنگامي كه اين ساختارها تغيير نكنند، احتمال تغيير ويژگيهاي فرهنگي منتفي است.
رفتار دولتمردان ما هم جزئي از همين فرهنگ ماست . شما اگر به یکی از سایت های خبری مثلاً ایرنا یا ایسنا نگاه کنید دائماً جاده و کارخانه و سد افتتاح میشود . اگر چه دولت با اين اقدام در حقيقت به نوعي براي خود فعاليت تبليغاتي مي كند ولي من در مجموع آن را كاملاً نفي نمي كنم چون آن را متناسب باشرايط كشور خودمان مي بينم . اما گفته مي شود در سایت های خبری ساير کشورها بويژه كشورهاي غربي از چنین چیزها خبری نیست. اخبار نوعاً در مورد مشکلاتی است که در جامعه احساس میشود. هر چند که این مشکلات بسیار کوچک و حتی قابل اغماض باشد و در عين حال كه آن کشورها ممكن است از نظر ثبت اختراع و اکتشاف و ساختمان و سد و امور مشابه ، موارد فراواني داشته باشند اما هیچ خبر افتتاح و مراسم كلنگ زني را در رسانه های گروهی آنها نمي بينيد .
در اين ميان ، شنيده مي شود سوئدی ها مردمي کم گو ، آرام، فروتن و با ثبات هستند. سادگی و قناعت از خصوصیات آنهاست. استیل زندگی آنها را میتوان در محصولات شرکت ایکیا دید. همان محصولاتی که خریدار خود میبایست آنها را مونتاژ کند. یعنی باید خود چیزی را یاد بگیرد و خود مسئولیت بپذیرید و بر روي پای خود بایستد. در آنجا سن بازنشستگی 65 سال است بنابراین سیاستمدار 70 سال به بالا ندارند . شاید دو هفته بگذرد و هیچ تصویری از نخست وزیر این کشور در تلویزیون دیده نشود.
در جايي خواندم كه چند وقت پیش اهالی یکی از شهرهای کوچک سوئد شکایتی را تسلیم استانداری کردند. مضمون شکایت این بوده که از بس که پلیسی در شهر ما نبوده کودکان ما نمی دانند پلیس چیست و با کار پلیس آشنائی ندارند. مقامات استانداری اعلام کرده اند که اولاً نیازی به پلیس نبوده و ثانیاً فرستادن پلیس به معنی کاهش بودجه رفاهی شماست. بالاخره قرار شده پلیس سیّاری هفته ای دو ساعت در میدان شهر حضور یابد و با کودکان خوش و بش کند، تا یادشان نرود که چیزی بنام پلیس هم وجود دارد.
البته مردم هر کشوری دارای فرهنگ خاص خود هستند که نمی توان يكجا همه آن را خوب یا بد دانست. اگر در باره اخلاق و فرهنگ مردم هر كشوري مطالعه شود حتماً نقاط ضعفی دارند . بدون شك سوئد هم دارای مشکلات خاص خود است. چون جامعه بدون مسئله وجود ندارد.
ممكن است با مطالعه اين مطلب خودمان را با مردم سوئد مقايسه كنيم ولي نبايد انتظار داشت دو ملت شبيه هم بشوند همچنانكه دو انسان هيچگاه شبيه هم نميشوند .واقعيت اين است كه ما خودمان را ریشه ای نشناخته ایم. ما بايد با واقع بینی به مطالعه ایران و ایرانی بپردازيم . ما نيز نكات برجسته و مثبت بيشماري داريم . من فكر ميكنم مشكل ما نداشتن راه خودي است .ما بايد فرهنگ خودمان را بشناسيم و در صورت نياز آن را اصلاح كنيم .