با دستگيري و جلوگيري از تظاهرات، نميتوان ذهنيت منفی را پاك كرد
********************************
این روزها و در شرایطی که حوادث پس از انتخابات ، کشور را با تنش مواجه کرده است ، تحلیل گران و شخصیت های سیاسی هر کدام برای برون رفت از این اوضاع، راهکارهایی را ارائه می دهند . برای برخی از این افراد فرصتی فراهم می آید که دیدگاه های خود را از طریق صدا و سیما مطرح نمایند که این افراد غالباً از یک جریان سیاسی خاص هستند و تا کنون کمتر امکان طرح دیدگاه ها از تفکر مقابل فراهم شده است . "عباس عبدی" که در انتخابات ریاست جمهوری دهم ، حامی آقای کروبی بوده است در "روزنامه اعتمادملی" روز چهارشنبه سوم تیر ماه به بیان دیدگاه های در این زمینه و راه حل پیشنهادی خود برای برون رفت از وضعیت فعلی پرداخته که بخشهایی از سخنان وی عیناً به شرح ذیل است :
« ......وضعيت پيش آمده در شرايط كنوني به بازي صفر و يك تبديل شده است، وضعيتي دو قطبي كه هرچه از دل آن بيرون آيد، بهبود شرايط نخواهد بود. طرفين ماجرا در شرايط كنوني قادر نيستند كه پيروزي لازم را كسب كرده و حريف خود را شكست دهند. يك طرف ماجرا معترضين هستند كه اگرچه در بسياري از نقاط كشور بويژه در تهران از تفوق عددي چشمگيري برخوردارند، اما به دلايل مختلف توازن قواي لازم براي تحقق كامل خواسته خود را ندارند ضمن اينكه عدول ازخواسته منطقي خود را نيز نميپذيرند، كه فعلاً قصد توضيح آن نيست، و در طرف ديگر ماجرا حكومت است كه آن نيز قادر به حل مسأله به طريق مطلوب نيست، زيرا معترضين و حتي بخشهاي قابل توجهي از افراد ديگر نسبت به نتيجه انتخابات ذهنيتي منفي دارند كه با دستگيري و جلوگيري از تظاهرات نميتوان آن ذهنيت را پاك كرد ضمن اينكه فشارهاي موجود نيز عوارض خود را براي حكومت دارد و خشونتهاي خياباني چون غدّه چركيني ميماند كه آرايش نيروها را به كلي دستخوش تغيير خواهد كرد و حكومت ايران براي مقابله با فشارهاي فزاينده خارجي بيش از هميشه به اتحاد و انسجام و حمايت داخلي مردم خود نيازمند است.
از سوي ديگر راهحل حقوقي قضيه نيز عملاً نتيجه مطلوب را نميدهد، زيرا مرجع حقوقي رسيدگيكننده، نسبت به دو طرف ماجرا بيطرف نيست و حكمي كه خواهد داد، از اكنون قابل پيشبيني است. ضمن اينكه مردم و معترضين منتظر صدور حكم نيستند، بلكه منتظر پاسخ به شبهات ارائه شده ستادهاي سه نامزد معترض ازسوي حكومت هستند، و طبعاً چنين انتظاري برآورده نخواهد شد. ...... راهحل ديگر كه برخي از افراد پيشنهاد كردهاند، تشكيل هيأت رسيدگيكننده بيطرفي است كه حتي درصورت موافقت كلي با آن، باز هم تركيب چنين هيأتي مورد توافق نخواهد بود و طرفين هم زير بار نتيجه آن نخواهند رفت، زيرا مجادلات طرفين به گونهاي در آمده است كه منطق و بررسي حقوقي و حتي منصفانه پيشاپيش، حداقل از سوي يكي از طرفين محكوم به شكست است. بنابراين چه بايد كرد؟
به نظر من يك راه منطقي و معقول وجود دارد. راهي كه :
اولاً: شكست يا پيروزي قطعي يك طرف را نتيجه ندهد و اصطلاحاً بازي برد ـ باخت نشود.
ثانياً: شأن و جايگاه قدرت و حكومت را حفظ كند و مردم را هم آرام و قانع كند.
اين همان راهي است كه در چنين بحرانهايي كارساز خواهد بود، و اتفاقاً يكي از مراجع محترم تقليد به نحوي به آن اشاره كردهاند، بدين معنا كه طرفين قدري از مواضع خود عقبنشيني كنند و مصالحهاي مفيد را تجربه كنند. براي تحقق اين هدف ميتوان قضيه را به قبل از 22 خرداد بازگرداند، و به طور همزمان، معترضين ادعاي تقلب و مخدوش بودن انتخابات را پس بگيرند، و حكومت هم ادعاي مقابل را كنار بگذارد، و با استفاده از اختيارات حكومت دستور تجديد انتخابات صادر شود و همه نيروهاي سياسي نيز به طور كامل و دربست از اين تصميم استقبال كنند و تمامي ادعاهاي له يا عليه انتخابات را كنار بگذارند.
به نظر من چنين تصميمي براي حكومت شايسته است، و هيچگاه موجب بدعت نخواهد بود، زيرا وجود نوعي اعتماد به نفس و شجاعت را در قدرت به نمايش ميگذارد....... در صورت وجود حق؛ با يك انتخابات ديگر اين حق كاملاً استيفا ميشود. اگر واقعاً تخلفي مؤثر رخ نداده، پذيرش اين ايده موجب تكرار پيروزي موجود ميشود و از يك سو بحران ختم ميگردد و از سوي ديگر موجب تقويت بيشتر مواضع حكومت نيز خواهد شد. من تصور نميكنم كه رهبران معترضين، قصد سويي در اين جريان داشته باشند، سهل است كه از موضع خيرخواهي نسبت به حكومت، چنين سياستي را پيشه كردهاند.
نمود اصلي مديريت سياسي كشورها كه قدرت و اعتبار خود را نشان ميدهد در تصميمات روزمره نيست، بلكه فقط در چنين مواقعي است كه ميتوان سطح بالاي مديريت سياسي را به منصه نمايش گذاشت. به نظر ميرسد كه اتخاذ چنين تصميمي نه تنها معرف موضع ضعف حكومت نخواهد بود، بلكه معرف شجاعت، بصيرت و مداراي همراه با عزت و اقتدار خواهد بود......»