تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - « نقش دولت » دردست يابي به اتحاد و انسجام

« نقش دولت »  دردست يابي به اتحاد و انسجام

1- با توجه به آن‌كه حدود 80 درصد امكانات و پتانسيل اجرايي كشور در اختيار دولت است و رئيس‌جمهور نيز به عنوان شخص دوم كشور، دركانون توجه افكار عمومي و از تأثيرگذارترين چهره‌ها در فضاي عمومي كشور هستند، گرايش رئيس‌جمهور و هواداران دولت به كاهش فضاي تنش و اختلاف مي‌تواند نقش مهمي در بهسازي فضاي عمومي جامعه و ارتقاي اتحاد ملي داشته باشد.

پيام مقام معظم رهبري در درجه اول براى مسئولان نظام و سپس فرهيختگان اعم از دانشگاه و حوزه، همچنين براى فقها و وعاظ و تمام كسانى كه به نوعى با تريبون ها، كلاس ها و مجامع علمى سروكار دارند تعهد آور است. دولت و مسئولان نظام و همه فرهيختگان، دانشگاهيان و حوزويان بايد سعى در اجرايى كردن اتحاد ملى و انسجام اسلامى داشته باشند .

به قول آقاي حداد عادل: « وظيفه ما اين است كه شعار اتحاد ملى و انسجام اسلامى را با تدابير، تصميم گيرى ها و همت و تلاش خود عملى و محقق سازيم و راهكارهاى لازم را براى تحقق اين شعار پيدا كنيم. وقتى مقام معظم رهبرى سالى را، سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى اعلام مى كنند، وظيفه ما تكرار اين شعار نيست، بلكه وظيفه ما يافتن راهكارهايى براى عملى كردن آن شعار است.»

2- « دولت » مهمترين نماد نظام است لذا تجلي وحدت ملي بايد در دولت ديده شود و اتحاد ملي بايد در تركيب و عملكرد دولت تجلي كند. به اين ترتيب انتظار مي رود اگر قرار است شعار «اتحاد ملي » واقعاً عملياتي شده و در جامعه تحقق يابد، تركيب كابينه دولت نمادي از اتحاد ملي باشد و تمام جناح‌‏هاي سياسي همسو در كنار جريانات سياسي غيرهمسو در آن حضور داشته باشند ، در غير اين صورت نمي‌‏توان اميدي به تحقق اهداف مورد تأكيد رهبري داشت. به هر حال تحقق اتحاد ملى مستلزم يك سرى الزامات خاص است كه بايد به اين الزامات توجه شود.

3- دولت نهم به منظور رسيدن به وحدت ملي ، مي‌تواند مهاركننده و مديريت كننده چهره‌ها و رسانه‌هاي هوادار خود باشد، چراكه نتيجه تخريب‌هاي بي‌رويه شخصيت‌هاي نظام و ديگر گروه‌هاي سياسي كه به بهانه طرفداري از آقاي احمدي‌نژاد انجام شد ، چيزي جز ايجاد تفرقه و اختلاف نيست  . بنابراين به نظر مي‌رسد يكي از اقداماتي كه مي‌تواند به بهبود فضاي تنش‌آميز كنوني جامعه منجر شود، مديريت و كنترل دو روزنامه و ده‌ها سايت اينترنتي است كه تحت پوشش هواداري از دولت به تخريب ديگران مي‌پردازند.

4- عامل ديگري كه مي‌تواند به بهبود فرايند اتحاد ملي منجر شود، تغيير ادبيات و لحن مسئولان دولتي نسبت به ديگر چهره‌ها و شخصيت‌هاي نظام است كه متأسفانه در سال 1385 عموماً با تخريب و كنايه همراه بود ، در حالي كه تكريم و احترام به ديگر مسئولان مي‌تواند فضاي مناسبي براي تقويت اتحاد ملي پديد آورد.

5- از جمله گام هاي مهمي كه مي‌تواند از سوي دولت براي بهسازي فضاي تنش‌آلود فعلي در جامعه برداشته شود،تغيير رويكرد دولت با رسانه‌هاي منتقد و افزايش سعه صدر و تعامل با منتقدان است ؛ چراكه در سال 85، دولت با توقيف سه روزنامه كثيرالانتشار و ده‌ها شكايت از رسانه‌ها ، موضع برخورد و تقابل با رسانه‌هاي منتقد را در پيش گرفت كه طبيعتاً نتيجه چنين موضعي، بهبود روابط با رسانه‌ها و افكار عمومي و كمك به تحقق اتحاد ملي نخواهدبود.

6- از ديگر مواردي كه چنانچه از سوي مسئولان دولتي مدنظر قرار گيرد ، مي تواند به ايجاد وحدت ملي كمك نمايد، فراهم كردن فضاي نقد و پذيرش انتقاد از سوي آنان است. آقاي كروبي در اين زمينه مي گويد : « نقد دلسوزانه نه تنها منافاتي با بحث اتحاد ملي ندارد، بلكه براي ارتقاء و گسترش آن بسيار مفيد است. جايگاه نقد سازنده و دلسوزانه بايد در بحث اتحاد ملي لحاظ شود . به عنوان مثال اگر دستگاه قضايي يا اجرايي دچار اشكالي است و در مسائل مختلف ضعف دارد، چنانچه اين قضيه مورد نقد قرار نگيرد قطعاً ضررش متوجه كل كشور خواهد بود. اگر نقد در يك كشوري صورت نگيرد و افكار عمومي يا احزاب و رسانه‌ها از ترس برون‌رفت از دايره‌ي اتحاد ملي ، دچار خودسانسوري شوند، ضررش به كل كشور وارد مي‌شود . در اين صورت بسياري از منافع ، قرباني مي‌شوند و ما مطمئنيم كه مقام معظم رهبري نيز منظورشان از اتحاد ملي چنين چيزي نبوده است. بنا براين اگر قدرت در كشوري نقد نشود فساد به بار مي‌آورد.» 
 در تاريخ خلفاي سيوطي نيزآمده است: در دوران خلفاي راشدين كه خليفه خطبه نماز را ايراد مي‌كرد، اگر كسي نسبت به حكومت و يا شخص حاكم انتقاد داشت، همانجا سخن خود را مي‌گفت تا جناب خليفه و حاضران بشنوند. مثل اين كه در اين روزگار ، يك منتقد سياسي و اقتصادي بخواهد در پيش از خطبه‌هاي نمازجمعه سخنراني كند .          
 بايد سخنان مخالفان داخلي را شنيد و با آنان مناظره و گفتگو كرد. چرا نظرات مخالف نبايد از رسانه‌هاي ملي مطرح شود؟ اگر كشور بخواهد فقط براساس ديدگاه يك جريان خاص مديريت شود، همان استبدادي است كه همه محكوم مي‌كنند . اما نه استبداد فردي، بلكه استبداد حزبي و جرياني. بنابراين اگر دولتمردان بخواهند براساس روش پيامبر و سيره امام علي (ع)، كشور را مديريت كنند، بايد اجازه دهند تا سخنان و نظريات مخالفان و ناقدان در رسانه‌هاي ملي و تريبون‌هاي عمومي مطرح شود.  
مدیران و تئوریسین‌های دولت نهم باید بپذیرند که
«انتقاد» بخشی از واقعیت موجود فضای سیاسی ایران و مهم‌ترین علت پویایی و پایداری مردمسالاری دینی‌ است. همانگونه که دولت‌های آقاي هاشمی ، و به صورت جدی‌تر دولت‌های آقاي خاتمی حریم نقد و انتقاد نیروهای معتقد به چارچوب نظام را پاسداری کردند، دولت آقاي احمدی‌نژاد نیز باید نگاهی تازه‌تر و عمیق‌تر به حوزه نقد و نقادی داشته باشد . افقی که رهبری معظم انقلاب در سال 86 برای «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» ترسیم کردند از هیچ معبری جز وحدت در عین کثرت و نيز خود انتقادی گذر نخواهد کرد.

7- امسال انتخابات مجلس شوراي اسلامي را داريم كه به طور قطع عملكرد شوراي نگهبان در اين انتخابات مي‌‏تواند به ايجاد اتحاد ملي كمك كند و شرايطي مهيا نمايد تا تمام ديدگاه‌‏هاي سياسي فرصت حضور در انتخابات را داشته باشند . فراهم نكردن زمينه براي حضور عادلانه همه جناح‌‏هاي سياسي در انتخابات مجلس، مي‌‏تواند به اتحاد ملي خدشه وارد كند و به طور قطع باريك‌‏بيني مقام معظم رهبري در انتخاب اين نام به‌‏گونه‌‏اي بوده است كه استثنا بر آن وارد نمي‌‏شود.     
بر اساس نامگذاري سال 86، بايد جايگاه تمام شهروندان جمهوري اسلامي ايران توسط دولت و شوراي نگهبان براي حضور در عرصه‌‏هاي سياسي و مديريتي كشور تبيين شود و اگر در عمل اين كار انجام نگردد ، باز مي‌‏تواند اين نامگذاري در حد شعار باقي بماند و حتي مورد سوءاستفاده ابزاري قرار گيرد.        
8- اتحاد ملي  ترجمان وفاق است و وفاق هم يكسويه ايجاد نمي‌شود . اتحاد براي خودش پيش فرض و مبنايي دارد و با شعار صِرف هم بدست نمي‌آيد. ابتدا مي توان در خصوص ملزومات اتحاد ملي گفت‌وگو نمود ، سپس مسئولين نظام بايد دست خود را  به سوي تمام گروه‌هايي كه خواهان رشد و پيشرفت كشور هستند دراز نمايند و از آن‌ها استمداد بجويند تا در خصوص اهداف ملي به سهم خودشان نقش‌آفريني كنند. نبايد فقط از پاييني‌ها خواست كه ملزومات يك وفاق را رعايت كنند و يا به خاطر مصالح ملي سكوت نمايند ، در حالي كه برخي دولتمردان ما متوجه مباني ، مفروضات و ملزومات دستيابي به وفاق ملي نباشند . همان‌طور كه پاييني‌ها بايد ملزومات وفاق را رعايت كنند، بالايي‌ها هم بايد به مباني آن پايبند باشند.

9- مدیران و تئوریسین‌های دولت نهم همچنین باید به این نکته نیز توجه داشته باشند که «اتحاد ملی» بیش از هر چیز نیازمند بسط دامنه مشورت‌پذیری دولت به تمام جناح‌های سیاسی است. در چنین معادله‌ای است که احزاب و مدیران با سابقه‌ای که هم‌اکنون حاشیه‌نشینی را برگزیده‌اند در متن تحولات به کمک دولت خواهند آمد و هر یک مسئوليت حل گوشه‌ای از مشکلات داخلی و خارجی کشور را بر عهده خواهند گرفت. رفتار هوشمندانه دولت به عنوان بزرگ‌ترین و مؤثرترین نهاد حاکمیتی جمهوری اسلامی دربكارگيري از ظرفيت ها و ديدگاه هاي احزاب و مديران گذشته و مشورت با آنان ، مي تواند به حل مشكلات و تحقق اتحاد ملي كمك مؤثري نمايد .

ادامه دارد.......................

+ خزاعی |