باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم
****************************
" سي و دومين سالگرد رحلت دكتر علي شريعتي" است . بمنظور گرامیداشت یاد او ، جملاتی از وصيت نامه ایشان را یادآور ميشوم:
خدا را سپاس میگزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین"شغل" را در زندگی، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملّتم میدانستم و اگر این دست نداد ، بهترین شغل یک آدم خوب، "معلمی" است و نویسندگی . و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو.
و عزیزترین و گرانترین ثروتی که میتوان به دست آورد، "محبوب بودن" و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوختهام این . و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلالترین لقمه است.
و حماسهام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمیشناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم، متکبّرترین بودم و در برابر هر ضعیفتر از خودم متواضع ترین.
و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمیتوانستهاند به سادگی مقامات حساس و موفقیتهای سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست میدهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست میآورند.
و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گُنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد بردهایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاشهای ماست.