
« بنده اعتقاد ندارم که بستن رسانهها و ایجاد محدودیت، چاره مشکل باشد. ... متأسفانه ما ریشهها را رها کردهایم و به مسایل دیگری پرداختهایم. ... توزیع سیب زمینی دیگر کمکم تبدیل به یک نماد شده است. در نگاه اولیه به نظر میرسد که این چیزی است که دیگران نیاز دارند و بد نیست که حکومت به دنبال این مسأله باشد، ولی حساسیتی که در این مسأله به وجود میآید به این خاطر است که این کار برای خرید چیزی است. بحثی در مردمشناسی هست که میگوید در کسی که هدیهای گرفته است، حسی برانگیخته میشود که این هدیه را جبران کند. ..... اگر با این کار حق کسی را میدهند، مسألهای نیست ولی اگر شیوهای که اتخاذ میکنیم این حس را برانگیزد که انتظاری از آنها هست یا به نوعی مردم را نمکگیر کنیم یا این احساس باشد که مردم فکر کنند باید در جای دیگری این مسأله را جبران کنند، این هم مسأله متفاوتی است..... معامله با خدا تنها معاملهای است که مورد توجه است و تنها معامله پرارزشی است که خدا به آن ارج و قرب میدهد. ....در جامعه کالاهایی وجود دارد که قابل فروش نیست. مثلاً کسی آبرو، ناموس و رأی خود را نمیفروشد. ... در یک جامعه ارزشی رأی اصلاً قابل خرید و فروش نیست. .... در زمان جنگ فضایی بود که بیشتر معاملات با خدا و برای خدا بود؛ به طوری که حتی برخی به دنبال این بودند که وقتی شهید میشوند هم شناخته نشوند. ......آنچه الان اتفاق افتاده و اوج آن را در این بداخلاقیها در رابطه با انتخابات میبینیم، به همین مسأله برمیگردد. .....این مسأله اثرات اقتصادی منفی هم دارد. منابعی که در دست ماست وقتی در خدمت پروژههای بلندمدت باشد ممکن است موقعی به نتیجه برسد که اصلاً آن دولت نباشد. زمانی میتوانیم از منابع کمیاب در خدمت اهداف راهبردی استفاده کنیم که از اینکه مورد تقدیر آنی قرار بگیریم، دل بکنیم. اگر قرار باشد منابع را طوری مصرف کنیم که هیاهو به دنبال داشته باشد و بخواهیم برای ما هورا بکشند، اینجاست که ممکن است فکر شود با یک کیسه برنج یا سیب زمینی میشود رأی مردم را خرید. .....ضایعهای که الان وجود دارد این است که به قدری تنزل پیدا کردهایم که عدهای فکر میکنند اکثریت رای جامعه را میتوان با پول و امکانات خرید. .... یکی از اثرات سیاستهایی که در این چند سال داشتهایم، لاغر شدن قشر متوسط و رفتن آنها به سمت زیر خط فقر است. وقتی سیاستهای نادرست در پیش گرفته شود چنین اتفاقی میافتد و کمکم قشرهای متوسط لاغر شده و به سمت پایین سرریز میشوند. .... وضعیتی که در دولت فعلی وجود دارد، این است که حتی اهدافی برای توسعه وجود ندارد و طرحهای بزرگ مطرح نیست .... متأسفانه امروز اکثر چنین پروژههایی خوابیده است و پروژههای کوچکی که رضایت آنی دارد، انجام میشود؛ البته این پروژههای کوچک نیز در حد خود بد نیست، ولی کشوری که وقت کمی دارد باید از این وقت بیشترین استفاده را ببرد....عدهای میگفتند اینترنت فقط برای فساد به وجود آمده است. همان موقع که این بحث مطرح میشد، گفتم کشوری مانند آمریکا این مقدار هزینه نمیکند که فقط بخواهد یکسری تصاویر مستهجن برای ما بفرستد. این یک نوع نگاه است که فکر کنیم تمام این تغییرات در دنیا برای این است که ما را نابود کنند و فرهنگ ما را از بین ببرند و متأسفانه هیچگاه به شکل یک فرصت به آن نگاه نمیکنیم. با بستن و محدود کردن نمیتوانیم جلوی مفاسد را بگیریم و در چنین حالتی فضای زیرزمینی مخوفی ایجاد میشود که قابل کنترل نخواهد بود……300 میلیون CD صوتی و تصویری در کشور توزیع میشود که نزدیک به 100 درصد آن زیرزمینی است. اینها باید مدیریت صحیح شود و جایگزینی برای آن بیابیم. این مشکلات ناشی از دید محدودی است که بعضاً برای استفاده از آن امکانات داریم؛ بدین ترتیب غیر از اقتصاد زیرزمینی یک فرهنگ زیرزمینی نیز داریم….. به صورت اصولگرایانه نیازمندیم که به ارزشهای انقلاب بازگردیم و از طرف دیگر هم باید نگاه اصلاحطلبانه داشته باشیم و فکر میکنم چنین زمینهای در جامعه وجود دارد.