
چند روایت در مورد انصراف آقای خاتمی
««««««««««««««»»»»»»»»»»»»»»»
" عماد افروغ " در مورد انصراف آقای خاتمی از عرصه رقابت های انتخاباتی می گوید : « آقاي سيدمحمد خاتمي با تأكيد بر اخلاق از صحنه انتخابات كنار رفتند. توجه به اخلاق بهويژه پيوند آن با سياست يكي از دغدغهها و اهداف و ارزشهاي اصلي جامعه و گفتمان انقلاب اسلامي است؛ متأسفانه نهتنها مقوله پيوند اخلاق و سياست دستخوش يكسري بيمهريها، بيتوجهيها و غفلتها شده است بلكه با كمال تأسف به نام جمهوري اسلامي اين اقدام صورت ميگيرد. بسياري تصور ميكنند كه ميتوانند براي حفظ حكومت هر اقدامي انجام دهند و حقيقت را فداي مصلحت و اخلاق را قرباني سياست كنند. …اگر انسانهاي اخلاقي حاضر نشوند به هر قيمتي وارد بازي سياست شوند خواهناخواه زمينه براي اصلاح قدرت فراهم ميشود. البته اين به معناي سلب وظيفه از انسانهاي اخلاقي براي افشاگري و آگاه كردن نيست اما در شرايطي كه روشنفكران و اخلاقگرايان به انزوا بروند و سكوت كنند، خواهناخواه اخلاق و اخلاقيات در جامعه عرصه تاخت و تاز ثروتطلبان، قدرتاندوزان، منفعتگرايان و كاسبكاران بيتوجه به اخلاق ولو به نام اخلاق قرار ميگيرد. كنارهگيري، منجر به آگاهيبخشي، افشاگري و فشار آوردن به رفتارهاي ضداخلاقي ميشود و در واقع فرآيند درهمتنيدهاي براي اصلاح قدرت رخ ميدهد. »
"محسن آرمين" هم می گوبد : « آقای خاتمی با اين اقدام به نماد التزام به اخلاق در تاريخ سياسي ايران بدل شده است. »
"محسن مير دامادي" نیز معتقد است که: «خاتمي با نگاه به افق هاي بالاتر ، اخلاقي ترين تصميم را گرفت.»
" علی تاجرنيا" هم در مورد علت این تصمیم آقای خاتمی می گوید : « مردم دليل شکست اصلاح طلبان را در انتخابات گذشته، تشتت ميان کانديداها مي دانند. از طرف ديگر آقاي خاتمي، شخصيتي است که حضور در انتخابات و پست رياست جمهوري را با هدف تغيير در قوه اجرايي طلب مي کرد. اما با تعدد کانديداها، اين ذهنيت به وجود مي آمد که اين ها جنگ قدرت است. آقاي خاتمي با انصراف خود، باعث تلطيف فضا شد. آقاي خاتمي نشان دادند که ايشان واقعاً سياستمداري اخلاقي هستند.»
"احمد زیدآبادی" هم چنین می گوید : « به عنوان كسي كه بسيار نگران از دست رفتن سرمايه فرهنگي و اجتماعي گرانقدري به نام محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري و پس از آن بودم، خوشحالم كه وي پاي خود را از اين معركه كنار كشيد تا به اميد خداوند در شرايطي مناسب، نقشي مهمتر و مفيدتر براي جامعه ايران بازي كند.زیرا در این شرايط آقاي خاتمي در مقام رئيس جمهور قرباني ميشد.»
" تقی رحمانی " در مورد انصراف خاتمی می گوید : « انصراف خاتمی کاری هوشمندانه بود، اصولگرایان می توانستند به بهانه حضور خاتمی اجماع روی احمدی نژاد را قطعی کنند اما الان با کنار رفتن خاتمی دیگر اجماع روی احمدی نژاد معنا دارد نیست.»
مصطفی تاج زاده :« دلیل کناره گیری آقای خاتمی، درسگیری از تجربیات گذشته و تاریخی است مبنی بر این كه تعدد نامزدهای اصلاحطلب موجب تشتت و پراكندگی آرا میشود. در چنین حالتی اقتدارگرها فرصت پیدا میكنند از این تعدد، تشتت را نتیجه بگیرند و حداكثر بهرهبرداری را برای شكست تفكر و جریان اصلاحطلبی در ایران بكنند. بنابراین آقای خاتمی تشخیص داد كه با انصراف خویش میتواند اجازه ندهد رقابتهای انتخاباتی در درون جبهه اصلاحات به اختلاف آنان نزد مردم تفسیر نشود و آرای مردم نیز پراكنده گردد.»
محمدعلی ابطحی : « با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاحطلبی شکل میگرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش میدانستند که میتواند در مرحلهی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگتر و و ارزشمندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیسجمهور است.»
"دکتر غلامعلي رجايي" : « به گمان من، خاتمي حتي اگر در اين ميدان ميماند و يک يا دو دوره ديگر رئيسجمهور ميشد، به قلهاي که هماکنون با اين فعل اخلاقي از خود نشان داد، نميرسيد. خاتمي با اين پاي گذاشتن بر سليقه و ميل خود به ويژه پس از ديدن آن همه استقبال مردم از خود که در نظرسنجيهاي بيطرفانه رأي کنوني وي را در برابر آقاي احمدينژاد و مهندس موسوي اعلام کردند، به منزلتي دست يافت که برگ زريني به کارنامه عمل و زندگي صادقانه او با مردم افزود.»