تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - سرپوش گذاشتن بر ضعف ها با شعار حمایت رهبری

 

 

                       


سرپوش گذاشتن بر ضعف ها، با شعار حمایت رهبری

ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة

هرچه به برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري نزديكتر مي شويم، جناح سیاسی حاکم میکوشد که به جای پاسخگویی به مردم، هرچه بیشتر بر ضعفهايش سرپوش بگذارد و عدم تحقق وعده ها و شعارهای خود را توجیه نماید و برای متقاعد کردن رأی دهندگان نیز دلایلی بتراشد . اگر چه در این راه از بکارگیری هر روشی و متوسل شدن به هرموضوعی اَبا ندارد، اما با تمام توان رسانه اي، اقتصادي و سياسي و عليرغم تمام شعارها، بزرگ نمائي ها و ادعاها، واقعيت غيرقابل كتمان ناكارآمدي و ضعف مديريت خود را نتوانسته مخفی نماید. ضعفف، ناتوانی و عملکرد نامناسب دولت نهم در اداره امور مملكت به قدري آشكار شده كه حاميان آقای احمدی نژاد نه تنها قادر به كتمان آن نيستند بلكه احساس مي كنند در صورت پنهان کاری بیشتر، دچار ريزش بيشتري در بدنه هواداران خواهند شد زیرا به خوبي دريافته اند كه اکنون مردم در سه ساله اخير در مسائل مختلف به يك مقايسه دست می زنند و همین امرموجب رویگردانی از این وضعیت و استقبال از رقبای آنان بوِیژه آقاي خاتمي گردیده است.
در چنین شرایطی حاميان دولت ناچار شده اند با خلق يك تئوري جديد با عنوان «اطاعت از رهبری، حمايت از احمدي‌نژاد» مردم را به حمایت از خویش وادارند. اين دستور كار جديد كه نظريه سازان پشت پرده ستاد آقای احمدي نژاد در حال پمپاژ آن به جامعه هستند، در پی آن است تا شايد كساني را كه دچار سر خوردگي شده و ديگر اميدي به آقای احمدي نژاد ندارند، دوباره به صحنه حمايت از او بازگردانند.

جناح دولتي به این فکر افتاده است که موضوع حمایت مقام معظم رهبری از دولت نهم را تبديل ‏‏به يك شعار انتخاباتي نموده و از آن در تبلیغات انتخابات آینده به نفع آقای احمدي‌نژاد بهره‌برداری نماید زیرا در حال حاضر حمايت‌هاي مقام معظم رهبری، تنها پناهگاه جناح حامي دولت در برابر منتقدان آقای احمدي نژاد بویژه در بین محافظه کاران است.‏
در همین راستاست که توسل به حمايت‌هاي مقام معظم رهبری از دولت نهم، در روزهاي اخير دستمايه‌ي مانور تبليغاتي گسترده‌ي حاميان دولت نهم بوده است.‏حاميان دولت نه تنها به تكرار چندين باره‌ي اين سخنان حمايت‌آميز مي‌پردازند، بلكه به اين ‏سخنان پر و بال هم مي دهند و حتی می کوشند که این تفسير و تعبير را ارائه دهند که نظر معظم له، حضور يك‌تنه‌ي آقای احمدی نژاد در انتخابات آينده ‏است‏ تا شاید رقباي اصلي و تأثير گذار را از صحنه رقابت حذف نمایند .
بارزترين نمونه از اين تعبيرها، از سوي آقای جنتي، دبير شوراي نگهبان، در نمازجمعه تهران ‏عرضه شد. آقای جنتي كه پيش از اين هم بارها از آقای احمدي‌نژاد و دولت نهم حمايت كرده بود و حتي چند هفته قبل به خاطر ‏حمايت از دولت، از تريبون نمازجمعه عليه مجلس و هيأت رئيسه‌ي آن هم موضع گرفته بود، روز جمعه به شدت ‏نسبت به اصولگراياني كه ادعاي اطاعت از رهبري دارند اما از دولت آقای احمدي‌نژاد انتقاد مي‌كنند، حمله کرد و آنها را ‏متهم ساخت كه: «پيام حمايت رهبر از احمدي‌نژاد را نگرفته‌اند.»‏
آقای جنتي با حمله شديد به "مخالفان دروني" دولت نهم و همچنين مطبوعات منتقد، گفت: « من نمي‌دونم، اين پيامها رو مي‌گيرن يا نمي‌گيرن؟ ‏اين حرفها رو مي‌شنوند يا نمي‌شنوند؟ بعد نرن ادعا بكنن كه بله، ما هم ولايت فقيه رو قبول داريم و ما هم مطيع ‏رهبريم. خوب اين رهبره و اين هم حرفهاي رهبر.»
همزمان با اين سخنان، دو سايت حامي دولت نهم "انصارنيوز" و "رجانيوز" هم نوشتند که مخالفان آقای احمدي‌نژاد، نه فقط با اصولگرايي مخالف‌اند، بلكه با ‏‏"گفتمان انقلاب اسلامي" هم مخالف‌اند و به همين خاطر طرح "دولت وحدت ملي" را مطرح كرده‌اند.‏
حال به نظر مي‌رسد هرچه تلاش‌هاي مخالفان آقای احمدي‌نژاد در جبهه اصولگرايان براي پيدا كردن راهي براي ‏كنار گذاشتن وی گسترش مي‌يابد، طيف حامي دولت نهم نيز گرايش بيشتري به سمت استفاده انتخاباتي از ‏حمايت‌هاي مقام معظم رهبری به عنوان تنها پشتوانه سياسي باقي‌مانده پيدا مي‌كند.‏البته ظاهراً حاميان آقای احمدي‌نژاد هم راهي جز اين ندارند زیرا مجموعه شرايط ، آنها را به اين ‏سمت سوق مي‌دهد كه خود را "گروه اصلي مورد نظر رهبری "معرفي كنند و همين ‏موضوع را تبديل به يك شعار انتخاباتي نمایند و آنگونه كه آقای جنتي در نماز جمعه گفت، تأكيد كنند كه: «تبعيت از ‏ولي فقيه، يعني حمايت از آقای احمدي‌نژاد».‏

اما برخی شخصیت های سیاسی نسبت به این وضعیت واکنش نشان داده و موضعگیری حمایتی آقای جنتی از آقای احمدی نژاد را در حالی که ایشان خود از مجریان انتخابات است ، خلاف قانون دانستند . به عنوان نمونه آقای سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان اقشار مختلف مردم استان کرمانشاه گفت: «متأسفم که امروز مسائلی پیش می آید که ما را نسبت به آینده نگران می کند؛ رهبری اخیراً مطالبی کلّی و اساسی فرمودند ولی متأسفانه بعد از سخنان ایشان، کسانی که تکلیفشان حفاظت از رأی مردم و نظارت بر انتخابات است که رأی آنها مصون باشد، آمدند و تفسیرهایی کردند که به نظر ما عجیب است و می‌گویند رهبری تکلیف را مشخص کردند که چه کسی انتخاب شود و چه کسی در صحنه بیاید و این طور القاء می‌کنند که یک جریان باید بماند و جریان دیگر باید کنار برود. مگر رهبری خودشان نمی‌توانند مطالب را بگویند. در همه دوره ها ایشان فرموده اند که دخالتی در انتخابات نمی‌کنند و از هر کسی که رأی بیاورد حمایت خواهند کرد......این تفسیرها ما را نگران می‌کند که آنها تکلیفشان را این طور بدانند که در مقام عمل هم فقط به خواست خود توجه کنند و بر خلاف قانونی که معیّن شده است عمل نمایند.......کسانیکه انتخابات را برگزار می کنند باید بی طرفانه برخورد کنند و بگذارند رأی مردم ظهور و بروز پیدا کند و باید به رأی مردم تن دهند. این نگرانی است که ما همیشه داشته‌ایم و حالا نیز داریم.»
مرتضی الویری هم در نوشته ای که در روزنامه اعتماد به چاپ رسید گفت : « هنگامي که در مجلس دوم حضرت آيت الله خامنه اي، مهندس ميرحسين موسوي را به عنوان نخست وزير معرفي کردند، 99 نفر از نمايندگان مجلس به وي رأي منفي دادند. اين در حالي بود که امام خميني به طور صريح تغيير ميرحسين را به مصلحت ندانسته بودند. ....ولی پس از آن واقعه، امام خميني اقدام نمايندگان را عمل به وظيفه دانستند و رأي 99 نماينده مجلس که برخلاف نظر ارشادي امام خميني بود نه از سوی خود ايشان خلاف دانسته شد و نه از نظر حضرت آيت الله خامنه اي. علاوه بر این ، آقاي ناطق نوري مشاور سياسي مقام معظم رهبری هم نقل کردندکه من و چند نفر از نمايندگان گروه هاي هم فکر خدمت آقا رفتيم، وقتي جلسه تمام شد يکي از دوستان ما به آقا گفت چگونه بايد باخبر شويم که در دل و انديشه شما چيست تا طبق آن عمل کنيم. ايشان فرمودند (بدين مضمون) شما به دل و مکنونات من چه کار داريد. دل و انديشه من که براي شما حجت نمي شود. اگر حکم کردم، بله بايد طبق آن عمل کنيد. در غيراين صورت شما بايد طبق تشخيص خود عمل کنيد.»

+ خزاعی |

 


www.clockma.com