چرا لنگه کفش ؟ !
طططططططططططططططططططططططططططططططططط
بسیاری از ما گاهی اوقات در شرایطی قرار می گیريم که تحت تأثير جوّ يک رخداد، سخني بر زبان می آوریم که وقتي زمان مي گذرد خودمان هم دیگر دلمان نمي خواهد در مورد آن حرفي زده شود. براي همين هم لازم است که گاهي نوشته ها را نگه داريم تا مطمئن شویم که بر آمده از هیجانات آني نيست. ماجرای پرت كردن دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به سمت جرج بوش هم از آن دست است . اکنون که چند روزی از آن ماجرا می گذرد با تأمل بیشتری در باره آن می توان قضاوت و اظهارنظر کرد زیرا درباره آن بدون تأمل سخن گفتن ، به راحتي متهم به دفاع از بوش و شيطان بزرگ مي شویم .
بگذریم از این که بسیاری از ما از بوشجنگ طلب متنفر هستيم و جمعي نیز که از بُغض مرگ عزيزانشان در جنگ هنوز سوگوار هستند، وقتی می بینند که کسي به جاي آنها براي تحقير آنکس که جنگ را ساخته است فرياد مي زند، دلشان خُنَک مي شود، اما باز هم به نظر من حرکت منتظر الزیدی"خبرنگار " عراقی قابل دفاع نیست زیرا اگر شهروندان ناراضي، این اقدام را نسبت به رؤساي كشور خود يا كشوري بيگانه انجام دهند قابل فهم و در برخي موارد خاص حتي شايد قابل تحسين باشد ولی از جانب یک " خبرنگار" و روزنامه نگار پذیرفته نیست زیرا روزنامه نگاري، حرفهاي با قواعد ويژه خويش است که بر اساس آن ، تحت هيچ شرايطي حق بيحرمتي و تعرض فيزيكي به هيچ مقام رسمي با هر ماهيتي را ندارد. اگر قرار باشد مقامهاي رسمي از تعرض خبرنگاران و روزنامه نگاران نسبت به خود بيمناك باشند، ضربهاي مهلك به حرفه روزنامه نگاري وارد و کار اطلاع رسانی نیز با مشکلی بزرگ مواجه خواهد شد.البته این را هم اضافه نمایم که اين سخن به معناي دفاع از جرج بوش و عدم تنفر از وی نيست، بلكه دفاع از اصولي است كه اگر زير پا گذاشته شود، دامن همه رهبران دنيا را ميگيرد و سنگ روي سنگ بند نمي شود ضمن آن که بسیاری از مردم ایران از مجازات منتظر الزيدي نیز علیرغم آنکه خانواده او اعلام کرده اند که "از دخالتهاي ايران نيز به اندازه نيروهاي نظامي ايالت متحده در منطقه متنفر هستند" نه تنهاحمایت نمی کنند بلکه با آن مخالفند .
اما وجه دیگر رفتار خبرنگار عراقی با رئیس جمهور یک کشور دیگر همان است که خودمان در ماجرای دانشگاه کلمبیا بصورتی دیگر با آن مواجه شدیم و تعرّض لفظي رئيس دانشگاه كلمبيا به آقای احمدي نژاد را، خلاف اخلاق و مغایر با رسم مهمان نوازی دانستیم و یکپارچه آن را محکوم نمودیم و اينك بر اساس همان اصل، پرتاب دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به جرج بوش را نمی توان تأییدکرد زیرا چنانچه پرتاب کفش به سوی رييس جمهور یک کشور را نشانه ای ماندگار از آزادي خواهی نام ببریم ، چنانچه در مواردي ديگر و برخلاف اخلاق و رسم مهمان نوازي حرکتی علیه خودمان صورت گیرد جایی برای تقبیح نخواهد ماند .
علت اصلی عدم موافقت من با حرکت منتظر الزیدی به این خاطر است که اولاً این خبرنگار 29 ساله عراقی "شیعه" است که در دوران صدام، کارمند رسمی تلویزیون این کشور بوده و در سالهای اشغال عراق نیز دو بار به عنوان فرد مشکوک توسط نیروهای آمریکایی دستگیر و آزاد شده است و اکنون این اقدام وی می تواند بهانه ای به دست دشمنان برای تبلیغ علیه شیعیان و حتی کشور ایران بدهد . ثانیاً ، ایشان " خبرنگار" است و یک خبرنگار و روزنامه نگار، راه های فراوان دیگری برای ابراز عقیده و بیان اندیشه خود دارد . خبرنگار یک رهگذر معمولی نیست که به هنگام خشم نتواند واژه اي خلق کندکه به اندازه پرتاب همان کفشها تأثیرگذار و ماندگار شود .کسانی که امروز به تأیید بی چون و چرای این حرکت پرداخته و در مدح آن شعر می سرایند و از راه دور بر آن بوسه می زنند و آن را اقدام غیورانه می خوانند، چرا این ایده را تشویق نمی کنند که خبرنگار مي تواند به جاي کفش از پا کندن و پرتاب کردن، هزار زبان و هزار هنر گوياي ديگر به خدمت گیرد و شجاعت را تعريفي متفاوت از حمله ور شدن و کفش از پا به در آوردن ارايه دهد؟ آیا کسانی که در ايران براي لنگه کفش پرتاب کردن جشن گرفته اند ، هیچ مي دانند که اگر فردا همين فرهنگ، چشم و چال ما را نيز نشانه رود با چه رويي بايد به نقد اين شيوه برآييم و براي معترضان نسخه اخلاق و مهمان نوازي بپيچيم.
با این نگاه است که من واقعاً علت اين همه خوشحالي برخي آقایان را از پرت كردن دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به سمت بوش درک نمی کنم اما از زاویه ای دیگر که به ماجرا نگاه می اندازم و وقتی که گزارش روزنامه كيهان را از سخنراني آقاي خاتمي در دانشگاه تهران می خوانم که از خبر دروغ و ساختگی آتش زدن عكس ایشان در اين مراسم آن هم از سوي هواداران آقاي عبدالله نوري!!! و در شرایطی که هیچ یک از شاهدان عینی و حاضر در مراسم چنین صحنه ای ندیده اند، در پوست خود نمی گنجد!، متوجه می شوم که گویا کفش های بسیاری از این پس به سوی افرادی دیگر پرت خواهد شد و تاریخ به خاطر خواهد سپرد کفشی که از دست خبرنگار عراقی به طرف رئیس جمهور آمریکا پرت شد، چه سرنوشتی پیدا کرد .
ضمناْ روز پنجشنبه دولت عراق اعلام کرد که منتظر الزیدی نامه ای برای المالکی نوشته و ضمن طلب عفو ، اقدام خود را زشت توصیف کرده است .