تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - عبرت های ماجرای کردان
 

 

 

عبرت های ماجرای کردان

============

"لاسکي" می گوید : «روندهاي سياسي، بسيار شبيه کوه يخ شناورند. آنچه در روي آب ديده مي شود، فقط بخش کوچکي از واقعيت بزرگ زيرين است.»

بدون شک ، ماجرای استیضاح کردان پشت پرده هایی دارد که بسیاری از زوایای آن برای مردم آشکار نگردید و شاید به همین خاطر است که پس از گذشت حدود يک هفته از آن ماجرا، همچنان محافل سياسي و رسانه يي درباره آن سخن مي گويند و تحليل هاي متفاوتي درباره آن دارند. عده ای معتقدند که استيضاح وزيري از يک جناح سياسي از جانب نمايندگان همان جناح، رويدادي پيچيده است که انگيزه هاي آن به آساني فراچنگ نمي آيند. برخی دیگر از ناظران سياسي هم می گویند، از ماجراي استيضاح کردان شاید بتوان بعضی از اتفاقات سياسي شرايط کنوني کشور را تحليل کرد و مناسبات پنهان دولتمردان کابينه دولت نهم و صاحبان صندلي هاي سبزرنگ مجلس هشتم را کشف نمود.

تحلیل گران معتقدند که اساساً معرفی کردان برای پست وزارت در شرایطی صورت گرفت که حلقه اطرافيان رئيس جمهور پس از چند دوره پالايش دروني کاهش يافته و کم تعداد شده است بنا براین آقای احمدی نژاد مجبور شد براي ترميم کابینه خويش، دايره نيروها را گسترده تر کرده و راه را براي ورود مديران مياني به عرصه مديريتي درجه يک باز کند. در این میان،علي کردان که طي عمر سه ساله دولت نهم، همواره بر جايگاه مديريتي درجه دوم کشور جلوس کرده بود و نحوه خدمتی وی مورد تأیید رئیس جمهور بود تا آنجا که به عنوان يکي از "مديران اتوبوسي" شهرت داشت ، نخستين فرد از حلقه مديران مياني دولت نهم بود که به عنوان دومين وزير کشور دولت آقای احمدی نژاد به مجلس معرفي شد .
اما دوران وزارت کردان چندان نپایید و پس از گذشت حدود سه ماه از رأی اعتماد مجلس به کردان و در پی کش و قوس های فراوان ، مسافر دهم اتوبوس دولت نهم در ايستگاه بهارستان پياده شد تا با رفتن او ، کابينه همیشه ناتمام آقای احمدي نژاد باز هم ناقص بماند  .

برخی دیگراز تحلیلگران ، استيضاح وزيري از يک جناح سياسي از جانب نمايندگان همان جناح را که در جمهوری اسلامی بی سابقه است ، نشانه ای از وجود اختلاف در بین آن جناح می دانند مثلاً  "امیر محبیان" می گوید : « بدون شک استيضاح آقاي کردان نمايانگر اختلافي روشن در ميان دو بخش از جريان ساختاري اصولگرايان يعني مجلس و دولت است. » ،  ولی "حسین مرعشی" می گوید : « من معتقدم استيضاح کردان نه خبر از انشقاق اصولگرايان مي دهد و نه يک استثنا است بلکه نشان مي دهد اصولگرايان بيش از پيش با هم متحد شده اند و اختلاف نظرهايشان به حداقل رسيده است، به نحوي که اگر تا پيش از آن در مواجهه با رئيس جمهور ترديدهايي داشتند، بعد از استيضاح کردان اين ترديدها برطرف شده است و غالب اصولگرايان را يکدست ساخته است تا در مقابل دولت جهت نيل به اهداف اصولگرايانه خود عقب ننشينند. استيضاح کردان از اين حيث آغاز يک انسجام دروني در جبهه اصولگرايان عليه احمدي نژاد و دولت ايشان است و شمارش معکوس دولت نهم را رقم زده است.» البته تعداد رأي هاي موافق ابقاء کردان نيز مشخص نمود که تعداد نمايندگان حامي دولت قابل توجه نیست چرا که از 45 رأي مخالف استيضاح، تقريباً 25 نفر از حاميان دولت و حدود 20 نفر نيز از نمايندگان شهرهاي شمالي بودند .

 گلایه های  کردان :

علي کردان که در ستاد علي اکبر ناطق نوري در انتخابات دوم خرداد 76  و علي لاريجاني در سال 84 فعاليت نموده و نیز چندين سال در کنار آنان خدمت کرده بود، انتظار داشت در این ماجرا دوستان و ياران او ، رفيق قديمي و حتي همشهري مازندراني خود را تنها نگذارند و از ارتباطات و توانايي ها و لابي هاي سياسي براي حمايت از وي استفاده کنند. علي کردان همچنین انتظار نداشت در مجلس شاهد هجمه رفقاي همفکر و فعالان سياسي هم جناح خود باشد و او را بدين شکل تنها بگذارند اما شاهد بوديم که چنين نشد و کردان ناچار گردید به قول خودش ،ناملايمات دوستان اصولگرايش را به عنوان خون دل براي خود نگه دارد ، اما مشخص نشد علي کردان که در جلسات خود در روزهاي پيش از جلسه استيضاح، از در اختیار داشتن مدارک و پرونده درباره کساني که او را در مطبوعات و تريبون ها تخريب مي کنند ياد مي کرد ،  چرا از مدارک موجود در پرونده اش استفاده نکرد. او پس از جلسه استيضاح در جمع تعدادي از دوستان قديمي خود و برخي از مديران صداوسيما که سال ها با آنها همکاري کرده است به صورت خصوصي گلايه کرد و گفت که به خاطر مصالح نظام و برخي مصلحت انديشي هاي ديگر سکوت کرده است و از اين منظر مظلوم واقع شده زيرا او فرصت داشته در زمان دفاعياتش در صحن علني مجلس به برخي از حمايت هاي بي دريغي که از نمايندگان اصولگرا کرده و چگونه آنان را در نشستن بر کرسی مجلس کمک کرده است، اشاره کند.

            
عبرت های ماجرای کردان:

و اما، ماجراي کردان می تواند برای فعالان عرصه سیاست، "پندها" و برای مدیران دولت نهم "عبرت" هایی داشته باشد .

1- يک نکته مهم و پندآموز ماجرای کردان ، "رفتار و  روش دولت نهم" است که مي تواند درس ها و پندهاي مهمي در پي داشته باشد. اگرچه رفتار دولت نهم در مواجهه با ماجرای کردان مشابه طرز رفتار آن با بسياري از اقدامات دولت در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، عمراني و امنيتي است که ابتدا وجود مشکل و مسأله انکار و پس از تحمل هزینه های فراوان ، به تلخ ترين و پرهزينه ترين شکل خاتمه می یابد ،درعین حال از این ماجرا می توان به "حقيقت فرهنگ رفتاري دولتمردان نهم" پی برد .            
2- درس و عبرت بزرگ ديگر اين ماجرا ، نحوه برخورد دوستان، همفکران و هم پيمانان کردان در"روز واقعه" بود. ماجراي کردان نشان داد که روزگار گاهي چه صحنه هاي عجیبی را به نمايش مي گذارد. نزديک ترين دوستان و هم پيمانان نيز در روزهای سخت وي را تنها مي گذارند. در روز استيضاح نه تنها رئيس جمهور حاضر نشد در مجلس حضور يابد و وزير خود را همراهي و پشتيباني کند بلکه هيچ يک از اعضاي دولت و حتي معاون پارلماني رئيس جمهور نیز حاضر نشدند به همراه او به مجلس بروند. آقاي لاريجاني هم که کردان ساليان دراز در پاي او رکاب مي زد ، در مقابل دوربين ها قرار گرفت و خود را از هر گونه ارتباط با مسئله کردان مبرّا ساخت.
3- گویا در این اواخر ، به گفته اسدالله بادامچیان، وعلی مطهری، کردان تصمیم به استعفا داشته اما آقای احمدی‌نژاد مانع وی شده و او را به «ایستادگی و مقاومت» ترغیب کرده است . بادامچیان می گوید : «این بهترین راه حل بود و در نهایت آقای کردان تا اندازه زیادی موافقت کرده بود ولی عدم رضایت رئیس جمهوری وی را بازداشت.» بنابراین یکی دیگر از درسهای ماجرای کردان این است که توصیه ها و حمایت های خوبان نیز ممکن است بی پشتوانه باشد . 
4- پند دیگر ماجرای کردان می تواند این باشد که رئیس جمهور نیز ممکن است به دلیل اطلاعات نادرست، دچار اشتباه محاسباتی شود . این اشتباه شاید از آنجا نشأت گرفت که دو ماه پيش در جریان استيضاح "علي احمدي" ، فقط در مدت 24 ساعت تعداد امضاها از 82 به 8 امضا تقليل پيدا کرد و به گفته علي مطهري از قول يک مقام دولتي مبني بر اينکه «دادن يک وعده کوچک کافي است تا نمايندگان هشت تا هشت تا امضاهاي خود را پس بگيرند». شاید هم این اشتباه، از احساس پشت گرمي آقای احمدی نژاد  به حمايت هاي بي دريغ نهادهاي عالي نظام و اميدواري به استفاده از حکم حکومتی نشأت مي گرفت.

به هر حال و در نهایت ،دولت نهم در ماجراي کردان شکست خورد و به صورت بازنده ناگزير از ترک صحنه شد .البته این شکست ، شکست يک قهرمان که موضعي بر حق اتخاذ کرده و به خاطر دفاع از راستي و درستي حاضر به تقبل و تحمل شکست شده است، نبود بلکه برعکس، اغلب افکار عمومي جامعه ايران ممکن است معتقد باشند که شکست رئيس جمهور در قصه کردان، محصول حق گرايي و حق پذيري وي نبوده است .

 

+ خزاعی |