هزینه این فرصتسوزی را چه كسانی پرداخت خواهند كرد؟
****************************
مطلبی را در روزنامه کارگزاران امروز( 25 مهر) به قلم محسن صفایی فراهانی خواندم که خلاصه آن این است :
« مقایسه عملکرد دولت با برنامه چهارم توسعه که سند مكتوب و راهبردی اقتصاد ایران به شمار میآید، نشان می دهدکه مطابق برنامه، سقف استفاده دولت از منابع درآمدهای نفتی سالانه 16 میلیارد دلار در سال بود درحالی كه در عمل آنچه اتفاق افتاده است بسیار بیش از سقف در نظر گرفته شده در جداول برنامه توسعه است. در سال اول برنامه، مصارف ارزی دولت به 35 میلیارد دلار رسید، سال دوم این رقم با احتساب لایحه متمم بودجه به 42 میلیارد دلار رسید و پیشبینیها نشان میدهد كه مصارف ارزی دولت در سال جاری به 47 میلیارد دلار برسد این در حالی است كه كسری بودجه دولت 15 میلیارد دلار برآورد میشود.
آمارها نشان میدهد به جای اینكه طبق قانون برنامه چهارم 64 میلیارد دلار از منابع ارزی استفاده كنیم 162 میلیارد برداشت كردهایم و به جای توسعه سرمایهگذاری، هزینه جاری كشور بالا رفت. اگر درآمد نفتی 198 میلیارد دلار را با 39 میلیارد دلار درآمد غیرنفتی جمع كنیم و عددی كه قانون اجازه داده برای هزینه از آن كم كنیم 110 میلیارد دلار مازاد خواهیم داشت و باید دید كه این 110 میلیارد دلار چه شده است؟ . حتی اگر درآمد غیرنفتی را از آن كم كنیم حدود 75 میلیارد دلار میشود. واقعاً چه بر سر این 75 میلیارد دلار آمده است؟ اگر چنین سرمایهای وجود دارد چرا در عمل با ركود روزافزون در اقتصاد روبهرو هستیم و اگر چنین سرمایهای در خزانه باقی نمانده است كه به قول رئیس قبلی بانكمركزی نیست، باید بررسی كرد كه بر سر این رقم چه آمده است و آیا آنگونه كه رئیس دولت اعلام كرده موجودی حساب ذخیره ارزی محرمانه است؟. البته نمایندگان مجلس هم اعلام كردهاند كه این حساب برای آنها نباید محرمانه باشد.
اما آنچه اكنون بسیار دردآور شده، این است كه سرمایههای به دست آمده از نفت واقعاً به كجا رفته است؟ این سرمایهها كه میشد به كمك آنها بخش سرمایهگذاری را در كشور فعال كرد، چگونه هزینه شده است؟
هر كشوری در هر سه، چهار دهه یك فرصت جهش پیدا میكند. اما این فرصت جهش را به راحتی از خود گرفتیم در حالی كه میتوانستیم با این منابع گزاف برای همیشه بدون نظامی شدن، امنیت خود را در منطقه حفظ كنیم. آنچه اكنون میتوان بیان داشت این است كه برترین فرصت برای كشور طی سه سال گذشته از بین رفت و شاید تا دهههای آینده چنین موقعیت تازهای برای كشور مهیا نشود. واقعاً هزینه این فرصتسوزی را چه كسانی پرداخت خواهند كرد؟»