تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - از نقد بعنوان « الطاف خفیه الهی» تا ...........

 

 

از نقد بعنوان « الطاف خفیه الهی» تا

« هوچی‌بازی نسبت به منتقدان»

اجازه بدهید در ابتدا سخنانی از "عماد افروغ" که به قول صادق زیبا کلام « تمام گلبول ها و سلول هاي بدن او اصولگراست اما الان در مقابل احمدي نژاد قرار گرفته است » یاد آور شوم  . افروغ در مطلبی با عنوان " انصاف، نقد و تخریب " می گوید : « مهم‌ترین قاعده‌هایی كه در مورد نقد صادق است این است كه روش‌مند و مستدل باشد، كلی گویی نشود و موضوع مورد نقد كاملاً تعریف شده باشد. اینكه انگیزه نقد خیرخواهانه است یا غیرخیرخواهانه، این موضوع فرع بر اصل نقد است، یا اینكه نقد همراه با راه حل باشد یا خیر، این نیز فرع بر اصل نقد است.
نكته قابل توجه در این میان، این است كه جامعه ما با موانع تاریخی، اجتماعی، فكری و معرفتی برای نقد مواجه است. نداشتن سعه‌صدر مسئولان یكی از همین موانع است. اگر مسئولان و اصحاب قدرت ما سعه‌صدر لازم را در برخورد با نقد داشته باشند، یكی از بزرگ‌ترین موانع نقد در جامعه پس زده می‌شود و آنجاست كه نه تنها از نقد، بلكه از تخطئه نیز استقبال می‌شود. چه بسا اینكه امام خمینی (ره) می‌فرمایند: "نقد و حتی تخطئه از الطاف خفیه الهی است"، به شرط اینكه مسئولان متوجه این الطاف خفیه باشند. در آن صورت بهترین فرصت برای دولتی فراهم می‌آید كه صاحب سعه‌صدر است تا جواب منتقد غیرمنصف را منصفانه و مستدل بدهد و این بر محبوبیت دولت خواهد افزود.       
......... باید گفت كه دولت فعلی متناسب با انتظارات، سعه‌صدر لازم را درخصوص آرای منتقدین نداشته و در جایی هم كه نشان داده گوش شنوایی برای شنیدن انتقادها دارد، باز هم خط‌مشی خود را دنبال كرده و نمایشی از نقد پذیری را نشان داده است..... نقدها معمولاً به 2 گونه صورت می‌گیرند؛نقدهایی كه ناظر به قبل از تصمیم‌گیری هستند و نقدهایی كه ناظر به بعد از تصمیم‌گیری‌‌ هستند. در جاهایی ما شاهد هستیم كه دولت نه نسبت به نقدهای قبل از تصمیم توجهی نشان داده است و نه نسبت به نقدهای بعد از تصمیم.  این بی‌توجهی نه تنها درباره نقدهای غیراصولگرایان، حتی درباره نقدهای اردوگاه اصولگرایی هم صدق پیدا می‌كند........ اجازه دهید به این نتیجه برسیم كه دولت نسبت به نقد بیگانه است و اگر بگوییم كه نقدهای غیراصولگرایان شائبه سیاسی كاری و برخوردهای جناحی دارد، آیا می‌توان همین ادعا را در مورد اصولگرایان نیز مطرح كرد؟          
جامعه‌ای كه بخواهد سراغ نقد برود باید به استقبال آزادی برود. پس الزاماً نقد همیشه منصفانه نیست و دولت نباید به اسم مقابله با تخریب یا نقد غیرمنصفانه، فضای هر گونه نقدی را مسدود كند.........بنابراین نقد‌شونده باید نسبت به نقدها برخورد منصفانه داشته باشد و به اهمیت جایگاه خودش درخصوص سعه‌صدر واقف باشد كه امام علی(ع) می‌فرمایند: ابزار ریاست سعه‌صدر است.»

 حال بعد از سخنان عماد افروغ ، به بخشی از انتقادات "حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی" که ،
- نماینده‌ مقام معظم رهبری در شورای‌عالی امنیت ملی
- عضو مجلس خبرگان رهبری 
- عضو مجمع تشخیص مصلحت‌ نظام
- رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
- دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی     و
- عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز تهران

است اشاره می کنم تا آن دسته از هوادارانی که انتقاد از دولت نهم را برنمی تابند و چشم بر کاستی ها می بندند ، حداقل برای انتقادات این اصولگرایان ، پاسخی منطقی و درخور بیابند . 

حسن روحانی در دیدار با جمعی از اعضای حزب اعتدال و توسعه گفته است ، در عمر سه ساله دولت نهم سه فرصت طلایی برای کشور پیش آمده ولی دولت نهم نتوانسته به‌خوبی از این فرصت‌های طلایی به نفع  نظام و کشور استفاده‌ کند.    
به عقیده وی :

1- « اولین فرصت طلایی ، افزایش قیمت نفت است . در سه سال گذشته قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور ‌آن را نیز نمی‌کردند......نفت با قیمت بیش از 130 دلار نیز فروخته شد. آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت ؟ .....در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به 25 دلاررسیده بود، دولتمردان می‌گفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا می‌کند......در حالی است که برنامه بر مبنای نفت 20 دلاری تنظیم شده نه نفت 120 دلاری. علیرغم این، باز هم وقتی عملکرد دولت را با برنامه مقایسه می‌کنیم می‌بینیم که تا چه اندازه برنامه عقب است ....... مگر دیگران چه کردند؟ چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما این‌گونه است؟.....ظاهراً عده‌ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شده‌اند..... در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت‌سازی انجام شد»؟.....بنابراین ما در این مدت یک فرصت طلایی بزرگ و باورنکردنی، یعنی فرصت نفت 120 دلاری را به سادگی از دست دادیم».       
۲- « دومین فرصت طلایی، ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون اجرایی آن در مجلس است . براساس ابلاغیه سیاست‌های این اصل قرار بود یک انقلاب اقتصادی با تبدیل اقتصاد دولتی به اقتصاد مردمی و خصوصی صورت گیرد و تحول عظیمی در اقتصاد رخ دهد. اما اکنون کدام تحول عظیم در اقتصاد رخ داده است و چه بر سر ابلاغیه اصل 44 که از سوی نخبگان کشور تهیه و توسط مجمع تشخیص تصویب و به تأیید مقام معظم رهبری رسیده، آمد؟ اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود. آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل 44 استفاده کرده است؟آیا نمی‌توانستیم اصل 44 را با دقت بیشتر و بهتری اجرا کنیم تا این دوری که دور باطل است، صورت نگیرد و به نقطه شروع باز نگردد. آیا از فرصت ایجاد شده ابلاغیه اصل 44 و تلاش‌هایی که برای آن صورت گرفته بود استفاده شد؟ »
3- « سومین فرصت طلایی آن است که دشمن در این سه سال بیش از هر زمان دیگری گرفتار شده است . از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچ‌گاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است. فشارهای داخلی، فشارهای خارجی، کشته شدن نظامیان در عراق و افغانستان، گرفتاری در لبنان و فلسطین و مشکلات داخلی در دو -سه سال گذشته باعث شده است تا دشمن سخت گرفتار شود.……ما می‌توانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بین‌المللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفاده‌ای شد؟ به جای تثبیت منافع ‌ملی و تحکیم امنیت‌ ملی به جلسه‌ای رفتیم با تابلو «خلیج دول عربیة» و سپس مثل همیشه قطعنامه‌ علیه جزایر سه‌گانه ایرانی دریافت کردیم…..وضعیت بانکی و مالی ایران امروز چگونه است؟ اعتبارات اسنادی با چه شرایطی و با پرداخت چند درصد سود گشایش می‌شود؟...... واردات مواد مورد استفاده در کارخانجات ما با ایجاد واسطه‌های خارجی، 20 تا 30 درصد گران‌تر تمام می‌شود این هزینه‌هایی است که به دلیل اتخاذ سیاست‌های نادرست از جیب مردم پرداخت می‌شود....... آیا ما نمی‌توانستیم از فرصت‌های طلایی به نفع عزّت مردم ایران استفاده کنیم؟ آیا اکنون ایرانیان در خارج از کشور، حتی در کشورهای اطراف احساس عزّت می‌کنند و با آن‌ها رفتار شایسته‌ می‌شود؟...... آیا وضع اقتصادی مردم بهتر شده‌است؟ چرا جیب مردم خالی و عزّت آنان به حراج گذاشته شد؟ به چه دلیل؟ آیا دربرابر همه این مشکلات کار بزرگی انجام ‌شد‌ه است»؟......سخنان و شعار‌های محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت، برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته است ........دولت در این سه سال فاتحه کار کارشناسی را در این کشور خوانده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد! ........مهر باطل شد بر هر نهادی که مجموعه‌ای از کارشناسان در آن فعالیت می‌کردند، زدند، نفس راحتی کشیدند و گفتند که مشکل کشور همین بود! سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و شورای پول اعتبار و بسیاری از شوراها بر همین اساس منحل شد». 

حسن روحانی علاوه براین مطالب ، طی سخنانی در دیدار با تعدادي از نمايندگان مجلس از کميسيون هاي مختلف هم اظهار داشت :« درباره اينکه ما در دنياي امروز بدون تعامل با بيرون، مي توانيم يک اقتصاد شکوفا داشته باشيم يا نه، عده يي مي گويند، بله اين شدني است و اصلاً نيازي به تعامل نيست، يا حتي مي گويند اين تعامل به ضرر ماست. حال آنکه بر اساس رويکردي ديگر بدون رابطه مناسب اقتصادي با ديگر کشورها، پيشرفت و شکوفايي با مشکلات و معضلات فراواني مواجه خواهد شد ..... ظاهراً در مسائل ابتدايي و اوليه مشکل داريم و متأسفانه دوباره در حال بازگشت به عقب هستيم و تازه دوباره مي خواهيم در بديهيات بحث کنيم...... متأسفانه ما در بسياري از مسائلي که در دنيا جزء بديهيات و مورد اتفاق نظر است، هنوز بحث مي کنيم. مي بينيد که بحث مي شود که آيا نقدينگي بر تورم اثرگذار است يا نه؟ يعني هنوز روي مسلّمات علم اقتصاد هم بحث و دعواست.......... اگر مجمع و مجلس کار نظارتي خود را خوب انجام دهند و در کنار يکديگر و با صراحت و شفافيت به مردم گزارش دهند، جلوي گزارشات غيرواقعي گرفته مي شود..... مرجع در سياست هاي کلي مجمع تشخيص مصلحت نظام است، مجمع بايد بررسي و اعلام کند که آيا اين ادعاها درست است، يا نه؟ عملکرد دولت با سياست ها منطبق است يا خير؟ ......... مجلس بايد اعلام کند که قانون برنامه در حال اجراست يا نه؟ تخلف شده است يا نه؟ از برنامه عقب تريم يا جلوتر؟ ........ متأسفانه عده يي مي خواهند اين دو مرجع را تضعيف کنند و در تبليغات و گزارشات به نحوي عمل مي شود که اين دو مرکز مهم بي خاصيت شوند. اگر اين دو مرکز تضعيف شوند ما معيار و وسيله سنجشي نداريم که ادعاها درست است يا صرفاً تبليغات است. »   

علاوه بر این از حسن روحانی گفتگویی در روزنامه «دنیای اقتصاد» به چاپ رسید که در بخش هایی از این گفتگو آمده است : «.....در مجموع ببینید وقتی مردم می‌بینند كه دولتی به این فكر نكرده که اگر امسال سردتر شد چه اتفاقی می‌افتد. سرما به هر حال كه در اختیار ما نیست ممكن است یك سال سرمای زمستان بشود 10‌درجه زیر صفر، یك سالی بشود 20‌درجه زیر صفر، یك سالی بشود 5‌درجه زیر صفر؛ بنابراین ما باید برای این سرما برنامه‌ریزی كنیم. كشور ما كشوری است كه به طور نوبه‌ای خشكسالی دارد و هر چند سال یك بار به خشكسالی می‌افتیم. اگر بنا باشد كه به فكر خشكسالی نباشیم و ممكن است امسال باران كم بیاید اگر دولتی بگوید كه تقصیر ما نیست باران كم آمد، آیا ما نباید برای این شرایط فكر می‌كردیم. حال اگر مردم ببینند و احساس كنند كه دولتمردانشان برای شرایط مختلف برنامه‌ریزی نكرده اند خود این، بی‌ثباتی و نگرانی ایجاد می‌كند .......... ما در سال‌های آخر دوران دولت آقای هاشمی برق صادر می‌كردیم. با اینكه بعد از جنگ بود و نیروگاه‌های كشور آسیب دیده بود، آنها را تعمیر كردیم و رسیدیم به نقطه‌ای كه برق صادر می‌كردیم. ما طبق برنامه خیلی عقب هستیم، یعنی طبق برنامه ما می‌بایست از مرز تولید40‌هزار مگاوات عبور كنیم ولی الان 34‌هزار مگاوات برق داریم. حالا چرا؟

و اما سخن آخر این که، وی در همین مصاحبه افزوده است : «مسأله دیگر در جامعه این است كه مردم احساس كنند می‌توانند نظراتشان را بگویند و می‌توانند نقد كنند، می‌توانند حرف بزنند و به نقد آنها احترام گذاشته می‌شود. اما اگر به نظرات و انتقادات مردم یا احترام گذاشته نشود یا بدتر، انتقادكننده مورد تهدید قرار بگیرد و بیایند با ابزار و وسایلی كه در اختیار دارند شروع كنند به هوچی‌بازی نسبت به منتقد، در چنین فضایی رابطه درستی بین تصمیم‌گیران و مردم برقرار نمی‌شود. یكی از پایه‌های روابط سالم رفت و برگشت نظرات است. دولت مردان نظراتشان را به مردم و مردم نظراتشان را به دولت منتقل كنند. این رفت و برگشت است كه ارتباط خوب و سالمی را برقرار می‌كند، اما اگر این رفت و برگشت وجود نداشته باشد و یك طرف ناچار به سکوت بشود، خود به خود آن رابطه سالم به‌وجود نمی‌آید».

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com