***{ یک سؤال ساده ! }***
@@@@@@@@
این روزها صفحه مطبوعات و فضای اینترنتی رسانههای مجازی و بحث های کوچه و بازار، به ماجرای « طرح تحول اقتصادی» اختصاص پیدا کرده که از شفافیت لازم برای تجزیه و تحلیل برخوردار نیست .
من به این سخن دكتر "محمد خوش چهره" از اقتصاددانان اصولگرا کاری ندارم که می گوید : « من آن را طرح تحول اقتصادي نميدانم. مطالبي كه در آن طرح آمده جزء سياستهاي اقتصادي كشور است كه در برنامههاي توسعه تصريح شده. در واقع،مجموعه اي از موضوعات اقتصادي است كه بايد اصلاح شود وقبلاً هم پيش بيني شده ، ايشان همه را جمع كرده و به نام طرح تحول اقتصادي معرفي كرده است مثل نظام مالياتي، هدفمند كردن يارانهها، تغيير ساختار بانكي و غيره...... موضوع هدفمند كردن يارانهها در كشور سابقه زيادي در حد 20 سال دارد. برخي از اقتصاددانان تورم ناشي از اين طرح را بيش از 500 درصد برآورد ميكنند. »
من به این سخن "عباس عبدی" کاری ندارم که می گوید :«به نظر من اصلاً طرحي ارائه نشده که بخواهد يا بتواند مشکلات را حل کند...اين طرحي که عنوانش "پرداخت نقدي يارانه هاي سوخت و انرژي" به مردم است با وجود آنکه رقمش بيش از لايحه بودجه است، اما حتي يک جزوه چند کلمه اي هم در باره آن و جزئيات آن منتشر نشده است.»
من به این کاری ندارم که "محمدرضا باهنر" نایب رئیس مجلس می گوید:« ..... هنوز بسياري از نمايندگان مجلس از جزئيات طرح تحول اقتصادي همچنان بياطلاع هستند و درباره اين طرح ابهام دارند... نمايندگان مجلس همچنان بر عواقب ناشي از اين طرح تأكيد دارند و معتقدند كه دولت نبايد در اجراي اين طرح شتاب داشته باشد ..... اگر دولت بدون اطلاع مجلس، وارد اجراي اين طرح شود دخالت ميكنيم و ترمزدستي دولت را ميكشيم »
من به این کاری ندارم که دکتر "سعید شیرکوند" کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه تهران می گوید : « دولت باید پاسخ سؤالات مهمی را روشن کند تا از آشفتگی، سردرگمی و نگرانیهای مردم کاسته شود. اولین سؤال جدی که هنوز پاسخی به آن داده نشده و این پاسخ، کلیدیترین موضوع برای روشن شدن وضع طرح تحول اقتصادی است این است که دولت یارانه مربوط به کدامیک از کالا و خدمات را میخواهد حذف کند تا مابهازای آنرا به طور نقدی میان مردم توزیع کند؟ در گام اول قیمت کدام کالا آزاد و مبلغ مربوط به یارانه آن چه مقدار خواهد بود؟.........یک احتمال خطرناک در این میان وجود دارد که برای اقتصاد بسیار زیانبار خواهد بود و آن این است که دولت، قیمتها را یارانهای نگاه دارد و هیچ اصلاح قیمتی صورت ندهد ولی از محل حساب ذخیره ارزی و یا از محل دیگری مثلاً با استقراض از بانک مرکزی یا بانکها مقداری پول را تحت همین عنوان (یارانه نقدی) با اهدف تبلیغات انتخاباتی بین مردم توزیع کند».
من به این کاری ندارم که "ابراهيم رزاقي" كارشناس مسائل اقتصادي می گوید : « دولت تنها در صورتي مي تواند در اجراي طرح فوق به صورت موفق عمل كند كه همزمان با افزايش دستمزد، نرخ يارانه ها را هم در كشور افزايش دهد»
من به این کاری ندارم که دکتر "فرهاد خرمی" استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی می گوید : « دولت میتوانست برای هدفمند کردن یارانهها پس از بررسیهای علمی لازم و دقیق جدولی را تهیه کند تا براساس آن یارانه نقدی به مردم تعلق گیرد به این معنا که هر خانوار با توجه به وضعیت درآمد و جمعیت، شرایط خود را با آن جدول مطابقت میداد و در صورتی که مشمول یارانه میشد اقدام به تهیه و ارائه فرم اطلاعات اقتصادی میکرد. در این صورت نیاز نبود که هر 17 میلیون خانوار فرم اطلاعات اقتصادی را پُر کنند . زیرا در این طرح افراد به سادگی میتوانند اطلاعات صحیح وضعیت اقتصادی و درآمدی خود را اظهار نکنند. به طور مثال فردی که علاوه بر کار اول خود فعالیت دیگری نیز دارد که در هیچ کجا نیز به ثبت نرسیده، میتواند تنها به شغل اول خود اشاره کند.»
به این هم کاری ندارم که بسیاری معتقدند که با توجه به ابهامات، نیازها و گستردگی موضوع، امکان اجرای این طرح در مدت کوتاه وجود ندارد و قرار گرفتن اجرای این طرح و شتابزدگی برای آن با نزدیک شدن به فصل انتخابات ریاست جمهوری، هدف سیاسی و تبلیغاتی دولت را به ذهن هر شخصی میرساند .
من یک سؤال ساده دارم و آن این است که :« اگر افرادی فرم خود را با دقت و با اطلاعات درست تکمیل کنند اما بعد از مدتی، تغییری ( مثبت یا منفی ) در وضعیت اقتصادی آنان به وجود آید ، برای این وضعیت چه تمهیدی اندیشیده شده است؟»