گزارش های دولت نهم ، بر مبنای کدام معیار
***************************
******************
اگرچه در طول عمر سه ساله دولت نهم، بارها و بارها و از زبان مدیران ریز و درشت این دولت، آمار و گزارشاتی شنیده ایم که گویا در جمهوري اسلامي دولت ها در مقابل و روبه روی هم قرار دارند و دولتمردان گذشته براي خدمتگزاري به مردم و تحقق اهداف انقلاب و توسعه و تعالي جامعه در ابعاد مادي و معنوي هیچ گامی برنداشته اند و فقط دولت نهم کمر خدمت بر میان بسته و قرار است مملکت را گلستان و مردم را از ظلمت وگراهی برهاند، اما در روزهای اخیر و به بهانه هفته دولت، این نوع گزارش ها افزایش یافته است .
حسن بيادي سخنگوي جمعيت آبادگران جوان، در گفت وگو با ايسنا با انتقاد از این نوع گزارش ها گفت: «شنيدن گزارش هاي موجود، به اذهان چنين متبادر مي سازد که گويي گذشتگان بسيار کم کار و شايد بي توجه و بي مبالات بوده اند و حالا که نوبت به ما رسيده است، در مقام مقايسه آهنگ رشد بسيار سريع نواخته و دامنه تلاش ها بسيار وسيع و گسترده شده است.....از قضا برخي دوستان ناآگاه و حتي مغرضان و بدخواهان با تحليل ها و تفسيرهاي خود به اين ذهنيت غلط دامن مي زنند که گويا دولت ها در تقابل و در عرض هم بوده اند، حال آنکه بايد اين نکته مهم را گوشزد کنيم که دولت ها با همه توان و قدرت خود هر آنچه مي توانسته اند در جهت انجام وظايف شان کوشيده اند ...»
عباس عبدی هم در مطلبی که در روزنامه اعتماد ملي ششم شهریور چاپ شده میگوید : « در ايران همه خود را موفق ميدانيم، آن هم از نوع صددرصدش! و البته كه گروههاي ديگر را ناموفق ارزيابي ميكنيم! روشن است كه هر كس ميتواند براي اثبات ادعاي خود به برخي آمار و ارقام نيز تمسك جويد، چرا كه آمار و ارقام معمولاً قدرت تكلّم ندارند و به سهولت بازيچه دست ديگران ميشوند! »
بنابراین ، برای ارزیابی بیطرفانه و عالمانه لازم است معیارهایی برای قضاوت عملکردها وجود داشته باشد تا ارزیابی منصفانه تر صورت گیرد . برخی معتقدند " پایداری و ماندگاری اقدامات " ، " هزینه و فایده دستاوردها " ، "میزان تحقق اهداف ، برنامه ها ، وعده ها و شعارها " و از همه مهمتر " درک و نظر و تصور مردم از طریق نظرسنجی در مورد عملکردها " می تواند ملاک های مناسبی برای قضاوت عملکرد دولت ها باشد ولی متأسفانه در گزارشات دولت نهم کمتر به این موارد توجه شده است .البته روش دیگری هم برای ارزیابی عملکرد دولت ها می تواند مورد استفاده قرار گیرد و آن هم " روش تطبیقی " است ، یعنی عملکرد دولت ها در طول زمان مشابه بایکدیگر مقایسه گردد که البته این روش زمانی دقیق و درست است كه شرايط آن دو دولت از بسياري جهات مشابه باشد اما به قول عباس عبدی « متأسفانه استفاده از اين روش به نحو غير معقولي در جامعه ايران رواج دارد. قبلاً دستاوردهاي خود را در موضوع معيني با دستاوردهاي پيشينيان از زمان مادها مقايسه ميكردند! امروز هم مدعي هستند كه ميزان ظرفيت برق احداث شده در سه سال اخير بيشتر از 8 سال و 16 سال قبل از خود است، در حالي كه اصولاً احداث طرح براي ظرفيتسازي برق سالها طول ميكشد و اگر هم در اين دولت به بهرهبرداري رسيده، قطعاً در دولت پيشين شروع به احداث شده است و لذا نميتوان آن را محصول اين دولت دانست . راه صحيح براي مقايسه در اين مورد استفاده از روش هزينه و فايده و نيز مقايسه با برنامه است، كه اگر اين ادعاي دولت را از دو طريق مذكور ارزيابي كنيم، قطعاً نتايج ارزيابي منفي خواهد بود.»
یک نمونه از این آمار و گزارش های دولت نهم که در روزهای اخیر زیاد به آن پرداخته اند ، درباره ظرفیت سازی تولید برق است که علیرغم کمبود برق و خاموشی های مکرر در تهران و بسیاری دیگر از نقاط کشور ، مدعی عملکرد مثبت و موفق خود در این زمینه هستند در حالی که چنانچه این گزارش ها بر اساس برنامه ،وعده ها و شعارها ارزیابی گردد موفقیتی مشاهده نمی گردد ضمن آن که بر اساس تطبیق با دولت های پیشین نیز ، علیرغم مساوی نبودن شرایط ، باز هم ملاکی برای مثبت بودن عملکرد به دست نمی آید .
به عنوان مثال ، به نقل از روزنامه اعتماد،آقای احمدی نژاد در ششمین همایش گرامیداشت هفته جهانی مساجد اظهار داشته است :« دولت نهم ، دولت کار است و وقت خود را با پاسخ دادن به موج سازی های سیاسی تلف نمی کند ...به عنوان نمونه ، میزان ایجاد نیروگاه و افزایش ظرفیت تولید برق در سال 76 تا 83 ( دوران دولت خاتمی ) مجموعاً 14386 مگاوات بود و این افزایش از 84 تا 87 یعنی در سه سال اخیر 14691 مگاوات شده است یعنی بیش از 8 سال قبل به ظرفیت برق کشور اضافه شده است و این میزان از سال 68 تا 75 نیز حدود 8739 مگاوات بوده است» در حالی که سخن وزیر نیروی همین دولت در همین روزنامه چنین است :« زمانی که وزارت را تحویل گرفتم ظرفیت نصب شده 39 هزار مگاوات بود اما الان این ظرفیت 49 هزار مگاوات است .»
ملاحظه می شود که بین قول ریئس جمهور تا وزیر کابینه اش چقدر تفاوت وجود دارد ! جالب آن که بین این دو رقم با آمار دفتر برنامه ریزی کلان برق و انرژی وزارت نیرو نیز تفاوت وجود دارد !! ضمن آنکه به گفته "علی مزروعی"، به این موضوع نیز اشاره نشده است که «در دولت اصلاحات سیاستی اتخاذ گردید که بخش خصوصی نیز به مسأله تأمین برق وارد گردید و در نتیجه ظرفیت نصب شده 3113 مگاوات در دوسال 1384 و1385 توسط بخش خصوصی و 1333 مگاوات هم توسط صنایع بزرگ، سرمایه گذاری شده است و با توجه به از مدار خارج شدن برخی از واحدهای نیروگاهی ، وزارت نیرو تنها 3341 مگاوات در دوسال 84 و 85 به ظرفیت اسمی تولید برق کشور افزدوه است .
ضمناً ، برپایه برنامه ریزی وزارت نیرو هم قرار بوده است در سه سال گذشته 15000 مگاوات به ظرفیت اسمی تولید برق کشور اضافه شود که نزدیک به 75 درصد سرمایه گذاری و کار آن در دولت خاتمی انجام ولی در عمل حدود 11000 مگاوات آن در دولت احمدی نژاد به نتیجه رسیده و به ظرفیت تولید برق کشوراضافه شده است . بر پایه همین برنامه ریزی در سه سال گذشته باید انجام سرمایه گذاری برای ظرفیت سازی تولید برق به میزان حداقل 15000 مگاوات شروع می شد تا روند جریان تولید برق مصرفی مورد نیاز کشور مواجه با نقصان و خاموشی نشود .»