کاش این چنین نبود !
=============
این روزها به هر سایت و خبرگزاری رسمی و غیر رسمی که سر می زنی ، خبری در مورد فساد اخلاقی فلان شخص و فلان فرد می بینی که گویا این موضوع در حال تبدیل شدن به ترجیع بند رفتار یک جریان خاص است ! فسادی كه بركندن آن نه در ایران بلكه جهان ، یكی از اهداف انقلاب اسلامی ما بود تا فساد از جامعه رخت بربندد و جایش را سلامت ، كرامت ، عدل و داد و راستی و درستی بگیرد.
البته بحث فساد ، بحث امروز و دیروز نیست، بلکه همواره کم و زیاد و پنهان و آشکار رواج داشته است اما در حال حاضر ، به برکت وجود رسانه های ارتباطی امكان اطلاع یافتن از آن بیشتر فراهم شده است.
امروزه غالباً روی سخن واعظان و نصیحت گران و بزرگترها در مجالس و سخنرانی ها ، با جوانان و مشکل لغزش آنان و دعوت این نسل به رعایت ارزشهای دینی و اخلاقی است اما در عالم واقع ، حکایت چیز دیگری است و ما شاهد انتشار خبرهایی از بروز فساد توسط افرادی هستیم که قرار است الگو باشند!
هنوز پرونده سردار زارعی به انجام نرسیده تا بدانیم چه جرمی او را ساکن اوین کرد ، یا حکم فلان نماینده اصولگرای مجلس که به اتهام روابط نامشروع به دادگاه و دادسرا رفت و زندان از سر گذراند صادر نشده که بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم ولی در خبرها آمده بود که وی برای حضور در مراسم سوگند دفاع از حقوق مردم ، وثیقه گذاشت و آزاد شد تا در صحن خانه ملت سوگند یاد کند ! ، هنوز این اخبار از اذهان پاک نشده بود که خبرهای دیگری به کلکسیون این اخبار اضافه گردید . دستگیری معاون یکی از استانداریها و یک نمایندهی محافظه کار در مجلس هفتم، بازداشت یکی از معاونان وزیر علوم به دلیل اعمال منافی اخلاق در وزارتخانه و اتفاقی از این دست در دانشگاه تبریز و همدان ، و این بار از زنجان خبرهایی در همین زمینه شنیده می شود !
کجایند کفن پوشانی که آن روزها اسلامشان هر روز از دست می رفت تا در برابر این ماجراها فریاد وا اسلاما سر دهند. آقایانی که تا دیروز در برابر مسائلی کوچک تر از این فریاد وامصیبتا سر می دادند ، امروز کجا هستند ؟ گویی آن فریاد وا اسلاما تنها مختص دوران خاتمی بود که تبلیغ می کردند " دین را از مردم ستاند و نان نیز بر سفره هاشان نیاورد و ارزش ها را چوب حراج زد... " . گویی دیگر همه امور بهبود یافته زیرا اصولگرایان مؤمن عنان قدرت به کف دارند و دیگر فسادی متصور نیست و باید از این پس لالایی در گوشها بخوانیم که:"شهر در امن و امان است، دزدان همه رفتند، آسوده بخوابید...."
آیا واقعاً خیل عظیم کفن پوشانی که در زمان خاتمی حتی جملات و کلمات ممیزی نشده کتابها را برنمی تافتند امروز کفن هایشان را به ودیعه سپرده اند؟
ما را چه شده است که با بدترین زبان بر غیرهمفکرانمان می تازیم و در برابر فساد همفکرانمان لام تا کام سخن نمی گوییم و اندک زبانی در نفی این رخدادها نمی گشاییم؟ مردم از یاد نبرده اند برخی آقایانی را که امروز سکوت پیشه کرده اند ، دیروز در برابر مسائلی به مراتب کوچکتر ، فریاد وامصیبتا سر می دادند ولی این روزها که فساد اخلاقی در حال تبدیل شدن به " ترجیع بند " جریان همفکران خودشان است ، مُهر سکوت بر لب زده اند ؟ این چه جریانی است که اصولش بر آن است که در برابر فساد همفکران باید سکوت کرد و در باره مسائلی به مراتب کوچکتر رقیب باید فریاد وامصیبتا و وااسلاما سر داد ؟ وای به حال ما که جامعه اسلامیمان آرام آرام با فسادهایی از این دست چرکین شده است؟
کاش این چنین نبود !