=================
اگر دولت احمدی نژاد در ابتدای کار، منتقدان خود را « عده ای دورماندگان از قدرت» خطاب می کرد ، اما این روزها با نزدیک شدن به پایان دوره دولت نهم ، و شدت گرفتن مشکلاتی چون گرانی و تورم، صف منتقدین افزایش یافته و به درون نیروهای درون دولت نیز گسترش پیدا کرده است . در ماههای اول فعالیت دولت ، برخی مدیران دولت گذشته و صاحبنظران مستقل به عملکردهای دولت نهم ایراد داشتند اما اینک این منتقدان تا کابینه دولت نیز گسترش یافته اند.
با شکسته شدن مُهرسکوت وزرای سابق دولت احمدی نژاد، دیگر منتقدان دولت تنها بیرون از دولت نیستند. اگر پیش از این ، منتقدان دولت گروهی « برای مواجه کردن دولت با چالش» و « برانداز » معرفی می شدند، اینک دولت منتقدانی دارد که عضو کابینه بوده یا هستند. منتقدانی از جنس دولت که می دانند «احمدی نژاد انتقاد را تحمل نمی کند».
علاوه بر نیروهای درون دولت ، از ماههای گذشته حتی برخی ائمه جمعه و روحانیون نیز به صف منتقدین دولت پیوسته اند. به عنوان نمونه آیتالله مکارم شیرازی در دیدار با اعضای کمیته امداد، با انتقاد از سیاستهای دولت نهم در بخش مسکن گفت: «از گوشه و کنار کشور درباره وضع گرانی و تورم به ما شکایت میشود و در این میان مسئله مسکن غوغا میکند. انتقاد مراجع از وضعیت گرانیها نه تنها تضعیف دولت نیست، بلکه در راستای کمک به آن است» . همچنین آیتالله موسوی اردبیلی نیز در انتقاد به موج رو به گسترش گرانیها یادآور شد: « گرانی اخیر، احساسی و شعاری نیست بلکه یک واقعیت همه فهم است و اگر در گذشته عدهای گرانی را میفهمیدند، امروز همه اقشار جامعه آنرا لمس میکنند» .حسینی بوشهری رئیس قبلی حوزه علمیه قم هم در مراسم تودیع اش یادآور شد که «انتقاد مراجع از دولت قبلی کمتر بود» .
گفتگوی اخیر " مصطفی پورمحمدی " وزیر سابق کشور که تا حدود یک ماه پیش ردای وزارت بر تن داشت ، موجب گردیده تا برخی تحلیلگران ، از « ظهور جبهه جدیدی از منتقدان دولت از دل کابینه» خبر دهند. به عنوان مثال ، سایت «فرارو» نوشت:« شکسته شدن مُهر سکوت پورمحمدی و روایت برگی از ناگفته های دوران وزارتش کافی بود تا یک پیام تازه برای محمود احمدی نژاد مخابره شود. پیامی که حاوی خبر ظهور جبهه جدیدی از منتقدان از دل کابینه بود» . روزنامه اعتماد هم در شماره ای، تیتر اول خود را به «دولت در مقابل دولت» اختصاص داده و ظهور منتقدین جدید دولت از دل کابینه را تأیید کرده است.
البته برخی ، شخص احمدی نژاد را در تقویت جبهه مخالفان خود مقصر می دانند . مثلاً وقتی احمدی نژاد در جمع مردم قم ، رئیس بانک مرکزی و وزیر امور اقتصادی و دارایی را مقصر اصلی نابسامانی های اقتصادی کشور معرفی و بدنه اقتصادی کابینه را به سرپیچی متهم کرد ، "داوود دانش جعفری" هم در مراسم تودیع اش ،افزایش نقدینگی هایی را که به دستور مستقیم احمدی نژاد صورت گرفته بود عامل اصلی تورم کنونی معرفی کرد و با طرح این سؤال که «آیا می شود انتظار داشت برای انجام تکلیف بودجه 1387 نزدیک به 60 میلیارد دلار نفتی توسط بانک مرکزی تبدیل به ریال شود ولی نقدینگی بالا نرود؟» و با این جمله که «هرکس بلد است بفرماید انجام دهد» مسئولیت پیامدهای تصمیمات رئیس دولت را متوجه شخص وی کرد.
بعد از داوود دانش جعفری ، این بار مصطفی پور محمدی در گفتگویی با روزنامه همشهری، ناگفته هایی از زمان حضورش در دولت نهم رابیان کرد که در رسانه ها بازتاب گسترده ای داشت. وزیر سابق کشور در این گفتگو در بیان علل کنار رفتن خود از وزارت کشور، از وجود اختلاف با احمدی نژاد سخن گفت و فاش ساخت که رئیس دولت نهم تحمل انتقاد را ندارد و تأکید کرد: « در میان وزرا، اینکه کسی بخواهد در مقابل رییس جمهوری گارد مخالف بگیرد وجود ندارد.»
از سوی دیگر به نوشته اعتماد، فردی چون طهماسب مظاهری رئیس بانک مرکزی هم در کسوت جدی ترین منتقد سیاست های اقتصادی دولت در کابینه، مقابل احمدی نژاد ایستاده است و اگر چه به صراحت مخالفت خود را آشکار نمی کند اما با عدم ابلاغ نرخ سود 10 درصدی بانک ها به رئیس جمهور هشدار می دهد که انتقادات داخلی اعضای کابینه از رئیس دولت از نهان به سطح آمده است. انتقاداتی که به برکناری کلیدی ترین وزرای کابینه منجر شد و دیگر منتقدانی که هنوز در نهاد اجرایی پابرجا هستند را در آستانه حذف قرار داده است.
مصطفی پورمحمدی ، دوازدهمین عضو کابینه یا مقام ارشد دولت احمدی نژاد است که در سه سال فعالیت دولت از کابینه جدا شده است. مهمترین مسئولان و وزرایی که در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد تاکنون استعفا یا برکنار شده اند عبارتند از : داوود دانش جعفری (وزیر اقتصاد و دارایی)، علی لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی)، کاظم وزیری هامانه (وزیر نفت)، محمود فرشیدی(وزیر آموزش و پرورش) فرهاد رهبر (رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی)، محمدباقر ذوالقدر (معاون وزیرکشور در امور امنیتی)، رحمانی فضلی (معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی)، علیرضا طهماسبی (وزیر صنایع)، ابراهیم شیبانی (رییس کل بانک مرکزی)، محمد ناظمی اردکانی (وزیر تعاون)، پرویز کاظمی (وزیر رفاه ) علاوه بر این ها ، جمال کریمیراد (وزیر دادگستری) هم در حادثه رانندگی در گذشت .
گزیده ای از مصاحبه روزنامه همشهری با " مصطفی پور محمدی " وزیر سابق کشور " بدین شرح است :
از من خواستند استعفا بدهم
از اتفاقاتی كه در جلسه رأی اعتماد مجلس افتاد و حجم انتقادات شدیدی كه به شما شد، جا نخوردید؟ به ویژه اینکه منتقدان از دوستانی بودند كه بسیاری از آنها را در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دیده بودید ؟.
البته آن دوستانی كه انتقاد كردند جزو افراد فعال در شورای هماهنگی نبودند بلكه جزو مجموعه نیروهای اصولگرا بودند و من هم تلقی انتقاد را داشتم ولی نه به آن شدت. به همین دلیل هم درجلسه دفاع خودم و رأی اعتماد بهخودم در مجلس متن صحبتهایم را تغییر دادم. بخشی از صحبتهایم را اختصاص دادم به پاسخگویی مستقیم به صحبتهایی كه آقایان داشتند و بخشی دیگر هم اختصاص به توضیح برنامههای خودم یافت كه از قبل آماده كرده بودم. اما باز هم جا نخوردم. پس از رأی گیری بودكه جاخوردم.
اولین بار بحث جابه جایی شماچه زمانی مطرح شد؟
اولین بار جابه جایی من درمردادماه 1385مطرح شد.
شما خواستیدكه از وزارت كنار بروید یا اینكه ازشماخواسته شد؟
نه. از من خواسته شد كه استعفا بدهم. این پیغام را دكتر الهام از سوی رئیسجمهوری به من داد. من هم مثل همین مرحله اخیر گفتم كه اهل استعفا دادن نیستم. البته اصراری هم به ماندن ندارم. من از كسی درخواست مسئولیت نكردهام و الان هم حاضربه استعفا نیستم.
آقای دانش جعفری كه با تصمیم رئیسجمهوری مواجه شدند، بسیار جا خوردند. شما چطور؟
کی گفته كه ایشان جاخوردند؟ خب، بدیهی است كه ایشان توقع نداشتندكه از وزارت اقتصاد بركنار بشوند ودر عوض به سفارت ایران دركانادا بروند.
نمی دانم. به هرحال بحث تغییر ایشان هم مطرح بود ولی مثل من، جدی نبود و از گذشتهها هم مطرح نبود. نمی دانم كه ایشان جاخورد یا نخورد ولی من سعی كردم كه طبیعی و آرام با این مقوله برخورد كنم. همان موقع هم كه به من گفتند، من گفتم كه استعفا را نمیپسندم و در شأن خودم نمیدانم مگراینكه مقام معظم رهبری امر كنندكه من بروم، خب آن را از باب ولایت پذیری، تمكین میكنم وتسلیم امر ایشان هستم. موضوع كه به مقام معظم رهبری منتقل شد، ایشان فرمودندكه به مصلحت نیست وشما در این مسئولیت بمانید كه دیگر من حرفی نزدم. ظاهراً ایشان با رئیسجمهوری هم صحبت كردند ودیگر رئیسجمهوری هم پیگیری نكردند.
بعداً یكیدوبار، ایشان میخواستند اقدام كنند و شایعاتی هم مطرح میشد، ولی من گوشم بدهكارنبود. ضمن اینكه من همان بحث مرداد 85 را هم باهیچ كس درمیان نگذاشتم. حتی دوستان، معاونین، نزدیكان و. . . از موضوع خبرنداشتند. علت بازگویی كنونی من هم به خاطرمطالبی است كه رئیسجمهوری طرح كردهاند والا من هیچگاه داعی به بیان و توضیح آن نداشتهام ومن چون تجربه مدیریتی زیادی دارم میدانستم كه اگر به آن دامن بزنم، فضای مدیریتی خودم راپیچیده و سخت میكنم. فلذا به روی خودم نیاوردم و با جدیت به كارم ادامه دادم.
جابه جایی شما از آن موقع به بعد دیگر مطرح نشد؟
در محافل وگپهای خصوصی مطرح میشد ولی هیچ گاه مستقیماً به من چیزی نگفتند.
در چه تاریخی، مستقیماً به شما گفتند؟
در 9 فروردین امسال جلسه شورایعالی امنیت ملی داشتیم. جلسه كه تمام شد رئیسجمهوری به من گفت: كه باشما كار دارم و حتماً تا آخر هفته شما را ببینم. از جلسه كه بیرون آمدیم، آقای لاریجانی در كنار سالن ریاستجمهوری به من گفت كه بحث جابه جایی تو مطرح است! من گفتم كه از قبل مطرح بوده است، ولی الان به خاطر برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس، بعید میدانم و مصلحت نیست كه چنین اتفاقی بیفتد. خب من، به خاطر طرز بر خورد رئیسجمهوری، حدسهایی نسبت به برخی موارد كه ایشان قبل از عید پیگیری میكرد، داشتم.
ولی نسبت به جابه جایی خودم، حدس و گمان ضعیف تری داشتم. (به همین دلیلی كه توضیح دادم) روز 13 فروردین بود كه از دفتر رئیسجمهوری 2 بار زنگ زدند كه فردا، ساعت 11 حتماً حضور داشته باشید. این یك مقدار حدس مرا تقویت كرد. خب چهارشنبه صبح با ایشان جلسه داشتیم و نیم ساعتی درباره موضوعات عمومی گپ زدیم. بعد، ایشان مقداری اظهار لطف كردند و سپس گفتند كه تصمیم دارند جابه جایی انجام شود. من هم گفتم حرفی ندارم. چه كمكی از دست من بر میآید؟ اگر كسی را برای سرپرستی تعیین كردهاید، بگویید تا با ایشان صحبت كنم و توجیهشان كنم و... ما فردای آن روز جلسه هیأت دولت با استانداران داشتیم. ایشان گفتند كه در جلسه مطرح نشود و هیچ كس خبردار نشود. من هم گفتم بسیارخوب و در جلسه استانداران هم خیلی جدی برخورد كردم. چون از روز قبل ذهنم درگیر جلسه و سمینار بود، نه سایتها را دیدم و نه روزنامهها را خواندم. بعدازظهر، زمانی كه سمینار داشت تمام میشد، یكی از دوستان گفت كه روزنامههای صبح، خبر جابه جایی شما را مطرح كردهاند و اصلاً دیروز در سایتها اعلام شده است.
تدبیر شخص خود ایشان (رئیسجمهوری) بود وخب، حالا نشان میدهدكه بحث جابه جایی، قبل از انتخابات در ذهنشان بوده ولی صبر كردند تا انتخابات تمام شود.
احتمال آن قوی است. چون خیلیها صحبت كردند كه من تا مرحله دوم هم بمانم و خب، احتمال زیادی هم دارد كه آقای جنتی كه مستقیماً درگیر كار انتخاباتی بودند و طبعاً نگران بودند، جایگاه جدی میتوانند داشته باشند برای طرح مسئله ولی من الان، به شكل دقیق نمیدانم.
تا آنجایی كه من مطلع شدم، مقام معظم رهبری پس از تصمیم رئیسجمهوری، نظری ندادند و سكوت كردند. یك بار هم نقل شده بود كه این سكوت علامت رضاست، دفتر ایشان توضیح دادند كه نه. چنین معنایی ندارد و ایشان در این مرحله، بنای اظهار نظر ندارند.
من یك نامهای در 2روز آخر مسئولیتم در وزارت كشور درباره ساز و كار نظامات انتخاباتی، خدمت مقام معظم رهبری دادم. رونوشت هم به سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت و آیتالله جنتی فرستادم كه ربطی به گزارش انتخاباتی برای مجلس ندارد و چنین گزارشی را كه شایعه شد خدمت مقام معظم رهبری دادهام و آن، مبنای جابه جایی من شده است، رد میكنم و صحت ندارد.
رئیسجمهوری سمت دیگری را به شماپیشنهاد دادند؟
بله
سمتهای مختلفی مطرح شد كه بیشتر در حوزه بینالمللی بود كه البته علت آن هم این بود كه من نزدیك 10سال كار بینالمللی سنگین كرده بودم، كه چون بنده بنا دارم در ایام نزدیك از فعالیتهای اجرایی به دور باشم، نپذیرفتم.
خب، من اگر قرار بود كه جای رئیسجمهوری فكر كنم و عمل كنم، حتماً این كار را نمیكردم. یعنی اگر هر فردی مخالف مشرب من بود، سعی میكردم او را مدیریت كنم.
نه. حداقل در وزرا اینكه كسی بخواهد در قبال رئیسجمهوری، گارد مخالف بگیرد وجود ندارد.
تغییردیگری دركابینه رخ خواهدداد؟
چیزهایی میشنوم، ولی پیشبینی قاطعی ندارم، نفی هم نمیكنم.