" اتهام " یا " افشاگری برهنه" ، چرا ؟
به نظر مي رسد این افشاگري را ، بايد بي سابقه ترين حلقه از مجموعه افشاگري هاي متقابل محافظه کاران "هوادار "و "رقيب" آقای احمدي نژاد از زمان روي کار آمدن وي محسوب کرد. افشاگري متحير کننده اي که البته، جهت گيري مشخصي دارد. در افشاگري پاليزدار ، شاهد ارائه صريح ترين اطلاعات، با ذکر مستقيم نام و مشخصات روحانيون ارشد جناح راست سنتي هستيم . روحانيوني که در انتخابات مجلس خبرگان، حاضر به تبعيت از آقای احمدي نژاد و ليست موازي حاميان وي نشدند و در عوض، از ليست دو تشکل اصلي روحاني ، يعني جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز حمايت کردند .
در پاسخ به این سؤال که آیا این حرکت یک اقدام فردی بوده و یا یک اقدام مشخص سیاسی به نمایندگی از یک جریان قدرتمند است ، و یا این که که آقای پالیزدار ناگهان دچار وجدان درد شده و دست آخر سر از یک تریبون دانشجویی درآورده و آن جا سفره دل خود را باز کرده است، برخی معتقدند سرنخ اصلی این ماجرا را باید در انتخابات ریاست جمهوری آینده جستجو کرد و بیان این سخنان از سر دلسوزی نیست، بلکه درپی نفی پیشینیان و اثبات دولتمردان فعلی است ، همچنان که روزی که "خروشچف" علیه "استالین" دست به افشاگری زد ، بیش از آنکه بی اعتبار شدن استالین مد نظرش باشد ، در پی آن بود که برآمدن گروه جدید را توجیه کند .
برخی تحلیل گران هم می گویند که با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری و آغاز زودهنگام رقابتهای خشن سیاسی ، فاز جدید تخریب چهرههای شناخته شده منتقد دولت وارد مرحله جدی خود شده است. اگر به زمان این افشاگری هم دقت شود ، این افشاگری زمانی صورت گرفته که لاریجانی، رقیب جدی آقای احمدی نژاد که به دلیل اختلاف با وی از دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار گذاشته شد، توانسته اجماع روحانیون شاخص حوزه را به دست آورد تا به مجلس راه یافته و بدون هیچ گونه چالش جدی به ریاست مجلس تکیه بزند ، از طرفی نارضایتی از آقای احمدی نژاد به وزنی رسیده که در سیمای جمهوری اسلامی توسط " آقامحمدی " ، بگونه ای زمان آقای احمدی نژاد با بنی صدر مقایسه می شود و این نشان از آن دارد که فردا ممکن است رأی عدم کفایت هم مطرح شود.
" آقامحمدی" می گوید : « "وي (بني صدر) همواره شعار اسلام، دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين سر ميداد و بانكها را رباخوار معرفي ميكرد و خواستار كاهش سود تا 4 درصد ميشد تا مردم را به خود جلب كند به نوعي كه برخي فكر ميكردند اين آدم از آسمانها آمده تا جامعه را نجات دهد... تمام روحيات منفي كه در خودش بود، به مخالفان و دشمنانش نسبت ميداد.......بايد درباره مشي بنيصدر در سالهاي آغاز انقلاب، مردم آگاه شوند تا از رفتار هاي وي عبرت گرفته شود. مردم الان بايد يك بار ديگر سخنرانيهاي آن دوره بنيصدر را گوش دهند، تا اين تجربه تلخ تكرار نشود، چون همواره ممكن است كساني بيايند و خود را جور ديگري غير از واقعيت نشان دهند.»
البته آنچه مسلم است ، در این بازی نه مردم سود خواهند برد و نه جناحهای سیاسی ، چرا که افشاگری بجای شفاف سازی و قانونمند کردن فضا٬آنرا آلوده تر می کند. افشاگری بی ضابطه ، قدرت نهادهای مسئول را برای مبارزه با فساد کاهش می دهد و همین کاهش قدرت به فساد بیشتری دامن می زند.مشکل وقتی جدی تر می شود که خود نهاد مسئول مبارزه با فساد به فساد متهم شود. بدون شک ، زمانی که ما مدام از فساد حرف بزنیم بدون آنکه بتوانیم وبخواهیم کاری در باره آن انجام دهیم ، این امر تنها ستونهای قوام دوام دهنده جامعه را ویران می کند و دست آخر ما با جامعه ای روبرو می شویم که می توانیم در باره آن بگوئیم منحط شده است.
« نهرو » می گوید : " مدام از فساد گفتن یکی از راه های گسترش فساد است.تنها راه مقابله جدی با هر فسادی ، گسترش آزادی بیان٬فرصت دادن به مطبوعات و نهادهای مستقل و نظارت کننده است و در غیاب آنها هر افشاگری چون از رانت قدرت و به نفع یک جریان قدرتمند علیه گروه پر نفوذ دیگری بهره می برد در عمل برای سالم سازی محیط راه به جایی نمی برد و از این آش شور بی تردید سفره مردم هم رنگین تر نمی شود هر چند که همه از شنیدن ماجرای پشت پرده چه راست و چه دروغ لذت می برند.آنهایی که واقعاً مدافع فضای سالم اند باید از گسترش آزادی بیان برای همه حمایت کنند و اگر غیر از این کنند لااقل می توان ازیک نکته مطمئن شد که یا تلاش شان خیلی ساده از دست خواهد رفت و یا اینکه در تقسیم رانت ها سهم ها کمی جابجا خواهد شد و دیگر هیچ. "
علت بهره گیری از " افشاگری " هم به این خاطر است که مطلع شدن از پشت پرده سیاست و اقتصاد همیشه جذاب بوده و مخاطب انبوه خود را دارد و همین داشتن مخاطب است که آنرا تبدیل به یک ترفند سیاسی کارآمد برای بدست آوردن قدرت و حذف رقیب می کند.ترفندی که همزاد قدرت است و در بسیاری از موارد هم جواب داده است .
البته این افشاگری بی واهمه ، نشان می دهد که گویا صورتبندی قدرت در حال تغییر است. پالیزدار ، در همدان دست به افشاگری علیه چهره هایی زده است که جزء ارکان نظام محسوب می شوند و تاکنون به عدالت شهرت داشته و بعضی از آنها تعیین صلاحیت رؤسای جمهوری و نمایندگان مجلس را بر عهده داشتند.
عباس پالیزدار در این جلسه ، سخنان و اتهاماتی عجیب عليه روحانيون سرشناسي همچون آيت الله امامي كاشاني (عضو شوراي نگهبان و امامجمعه تهران)، آيت الله يزدي (عضو شوراي نگهبان و مجلس خبرگان، دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم و رئيس سابق قوه قضاييه)، آيت الله خزعلي (عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان)، علياكبر ناطق نوري (رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله خامنه اي و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام)، معزي (معاون رئيس دفتر مقام معظم رهبري)، و اشخاص دیگری از قبیل محسن رفيقدوست (رئيس سابق بنياد مستضعفان)، حبيبالله عسگراولادي (دبيركل سابق مؤتلفه)، ... بیان می دارد .
به عنوان مثال در باره آیت الله هاشمی شاهرودی وی گوید : « ...كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي رئيس قوه قضاييه قرار دارند......در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.....» و در باره آیت الله امامی کاشانی می گوید ، ایشان فرزند معلول جسمی دارند که درخواست راه اندازی مؤسسه توانبخشي نموده که پس از موافقت ، برای ساپورت مالی آن ، چهار معدن سنگ را در اختیار گرفته است . در مورد آیت الله یزدی هم می گوید ایشان مجوز دانشكدهاي برای خواهران دانشجوی علوم قضايي گرفته و برای ساپورت مالی آن ، "کارخانه لاستیک دنا" را در اختیار گرفتند و در حالی که که قیمت واقعی آن 600 ميليارد هم بالاتر بوده ، 126 ميليارد تعیین نموده اند و بعد از پنج بار نامهنگاري برای تخفیف ، در نهایت به 10 ميليارد به ایشان واگذار شد . بالاخره هم از این ده میلیارد ، 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد يعني 2 ميلياردش را پس از فروش قسمتی از اموال همان کارخانه پرداخت نمودند و در نهایت هم بعد از چند وقت كارخانه در بورس فروخته شد . علاوه بر این برای پسرشان مجوز صادرات چوب از جنگلهاي شمال را گرفتند و نیز چند صد اتومبیل پرشیا را با عنوان ضایعات برای قضات قوه قضاييه به نصف قيمت و بصورت قسطی گرفتند که خيليها قسطها را هم نپرداختند و به دنبال این موضوع عده زیاد دیگری هم از این ماشین ها گرفتند . پالیزدار همچنین می گوید ،قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام ، هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز موفق به بازداشتش نميشويم، چرا كه تحتالحمايه آقاي ناطق نوري است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي اقدام به اين كار ميكردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند 700 ميليارد تومان براي مختومه شدن اين پرونده بپردازند. درباره مفاسد اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني و خانوادهاش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه اصلاً قابل گفتن نيست. درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي هم ، آنچه از شواهد پيداست، ميتوان ماجرا را عمدي دانست و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پروندهاي هزار صفحهاي اين را ميگويد.
پالیز دار همچنین می گوید : « ....اينها همانطور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نميخواهم بگويم در آن 10 سال اول نبوده، چون شواهد نشان ميدهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقاي هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين 16 شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كردهاند و تنيدهاند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.»
به نظر می رسد این سخنان عباس پالیزدار، برای برهم زدن افکار عمومی، دور کردن تفکرات مردمی از برخی مسائل و آماده کردن فضای انتخاباتی برای جریانی خاص است. آنچه مسلم است ، در مواجهه با چنین خبرهایی ، بهتر آن است که کمی صبر کنیم عمیق تر به آن بنگریم تا اصل ماجرا مشخص شود. و ببینیم چه طیف هایی از آن سود می برند و در کل، قرار است که برای کدام عده خاص سود در پی داشته باشد. بی گمان ، مقام معظم رهبری در این خصوص موضعگیری خواهند نمود .