کیش وزیر !
======
سخنان آقاي "داوود دانش جعفری" ، وزير سابق اقتصاد و دارايي در مراسم تودیع خود ، واقعاً خواندني است . اگر چه یقیناً ایشان تمام حقایق را درباره سیاستها و عملکرد اقتصادی دولت نهم و لطمات زیانبار آن بر اقتصاد کشور مطرح نکرده و تنها به بخش کوچکی از این همه اشاره داشته، اما از خلال اظهاراتی در همین حد نیز می توان قضاوتی مقرون به واقع نسبت به عملکرد و رفتار و میزان مسئولیتپذیری و پاسخگویی دولت نهم داشت.
دانش جعفری چیزهای زیادی را در این مراسم گفت . از داستان قدیمی انحلال سازمان مدیریت گرفته تا انتقاد به سخنرانی های اخیر رئیس جمهور درباره مافیای سیگار . از رفتارها و گزارشات نادرست مشاوران گرفته تا نقش غیر قابل انکار دولت درباره گرانی مسکن . از بالا بردن حجم نقدینگی و از نا آگاهی بسیاری از دست اندرکاران دولت به علم اقتصاد و ... را گفت.سخنانی که پس لرزه های اصلی آن را باید در انتخابات ریاست جمهوری دهم دید.
سخنان وزیر اقتصاد که به صراحت ، سیاستهای غلط اقتصادی سه سال اخیر و مواضع غیر کارشناسانه را عامل تورم و گرانی و تضعیف نهادهای مالی و اقتصادی کشور اعلام کرد، از این نظر حائز اهمیت است که توجیهات و اظهارات آقای احمدی نژاد در برابر منتقدان عملکرد اقتصادی دولت خود را بی اساس میسازد.
سيمايي كه آقاي دانش جعفري از دولت نهم ترسيم كرد، نشان ميدهد كه دولت آقای احمدی نژاد به جای آنکه به معناي واقعی "دولت" باشد ، حلقهاي از افراد است كه تحت نام دولت، منويات خاص خود را دنبال ميكنند و چندان هم در قيد و بند منطق بوروكراتيك نيستند و به جاي اصلاح بوركراسي ناكارآمد و دست و پا گير كنوني ، به طور کلی آن را دور می زنند و ناديده می گیرند . همین وضعیت است كه امكان حضور دستهاي از افراد به قول آقاي دانش جعفري ناآگاه به منطق امور اجرايي را در دولت نهم فراهم كرده است، افرادي كه ميتوانند آزادانه به هر نقطهاي سرك بكشند و بر مبناي علايق و منويات شخصي خود در باره مجريان امور گزارش تهيه كنند، گزارشهايي كه ظاهراً در تجمعات عمومي به آنها استناد می شود اما پيگيري نمی گردند.
یکی از نکات مهمی که از میان سخنان آقای دانش جعفری می توان دریافت ، وجود اختلاف و کشمکش در مجموعه دولت نهم است . همواره ادعای دولت نهم این بوده است که ما آمدهایم خدمت کنیم و برای خدمت و پرهیز از اختلاف هم، حاکمیت باید یکدست باشد و قرار بر این بود که حاکمیت یکدست ، یکدل و یک زبان در خدمت مردم باشند ، اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟
ابتدا اختلاف میان مجلس و دولت ، آن هم نه بر سر مسائل تخصصی و مهم بلکه بر سر عقب و یا جلو بردن ساعت کار و یا تغییر ساعت کار بانکها شروع شد. به تعبیر آقای دانش جعفری مدتها وقت دولت و مجلس به اختلاف و کشمکش بر سر چنین موضوعات پیش پا افتادهای گذشت. پس از آن اختلاف میان مجلس و دولت به اختلاف میان دولتمردان تعمیم پیدا کرد. تغییرات مکرر وزرا و معاونان آنان ، نشان دهنده آغاز گرفتار آمدن دولت یکدست ، به بحران اختلاف است . البته می توان به راحتی پیش بینی نمود که دامنه اختلاف و کشمکش در دولت به اینجا محدود نخواهد شد و با کنار گذاشتن وزیر اقتصاد و کشور ماجرا فیصله نخواهد یافت ، چون ماجرای بسته اقتصادی بانک مرکزی و اعتراض شدید وزیر کار به طرح جدید رئیس بانک مرکزی و پاسخ وی به انتقاد وزیرکار و نهایتاً متوقف شدن اجرای بسته اقتصادی ، از وجود بحرانی دیگر در درون دولت حکایت دارد ، زیرا اساساً مشکل فلان وزیر و بهمان نماینده مجلس نیست، بلکه مشکل در نوع تفکر و رویکرد به مقوله سیاست و کشور داری است.
آقای احمدی نژاد، که تا کنون همه اطرافیان خود را همچون مهره های شطرنج می دید که برای مات کردن حریفان از قربانی کردن هیچ وزیری اَبا نداشت، این بار در حال کیش شدن توسط وزیری است که بر خلاف محاسباتش زبان باز نمود ، امری که تا پیش از این چندان مرسوم نبوده است .
بدون شک آقای احمدی نژاد بیش از هر فرد دیگری از شنیدن این سخنان شوک زده شده است. وی در حالی که به نظر می رسد از برکناری فله ای کلیدی ترین وزرای خود و درگیر شدن با رئیس مجلس ابایی ندارد، به ناگاه با افشاگریهای وزیری مواجه گشته که بدون تردید این سخنان در آینده دست آویز رقبای وی خواهد گشت ، رقیبانی که به زعم دانش جعفری ، از مجلس گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت هستند. همین عامل سبب می گردد تا این احتمال را تقویت کند که این انتقادات هرگز نمی تواند بدون هماهنگی سران جناح راست صورت گرفته باشد. علی الخصوص که وزیر وزارتخانه ای در اعتراض به آقای احمدی نژاد زبان باز کرده که امیدهای او در انتخابات بعدی در آنجا خلاصه می شود. میدانی که قرار است محل سازماندهی میلیونها رأی وی در سال منتهی به انتخابات باشد.
پخش کاملاً جهت دار خبر توديع آقای دانش جعفری از رسانه ملي هم ، قابل تأمل بود زیرا بخشهاي اصلي سخنان ایشان که به تشريح ايرادات نظام اقتصادي کشور پرداخته بود ، قرباني سانسور شد و تنها به پخش يک صحنه عاطفي از صورت اشکآلود وزير، اکتفا گردید که رسانه ملی با این برخورد، صداقت خود را زیر سؤال برد و باید گفت نتیجه اینگونه رفتارهای رسانه ملي، باختن اعتماد مردم شريف و آگاه ايران است که بزرگترين سرمايه آن به شمار ميرود . البته به همان میزان که رفتار رسانه ملی برای مردم غیر قابل تصور بود ، بدون شک عکس العمل اصولگرایان هم در این مقطع ابهام آمیز ، برای آقای احمدی نژاد ، بسیار فراتر از حد تصور وی بود.