تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی - پیدا و پنهانِ بودجه

 

پیدا و پنهانِ بودجه

 

=======

داشتم مصاحبه آقای « فرهاد رهبر» رییس فعلی دانشگاه تهران و رئیس سابق سازمان مدیریت وبرنامه ریزی را  (فعلاً این سازمان مرحوم شده) با هفته نامه «شهروند امروز» می خواندم . «فرهاد رهبر» ، که مطبوعات به نقل از وی نوشته بودند "  من در سازمان مدیریت ، پشت پیکانی نشسته ام که فرمانش دست من است اما کس دیگری آن را هدایت می کند " ، مطالب جالبی مطرح کرده است .

 
وی در این مصاحبه که در پایان سال 86 صورت گرفته ، می گوید : « درسازمان مدیریت و برنامه ریزی ، وقتی فصل بودجه می شد ،آدمها وجریان ها را با تمام زوایای پیدا و پنهانشان می دیدم که آمده اند بودجه بگیرند. باورکنید خیلی سخت بود به اینها بودجه بدهم. با این حال قانون مرا موظف کرده بود ومن هم معذوریت داشتم . وقتی به سازمان مدیریت و برنامه ریزی آمدم ، تمام تلاشم را معطوف به حذف چانه زنی کردم . با وجود این که به خوبی با فضای اقتصادی کشور آشنا بودم اما زمانی که عجز و لابه ها را می دیدم و متوجه فشارها می شدم ، بسیار متعجب می شدم . گروه های زیادی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه می خواستند اما بودجه ای که در اختیارآنها قرار میگرفت ، صرف توسعه کشور نمی شد ،صرف فقر زدایی هم نمی شد. به این ترتیب متوجه شدم که مسائلی وجود دارد که اجازه نمی دهد اولویت های بودجه مشخص شود . بنابراین اولین بحثی را که مطرح کردم ، بودجه عملیاتی بود . آرزو داشتم مبنای بودجه های مبتنی بر چانه زنی در بودجه را تغییر دهم وبودجه را عملیاتی تنظیم کنم .»

ایشان ادامه میدهد :« شما ممکن است فکرکنید رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی نشسته و در حال برنامه ریزی برای کشور است ، فکرمی کنید رئیس سازمان دارد با اتکا به توان کارشناسانش بودجه تخصیص می دهد اما غافل از این هستید که رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی درنظام بودجه  ریزی مبتنی برچانه زنی ، مثل چرخ پنجم است . در این نظام ، هرکس قدرت بیشتری دارد، می تواند بودجه بیشتری بگیرد . باور کنید سازمان هایی وجود دارند اگر شرایط برایشان فراهم شود ،  قدرت بلعیدن کلّ بودجه کشور را دارند . روزهای اوّلی که وارد سازمان شدم ، دیدم خلبان الکترونیکی دارد هواپیما را هدایت میکند یا باید می نشستم ولذت می بردم یا باید قدرت را از خلبان الکترونیکی را می گرفتم . بودجه عملیاتی را به این دلیل مطرح کردم . روزی که به سازمان رفتم ، دیدم نظارت به کلّی فراموش شده است . من درمدت کوتاهی که درسازمان بودم نتوانستم کار خاصی صورت دهم . هنوزهم نظارت ، حلقه مفقوده اقتصاد ایران است.» 

حالا می توان فهمید که چرا سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد ونظام مدیریتی کشور تعطیل گردید .به قول حافظ چهار تکبیر برمرده اش زدند . در ضمن از این رهگذر هم می شود فهمید بر سر دلارهای  نفتی چه رفته است .

 

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com