فرافكني !
به اين سخنان يك عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم که گفته "اقلیت مجلس هفتم، مانع موفقیت دولت و مجلس شده" توجه كنيد . همچنان كه "نصيري" يكي از نمايندگان مجلس هفتم پرسيده :«... باید سؤال کرد که چگونه اقلیت مانع موفقیت مجلس یا دولت شدند؟...مگر تصمیمات ، رأی نمایندگان را لازم نداشت . چگونه اقلیت به تنهایی مانع موفقیت مجلس هفتم شدند ...اینگونه صحبت کردن تنها یک نوع فرار از مسئولیت و عدم پاسخگویی است و به هیچ وجه نمیتواند توجیه داشته باشد، ...عدم موفقیت مجلس هفتم در دست اکثریت بود که حتی بیشتر لوایحی که با هماهنگی مطرح میکردند،غیرکارشناسانه بود و حتی اگر تصویب هم میشد نتایج خوبی به دنبال نداشت...اکثریت مجلس هفتم امروز با آگاهی از عدم موفقیتشان، به دنبال فرافکنی هستند و به همین دلیل مقصر را اقلیت مینامند».
"هادی حقشناس" نماینده بندرانزلی در مجلس هفتم هم گفته: «هر مجلسی نقاط ضعف و قوت دارد، اما در خصوص این ضعف یا قوت، اکثریت باید پاسخگو باشند... اقلیت هر چه قدر قوی و مقتدر کار کند در نهایت یک رأی دارد و در مجلس کیفیت رأی مهم نیست بلکه کمیت مهم است».
در دنياي امروز ، نظارت بر امور عمومي و پرسشگري ، از حقوق شهروندي است و لذا مسئولين در رده هاي مختلف ، نيازمند به اقناع افكار عمومي و گروههاي مختلف اجتماعي نسبت به عملكرد و سياستهاي خود هستند. اما گاهي اوقات مشاهده مي شود كه برخي افراد به جاي « پاسخگويي » ، به واكنشهاي دفاعي روي مي آورند . برخي از واكنش هاي دفاعي رايج در عرصه سياست ، "دليلتراشي" و "فرافكني" است. اين افراد غالباً در پاسخ به مردم ، ابتدا دليلتراشي ميكنند و در مراحل بعدي ، اقدام به «فرافكني» مي نمايند.
«فرافكني» كه نسبت دادن ناكاميها ، ناآگاهيها ، ناتواني ها و عيبهاي خود به ديگران است، اگر چه يكي از شيوههاي رايج در سازوكار دفاعي سياسي در همه جوامع است، اما در كشور ما و بويژه در مناطق كوچك تر ، استفاده از اين سازوكار بيشتر مشاهده ميشود.
گفته مي شود كه مقدمه فرافكني ، استعمال «دروغ» است. يعني فرد ابتدا ميكوشد كه با توسل به دروغ ، واقعيت ناخوشايند را انكار كند. اين شيوه در مراحل اوليه كارساز است ، ولي هنگامي كه "انكار" ، اثرات خود را از دست داد، راه "توجيه" را در پيش مي گيرند و به قول معروف «آسمان و ريسمان » را به هم مي بافند تا ضعفها، شكستها و ناكاميهاي خود را توجيه نمايند . اما چون كارآيي اين شيوه نيز محدود است، سپس«فرافكني» صورت مي گيرد و رقيبها، گروههاي موهوم ، وجود توطئهگران ، بهانه هاي مناسبي هستند تا همه بدبختيها و مشكلات بر سر آنان آوار شود.
مشكل فرافكن در اين است كه ابتدا صرفاً براي گمراه كردن مردم و افكار عمومي اين شيوه را به كار ميبرد، اما كمكم خود و طرفدارانش نيز به اين اتهامات معتقد ميشوند و آن را درست ميانگارند و همين امر موجب گير افتادن خودشان در تارهايي ميشوند كه براي به دام انداختن ديگران تنيده بودند.
فرافكني يا ناشي از ترس است يا شيّادي. كسي كه ميترسد و اعتماد بهنفس ندارد، قدرت مواجهه با واقعيت و پذيرش آن را ندارد، به ناچار از روي ترس «فرافكني» ميكند. فرافكن سعي ميكند مشكلات و ضعفهاي خود را متوجه ديگران نمايد و ميكوشد كه ميان خود و غير خود، تفاوتهايي ايجاد كند، و رابطه گروه خود و ديگري را براساس نفرت و ترس شكل دهد.
اگر قانوني براي برخورد با فرافكن وجود نداشته باشد، به امري رايج تبديل شده و بنيان خوداصلاحگري را در فرد و جامعه از ميان برميدارد. اساساً در جامعهاي كه پذيرش خطا از سوي سياستمداران يا صاحبان قدرت با هزينه زيادي مواجه شود، ميل و رغبت به استفاده از شيوه فرافكني هم بيشتر ميشود لذا براي آنكه افراد از بكارگيري اين شيوه پرهيز كنند، بايد هزينه پذيرش واقعيت و اقرار به خطا را كم شود، ولي متأسفانه در جامعه ما هزينه پذيرش واقعيت و اقرار به خطا ، براي سياستمداران و حتي افراد عادي زياد است.
به قول "محمد کیانوشراد" نماينده مجلس ششم ، « ...آيا بهتر نيست كه اين دسته از نمايندگان مجلس هفتم اگر صادقانه با مردم میخواهند سخن بگویند ، حداقل پیرامون اصلیترین شعارهای خود یعنی موضوع تورم، گرانیهای سرسامآور و وجود بیکاری و رشد نامناسب اقتصادی در شرايط فعلي به اظهارنظر بپردازند....»