تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

نان و خُرما را بنِه در گوشه ای ...


********************************

 

با افشای بزرگترین فساد مالی کشور، مردم طعم بخشی از دستپُخت مدیریت یکدست اصولگرایان را چشیدند. هرچند برخی معتقدند که اگر جنگ قدرت بین طیف های مختلف اصولگرایان بر سر کسب کرسی های مجلس آینده در نمی گرفت احتمالاً این افتضاح بزرگ نیز بر ملا نمی گردید . همچنین، برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند که فساد مالی کشور بسیار سنگین تر از این ارقام است و این رقم افشا شده، در مقابل فساد مالی موجود ناچیز است .

"سعیدلیلاز" در این زمینه می گوید:« نفس متوجه کردن افکار عمومی به صِرفاً یک مصداق از یک نوع فساد، نوعی گمراه کردن افکار عمومی از روندهای کلان فساد در کشور است» زیرا به عقیده وی، « 3000میلیارد تومان در مقایسه با رانت‌هایی که به طور سالانه حاصل این روندهاست، چیزی نیست لیلاز می گوید: « «برآورد من این است که فسادی به بزرگی پانزده میلیارد دلار در شبکه بانکی کشور وجود دارد.» او این رقم را از محاسبه مابه التفاوت نرخ رسمی و آزاد ارز که در هر دلار بین150 تا 200 تومان می باشد و  غالباً برخی افراد خاص از آن به عنوان رانت استفاده می کنند، بدست آورده است.

به هرحال، رقم فساد مالی اخیر آنقدر بزرگ است که بعضی مانده اند که چه نامی بر آن بگذارند. "احمد توکلی" آن را «فاجعه» و « نشانه فساد وحشتناک سیستم بانکی کشور » می شمارد و "نعمت احمدی" هم می گوید: «چرا به اين رسوايي بزرگ، "اختلاس" مي‌گويند؟ اين كلاهبرداري است، كلاهبرداري، ربودن متقلبانه مال غير است.....آنچه در بانك صادرات اتفاق افتاد اختلاس نيست، حتي خيانت در امانت هم نيست. اختلاس فعلي است كه از ناحيه كارمندان دولت كه وجوه، مطالبات، حواله‌ها، سهام و اسناد و اوراق بها‌دار را كه برحسب وظيفه به آنها سپرده شده است به نفع خود يا ديگري برداشت يا تصاحب كنند. كلاهبرداري هم تعريف خود را دارد. هركس از راه حيله و تقلب مردم را به يكي از وسايلي كه در تعريف كلاهبرداري آمده است وجوه، اموال، اسناد، حواله‌جات، قبض‌ها يا مفاصا حساب و... امثال آنها را تحصيل كرده باشد و از اين راه مال ديگري را ببرد، كلاهبردار محسوب مي‌شود. »

و اما پس از افشا شدن این فساد مالی بی سابقه، هریک از طیف های اصولگرایان اعم از سردمداران و یا پیاده نظام آنها، در صدد تطهیر دامن خویش از آلودگی این افتضاح بزرگ  برآمدند و برای تبرّی جُستن  از این  ماجرا، به ترفندهایی  نیز متوسل شدند. "اتهام  زنی به  رقیبان" از جمله راه های فراری است  که در پیش گرفته اند و تلاش می کنند تا  این رسوایی شگفت انگیز را رفع و رجوع نمایند. اصولگرایان سنتی، این کلاهبرداری عجیب را به "جریان انحرافی" منسوب، و اصولگرایان حامی دولت نیز، سايت‌هاي خبري مشرق و فارس و روزنامه‌هايي چون كيهان و تهران امروز را به منحرف كردن موضوع برای تخريب دولت متهم می کنند و در اطلاعیه پایگاه اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور اعلام می نمایند که : « در ادامه سياست‌ تخريب دولت خدمتگزار، برخي روزنامه‌ها و سايت‌هاي زنجيره‌اي با مطرح شدن موضوع اختلاس بانكي اخير كه توسط دولت شناسايي و مورد رسيدگي قرار دارد، كوشيدند تا با جوسازي و دروغ‌پردازي ضمن انحراف افكار عمومي از اصل ماجرا و مسايل پشت پرده اين اختلاس، دولت پاك و ضد فساد را به مشاركت در اين قضيه متهم سازند». در این میان، برخی از چهره‌های اصولگرا هم کوشیدند تا موضوع اختلاس اخیر را بسط داده و به دوره حذف و سپس بازگشت وزیر اطلاعات گره بزنند. "سليمي" عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس به فارس می گوید: «ابقاي مصلحي در وزارت اطلاعات به افشاي اختلاس اخير منجر شد؛ بنابراين فشار جريان انحرافي براي جابه‌جايي مصلحي، قطعاً به دليل دست‌اندازي بر گلوگاه اطلاعاتي كشور و پنهان‌كاري بيشتر در زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي بوده است.» برخی دیگر از اصولگرایان هم، به این فکر افتادند که برای کمرنگ نمودن این افتضاح تاریخی، آنرا با اختلاس 123 میلیاردی مرتضی رفیقدوست و شهرام جزایری مقایسه کنند و بعضی دیگر هم گفتند که بانک صادرات یک بانک خصوصی است در عین حال که حدود دوسوم آن متعلق به دولت است.

به هر صورت ،بزرگترین فساد مالی تاریخ اقتصاد ایران در هنگامه حاکمیت یکدست اصولگرایان بر قوه مقننه و مجریه  و در دوره ریاست افرادی روی داده که محوراصلی شعارانتخاباتی خود را مبارزه با مفاسد اقتصادی و رانت خواری قراردادند و حتی در مناظره های تلویزیونی برای رأی آوردن، نام بردن ازافرادی خاص را با همین موضوع در دستور کار قرار دادند. اما گذشت ایام، حکایت دیگری را رقم زد و در دوره مدیریت همین افراد، رتبه ۸۸ ایران درمیان ۱۸۰ کشورجهان ازنظرفساد مالی واداری، بعد ازگذشت ۶ سال، از ردیف ۸۸ به ردیف ۱۴۶ رسید و مبارزه با مفاسد اقتصادی وعده داده شده دراین سال‌ها، نتیجه‌اش این شد که ۵۸ رتبه ازنظرفراگیرشدن فساد اقتصادی ارتقاء درجه پیدا کنیم.

البته این کلاهبرداری بزرگ تنها مورد فساد مالی نبود، بلکه موارد فراوان ریز و درشت دیگری  از اختلاس و یا تخلف مالی نیز گزارش گردید ولی هیچکدام به بزرگی این آخری نبود. به عنوان مثال، همزمان با انتشار اخبار این فساد مالی بزرگ، رئیس دیوان محاسبات ، گزارش جدیدی از تخلفات و فساد مالی گسترده‌ی دولت ارائه کرد که تنها دو قلم آن عبارتند از:

- عدم واریز بیش از ۱۲۱٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال از فروش نفت به صندوق ذخیره ارزی

- انجام بیش از ۵۴٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال معاوضه غیر قانونی نفت

به هرحال، همه این اتفاقات در دوره ریاست کسانی اتفاق می افتد که ادعای پاکدستی دارند وحفاظت از مال وجان و ناموس مردم را وظیفه شرعی خود می دانند و آوازۀ نان و خُرمایشان گوش فلک را کر کرده است . ولی باید گفت:

                   نیست جزتقوا در این ره توشه ای          نان و خرما را بنِه در گوشه ای

"عباس عبدی"، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی، با اشاره به شعارهای عدالت خواهانه جریان اصولگرا در دولت نهم و دهم، در روزنامه اعتماد خطاب به آن ها نوشت: «شما كه برای دوشیدن پستان قدرت، شعار‌های رنگ و وارنگ دادید كه در سر لوحه آن، مبارزه با فساد و رانت بود، اكنون یك رقم اختلاس آن با كل اختلاس‌هایی كه در تاریخ این كشور از زمان مادها تاكنون انجام شده، یكجا برابری می‌كند، چه پاسخی برای مردم دارید؟» وی افزود: «مسأله اصلی این نیست كه چه كسی آن را انجام داده، مسأله مهم‌تر این است كه شرایط را به گونه‌یی درآورده‌اید كه یك یا چند نفر توانسته‌اند چنین فساد بزرگی را مرتكب شوند. به علاوه آنان هم كه انجام داده‌اند (بر فرض درستی ادعای شما) كسانی هستند كه با همراهی خودتان و برای تحقق همین شعارها در مصدر امور قرار گرفته‌اند. آنان از آسمان یا از آن طرف مرزها نیامده‌اند.»  

+ خزاعی |

دعوای رسانه ای اصولگرایان

*******************************

در حالی که به گزارش ایسنا، "علي‌محمد غريباني" رئيس دوره‌يي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات از تلاش اصلاح‌طلبان براي برگزاري هم‌انديشي سراسري در روز عيد غدير خُم و اعلام نظر نهايي اين جریان سياسي درباره انتخابات آتي مجلس پس از اين هم‌انديشي خبر داده و اعلام کرده است: «وضع اصلاح‌طلبان در انتخابات آتي مجلس در اين هم‌انديشي، كه اواخر آبان ماه برگزار خواهد شد، بررسي مي‌شود و پس از آن همايش، نظر نهايي اصلاح‌طلبان درباره انتخابات آتي مجلس اعلام خواهد شد»، ولی همچنان برخی از سران اصولگرا اصرار دارند که "اصلاح‌طلبان در حال كار انتخاباتي به شكل چراغ خاموش هستند و ليست خود را تهيه و منتشر كرده‌اند و در شهرستان‌ها نيز مشغول كار انتخاباتي هستند."البته دلیل اصرار سران جناح راست برای اینکه بگویند اصلاح طلبان در حال انجام فعالیت های انتخاباتی هستند، آنست که در اردوگاه اصولگرایی،با وجود تلاش واصرار بزرگان این جناح، نه تنها پروژه وحدت با مشکل مواجه شده است بلکه دیگر اُمیدی به رفع اختلافات درونی جناح راست نیست و حتی نگرانی از افزایش این اختلافات وجود دارد که این روزها به عرصه رسانه های آنها کشیده شده است. بنابراین به دليل عدم موفقيت در این زمینه و در حالی که وحدتشان دور از دسترس به نظر می رسد، اكنون به این فکر افتاده اند که شاید پروژه "اصلاح طلب هراسی" بتواند گِرهی از مشکلات آنان بگشاید. لذا سعي دارند با استفاده از ابزار «اصلاح‌طلب هراسي» و القاي ورود اصلاح‌طلبان به كارزار انتخابات و امكان پيروزي آنان، شايد طيف حامي آقای احمدي‌نژاد و "جبهه پایداری"را مجاب به قبول حضور در كميته وحدت اصولگرايان كنند، گرچه خود به خوبي مي‌دانند تاكنون اصلاح‌طلبان براي شركت در مبارزات انتخاباتي هيچ برنامه‌يي ندارند.به عنوان مثال، "محمد نبی حبیبی" دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با استفاده از تاکتیک قدیمی و همیشگی دشمن فرضی، می گوید:« اگر اصولگرایان در انتخابات به جان هم بیفتند،فرش قرمز در جلوی پای دوم خردادی ها پهن کرده اند.»
آنچه مسلّم است،
در حال حاضر اختلافات اصولگرایان عمیق تر گردیده و حتی به سطح رسانه های آنان راه یافته است. موضوعی که با اندکی گشت و گذار در سایت های منسوب به اصولگرایان می توان دریافت که اختلافات آنان به عرصه "درگیری رسانه ای" کشیده شده و به دو دسته تقسیم شده اند:

الف : عده ای از اصولگرایان تندرو  یا همان"جبهه پایداری" که از سوی اصولگرایان سنتی "گروه تازه کار" نامیده می شوند، چهره‌هاي ارشد راست سنّتي اعم از لاريجاني ، قالیباف، مطهري، باهنر، احمد توكلي و... را متهم می کنند که در برابر معترضان حوادث بعد از انتخابات سكوت نموده يا حتي در ماه‌هاي اول، مخفيانه از آنها حمايت کرده اند. "حميد رسايي" نماينده حامي دولت مي‌گويد که حكم چنين اتهامي، «اخراج است از شوراي وحدت اصولگرايان تا سهم نبرند.» وی در این خصوص نقش اصلی را بر عهده گرفته تا از طریق سایت خویش، دیگر اصولگرایان را متهم ساخته و از دایره اصولگرایی اخراج نماید. به عنوان نمونه، وي می گوید که" باهنر در يك جمع خودي پيش از انتخابات گفته بوده بايد به موسوي نزديك شد تا اگر او پيروز شد بتوانيم از او سهم بخواهيم." اما اصولگرايان سنّتي در پاسخ مي‌گويند، اينها تندرو‌ها هستند و « این یک مرض است که این افراد به آن مبتلا هستند» و ما متهم هستيم كه چرا با رفتاري تُند با اصلاح‌طلب‌هاي معترض همانند آنها برخورد نكرديم. به عنوان مثال "باهنر" می گوید يكي از همين نمايندگان تندرو مي‌گفته «سه نفر معترضين را بديد به من تا در ميدان قيام تهران اعدامشان كنم.»

ب : گروه دیگر اصولگرایان که شاید بتوان گفت عقلای جناح راست هستند خود را از این اتهام مبرّا می دانند و می گویند اقداماتشان در حوادث پس از انتخابات 88 به نفع اصولگرايان و به ضرر اصلاح‌طلب‌ها بوده و معتقدند که در مقابل، كارهايي كه احمدي‌نژاد انجام داده آتش اعتراض‌ها را شعله‌ور‌تر نموده؛ از ماجراي تجمع در ميدان وليعصر و سخنان احمدي‌نژاد در آن ميدان و تحريك معترضان پس از انتخابات تا همان حرف‌هايي كه در مناظره‌ها به رقبايش گفت و سكوت يك دفعه‌يي بعد از شعله ور شدن اعتراض‌ها كه احمدي‌نژاد و نزديكانش حتي يك بار هم عليه معترضان موضع نگرفتند. اینها می گویند، بازخواني عملكرد و مواضع رئيس مجلس و آقای احمدی نژاد در ايجاد، مقابله و مهار حوادث پس از انتخابات88 ضروري است، تا ببينيم كدام يك به وظيفه‌شان در قبال آن ماجرا بهتر و درست‌تر عمل كرده و كدام يك موضع مناسب‌تري گرفته اند. عقلاي جناح راست درباره اختلافات اصولگرایان نیز، جبهه پایداری را متهم می سازند که اين آتشي است كه گروه«تازه كار اصولگرا» براي سهم خواهي بيشتر به راه انداخته تا با تاكتيك متهم كردن اصولگرايان به همراهي با حوادث بعد از انتخابات88، آنها را از صحنه بيرون كرده و خودشان سهم بيشتری ببرند.

در این میان، اصلاح‌طلبان فعلاً بي‌آنكه بر آتش اين اختلاف بدمند سكوت كرده و نظاره گر جنگ قدرت اصولگرایان هستند و به اين حرف‌ها و دعواهای رسانه‌يي اصولگرايان واكنشي نشان نمي‌دهند.   

+ خزاعی |

پروژه راه اندازی"اصلاح طلبان بَدَلی"

***************************

علیرغم آنکه اصولگرایان در حال حاضر از قدرت کامل سیاسی برخوردارند و بر سه قوه مجریه ، مقننه و قضائیه ریاست دارند و صداوسیما و ائمه جمعه و جماعات و ...... نیز با آنان همراهی دارد و در مقابل، هیچ رقیب سیاسی دیگری هم ندارند، ولی با این همه امکانات، آنان نمی توانند در جهت وحدت میان خود، کاری از پیش ببرند و به یک توافق و اجماعی میان خودشان برای انتخابات مجلس نهم برسند! و همچنان از دودکش اردوگاهشان، دودِ سیاه اختلاف و رقابت بیرون می‌آید و امیدی هم ندارند که در آینده نیز اجماع و توافقی در میان آنان صورت گیرد.    
این اختلافات و دعوا بر سر "قدرت"، نشان می دهد ادعاهایی از قبیل این‌که "چون اصولگراها برای خدا کار می‌کنند، هیچ‌گاه دچار اختلاف نمی‌شوند"،یا "اصولگراها آن قدر پخته هستند و از سرنوشت رقیب خود پند گرفته‌اند که نگذارند اختلافاتشان علنی شود"، چقدر سُست و بی‌پایه بوده است زیرا هر روز شاهد عمیق تر شدن اختلافات و ظهور انشعابی جدید در اردوگاه آنان هستیم.
یکی از این انشعابات، اعلام موجودیت "جبهه پایداری" است که علاوه بر آنکه ادعای سهم خواهی بیشتری دارد، هم اهداف تشکیل دهندگان و هم رفتار و عملکرد اعضای آن برای سایر اصولگرایان موجب ابهام و سردرگمی است . حجت الاسلام "محسن غرویان" در مراسم افتتاح مدرسه مروی در مورد این جبهه گفته است:
«تحلیل‌گران و کارشناسان مسائل سیاسی هنوز نتوانسته‌اند این مسأله را حل کنند که چطور جبهه پایداری مدعی است که با جریان انحرافی در ستیز است اما کنار دولت و در مرکز دولت است و با رئیس دولت رابطه بسیار تنگاتنگی دارد.»این روحانی اصولگرا همچنین افزوده است: «با شناختی که از سوابق سران جبهه پایداری و عملکرد ایشان دیده شده است، خیلی بعید به نظر می‌رسد که اینها بتوانند با کمیته 7+8 همکاری داشته باشند.»
این شرایط، نگرانی های عمیقی در میان اصولگرایان بوجود آورده که عمق این نگرانی‌ها و اختلافات در میان اصولگرایان را، محمدرضا باهنر اینگونه بیان کرده است:
«ایجاد وحدت در میان اصولگرایان حواشی زیادی دارد و خبر و تحلیل فراوانی در پیرامون آن وجود دارد و لذا این امر موجب شده تا یک خوف و ترس در میان اصولگرایان به وجود بیاید.»
در این میان، آنچه ترس و خوفِ اصولگرایان را افزون و مشکل آنان را تشدید نموده، آن است که اصلاح طلبان اعلام نموده اند هنوز هیچ تصمیمی برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتِ مجلس نگرفته اند. این وضعیت موجب گردیده که اصولگرایان برای برون رفت از این اوضاع نابسامان، راه های مختلفی را بررسی و به هر اقدامی دست بزنند و از آنجا که
بسیاری از اصولگرایان، یکی از عوامل پدپدید آمدن اختلاف در بین خود را، عدم حضور اصلاح طلبان به عنوان رقیب در عرصه فعالیت های انتخاباتی می دانند و اصلاح طلبان نیز  به صراحت اعلام نموده اند که حاضر نیستند"هیزم تنور انتخابات" گردند، بنابراین اصولگرایان به این فکر افتاده اند که به جای آنان، "اصلاح طلبان بَدَلی" درست کنند زیرا به قول "محسن نریمان" نماینده مردم بابل درگفتگو با "پارلمان نیوز"، « جریان سیاسی رقیب به خوبی می داند که بدون حضور اصلاح طلبان امکان برگزاری یک انتخابات پر شور وجود ندارد.»

و اما اصولگرایان از پروژه ایجاد " چپ بَدَلی" یا به عبارت دیگر، " راستِ چپ نما"  دو هدف را دنبال می کنند :

1- اصولگرایان به دلیل عملکرد نامناسب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فرهنگی و بین‌المللی در حاکمیت یکدست خود، احساس خطر می کنند و نگران حذف خود از سوی مردم هستند، بنابراین نیازمند تغییر هویّت و عنوان خود هستند. به همین دلیل هر روز تشکیلاتی جدید راه اندازی می کنند تا مردم هیچ شناسۀ خاصی از این گروه های تازه تأسیس نداشته باشند و این افراد بتوانند با هویتی جدید وارد عرصه شوند، ضمن آنکه بدینوسیله از پاسخ گویی در مورد عملکرد جناح مورد حمایتشان نیز فرار می کنند.
2-
اصولگرايان كه به دنبال يك رقيب هستند تا در كارزار سياست در ميداني بدون حريف بازي نكنند، براي اينكه هم از شرّ ايجاد شكاف در درون تشكيلات خود خلاص شوند و از طرف دیگر چون بخوبی می دانند که حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت های انتخاباتی می تواند مشارکت حداکثری مردم را در انتخابات محقق سازد، بنابراین حال که خودِ اصلاح طلبان ممکن است حضور نیابند، دست به پروژه بدَلی سازی زده اند.

البته پیش از این، بسیاری از تحلیلگران سیاسی امکان اجرای پروژه "ظهور اصلاح‌طلبي بَدَلی" را پیش بینی کرده بودند زیرا در طول شش سال گذشته، طیفی از اصولگرایان بروز نمودند که حرف‌هايی متفاوت از ادبيات جناح راست براي گفتن دارند که اصولگرایان نه تصمیم دارند آنان را حذف و نه علاقه دارند آنها را در دايره اصولگرايي حفظ نمایند، بنابراین چاره را در آن می بینند که آنها را زير بيرق جديدي جمع کنند تا با عنوان «نسل سوم اصلاح‌طلبي» فعالیت نمایند. برای زمینه سازی اجرای این پروژه نیز، چند ماهی رسانه های اصولگرا مدام گفتند که «برخي از اصولگرايان، ديگر اصولگرا نيستند و بايد بروند به عنوان اصلاح‌طلب فعاليت سياسي كنند». "علي شكوري‌راد" یکی از کسانی است که این پروژه را پیش بینی و چند ماه پیش به روزنامه اعتماد گفت که «طرح اصولگرايان، ايجاد اصلاح‌طلب‌هاي بدَلي است» و ما این روزها شاهد آن هستیم که پروژه آماده سازی"چپ جدید" کلید خورده و خبرگزاري فارس هماهنگ با روزنامه کیهان براي آنان عنوان «نو اصلاح‌طلب‌ها» را انتخاب کرده اند و این جمله مشترکشان است که : «اينها ديگر اصولگرا نيستند، نو اصلاح‌طلب‌اند» و به عبارتي ساده‌تر، «اصولگراياني كه بايد با برچسب اصلاح‌طلبي، آرام آرام به جامعه معرفي‌شان كرد» .

همچنین در بین اصولگرایان در مورد این که چه كساني را "چپ جديد" معرفی کنند نیز اتفاق نظر نیست اما در اينكه چپ جديدي را براي رهايي از گِره‌هاي كور اصولگرايي باید متولد كرد، اتفاق نظر فراوان وجود دارد.  
الف : خبرگزاري فارس اين عنوان جديد را شايسته آن دسته از اصولگراياني می داند كه روزگاري با نام "اصولگرايان منتقد" شناخته مي‌شدند و حالا به دليل نزديكي حرف‌هايشان درباره اتفاقات 88، سزاوار عنوان جديدتر «نو اصلاح‌طلب‌ها» هستند . افرادی امثال علي مطهري، كاظم جلالي و حميدرضا كاتوزيان و عماد افروغ و محمد خوش‌چهره، علي عباسپور و... اگرچه در اينكه افراد مذکور اين عنوان افتخاري را بپذيرند يا نه هم، هيچ ذهنيتي بين طراحان اين ايده وجود ندارد.

ب :
برخي دیگر از اصولگرایان در تلاش هستند براي ايجاد چپ جديد، از جريان مشايي و حاميانش استفاده کنند ماجرایی جالب كه به هیچ وجه با ويژگي‌هاي شناخته شده تشكل‌هاي اصلاح‌طلبي همخواني ندارد و جالب تر آنکه این دسته از اصولگرايان كه ديگر همفکرانِ خود را به "حمايت از مشايي" متهم مي‌كنند چه بسا خودشان بيشترين اشتراك را با اصلاح‌طلب‌ها دارند .

با همه این تلاشها، در مورد این که این پروژه قطعاً با شکست مواجه می گردد، هیچ تردیدی نیست زیرا مشکل اساسی و بنیادی اصولگرایان، مسأله"مقبولیت اجتماعی" است و مادام که آنان فکر جدی و واقع‌بینانه ‌ای برای ترمیم و بازسازی آن نکنند، مشکلات آنان به اَشکال مختلف از جمله فقدان اتحاد و انسجام میان خودشان وجود خواهد داشت .

+ خزاعی |

 


www.clockma.com