عبرت های انتخابات 22خرداد88
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
22 خرداد 88 یکی از روزهایی است که هرگز نمی توان آن را از تاریخ این سرزمین به عنوان یک مقطع و سرفصل حذف کرد. این روز به دلیل آنکه حوادث بزرگی را آفرید، برای مردم اهمیت ویژه ای یافته است . بدون شک ، این روز و حوادث پس از آن، درسهای عبرت آموز فراوانی برای سیاستمداران و دولتمردان کشورمان به همراه داشته است که توجه به آن می تواند نتایج مثبتی را در پی داشته باشد . البته نیازی به بازخوانی پرونده انتخابات 88 و حوادث پس از آن نیست ، تنها به برخی از این عبرت ها اشاره می گردد.
1- این انتخابات و حوادث پس از آن به روشنی آشکار ساخت که قانون کنونی انتخابات می تواند مجریان را در معرض اتهام قرار دهد زیرا انتخابات از سوی وزارت کشوری اجرا میشود که معمولاً در انتخابات ریاست جمهوری رئیس دولتش هم یکی از نامزدهای انتخاباتی است و در انتخابات مجلس هم گاهی ممکن است دولتمردان در پی کسب هرچه بیشتر کرسی های مجلس برآیند . در حالی که در بسیاری از کشورها، بمنظور رعایت بیطرفی مجریان و مبرّا ماندن آنان از هرگونه دخالت و جانبداری، اجرای انتخابات به کمیسیونی مستقل واگذار می شود که تحت شرایطی خاص و به شکل بیطرفانه مبادرت به برگزاری انتخابات میکند و شائبه دخالت دولت در انتخابات را به حداقل میرساند و همین امر، اعتماد بیشتر مردم به نتیجه آن را هم به همراه دارد. اما در کشور ما علیرغم آنکه برخی مسئولین ادعا می کنند که « ساز وکارهای پیش بینی شده در قانون اساسی راه تخلف را بر همگان بسته است»، این روزها شاهد هستیم که دخالت در انتخابات و تأثیرگذاری مجریان و مؤسسات و سازمانها و نهادهایی که در این ماجرا باید بیطرف باشند، به دغدغه بسیاری از فعالان سیاسی اصولگرا تبدیل گردیده و این دغدغه درحالی است که قوه مجریه از همفکران سیاسی آنهاست . بنابراین یکی از درسها و عبرت های انتخابات 88 می تواند اصلاح قانون انتخابات کشور باشد .
2- اتفاقات و حوادث پس از انتخابات 22خرداد88 نشان داد که تلاش برای حذف یک جریان سیاسی ریشه دار کشور، سرابی بیش نیست. حتی اگر بسیاری از شخصیت ها و فعالان سیاسی و رسانه مختلف، جانبدارانه عمل کرده و با استفاده از ابزارهای گوناگون از قبیل تهمت و افترا، کمر همت برمیان بندند که رقیب سیاسی خویش را از میدان بدر کرده و حذف نمایند ، نه تنها این خواسته نادرست و هدف نامعقول محقق نخواهد گردید، بلکه هزینه های جبران ناپذیری بر نظام تحمیل می گردد که رفع آن به سختی ممکن خواهد شد.
3- انتخابات 22خرداد 88 و ماجراهای آن آشکار ساخت که پیش از برگزاری مناظره های انتخاباتی، ضرورت دارد که کاندیداها نسبت به روش های صحیح مناظره، آشنایی پیدا نمایند و برای پیروزی بر رقیب، مرزهای اخلاق و انسایت را زیز پا نگذارند زیرا به قول آقای هاشمی رفسنجانی: « اگر مناظرهها با هدف، شیوه و شرایط صحیح انجام نشود میتواند عامل تفرقه، نزاع و خصومت و انحراف شود» همچنین دیری نمی پاید که همین ابزار برعلیه خود آنان بکارگیری شده و پروژه اختراعی "بگم.... بگم" ، به " بگید ....بگید " تبدیل خواهد گردید و نوک تیز همین پیکانی که استفاده از آن روزی مشروع و صحیح جلوه داده شده، متوجه استفاده کنندگان دیروز آن خواهد شد و سایرین نیز با استفاده از همان روش، آن فرد رادر مقابل پرسشهای فراوانی قرار خواهند داد که از پاسخگویی عاجز خواهد ماند . به هر صورت، "بگم ؟ بگم ؟ بگم ؟"، ماجرایی است كه در حافظه تاریخی ملت ایران به نیكی یا به بدی مانده است اگرچه آن روزها خیلی ها از این ادبیات استقبال كردند اما با فروکش کردن تب و تاب انتخابات، مردم بسیاری از طرح مطالبی كه بی سند دانسته و می دانند، انتقاد نمودند.
4- انتخابات 22خرداد 88 و پیامدهای آن نشان داد آنان که پیروزی خود را از راه تخریب رقیب دنبال می کنند، به بیراهه می روند چرا که تخریب رقیب از طریق زیرسؤال بردن غیر منصفانه عملکرد مسئولین قبلی آنهم بدون دادن فرصت به آنان برای دفاع از خویشتن، در حقیقت زیر سؤال بردن تمامی دستاوردهای یک نظام است که با صرف سرمایه های مادی و انسانی فرزندان یک سرزمین حاصل گردیده و حکایت بدست آوردن دستمال از طریق آتش زدن قیصریه است که با این کار ، مردم نسبت به اصل نظام و انقلاب بدبین وبی اعتماد گردیده و خسارت های فراوانی را متوجه نظام می سازد .
5- انتخابات 22خرداد 88 و حوادث پس از آن آشکار ساخت که دخالت های نابجا و اقدامات جانبدارانه کسانی که باید در انتخابات بیطرف باشند اگرچه ممکن است در مقطعی به پیروزی کاندیدای موردنظرشان کمک نماید لیکن جایگاه آنان را در نزد جامعه تضعیف و علاوه بر تحمیل هزینه های فراوان بر نظام، به رسوایی دخالت کنندگان خواهد انجامید . ماجراهای پس از انتخابات 22خرداد 88 نشان داد وقتی ناظران در آخرین روزهای منتهی به روز رأی گیری ،چشم خود را بر توزیع پول در بین 9 میلیون نفر تحت عنوان سود سهام عدالت آنهم در حالی که اساساً سودی وجود نداشته، ببندند، همین افراد در همایش انتخاباتی بعدی خود، کارت اعتباری 100 هزار تومانی توزیع کنند و رفتارهایی را که ناظران انتخاباتی، دیروز به سادگی از کنار آن گذشته اند در انتخابات بعدی به دغدغه آنها تبدیل خواهد شد و اظهار خواهند نمود : «کارهایی که این عده می کنند اگر همۀ مقدمات انتخابات نباشد، بخشی از آن به خاطر انتخابات است و پولهای کلانی که جذب و توزیع می کنند از دید مردم مخفی نیست .»
6- انتخابات 22خرداد 88 درس بزرگ دیگری نیز به جناح های سیاسی داد که، همه اعتبار خود را برای به قدرت رساندن یک نفر خرج نکنند و تمام اندوخته های خود را برای پیروزی وی به حراج نگذارند و پس از روی کار آمدن او ، نه تنها همه تخم مرغ هایشان را در سبد وی نگذارند بلکه به تمجید اِغراق آمیز و تأیید بی چون و چرای وی و اطرافیانش نپردازند و به این نیز اندیشه نمایند که اگر چنانچه بعداً این فرد " ویروسی به جانش افتاد"، به دلیل آن حمایت ها و تأیید های اغراق آمیز، نه تنها خود آن فرد را دچار توهّم می سازند که شاهد"ظهور باب دیگری" خواهند بود، و با زمينخوردن وی، خيلی چيزها و کسان ديگر هم زمين میخورَد.
.......من به همین چند نکته اکتفا می کنم که اگر به همین موارد توجه شود، برخی از مشکلات فعلی حل خواهد شد و عقلانیت سیاسی مورد نیاز برای اداره کشور را به نمایش خواهد گذاشت.
تازه از خواب بیدار شدگان
********************************
مولای متقیان، حضرت علی(ع) در یکی از سخنان گهربار خود می فرمایند : « اذا اقبلت الدنیا علی احد اعارته محاسن غیره و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه» یعنی، وقتی دنیا به كسی رو می كند، خوبی های دیگران را هم برایش به عاریت می آورد و هنگامی كه رو برمی گرداند خوبی های خودش را هم از او سلب میكند. معنی این كلام آن است كه اگر شخصی به یك موقعیت دنیایی دست یابد، همه از خوبی و درستی او سخن می گویند و حتی خوبی هایی كه ندارد به او نسبت داده می شود، و اگر آن موقعیت را از دست بدهد، خوبی های خودش هم انكار می شود. پس بسیاری از مدح ها و ثناها نیز که برخاسته از موقعیت های ظاهری اشخاص است ، با تغییراتی كه در جامعه رخ می دهد، نه تنها مدّاحی ها و ثناخوانی ها خاموش می شود، بلكه جای خود را به فحّاشی می دهد!این وضعیت، شرایط این روزهای آقای احمدی نژاد و برخی دولتمردان ایشان است. به نظر می رسد به قول "مصباحی مقدم" «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» و مداحی اصولگرایان از آقای احمدی نژاد، اگرنه جای خود را به فحّاشی، به انتقادات تُند وتیز خواهد داد و نشانه های آن آغاز نیز گردیده است. این انتقادات ابتدا از اطرافیان آقای احمدی نژاد نظیر "مشایی "و "بقایی" آغاز و به دستگیری و بازداشت برخی دیگر منجر گردیده است. البته برخی انتقادات بصورت غیر مستقیم متوجه شخص آقای احمدی نژاد نیز می گردد و دیگر از آن حمایت های فراوان و بی چون و چرای قبلی هم خبری نیست و حتی به سمت بی اعتنایی می رود. به عنوان مثال، نهادهایی که تا پیش از این با صرف هزینه های کلان،حتی از شهرهای همجوار، افراد را برای استقبال از آقای احمدی نژاد در سفرهای استانی گسیل می کردند، در آخرین سفر ایشان به قم، دیگر زمینه استقبال مردم از ایشان را فراهم نکردند.آنچه در این ماجرا مغفول مانده، این نکته است که گویا اصولگرایان که تا دیروز حامی چشم و گوش بسته همین دولت و رئیس آن بودند و منتقدان دولت را به "بی بصیرتی" متهم می نمودند، فراموش کرده اند که خودِ آنان بودند که با حمایت های غیر منطقی و بی چون و چرا و با در اختیار قرار دادن قدرت و ثروت در دستان دولتیها، عامل شکلگیری جریان انحرافی شدند.اصولگرایانی که این روزها به صف منتقدان آقای احمدی نژاد پیوسته اند، ابتدا در پی «جدا نشان دادن» آقای احمدی نژاد از برخی اطرافیانش بر آمدند و سعی نمودند این باور را در جامعه به وجود بیاورند که آنچه اطرافیان آقای احمدی نژاد (که در ادبیات جدید اصولگراها "جریان انحرافی" نامیده می شوند) انجام می دهند ، اعم از انحرافات اخلاقی و اعتقادی و مفاسد عظیم اقتصادی ، اقداماتی خارج از حوزه دید و اطلاع رئیس جمهور است، اما با حمایت های مکرر آقای احمدی نژاد از رئیس دفتر و دیگر اطرافیان خود، اصولگرایان کم کم انتقادات را متوجه شخص آقای احمدی نژاد نموده و به نظر می رسد فاز اول انتقاد از آقای احمدی نژاد قرار است در زمینه ی مسائل اقتصادی با محوریت "مجلس" دنبال گردد .در همین راستا، دادستان عمومی تهران از بازداشت هشت نفر در ارتباط با پرونده مفاسد اقتصادی جریان انحرافی خبر داد و نیز تعدادی از نمایندگان مجلس با ارائه شکایتی به هیأت رئیسه مجلس، خواهان رسیدگی به 50 تخلف دولت از قانون شده اند. آقای "محسنی اژه ای" سخنگوی قوه قضائیه نیز با بیان اینکه : « تخلفات رئیس جمهوری در مسیر رسیدگی قرار دارد». بر این موضوع صحه گذاشت و افزود، این تخلف ها «یک مورد نبوده و هر کدام از موارد در بخش های خاص خودش در حال پیگیری است.»اما یکی از موضوعات جالبی که مورد پیگیری نمایندگان مجلس قرار گرفته،ماجرای " توزیع پول" تحت عنوان سهام عدالت در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ است که تقاضای تحقیق و تفحص از دلایل و چگونگی پرداخت آن در صحن علنی مجلس تصویب شد. این موضوع که بدون شک در نتیجه انتخابات تأثیر گذار بود، در آن زمان مورد انتقاد و اعتراض بسیاری از اصلاح طلبان قرار گرفت ولی اصولگرایان که در آن هنگام برای پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات از هر خطای دولتمردان چشم پوشی می کردند، آن را نادیده گرفتند ولی امروز پرونده آن را باز کرده اند!"علی اکبر اولیا" نماینده مجلس در این مورد می گوید : « در بررسیهایی كه صورت گرفته متوجه شدهایم كه در آستانه انتخابات ریاستجمهوری در دو سال گذشته بدون این كه اصلاً سودی وجود داشته باشد دولت به پرداخت مبلغ 80 هزار تومان به 9 میلیون نفر اقدام كرده است.» وی عنوان كرده است: «منبع پرداختها هم مشخص نیست و گفته میشود برخی شركتها مجبور شدند از بودجه جاری خود این پول را به مردم بدهند و در واقع سود سهام نبوده است كه بین مردم توزیع شده است.»"حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی" هم در تلویزیون به یکی دیگر از تخلفات مالی دولتمردان آقای احمدی نژاد اشاره کرده و می گوید: « زمین دیگری در كیش قرار داشت كه قرار بود مجامع بزرگ بینالمللی در آنجا برگزار شود. اختلافی در این زمینه ایجاد شد و پس از آن قرار شد كه آن را به تالارهای كیش تبدیل كنند. در این خصوص قراردادی با ترك تشریفات و یكطرفه و بدون برگزاری مناقصه منعقد شد و بیش از 450 میلیون یورو به یك شركت داده شد كه حداقل برآورد ما این است كه یك سوم مبلغ برای این موضوع زیاد است.»"علی لاریجانی" رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در همایش تخصصی تاریخ مجلس، تصمیم دولتی ها برای در اختیار گرفتن مجلس آینده را دیکتاتوری خوانده و گفته است: « اینکه قوه مجریه بگوید نیاز دارم قوه مقننه در دستم باشد افتخار نیست و در واقع زمینه خطرناک دیکتاتوری است درحالی که اگر قوه مجریه توسط قوه مقننه کنترل شد این افتخار است. »و آیت الله علمالهدی هم اظهار میدارد که : «ویروس مشایی به جان احمدینژاد افتاده و دین وعقلش را میگیرد...»و در نهایت، "محمد دهقانی" نمایند مجلس نیز در گفتوگو با "فرارو"می گوید: « در صورت ادامه این وضعیت، احمدینژاد جایگاه خود را از دست خواهد داد .»
بدون شک اگر اين روزها در رسانه ها و تريبون های اصولگرا از "خرافه" و "رمّالی" و"انحراف" سخن گفته می شود، مسبب اصلی همه اين انحرافات، اصولگرایانی هستند که همواره پشتيبانِ ندانم کاری ها و سخت سری های دولتمردان نهم و دهم بوده و با حمایت های نابجا و چشم گوش بسته، آقای احمدینژاد و اطرافیان ایشان را دچار توهّم خودبزرگ بینی ساختند و با تمجید اِغراق گونه، به این وادی کشاندند . در این میان، یکی از اصولگرایان به این موضوع اعتراف نموده است. "عباس سلیمینمین" رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر در گفتگو با خبرگزاری فارس در تاریخ ٢٨ اردیبهشت ماه گفته است: «میتوان خانم رجبی را جزء عناصر ناپخته سیاسی ارزیابی كرد كه در متوهّم نمودن رئیس جمهور تأثیر داشت». خانم رجبی کتابی با عنوان " احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم" به چاپ رسانده بود .سایت الف ،وابسته به احمد توکلی نیز طی یادداشتی، نمایندگان حامی دولت را "تازه از خواب بیدار شدگان" توصیف کرده و نوشت: « این نمایندگان با دفاع دو آتشه و غیرمنطقی، زمینهساز بروز جریان موسوم به انحرافی شدهاند. »بدون تردید، ماجراهای عرصه سیاسی امروز جامعه، لطمهای جبران ناپذیر بر اصولگرایان که تمامی اعتبار خود را برای به قدرت رساندن آقای احمدینژاد خرج کرده اند، وارد ساخته است و برخی معتقدند که انتقادهای اخیر اصولگرایان، به این دلیل است که سرانِ این جناح میخواهند خود پرچم انتقاد از دولتمردان را به دست گیرند تا بعدها بتوانند پاسخگوی اتهام برکشیدن آقای احمدینژاد باشند.
اما در این میان، برخی از اصولگرایان حامی دولت همچون "حمید رسائی" نیز وارد میدان شده اند تا اذهان را نسبت به خطاها و اشتباهات آقای احمدینژاد منحرف کنند و تمام کاسه کوزهها را بر سر مشایی بشکنند تا شاید آقای احمدینژاد را تبرئه نمایند و در این مسیر گاهی مطالبی مطرح می کنند که مرغ پُخته را به خنده وا می دارد! این سؤالِ آقای رسایی که در نشریه خود مطرح نموده ، نمونه ای از این مسائل منحرف کننده است : «آیا موسوی از ارتباط مشایی و عباس غفاری خبر داشت که دولت را به رمّالی متهم کرد؟»
به هر صورت و علیرغم تلاش اصولگرایان برای جدا نشان دادن آقای احمدینژاد از مشایی و بقایی، و در شرایطی که اصولگرایان، بر روی برخی پرونده های مالی این افراد متمرکز و از جمله خواستار شفاف سازی در پروژه صدها میلیارد تومانی "تالارهای کیش" شده اند ، آقای احمدی نژاد وارد گود شد و به دفاع تمام قد از شخص بقایی و اقدامات او پرداخت و منتقدان را "عقب مانده" توصیف کرد. آقای احمدی نژاد همچنین آب پاکی را بر دست منتقدان ریخت و صراحتاً اعلام کرد که « تا روزي كه هست مدافع مستحكم، محكم و قاطع خدمات این افراد خواهد بود. »
دفاعی که احمدی نژاد از معاون اجرایی اش "حمید بقایی" کرد ، یادآور دفاع تمام قد و همیشگی او از اسفندیار رحیم مشایی است.با این اوصاف ، احمدی نژاد تمام آنچه اصولگرایان برای تفکیک او و جریان پیرامونی اش رشته بودند را پنبه کرد و بطلان تئوری دوگانگی میان احمدی نژاد و این جریان را تثبیت نمود.وي درباره بقایی نیز گفت: « انشاءالله خدمات ايشان در حوزه معاونت اجرايي ومسئوليتهاي گوناگون به ملت عزيز و اسلام عزيز ادامه پيدا ميكند. فرد خدومي كه زندگياش را براي تعالي اين سرزمين و خدمت به ملت ايران و فرهنگ انقلاب اسلامي گذاشته از خدمات و تحول كم نظير ايشان تشكر ميكنم....بدانيد بنده به عنوان كوچكترينِ ملت ايران تا روزي كه هستم مدافع مستحكم، محكم و قاطع مجموع خدمات شما خواهم بود.»"اسفندیار رحیم مشایی" هم در جمع مسئولان و سردبیران خبرگزاری ایرنا، خطاب به كسانی كه علیه او جوسازی میكنند گفت: « جرأت ندارید حرف دلتان را بزنید لذا به من میتازید؟ پشت سر هم جلسه گذاشتید و گفتید كه با رییس جمهور نمیشود در افتاد چون از محبوبیت بالایی برخوردار است و از جنس مردم است و مردم رئیس جمهور را نادیده نمیگیرند تا ما را انتخاب كنند. آنها گفتهاند چون نمیشود با رئیس جمهور در افتاد ، اگر مشایی را بزنیم، خود به خود به رئیس جمهور هم ضربه زده ایم.»مشایی تأكید كرد: « اگر اینها علیه احمدی نژاد سخن بگویند، همه چیز را از دست میدهند زیرا خودشان هم بواسطه احمدی نژاد سر كار هستند وگرنه چه كسی اینها را انتخاب میكرد.» مشایی افزود: «شما چرا اینقدر دستتان در دین خالی است كه اگر مشایی سِحر میكند، آن را باطل نمیكنید و چرا میترسید؟ یعنی بین شما یك نفر هم پیدا نمیشود بتواند سِحر مشایی را باطل كند و احمدی نژاد را از سِحر نجات دهد؟ پس در همه این سالها چه كار میكردید چه خواندید؟ چقدر عبادت كردید؟»