تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

 

آیا پایگاه احمدی نژاد دربین اصولگرایان درحال ریزش است؟

 *************************

در حالی که کمتر از دو سال از عمر دولت دهم و انتخابات جنجالی آن می گذرد، طیفی از اصولگرایان و گروهی از چهره هایی که به عنوان مدافعان سرسخت احمدی نژاد شناخته می شدند حالا به صف مخالفان او پیوسته و راه خود را از وی جدا کرده و حتی از رئیس دولت تبرّی می جویند و اعلام می دارند فتنه ای در اطراف آقای احمدی نژاد در حال شکل گیری است. "آیت الله مصباح یزدی" که از او به عنوان پدر فکری جریان احمدی نژاد نام برده می شود، به تازگی در اظهارات خود، از جریان حول آقای احمدی نژاد، به عنوان "تشکیلات فراماسونری" یاد کرده و گفته است که خطر این جریان " شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است." بخشی از سخنان اخیر آقای مصباح يزدی در دیدار با جمعی از مسئولان شورای عالی زنان به نقل از سايت اطلاع‌رسانی دفترایشان به اين شرح است:     
«خطری که من احساس می‌کنم شديدترين خطری است که تا به‌حال اسلام را تهديد کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هايی است که در بين خودی‌ها در حال رشد هستند.….امروزه در درون جامعه‌ی ما تشکيلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است، و همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه می‌کند و تحت پوشش آن حرف خود را بيان می‌کند، يعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض می‌کند. .…اگر تنبلی کنيم زمانی از خواب غفلت بيدار می‌شويم که تيرگی فتنه همه‌جا را فراگرفته است و می‌بينيم همان کسانی فتنه را آغاز کرده‌اند که خود پرورش داده‌ايم....چگونه کسی که در عمرش با عالِمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن، هر روز ضربه‌ای به اسلام می‌زند، می‌تواند برای اسلام مفید باشد، و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آن‌ها دل بسته‌اند!»
"قاسم روانبخش" یکی از مشهور‌ترین شاگردان آقای مصباح یزدی نیز چندی پیش طی یادداشتی در وبلاگ خود نوشت که اصولگرایان باید بر گذشته خود که برای پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات تلاش کرده و به او رأی دادند «گریه» کنند. او گفته است «طولی نخواهد کشید که اوضاع بد‌تر از این خواهد شد.» .
" سلیمی نمین" رئیس مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران هم روز بیستم فروردین در بخشی از اظهارات خود به
 خبرگزاری فارس گفته است که در آینده، اطرافیان احمدی‌نژاد فتنه بسیار بزرگی علیه جمهوری اسلامی رقم خواهند زد.
"حميدرضا مقدم‌فر "،مديرعامل خبرگزاري فارس هم در جمع اساتيد، فضلا و طلاب حوزه علميه امام خميني (ره) اهواز در تشريح پروژه دشمنان براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي گفته است: « دشمنان مترصدند از جريان انحرافي درون طيف اصولگرا كه متأسفانه امروز در دستگاه اجرايي كشور نفوذ كرده و از امكانات و دسترسي‌هاي فوق‌العاده‌اي برخوردار است، نهايت بهره‌برداري را براي تحقق اهداف خود به عمل آورند.» وی افزوده است:
« جريان منحرفي كه ‌امروز كانون‌هاي مهمي از نظام را در دست دارد مبدل به فتنه‌اي شده است كه با گفتار و رفتار خود موجب آشفته شدن ذهن جامعه، تحريك و ايجاد نگراني نهادهاي معنوي جامعه مثل علما، روحانيت و مراجع معظم تقليد شده است.»
علاوه بر این، "امید حسینی" یکی از مشهورترین وبلاگ نویسان اصولگرا  و دارنده وبلاگ «آهستان» که سال گذشته به عنوان برترین وبلاگ‌نویس حامی دولت انتخاب شد و اصولگرایان وبلاگ وی را ششمین وبلاگ برتر جهان می‌دانند٬ طی یادداشتی از رفتارهای گذشته خود ابراز پشیمانی کرده و نوشته اشت که «من دیگر خودم را احمدی‌نژادی نمی‌دانم اما دشمن او هم نیستم.» او در این یادداشت، مواردی نظیر بی اعتنایی دولت نسبت به مراجع تقلید و حق پنداری مطلق آن در قبال منتقدان را به عنوان انحراف بزرگ یاد کرده و احمدی نژادی های کنونی را کسانی خوانده که به همه بدگمان هستند،اعتقاد دارند که همه منحرف شده‌اند، به مراجع و علمای دین احترام نمی‌گذارد، نظر آنها را نمی‌پذیرد، نگرانی آنها را کم اهمیت می‌داند و آنها را بی‌بصیرت می‌دانند.
طرح این گونه اظهارات توسط کسانی که تاکنون از حامیان سرسخت دولت به شمار می آمدند نشانه ای روشن از ریزش پایگاه احمدی نژاد است. البته باید یادآور شد که آقای احمدی‌نژاد و اطرافیان ایشان نیز رفتارها و گفتارهایی بروز می دهند که موجب تحریک بخشی از اصولگرایان شده و آنان نیز که انقلاب و اسلام را در خود خلاصه کرده اند، در مقابل هر گونه اظهار نظری که متفاوت با نظرات خودشان باشد واکنش نشان میدهند .
به هر صورت، موضع گیری طیفی گسترده از اصولگرایان در مقابله با آنچه جریان انحرافی دولت خوانده می شود، به یک دو قطبی حاد میان اصولگرایان منجر شده وبه نظر میرسد آقای احمدی نژاد در حال از دست دادن پایگاه خود در میان اصولگرایان است. وجه بارز این قطب بندی را می توان در رسانه های اصولگرایان مشاهده کرد . اگرچه آقای احمدی نژاد هم سعی نمود با برکناری رحیم‌مشایی از سرپرستی نهاد ریاست جمهوری به این تنش ها خاتمه دهد، اما اصولگرایانِ طیف مقابل ایشان می گویند که برکناری رحیم‌مشایی از سرپرستی نهاد ریاست جمهوری به منظور سازماندهی ستادهای انتخاباتی حامیان احمدی نژاد صورت گرفته و او می خواهد هدفِ اعلام شده جناح دولتی در کسبِ دست کم 150 کرسی از 290 مجلس را مدیریت کند زیرا تحرک انتخاباتی جریان مشایی همان مسأله ای است که خواب اصولگرایان را آشفته ساخته است .
در همین رابطه، "بولتن‌نیوز" به نقل از تحلیل‌گران داخلی نوشت: « حذف رحیم‌مشایی از مسئولیت نهاد ریاست جمهوری، در واقع فرصتی به وی بوده است تا بتواند با خیالی راحت برنامه‌های خود را برای انتخابات بعد سامان دهد و از بخشی از فشارهایش در این زمینه کاسته شود.»
"جوان‌آن‌لاین" هم ضمن ساختگی بودن جریان خروج مشایی، نوشت: «جریان انحرافی اصول‌گرایان که مدت‌هاست فعالیت‌های انتخاباتی برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی را آغاز کرده، برنامه جدیدی را برای به دست گیری آرای مخالف خود تدوین کرده است. این جریان در برنامه‌ای که "منتقدین خودساخته" نام دارد، بنا دارد که به برخی تغییرات، برکناری‌ها و تنش‌های ساختگی روی آورده و برخی از نیروهای خود را از نهادهای تحت مدیریت خود به فضای سیاسی کشور انتقال داده و سپس آنان را تحت عنوان منتقدین، حول یک لیست انتخاباتی متمرکز سازد.»
به هر حال، این ستیز تمام عیار درون جناحی، وضعیت اردوگاه اصولگرایان را چنان پیچیده نموه که برخی ناظران از احتمال تسویه های سیاسی گسترده در این جناح خبر می دهند. سخنان چندی پیش "سردار آبنوش" فرمانده سپاه قزوین مبنی بر این که اگر انتخابات مجلس نهم سالم نباشد، در سال 1391 شاهد فتنه خونین خواهیم بود در همین راستا ارزیابی می شود.
البته برخی از حامیان پیشین آقای احمدی نژاد کار را از انتقاد فراتر برده و به " توهین و هتاکی" متوسل شده اند. به عنوان مثال، "منصور ارضی"، مداح معروف که در ابتدای شروع به کار دولت دهم، هیأت دولت را در سفرهای استانی همراهی می کرد، با اعلام اینکه «شبانه روز» اسفندیار رحیم‌مشایی را لعنت می‌کند و او را «یهودی صفت» می‌داند، خطاب به مشایی گفته است: « تو، رييس دفتر رييس جمهوري يا بنگاه معاملات ملكي داري؟ اين ملعون يهودي‌صفت الآن دارد پول خرج مي‌كند براي يك روزي كه اگر بخواهد كانديدا شود، آن هم با آن پرونده‌اش و متأسفانه آن آقا مي‌گويد به او كاري نداشته باشيد. » وقتی هم دفتر رئیس دولت دهم از منصور ارضی به خاطر این توهین ها شکایت کرد، شورای هماهنگی حزب‌الله با انتشار بیانیه‌ای شکایت دفتر رئیس دولت دهم از منصور ارضی را «غیر قانونی» خواند و اعلام کرد «جریان منحرف و نفوذی» در دولت  را رسوا خواهد کرد. سایت «عماریون» گزارش داد که شورای هماهنگی حزب‌الله در واکنش به این شکایت اعلام کرده که آقای ارضی برای اثبات «یهودی صفت» بودن رحیم‌مشایی «مستندات شرعی محکمی» دارد. خود "منصور ارضی" هم در واکنش به این شکایت و دفاع از «فحاشی» گروهی از مداحان به اطرافیان آقای احمدی‌نژاد گفته که: «می‌گویند مگر مداح فحش می‌دهد؟ بله. مداح این کار را می‌کند، ولی کجا؟ آنجایی که باید بگوید می‌گوید.»
اسفنديار رحيم مشايي ،هم در حاشيه مراسم تجليل از خادمان ستاد تسهيلات سفرهاي نوروزي در پاسخ به سؤال خبرنگاري مبني بر اين‌كه برخي مي‌گويند يك جريان انحرافي مي‌خواهد دولت را به حاشيه ببرد گفت: « ادعاي انحراف از سوي افراد مختلف خطاب به طرف مقابل مطرح مي‌شود. ادعا ملاك نيست، ما بايد معلوم كنيم جريان اصلي چيست تا جريان انحرافي مشخص شود. انسان‌هايي كه تا يك دوره‌اي مي‌گفتند كه از دولت حمايت مي‌كنيم، اكنون تبديل به منتقدان شماره يك دولت شده‌اند و من بارها گفته‌ام كه هدف آن‌ها، مخالفت با دولت است و علت آن نيز روشن است.»     
وي افزود: « سال 84 كه آقاي احمدي‌نژاد به صحنه آمدند، اين‌ها كدام طرف بودند و اگر اين موضوع را مشخص كنيم و پيدا كنيم رشته كار در مي‌آيد. خيلي‌ها در سال 84 موفق نشدند كه نامزدشان رييس‌جمهور شود و ناچار آمدند و به بهانه اصولگرايي گفتند كه نه، همين آقاي احمدي‌نژاد كانديداي ماست و بعد وقتي ديدند سهمي به دست نياوردند، آرام آرام دوباره دنبال همان خط رفتند كه بلكه بعد از آقاي احمدي‌نژاد دوباره به نان و نوايي برسند و اين طبيعي است. ما بايد دقيق باشيم و آدم‌ها را ريشه‌يابي كنيم كه از اول آيا با آقاي احمدي‌نژاد بودند يا نبودند، اين يك راه است.»

+ خزاعی |

 

 

خریدارِ ماشین آقای احمدی نژاد کیست؟ !

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX


این ماجرای حرّاج ماشین آقای احمدی نژاد هم دارد به یک مسأله تبدیل می شود . هرچند برخی به شرعی بودن این نوع معاملات نیز ایراد می گیرند و می گویند،این حرکات خلاف شرع و بیع باطل است و وجه آن نیز اکل مال بالباطل و شبهه ناک است و قابل اهداء برای امر خیر هم نیست زیرا وقتی مالی به ثمن غیر واقعی فروخته شود و معامله غرری و غبن فاحش باشد، مالکیت در ثمن و مبیع حاصل نمی شود و بیع باطل است، و بعضی دیگر هم به هزینه های تبلیغات این مزایده و خبرهای آن که از صدا وسیما و رسانه های دولتی منتشر شد، و نیز هزینه حمل و تشریفات این خودرو  و اختصاص غرفه ای بزرگ به آن در نمایشگاه پرداخته و معتقدند که این هزینه ها کمتر از قیمت آن نیست ،اما آنچه سبب مسأله دار شدن این معامله گردید، عدم اعلام نام حریدار و نیز سابقه و پیشینۀ او بود و لذا همواره این سؤال مطرح بود که خریدار خودروی آقای احمدی نژاد کیست و چرا نام وی را اعلام نمی کنند ؟

45312543 آخرین خبر از پژو ۵۰۴ احمدی نژاد56632 آخرین خبر از پژو ۵۰۴ احمدی نژاد
در همان زمان، "مهدی خزعلی" نوشت :
« کسی که نقش خریدار را بازی کرده است و جرأت ندارد خود را نشان دهد، خریدار ناشناسی که به سبک مافیا این خودروی اسقاطی را به قیمت 25 میلیارد ریال خریده است، کیست؟ چرا چهرۀ این فرد خیّر را نشان نمی دهید؟ چرا پرده نشین است؟ او ابله و سفیه نیست، او به دنبال منافع خویش است! باید سازمان بازرسی کلّ کشور اسامی هیأت مدیره، سهامداران و بستگان آنها را درآورَد و تحقیق نماید که تا کنون چه قراردادهایی این افراد با دولت نهم و دهم داشته اند. شاید صدها و هزاران برابر این مبلغ از کنار دولت نهم و دهم خورده باشند! » البته روزنامه کیهان هم صدایش در آمد ونوشت :«آيا مي توان باور كرد پول حلالي كه با زحمت فرد يا افرادي به دست آمده باشد به همين راحتي صرف خريدي شود كه هيچ عايدي براي خريدارش نداشته باشد. گفته مي شود بحث خريد اين خودرو يك موضوع حاشيه اي براي ايجاد حاشيه امن در بازپرداخت نكردن بدهي كلان بانكي بدون اطلاع رئيس جمهور و با طراحي برخي افراد مشكوك و نفوذي بوده است.» 
ماجرای حراج خودروی آقای احمدی نژاد، اعتراض برخی دیگر از چهره های اصولگرا را هم بدنبال داشت. "عباس سلیمی نمین" روز بیستم فروردین ماه درگفتگو با
خبرگزاری فارس، برنامه فروش خودروی آقای احمدی‌نژاد توسط اطرافیان وی را "فریبکاری" خواند و گفت: «آقای مشایی با همکاری شخصی که با او مشغول کارهای اقتصادی است، دست به این بازی مسخره زدند که چیزی جز تحقیر فکری مردم نبود.»
به هرحال در مقابل همه پرسش ها، کمتر اطلاعاتی از خریدار خودروی آقای احمدی‌نژاد ارائه شد و حتی گفته شده است که سوئیچ ماشین به شخصی به نام "ایثاری" که وکیلِ خریدارِ خودرو است، تحویل شده است. تا آنکه به تازگی، هفته‌نامه سیاسی اجتماعي 9 دي، وابسته به "حمید رسایی"، اطلاعاتی از میزان اموال و دارایی‌های این خریدار را منتشر کرد.  
این هفته نامه، در شماره اخیر خود اینطور از ثروت افسانه‌ای این خریدار خودرو خبر می‌دهد:
« شنیده شده است فردی که خودروی احمدی‌نژاد را خریداری کرده است در سال‌های گذشته تنها دارائیش یک سوله بوده که به عنوان انبار و کارهای کوچک صنعتی استفاده می‌کرده است. به تدریج نامبرده از طریق ارتباطات مختلف دولتی به ثروت کلانی دست پیدا می‌کند. وی در حال حاضر ۳۰درصد سهام بانک گردشگری و ۳۴درصد بانک سامان و بخشی از سهام ایران خودروی تبریز و شرکت هواپیمایی آتا را دارد.... گفته می‌شود وی با هماهنگی يک مقام ارشد دولتی در ايران و کمک "عبدالله گل" توانسته است تا پوشش این خطوط هواپیمایی (آتا) را بگیرد. وی در کارخانه‌های فولاد سهام دارد و قریب به هزار و دویست میلیارد به شبکه‌های بانکی کشور بدهکار است.»
"سایت مشرق" هم در مورد این سرمایه‌دار افسانه ای غرب کشور که فعالیت‌های اقتصادی خود را از دلالی در بازار آهن شروع کرده و با مساعد شدن بازار، سرمایه گذاری درصنعت فولاد را تجربه کرده و در میانه راه، هوای خودروساز شدن به سرش زده و در ادامه بلندپروازی‌های خود، سرمایه‌گذاری در صنعت هوایی را خالی از لطف ندیده و اخیراً هم سهامدار عمده 2 بانک خصوصی کشور شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است، از جمله :
1- حجم بدهی‌های معوق نامبرده به سیستم بانکی کشور چقدر است؟ برخی خبرها میزان این بدهی‌های را بالای هزار میلیارد تومان برآورد کرده‌اند.      
2- وضعیت سهام وی در 2 بانک خصوصی کشور که اتفاقاً یکی از آنها اخیراً فعالیت خود را آغاز کرده و تبلیغات گسترده‌ای نیز در ایام نوروز در صدا و سیما داشت، چگونه است؟
3- چگونه می‌توان جزو اَبَربدهکاران سیستم بانکی کشور بود و در عین حال سهامدار عمده 2 بانک خصوصی شد؟          
4- گفته می‌شود در 3 سال اخیر، سرمایه وی به صورت جهشی چند برابر شده است، رمز موفقیت ایشان برای افزایش سرمایه‌ها به صورت جهشی آن هم در مدت بسیار کوتاه چیست؟ و اصولاً چگونه می‌توان از دلالی در بازار آهن به سرمایه‌های افسانه‌ای دست یافت؟
5- در حالی که معادن کشور جزو اَنفال است، اخیراً برای ایشان مجوزی صادر شده که بخش مهمی از یکی از معادن سنگ آهن کشور به ایشان تعلق بگیرد. نحوه حضور در این معدن و حجم سرمایه‌گذاری در آن چگونه است؟

تا آنکه پس از این همه پرسش و سکوت،از آنجايي كه اين مزايده در "منطقه آزاد اروند" برگزار شد،‌ «علي‌اصغر پرهيزكار» مدير عامل منطقه آزاد اروند در گفت‌وگويي با فارس، خريدار خودروي آقای احمدنژاد را معرفي كرد. وی گفت اين فرد "دشتي" نام دارد و اهل خوزستان است. وي شغل آزاد دارد و در تجارت و انبوه‌سازي فعال است. 
 
         

+ خزاعی |

  کامران نجف زاده به ایران برگشت + عکس

  

کامران قهرمان ؟!

نمی دانم به چه دلیل برخی از آقایان همواره به دنبال "قهرمان" سازی هستند آن هم برای موضوعاتی که چندان جایگاهی ندارند . یک روز از "منتظر الزیدی"، خبرنگار عراقی بخاطر پرتاب کفش  به سمت بوش  و یک روز هم از "کامران نجف زاده" خودمان قهرمان می سازیم تا آنجا که برخی از سایت ها تیتر می زنند که " ای کامران قهرمان ، اینجا هم قهرمان بمان! " و با کنایه می نویسند: « نجف زاده با بازگشت قهرمانانه خود به صداوسیما و بخش خبری بیست وسی، برای نخستین بار نشان دهد که حقوق شهروندان ایرانی از مردم مظلوم ومستعضف و رنج کشیده عزیز فرانسه کمتر نیست و وی با تهیه گزارش های انتقادی صحیح، به نمایش مشکلات مردم ایران بپردازد.البته بدلیل آنکه مشکلات مردم ایران قطعاً بسیار کمتر از اهالی دردمند پاریس است، افکارعمومی از این خبرنگار قهرمان انتظار ندارد به اندازه مشکلات مردم فرانسه مشکلات مردم ایران را بزرگنمایی کند و به طور مثال اگر با وجود تأخیر یکساعته هواپیماهای ایرفرانس، نجف زاده بلافاصله در فرودگاه حاضر و ندای اعتراض مسافرین مظلوم اروپایی را به گوش جهانیان می رساند در ایران پس از ده ساعت تأخیر هواپیما اقدام به انعکاس مشکلات مردم کند.» ( سایت عصرایران)       
اما درحالی که کامران نجف‌زاده در گفتگو با مطبوعات، در مورد دلیل بازگشت خود به کشور گفته است که :« مجبور شد به علت محدودیت‌هایی که دولت فرانسه پس از به اصطلاح گزارش‌های جنجال‌برانگیزش اعمال کرده بود، این کشور را ترک کند.» و نیز افزوده بود که: « وزیران کشور و امور خارجه فرانسه پس از 18 ماه فعالیت خبری وی، در دیداری به این نتیجه رسیدند که گزارشگر صدا و سیما از خطوط قرمز عبور کرده و موجب ترویج نفرت در بین افکار عمومی فرانسه شده است»، سایت "آخرین نیوز" در مطلبی با عنوان « رمزگشایی فرانسویها از علت اخراج نجف زاده » نوشت که: « معلوم نیست او این نقل قول را از کجا پیدا کرده چرا که هیچ یک از وزیران ذکر شده هرگز درباره این اخراج اظهار نظر نکرده‌اند.»
"آخرین نیوز" می نویسد که « علت اخراج این خبرنگار جای دیگر است. چند روز قبل از آن، "جی دشموخ" خبرنگار خبرگزاری فرانسه از تهران اخراج شده بود. به این ترتیب اخراج نجف‌زاده واکنشی به اخراج خبرنگار فرانس پرس بوده است. "رومن نادال" معاون مطبوعاتی وزارت خارجه فرانسه گفته است « هنگامی که دشموخ به اخراج از تهران تهدید شده بود ما فرد شماره دو سفارت ایران را در پاریس احضار کردیم تا به وی گوشزد کنیم در صورتی که این تهدید عملی شود، بدون پیامد نخواهد ماند. او اخراج شد و ما نیز مجوز اقامت نجف‌زاده را تمدید نکردیم.»  
نادال افزود: «اما به تازگی برای دو خبرنگار خبرگزاری رسمی ایرنا، کارت اقامت صادر کرده‌ایم. ما همچنین به مقامات ایران اعلام کرده‌ایم اگر صدا و سیما می‌خواهد خبرنگار جدیدی معرفی کند، آماده‌ایم درخواست را بررسی کنیم. امروزه حدود 10 خبرنگار ایرانی در فرانسه مجوز فعالیت دارند.»
عصر ایران  هم در ادامه همان مطلب کنایه آمیز خود، از کامران نجف زاده می خواهد که از حقوق مردم ایران نیز دفاع کند زیرا
« در صورتی که این اتفاق نیفتد و "کامران قهرمان" به یکباره تغییر شخصیت داده وخبرنگار فوق منتقد در فرانسه، تبدیل به خبرنگارمتملق واحد مرکزی خبر شود، ممکن است این شائبه پیش بیاید که وی همانند بعضی ها از قراردادهای تبلیغاتی، هدایا ومسافرتها و فعالیتهای اقتصادی فوق برنامه، که برخی دستگاهها برای دادن پاسخ منطقی! به انتقادات خبرنگارن استفاده می کنند ومشکلات مردم را قبل از طرح در رسانه ملی با این روش حل می نمایند، بی نصیب نمانده باشد.»

+ خزاعی |

پیروزی ایران در پرونده دادگاه کتيبه هاي دوره هخامنشي

*****************************

بر اساس گزارش خبرگزاری ها، شماری از خانواده‌های قربانيان حمله انتحاری سال ۱۹۹۷ در اسرائيل، در دادخواستی از دادگاهی در آمريکا خواسته بودند اشيای عتيقه ايرانی در موزه شيکاگو را ضبط کرده و از آن برای پرداخت غرامت معادل حدود ۷۱ ميليون دلار به آنها استفاده کند.
این اشیاء عتیقه، "کتيبه هاي گلي" دوره هخامنشي بوند که از زير زمين هاي تخت جمشيد کشف شده و در سال 1355 براي ترميم، به عنوان امانتی سه ساله ، به دانشگاه شیکاگوی آمریکا فرستاده شده بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی، دولت آمریکا مانع از استرداد آنها به ایران شده بود.       
دادگاه بدوی به ضرر ایران رأی داده بود، ولی جمهوری اسلامی، پیگیری های مجدّانه ای را با بهره گیری از وکلای مجرّب آمریکایی انجام داد و منتهی به این شد که دادگاه استيناف حوزه هفتم قضايي در آمريکا، در روز نهم فروردین با این استدلال که کتیبه ها به عنوان امانت بودند ،حکم نماید که این کتيبه ها به ايران بازگردانده شوند.
این کتیبه ها از آن نظر ارزشمند هستند که نشان می دهند تخت جمشید و پاسارگاد ، برخلاف اماکنی مانند اهرام ثلاثه مصر ، توسط بردگان و به زور شلاق بنا نشده اند بلکه توسط استادان و کارگران آزادی ساخته شده اند که در اِزای کار خود، دستمزد می گرفتند و از مزایایی مانند مرخصی و پاداش هم برخوردار بوده اند.حتی اتباع سرزمین های دیگر نیز که در تخت جمشید کار می کردند ،از حقوق و مزایا برخوردار بودند.  
این کتیبه ها که تعدادی از آنها پیش از این به ایران بازگشته و هم اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شوند نشان می دهند سیستم حسابداری دقیقی در دوران هخامنشی در 2500 سال پیش جاری بوده و همه پرداخت ها بر اساس اسناد مالی مکتوب صورت می گرفتند و موضوعاتی مانند ضامن و ضمانت نیز در این دوران متداول بوده است.
به عنوان نمونه ای از این اسناد که مایه مباهات و افتخار هر ایرانی است ، ترجمه یکی از این اسناد که هم اکنون در موزه تخت جمشید در معرض نمایش عمومی است ، به این شرح است :

آقای شاکا   
مدیر صندوق
آقای مردوکا گواهی می دهد که آقای هردکاما ، درودگر مصری ، سرکارگر صد نفر کارگر که به ضمانت آقای وهوکا در ساختمان پارسه(تخت جمشید) انجام وطیفه می کند ، استحقاق دریافت سه کارشا و 2 شکل و نیم نقره به عنوان دستمزد را دارد.
مسوول صدور سند   
مردوکا

اين کتيبه هاي هخامنشي و تعداد قابل توجهي اموال فرهنگي- تاريخي ارزشمند،  در سال 1316طي حفاري مشترکي توسط دولت وقت ايران و مؤسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو در تخت جمشيد، به دست آمد که اين اموال بين دولت ايران و مؤسسه مذکور به طور مساوي تقسيم شد. ايران به دليل نداشتن کارشناسان داخلي براي خواندن خطوط ، سهم خود را نيز به مؤسسه شرق شناسي دانشگاه شيکاگو به مدت سه سال امانت داده بود تا آن مؤسسه، پژوهش هاي گسترده اي در مورد اين الواح انجام دهد و پس از مستند سازي و انتشار نتيجه پژوهش هاي خود، الواح را به ايران باز پس دهد که این امر تا کنون محقق نشده است!     
اين لوح‌ها برخلاف ديگر کتيبه‌هاي هخامنشي تخت‌جمشيد که بيانيه‌ها و گفتارهايي رسمي براي همگان و براي آيندگان بوده، براي خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌ و در واقع اسناد داخلي و حسابداري کارکنان تخت‌جمشيد و يک بايگاني اداري بوده اند.     
آنها بازگوکننده رويدادهاي رسمي و حکومتي و سياسي نيستند بلکه در کنار آگاهي‌هاي فراوان ديواني و اداري، اطلاعات فراواني از زندگي روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشي در اختيار ما مي‌گذارند. البته به جز لوح‌هاي تخت‌جمشيد چندين بايگاني اداري ديگر از عصر هخامنشي در مصر و بابل هم‌چون بايگاني "موروشو" يافت شده است.
به موجب اين لوح‌ها، ما امروز مي‌دانيم که سازندگان تخت‌جمشيد را بردگان تشکيل نمي‌دادند بلکه مردان و زنان آزاده‌اي بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاري که انجام مي‌دادند دستمزد مي‌گرفتند. به آنان نه تنها دستمزدي شايسته که گاه پاداش و هديه و کمک هزينه جنسي نيز پرداخت مي‌شده است. آنان مي‌توانستند به هنگام پيمان زناشويي، هنگام زايش نوزادي تازه‌رسيده، در جشن‌ها و بيماري‌ها از اين پاداش برخوردار شوند. 
زنان در تخت‌جمشيد نه تنها کار مي‌کردند، بلکه پابه‌پاي مردان در کارهاي تخصصي و مديريت شرکت داده مي‌شدند. نوجوانان به کارآموزي مي‌پرداختند و کودکان در ساعت‌هاي کاري والدين در کودکستان تخت‌جمشيد نگهداري و تربيت مي‌شدند. لوح‌ها حاکي از آن است که پرداخت نهايي و ريزه‌کاري‌هاي سنگ‌نگاره‌هاي باشکوه تخت‌جمشيد، بيشتر دستاورد هنر و توانايي‌هاي زنان هخامنشي است.

 
+ خزاعی |

‌ای کاش متحد ما برای ایستادگی علیه اسرائیل،

از نظر دموکراسی و حقوق بشر، کشور آبرومندی بود

 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سایت "الف" وابسته به "احمد توکلی" نماینده اصولگرای مجلس، در واکنش به اعتراض مخاطبان خود نسبت به سکوت سیمای جمهوری اسلامی در قبال تحولات سوریه،با اعلام اینکه اعتراض‌های مخاطبان خود را به حق می‌داند، نوشت: « برخی بینندگان الف در نظرات ارسالی خود اعتراض کرده اند که چرا اخبار اعتراضات سوریه در رسانه های داخلی بخوبی منعکس نمی شود. پاسخ این بینندگان محترم این است که حق با شماست، اگر اعتراضات در سوریه واقعاً مردمی و بدون تحریک خارجی باشد، رسانه های داخلی باید مثل اعتراضات در یمن و مصر و بحرین به اعتراض در سوریه هم بپردازند. شاید دلیل جدی نگرفتن اخبار اعتراضات سوریه در رسانه های ایرانی، مشکوک بودن منابع خبری آن باشد. در روزهای  اخیر همه رسانه ها، اخبار ناآرامی در درعا را از رویترز و آسو شیتدپرس و دیگر رسانه های غربی نقل کرده اند. هر کس با نوع حکومت در سوریه اندک آشنایی داشته باشد می داند که در این کشور آزادی بیان و رسانه ها به شدت محدود است و طبیعی است رسانه های غربی در شهری مانند درعا خبرنگار اعزامی یا مستقر ندارند و خبرهایشان را از مخالفان دولت سوریه می گیرند.»
این سایت افزوده که: « هیچ ایرانی میهن دوستی از ناآرامی در سوریه خوشحال نمی شود چراکه این کشور متحد راهبردی ایران است و ایجاد مشکل در آن به نفع ایران نیست. البته نزدیکی سوریه با ایران به معنی تأیید نوع حکومت آن توسط ما نیست بلکه این نزدیکی بیشتر به دلیل دشمن مشترک دو کشور است. سوریه در کل جهان عرب مقاوم ترین دولت علیه سلطه طلبی آمریکا و تجاوزگری اسرائیل است. این کشور، مجرای اصلی کمک به مبارزین لبنانی و فلسطینی هم هست. طبیعی است ایران بدون اینکه نوع حکومت سوریه را تأیید کند از فرصت وجود چنین کشوری برای کمک به رزمندگان فلسطینی و لبنانی بهره برده و درگیری و خونریزی را از مرزهای ایران به مرزهای اسرائیل منتقل کرده است.»
سایت الف، در ادامه یادداشت خود آورده است: « مجموعاً چنین به نظر می رسد که ناآرامی در سوریه واقعی و جدی بوده است. البته نه آنگونه که رسانه های غربی و وهابی بزرگ کرده اند اما همین که تعدادی در سوریه کشته شده اند، مهم ومایه تاسف است.  هم پیمانی ایران و سوریه در ایستادگی علیه سلطه طلبی غرب و تجاوزگری اسرائیل نباید باعث شود چشم بر حقیقت جاری در سوریه ببندیم. بالاخره این کشور از نظر آزادی بیان مانند اکثر حکومتهای عربی شرایط بسیار بدی دارد. ای کاش متحد ما برای ایستادگی علیه اسرائیل، از نظر دموکراسی و حقوق بشر، کشور آبرومندی بود........»

+ خزاعی |

چرا صداوسیما حوادث سوریه را نادیده می گیرد؟

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سوریه در دو هفته اخیر شاهد اعتراضات مردمی بود که با پاسخ خشن و خونین دولت این کشور روبه رو شد و قربانیان زیادی نیز بر جای گذاشت. اعتراضات در سوریه تاکنون نیز ادامه دارد و دهها فیلم و عکس از اعتراضات مردمی و کشتار معترضین نیز منتشر شده است با این حال صداوسیما از پرداختن به این موضوع و بازتاب آن در داخل خودداری کرد و سکوت را برهمه این اتفاقات ترجیح داد.
در همین رابطه به نظر نگارنده، به دلایل زیر صداوسیما می بایست به تحولات سوریه می پرداخت و "سیاست سکوت" اشتباه بود.

سوریه بیشترین اهمیت مخاطب ایرانی
در میان کشورهای منطقه به طور عام و در میان کشورهایی که تاکنون با موجی از اعتراضات روبه رو شده اند؛ برای مخاطب ایرانی, تحولات سوریه از اهمیت خاصی برخوردار و به اصطلاح دارای ارزش خبری است.
ایران در منطقه بالاترین سطح روابط و همکاری ها را به ویژه در زمینه های استراتژیک با سوریه دارد. سالانه نزدیک به یک میلیون ایرانی به سوریه سفر می کنند. شرکت ها و سرمایه گذاران ایرانی بسیاری در سوریه مشغول به فعالیت هستند و ... همه اینها باعث می شود مخاطب ایرانی برای اطلاع از تحولات این کشور اشتیاق نشان دهد به ویژه اگر این تحولات چند ارزش خبری را با هم و یکجا دربر داشته باشند.

تفاوت معترضین در سوریه و کشورهای تونس, مصر , لیبی، بحرین و یمن
سؤال اساسی اینجاست، استبداد حکومت سوریه با دیگر استبدادها در کشورهایی مثل تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین، اردن و ... چه تفاوتی دارد. همچنین معترضین در سوریه با معترضین در کشورهای ذکر شده چه فرقی دارند که در صداوسیما اولی نادیده گرفته می شود و درباره دومی اطلاع رسانی می شود.
جالب است بدانیم وضعیت آزادی های سیاسی در سوریه به مراتب بدتر از بسیاری از کشورهای عربی است که میزبان اعتراضات بوده یا هستند.
حکومت فعلی در سوریه از طریق یک کودتای نظامی به قدرت رسید. سوریه رکورد دار طولانی ترین مدت اجرای حالت فوق العاده امنیتی (نزدیک به 50 سال) است. برخلاف عنوان "جمهوری" حکومت سوریه، قدرت در این کشور به صورت وراثتی یعنی از پدر به پسر منتقل شد و برای این منظور حتی قانون اساسی نیز تغییر داده شد. هم اکنون خانواده اسد و حزب بعث حاکمیت را در سوریه در اختیار دارند و هیچ جایگاهی برای صدای دیگر یا مخالف وجود ندارد و تحمل نمی شود. روزنامه ها و رسانه ها به جز یک جریان نه می توانند و نه حق دارند به جریانات دیگری بپردازند.

تفاوت مخاطبان داخلی با خارجی چیست؟
صداوسیما در بخش برون مرزی خود، دو شبکه خبری پُرمخاطب یعنی العالم (عربی) و پرس تی وی (انگلیسی) دارد که هر دو از دریچه رفع تکلیف در انتشار خبر, به حوادث سوریه پرداختند و با انتشار خبری بسیار کوتاه و تصاویری از تظاهرات هواداران بشار اسد، به حوادث سوریه پرداختند.
سؤال اینجاست، فرق اتباع بیگانه و خارجی با مردم ایران چیست که اوّلی حق دارد از صداوسیمای ایران متوجه ناآرامی در سوریه شود و دومی نه.

مقایسه پوشش خبری صداوسیما با تلویزیون دولتی سوریه
در حوادث اخیر سوریه, صداوسیما نقش دایه مهربان تر از مادر را ایفا  کرد. در حالی که شبکه های دولتی سوریه به اعتراضات و کشتار مردم معترض این کشور پرداختند (البته از دریچه نگاه خود که مانند حکومت های دیکتاتوری تونس و مصر و لیبی معترضان را تروریست و هرج و مرج طلب توصیف کرد و تیراندازی به تظاهرات مسالمت آمیز را برعهده نگرفت) و حتی شبکه تلویزیونی المنار وابسته به جنبش مقاومت حزب الله لبنان و شبکه ان بی ان وابسته به حزب شیعه امل لبنان که از مدافعان سیاست خارجی سوریه به شمار می روند به انتشار اخبار و تحولات اخیر این کشور پرداختند اما صداوسیما تنها سکوت را اختیار کرد.
مقامات سوریه تاکنون کشته شدن شماری از اتباع خود را تأیید کرده و این موضوع را از تلویزیون دولتی سوریه نیز اعلام کردند.
سؤال اینجاست چگونه تلویزیون سوریه و همه شبکه های خبری به حوادث سوریه می پردازند اما صداوسیمای ایران دربرابر این حوادث سکوت مطلق یا شبیه آن را انتخاب می کند.
جالب است بدانیم همین تلویزیون دولتی سوریه در زمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 ایران، اخبار این تحولات را منتشر کرد و از سیاست سکوت خودداری کرد .

حمله به مسجد و کشتار مسلمانان
سرکوب و کشتار مردم معترض در سوریه با حادثه ای مهم همراه بود و آن حمله نیروهای امنیتی سوریه به تحصن مردم معترض در مسجد العمری شهر درعا بود. در این حمله حدود 20 نفر کشته شدند . در این اقدام، نیروهای امنیتی علاوه بر قتل مخالفان غیرمسلح، حرمت مسجد را نیز شکسته و شماری از مسلمانان را تنها به جرم تحصن و اعتراض، در مسجد به قتل رساندند. انتظار می رفت صداوسیما به مانند پوشش موضوع سوزاندن قرآن کریم به این مسئله نیز می پرداخت و اطلاع رسانی می کرد و از نادیده گرفتن ابتدایی ترین قوانین اسلامی توسط حکومت سوریه خبر می داد.

صداوسیما و اطلاع رسانی
ممکن است برخی بگویند حکومت سوریه از سیاست های حق طلبانه ایران و مقاومت ضداشغالگری در فلسطین و لبنان حمایت گسترده ای می کند لذا نباید علیه حکومت این کشور اقدامی را انجام داد. ضمن تأیید بخش نخست باید گفت حکومت سوریه ضمن در پیش گرفتن سیاست حمایت از مقاومت ضداشغالگری، در سیاست خارجی خود برای حفظ منافع ملی اش، در مسائل داخلی دیکتاتوری همه جانبه ای را در پیش گرفته است اما آگاه کردن مردم ایران از اوضاع داخلی کشور سوریه نه به معنی اقدام علیه حکومت این کشور بلکه به معنی عمل وظیفه اطلاع رسانی در آگاه ساختن مردم ایران از تحولات بسیار مهم سوریه است.

نتیجه
با سکوت صداوسیما نسبت به اعتراضات مردمی در سوریه، مخاطبان در ایران قطعاً از راه های دیگر از اخبار این کشور آگاه می شوند اما آنچه در این میان روی خواهد داد کاهش اعتماد مخاطبان نسبت به رسانه ملی از یک سو و گسیل دادن مخاطبان ایرانی به سمت رسانه های دیگری غیر از صداوسیماست.

---------------------------------

منبع : عصر ایران -  ۰۹ فروردين ۱۳۹۰

+ خزاعی |

آیا بالاخره وضعیت فوق العاده در سوریه لغو می شود؟

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

در خبرها آمده است که به دنبال گسترش اعتراضات مردمی در سوریه، "بثینه شعبان" مشاور بشاراسد، اعلام کرده است که رئیس جمهور برای بهبود اوضاع رفاهی و سیاسی، اصلاحاتی را اعلام نموده که از مهمترین این اصلاحات، بررسی لغو قانون جنجال برانگیز حالت فوق العاده است.
«وضعیت فوق العاده امنیتی»، یکی از طولانی ترین قوانین اضطراری است که کشور سوریه بیش از 40 سال است که آن را تجربه می کند. قانون وضعیت فوق العاده امنیتی،  از سال 1963 و به دنبال کودتای نظامی 8 مارس در سوریه اعلام و از آن زمان تاکنون در برقرار است.

بر اساس بند( ب ) از ماده ( 2 ) قانون حالت فوق العاده، تدابیرلازم در حالت های ذیل مجاز است:
  
     
- کنترل نامه ها ، روزنامه ها ، مجله ها ، تألیفات وهمه وسائل ارتباط جمعی پیش از انتشار.
- تخلیه برخی مناطق و جداسازی آنها.
     
- تعیین زمان بازکردن و بستن اماکن عمومی.     
- ضبط هر نوع مِلک و اموال منقول و اِعمال کنترل موقت بر شرکت ها و مؤسسات.      
- کنترل آزادی های فردی در تجمع ها یا هنگام اقامت و انتقال از مکانی به مکان دیگر. 
- بازداشت افراد مشکوک که علیه امنیت کشور خطرساز باشند.
- تحقیق و بازپرسی از افراد در هر زمان ومکان.
 

فعالان سیاسی و حقوق بشری در سوریه، از سالها پیش خواستار لغو این قانون شده اند و تأکید می کنند که قانون فوق العاده، آزادی های عمومی و شخصی را سلب و به مأموران امنیتی اختیارات گسترده ای برای برخورد با مردم واگذار می کند. 
ضمناً گفته می شود یکی از اختیاراتی که این قانون به دولتمردان می دهد، " تشکیل دادگاه های فوق العاده" است به طوری که گفته شده است شهروندان سوری در دادگاه هایی محاکمه می شوند که نام آن ها را نمی دانند و نام قاضی و اعضای آن را نمی دانند واز حق برخورداری از وکیل مدافع و استیناف برخوردار نیستند.
برخی از فعالان سیاسی معتقدند که با اِعمال این قانون،بازداشت های بدون محدودیت در سوریه به اندازه ای گسترش یافته است که هیچ کس نمی داند چند نفر بر اساس قانون فوق العاده در بازداشت به سر می برند.
برابر قوانین سوریه، اعلام حالت فوق العاده، در هیئت وزیران و با مشارکت رئیس جمهور و موافقت دو سوم اعضای آن به تصویب می رسد و سپس برای تصویب نهایی به پارلمان ارجاع می گردد، اما فعالان سیاسی می گویند حالت فوق العاده به جای اینکه در هیئت وزیران به تصویب برسد به صورت یک فرمان نظامی ابلاغ شده و به جای هیئت وزیران، شورای انقلاب آن را تصویب کرده است و هیچوقت به پارلمان ارجاع نشده است.

+ خزاعی |

به عهد گل


بهار آمد بیا تا دادِ عمر رفته بستانیم
به پای سرو آزادی، سر و دستی برافشانیم

به عهد گل، زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردنِ خاموش می‌دانیم

نسیمِ عطرگردان بوی خونِ عاشقان دارد
بیا تا عطرِ این گل در مشام جان بگردانیم

شرار ارغوان واخیز خونِ نازنینان است

سمندروار جان‌ها بر سر این شعله بنشانیم

جمال
سرخْ‌گل در غنچه پنهان است ای بلبل

سرودی خوش بخوان کز مژدة صبحش بخندانیم


گُلی کز خنده‌اش گیتی، بهشت عدن خواهد شد

ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فرو خوانیم

سحر کز باغ پیروزی، نسیم آرزو خیزد

چه پرچم‌های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم


به دست رنج، هر ناممکنی ممکن شود آری

بیا تا حلقة اقبال ناممکن بجنبانیم

الا ای ساحل امید، سعی عاشقان دریاب

که ما کشتی در این توفان به سودای تو می‌رانیم

دلا در یال آن گلگون گردون‌تاز چنگ‌انداز

مبادا کز نشیبِ این شبِ سنگین فرومانیم

شقایق خوش رهی در پردة خون می‌زند، "سایه"
چه بی‌راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم

هوشنگ ابتهاج (سایه )

 

+ خزاعی |

 


www.clockma.com