سخنان علی مطهری در کنگره حزب مردم سالاری
*****************************
نهمین کنگره حزب مردمسالاری ، روز پنجشنبه 28 بهمن ماه با حضور مصطفي كواكبيان و چندتن دیگر از نمایندگان مجلس برگزار شد.علي مطهري كه تنها نماينده اصولگراي مجلس در اين كنگره بود همراه با كواكبيان دبیرکل این حزب، "محجوب" و "قنبري" به ايراد سخنراني پرداختند.
به گزارش فارس، علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی، وجود احزاب قوی برای کشور را یک ضرورت دانست و گفت: « فلسفه تأسیس حزب کسب قدرت است و نباید این موضوع را پنهان کنیم چرا که بین قدرت طلبی و قدرت پرستی فرق وجود دارد.»
مطهری، "قدرتپرستی" را امری مذموم خواند و ادامه داد: « حزب در واقع اتاق فکر سیاسی است و وظیفه دارد که افراد صالح را برای بدست گرفتن مسئولیتها در جامعه معرفی کند.»
نماینده مردم تهران اظهار داشت: « اگر نگاهی به ترکیب دولتها در طول سالهای بعد از انقلاب داشته باشیم، میبینیم که یک روش معقول در انتخاب افراد وجود نداشت، هر کسی که روی کار میآمد معمولاً دوستان و نزدیکان خود را در سمتهای اجرایی نصب میکرد و کمتر میتوان ادعا داشت که انتخابهای افراد بهترین انتخاب بوده است.»
وی تمام این مشکلات را ناشی از عدم وجود احزاب قوی در کشور دانست و گفت: « اتاق فکری باید وجود داشته باشد که افراد صالح را به جامعه معرفی کند، بر این اساس باید گفت که یکی از کاربردهای حزب، ممانعت از روی کار آمدن افراد قدرتپرست است.»
مطهری در ادامه به تأسیس حزب جمهوری اسلامی اشاره کرد و اظهار داشت: «از ابتدای تاسیس حزب جمهوری اسلامی برخی افراد مانند شهید مطهری مخالفتهایی با تأسیس آن به این صورت که مؤسسین آن روحانی باشند، داشتند و حتی خود امام(ره) هم در این زمینه مخالف بود ولی در نهایت راضی شد و این حزب تأسیس شد.»
مطهری ابراز امیدواری كرد كه حزب مردمسالاری در جهت آرمانهای انقلاب حركت كند و افزود: « آرمان ما پیاده كردن اسلام در جامعه است.»
نماینده مردم تهران به مسائل بعد از انتخابات سال گذشته اشاره کرد و گفت: « اگر در این مسائل "عدالت" رعایت میشد، کار به اینجا نمیرسید.»
وی افزود: «به هرحال تخلفاتی از ابتدا در این زمینه شکل گرفت و اگر از همان اول این تخلفات بررسی میشد حوادثی مانند 25 بهمن اتفاق نمیافتاد.»
مطهری تأکید کرد: « برخی ادعای تقلب در انتخابات کردند و مردم را به حضور در خیابانها و آشوب دعوت کردند که باید این افراد مجازات شوند، همچنین عدهای دیگر در مناظرات خود باعث بروز فتنه شدند.»
وی با بیان اینکه اگر "عدالت" را مقیاس قرار دهیم، وجدان جامعه آرام خواهد گرفت، اظهار داشت: « بنده از همان ماههای اول گفتم که همه افراد باید با هم محاکمه شوند، اگر چه جرم عدهای بیشتر و جرم عدهای کمتر بود و اگر این اتفاق بیافتد جامعه اسلامی آرام میشود.»
نماینده مردم تهران همچنین اظهار داشت: « اگر ولی فقیه به اشاره و یا تصریح از یک کاندیدا حمایت کرد، مردم حق دارند که از کاندیدای دیگری حمایت کنند و بعد از پیروزی یک کاندیدا در انتخابات، نباید گفت که ولیفقیه نقص دارد.»
مطهری ادامه داد: « ولی فقیه حکم ارشادی خود را میگوید و مردم هم در انتخاب آزادند، متأسفانه برخی کاسههای داغتر از آش در این بین پیدا میشوند و مسائل را به بحران تبدیل میکنند.»
نماینده مردم تهران گفت: « ما حق داریم که با وجود نظر مثبت رهبری در خصوص یک کاندید به کاندیدای دیگر رای بدهیم.»

اصلاح طلبان، معتقد به نقدهای منصفانه در چارچوب ارزشهای نظام هستند
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به گزارش پارلمان نیوز، فراكسيون خط امام(ره) مجلس در خصوص حوادث اخير كشور و ناآراميهاي روز 25 بهمن جلسه ای تشکیل داد و در پايان بيانيهاي صادر نمود. "داريوش قنبری" ضمن اعلام اين خبر، متن اين بيانيه را به اين شرح اعلام كرد :
در شرايط حساس فعلي، كشور بيش از هر زمان ديگري نياز به آرامش دارد؛ لذا اقداماتي كه در جهت تنشزايي انجام ميشود، خصوصاً اقداماتي كه به خشونت در جامعه دامن بزند، به نفع كشور و نظام نيست.
بديهي است كه "اصلاح طلبي" به معناي حركت در چارچوب قانون اساسي و اِعمال اصلاحات نيز با روشهاي مدني است و با اقدامات خلاف قانون مخالف است و هرگونه اقدام خلاف قانون از ديدگاه اصلاح طلبان محكوم است.
اصلاح طلبان معتقد به نقدهاي منصفانه در چارچوب ارزشهاي نظام هستند و از حاكميت ميخواهند كه در برخورد با منتقدان مصلح با سعه صدر بيشتري برخورد كند و اجازه دهد كه دوستداران نظام و انقلاب نقدهاي منصفانه و دلسوزانه خود را كه به اصلاح امور ميانجامد، بيان نمايد.
در خاتمه تأكيد ميكنيم كه منافقين و دشمنان نظام بدانند با حركتهاي رذيلانهي خود نميتوانند از اختلاف درون خانوادهي نظام سوء استفاده كنند و هرگونه حركت آنان نيز محكوم و همچون هميشه از طرف مردم مطرود ميباشد.

ما آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم .همین را باید حفظ کنیم با اصلاحات
************************
روزنامه جمهوری اسلامی، در آستانه 22 بهمن سالگردپیروزی انقلاب اسلامی ایران گفتوگویی با آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام داده است . در این گفتگو آقای هاشمی رفسنجانی در ابتدا به سؤالاتی در باره قیام ها و تحولات کشورهای آفریقایی و مسلمان پاسخ گفته و سپس به سؤالی در باره نقش " مردم" در پیروزی انقلاب اسلامی جواب داده است:
* سئوال بنده این بود که در ایران نقش "مردم" در تعیین سرنوشتشان چیست؟ الآن بعد از 32 سال این نقش را چطور میبینید؟
انقلاب اسلامی ایران با تکیه به مردم به پیروزی رسید. حفاظتش هم با تکیه به مردم بود. دفاع مقدس هم با مردم بود. ما اگر بسیج و نیروهای داوطلب را نداشتیم نمیتوانستیم در دفاع مقدس به پیروزی برسیم. تا حالا هم همیشه مردم در صحنه بودهاند. نقش مردم برای همه ما روشن است این هم چیز مندرآوردی نیست. اسلام راه را نشان داده است. اسلام حکومت را میگوید باید با خواستِ "مردم" باشد. حتی زمانی که معصوم(ع) هم امام هست به شرطی حکومت معصوم(ع) تحقق میتواند پیدا کند که مردم بپذیرند. خیلی هم روشن است. اگر در عالم حقیقت معصوم(ع) امام و رهبر است (که هست) ولی در عمل تحققاش مشروط به خواستِ مردم است. همکاری مردم است. مردم قطعاً نقطه اصلی کار ما بودند. قطعاً در آینده نقش شان بیشتر میشود به دلیل اینکه "آگاهی"شان بیشتر میشود.
ایشان در این گفتگو همچنین به سؤالی در باره وضعیت توهین و تهمت و افترا و هتاکی که این روزها درفضای سیاسی کشور حاکم است، پاسخ داده است :
* جانمایه اصلی انقلاب اسلامی احترام به حقوق انسانها، آزاداندیشی، حفظ حرمت و کرامت انسانی بود. خیلی هم در این زمینهها کار شد. امام خمینی(ره) برای حفظ حرمتها خیلی تلاش کردند. انقلاب اسلامی هم در فرهنگسازی همین بخش خیلی مؤثر بود. در سالهای اخیر این فرهنگ تا حدود زیادی از بین رفته، آن ارزیابی که ما داریم از جامعه این است که بیحرمتی خیلی زیاد شده، با قلمهای مسموم، با زبانهای مسموم بیاخلاقیهای خیلی زیادی میشود. تهمت، دروغ، افترا رشد کرده. یک گروه افراطی سعی میکنند برای ماندن خودشان، برای بقای خودشان، هر چیزی به هرکسی بگویند. آن چیزی که نگرانی ایجاد میکند این است که انقلاب اسلامی در این زمینه مسئولیت بالایی دارد. نظام جمهوری اسلامی برای حفظ کرامت انسانی مسئولیت اول دارد. یعنی بخش معنوی، بخش بالاتری است از بخش مادّی. نظام جمهوری اسلامی باید برای همه چیز تلاش بکند، اما قبل از هر چیزی باید احترام انسانها و کرامت انسانی حفظ بشود. ما الان در این زمینه دچار مشکلات هستیم. این یک خطر است برای دفع این خطر چه باید کرد؟ توصیه جنابعالی چیست؟
من البته در شرایط فعلی تمایلی ندارم که خیلی صریح و وسیع وارد بشوم. اما کلیّت قضیه این است که ما آن موقعی که توانستیم انقلاب را به پیروزی برسانیم با اکثریت قاطع "مردم" بود. مردم راهحل را "اسلام" میدانستند. اگر در عمل بتوانیم حقیقت اسلام را پیاده کنیم، باید با "عمل" مردم را جذب کنیم، با اسم اسلام و شعار اسلام نمیتوانیم مردم را جذب کنیم. یکی از اصول اسلامی خود "مردم" است. بالاخره همین مردم جوهر کار ما هستند. اگر بتوانیم اسلام را به یک معنای وسیع سیاسی، اجتماعی و فرهنگیاش عملاً در جامعه بشناسانیم مردم با انقلاب میمانند. با اسلامی که حقیقت اسلام باشد. اگر بنا باشد دروغ گفتن، آمار دروغ دادن، وعده دروغ دادن، خُلف وعده کردن، تهمت زدن، ضایع کردن حقوق مردم، عدم احترام به آزادی مردم و امثال اینها باشد اینها همه ضداسلامی است از نظر کارشناسان اسلامی. اخلاق اسلامی باید قطعاً مراعات شود. اگر اسلام را ادامه بدهیم مردم همیشه با ما خواهند بود، اما اگر خدای ناکرده مردم احساس کنند آن راهی که میخواستند نمیرسند، نمیشود رویش حساب کرد.
در بخش پایانی این مصاحبه، آقای هاشمی رفسجانی توصیه به حضور همه مردم در راهپیمایی 22بهمن دارند البته به شرط آنکه بعداً یک جریان آن را به نفع خود مصادره نکند و نگوید مردم برای ما آمدند. این بخش از مصاحبه هم به شرح زیر است :
* در آستانه یومالله 22 بهمن قرار داریم. چه توصیهای به مردم دارید؟
اکثریت قاطع مردم ما به انقلاب وفادار هستند. ممکن است در شیوه عمل ما حرف داشته باشند. طبیعی است باید حرفشان را بشنویم و اصلاح کنیم. من فکر میکنم با این زمینهای که در مردم هست یکی از وظایف ملی و انقلابی ما این است که در مراسمی مثل 22 بهمن حضور فعال داشته باشند.
* وظائف ما در شرایط حاضر چیست؟
اولین وظیفه ما این است که بدانیم ما به عنوان مسلمان آمدهایم و انقلاب کردهایم. این اسلام را باید حفظ کنیم، البته نه اسلامی که متحجرین معرفی میکنند. اسلامی که واقعاً کارشناسان راستین معرفی میکنند. ثانیاً اراده رکن بوده، هنوز هم رکن است، همیشه هم رکن خواهد بود، در تحقق جامعه اسلامی، این هم باید اصل گرفته شود. یک حقوقی مردم دارند که در قانون اساسی ذکر شده. در شرایط حاضر قانون اساسی را کافی میدانم برای اداره همین وضع یعنی هم حفظ اسلام و هم حفظ مردم و هم حفظ مصالح جامعه. ممکن است بعد از 10، 15 سال قانون اساسی یک چیزهایی از آن جابجا شود. من فکر میکنم اگر اینها را مراعات کنیم خیالمان میتواند راحت بشود. متأسفانه مشکلات داریم. از نظر اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، اسلامی و خیلی چیزها را نمیتوانیم بگوییم اسلامی است. از لحاظ مردم هم بالاخره بخشی از مردم ناراضی هستند. به هر دلیلی. حالا یا حقشان باشد یا نباشد. باید بهتر از این مردم را در صحنه نگه داریم. قانون اساسی هم باید بهتر از این مراعات بشود.
* توصیه خوبی در زمینه راهپیمایی 22 بهمن فرمودید. وظیفه همه هست که شرکت بکنند، با بیان خوب جنابعالی هم بحث روشنتر شد. منتهی یک سئوال هم وجود دارد و آن اینکه کسانی که نارضایتیهایی دارند چه در بخش سیاسی و چه در بخش اقتصادی، برای وحدت، برای شرکت در همین راهپیمایی 22 بهمن، برای همراهیهایی که به نفع انقلاب و نظام هست، هم خوب است توصیههایی داشته باشید. به آنها چه توصیهای دارید؟
من به این قشر ناراضی توصیهام این است که بیائید در صحنه. انقلاب مال آنها هم هست. همه بیایند. حتی آنهایی هم که در انقلاب نبودند، سهمی هم نداشتند بیایند. این کشور مال آنها هم هست. ما میخواهیم همه بیایند. ما الان آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم. همین را باید حفظ بکنیم. با اصلاحات. با ترمیمهایی که لازم است انجام بدهیم. این طرف هم بعدها این را به رُخ آنها نکشند که برای ما آمدند. همه به عنوان وظیفه ملی و انقلابی و اسلامی بیایند. راهپیمایی 22 بهمن متعلق به همه مردم ایران است. همین که به رُخشان بکشند، دیدید اینجوری شد، دیدید آن طور شد، همین ممکن است موجب ریزش نیروها بشود. شرط حضور مردم این است که شماتتها را کنار بگذارند.
* راهپیمایی 22 بهمن تجلی وحدت ملی است. در این قله باید همه وحدت و عشق خودشان را به انقلاب نشان بدهند. لطفاً یک مقداری هم توصیه یا نصیحت بفرمائید به طرفین. هم اکنون بیش از گذشته نیازمند وحدت ملی و اسلامی هستیم.
من یک چیز روشنی میگویم. نظرم این است اکثریت قاطع مردم طرفدار براندازی در ایران نیستند. نظام جمهوری اسلامی را میخواهند بماند. آنهایی که مخالفت میکنند اختلاف دارند با ما بر سر بعضی کارهایمان. یا آزادیها، یا رسانهها، یا احزاب، یا انتخابات اصل انقلاب را اکثریت قاطع مردم میخواهند.
مردم باید بر همین اساس بیایند راهپیمایی 22 بهمن. رسانهها و تحلیلگران هم بر همین اساس تحلیل کنند حضور مردم را نه براساس فرقهای، که حالا همین دفعه نیست. دفعه بعد هم به حضور مردم نیاز داریم. مردم میخواهند از انقلابشان دعوت کنند و میخواهند در راهپیمائی 22 بهمن حضور پیدا کنند.
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
روال براین است که اعضای هیأت دولت در دهه فجر بر مزار حضرت امام خمینی(ره) حضور می یابند و یاد امام راحل را در سالگردپیروزی انقلاب اسلامی گرامی می دارند. امسال نیز این سنّت حسنه همچون سالهای پیشین انجام گردید اما برخلاف گذشته كه "سیدحسن خمینی" از رئیس جمهور استقبال می كرد، امسال با نظر وی،"علی اشراقی" نوه دختری امام(ره) به استقبال محمود احمدی نژاد رفت. این در حالی است که سیدحسن خمینی چند روز پیش، در آرامگاه حضرت امام (ره) در معیت مقام معظم رهبری حضور داشت و حتی مدیران و بازیکنان تیم پرسپولیس را در مزار امام همراهی کرد .
شاید کدورت"سیدحسن خمینی" از آقای احمدی نژاد به ماجرای 14 خرداد امسال مربوط باشد که در آن مراسم، با طولانی شدن سخنرانی احمدی نژاد و شعارهای حامیان افراطی دولت، امكان سخنرانی ایشان مهیا نشد و نسبت به بیت امام بی حرمتی گردید . البته در هفته دولت نیز، امسال سیدحسن خمینی در مراسم استقبال از هیأت دولت حضور نیافت و "سید علی خمینی" پسر سوم یادگار امام، میزبانی از دولت را به نیابت از برادرش انجام داد.
این استقبال موجب شد که "علی اشراقی" یکبار دیگر در رسانه ها مطرح گردد که گویا آشنایی قبلی با محمود احمدی نژاد دارد.
وی در رابطه با پیشینه آشنایی خود با آقای احمدی نژاد گفته است: « سابقه آشنایی من با آقای احمدی نژاد به دوره شهرداری ایشان برمی گردد، و بنده در آن زمان دبیر كمیسیون ماده 5 شهرداری تهران بودم. البته پیش از شهردار شدن آقای احمدی نژاد و از دوره آقای كرباسچی من این مسئولیت را داشتم و در زمان شهردارهای بعد از ایشان نیز ادامه پیدا كرد تا دوره آقای قالیباف كه در چند ماه نخست شهرداری ایشان نیز بنده دبیر كمیسیون ماده 5 بودم و از آن زمان تا كنون مشاور شهرسازی شهرداری تهران هستم.»
وی همچنین گفته است: « در زمان انتخابات مجلس هشتم آقای احمدی نژاد مرا به ریاست جمهوری دعوت كرد و پیشنهاد داد در هر یك از وزارتخانه های تخصصی كه تمایل دارم، به من مسئولیت بدهد و در وزارتخانه هایی كه خارج از تخصص من است، ابتدا آموزش ببینم و بعد مسئولیت بدهد و یا برای ادامه تحصیل به خارج از كشور بروم كه به ایشان گفتم فعلاً كه برای مجلس ثبت نام كرده ام و بعد هم هر بار ایشان را می بینم، لطف خود را تكرار می كنند.»
وی افزوده است: «صلاحیت بنده برای شركت در انتخابات مجلس هشتم ابتدا رد شد، اما با وجود عدم اعتراض من، در بررسی بعدی تأیید شد، اما به دلایلی از كاندیداتوری انصراف دادم.»
البته علاوه بر "علی اشراقی"، برادرش " مرتضی اشراقی" هم ، بمناسبت ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مصاحبه ای انجام داده و موجب گردیده که نام او هم در رسانه ها مطرح گردد.
وی که روحانی است، در بخشی از مصاحبه خود، در مورد تفاوت امام (ره) با عالمان پیش از خود گفته است : « یک گروه، براندازی حکومتهای موجود را اگر با ضرر و خطر همراه بود واجب شرعی و لازم عقلی نمیدانستند و اصولاً اکثر فقها مبارزه با ستم را نوعی نهی از منکر تلقی کرده و انجام آن را تحت شرایط ویژهای که مهمترین آن در پی نداشتن خطر جانی بود مطرح میکردند، در حالی که امتیاز برجسته امام این بود که ایشان مبارزه با ظلم را به هر قیمتی واجب میشمردند و اگر منکر، ظلمی کلّی و فراگیر بود، نهی و مبارزه برای انهدام آن حتی اگر به کشتار و شهادت منتهی میشد واجب دانسته میشد و این معنایی جز انقلاب نداشت.»
وی افزوده است: « متأسفانه در مقابل دیدگاه صریح و روشن امام نسبت به نوع و شیوه حکومت که همان "جمهوری اسلامی" می باشد، دو دیدگاه انحرافی وجود دارد؛ یک نگاه این است که برخی آقایان دارند و بر اساس آن، رأی مردم را تزئینی و بیتأثیر در سرنوشتشان میدانند؛ آنان میگویند که امام به خاطر رودربایستی و به عنوان دروغ مصلحتی از رأی مردم گفته اند، که این سخن قطعاً خلاف واقع و جفای بزرگ در حق امام است، زیرا ایشان به نظر و خواست مردم در اداره امور کشور اعتقاد قلبی داشتند و این امر بارها هم در کلام ایشان و هم در کردارشان ملاحظه شده است.»
این نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی یادآور شده است: « البته امام صحبتهای فراوانی در رابطه با نقش و جایگاه مردم دارند که بر هیچکس هم پوشیده نیست و میتوان طومارها از آن نوشت. بطور مثال ایشان میفرمایند، وقتی ملتی چیزی را خواست کسی نمی تواند مخالفت کند و یا در جایی دیگر میفرمایند هر ملتی سر نوشت خودش را باید خودش تعیین کند.»
اشراقی که مدرس حوزه علمیه است، افزوده : « وقتی به سخن یا رفتاری از امام اشاره میشود، باید به شرایط زمانی و مکانی آن توجه شود و نمیتوان با تقطیع کلمات، به نتیجهای دلخواه رسید و چنین عملی استفاده ای ابزاری از امام است، که متأسفانه در داخل هم شاهد آن هستیم که امیدوارم این روند کاملاً اشتباه و مقطعی، هر چه سریعتر خاتمه یابد.»
وی با تأکید بر اینکه "پاسداری از تفکر و اندیشههای امام فقط مختص به بیت ایشان نیست"، مهمترین وظیفه خانواده امام را پاسداری از آرمانهای امام دانسته و اظهار کرده است: « باید از شخصیت فاضل و اندیشمند، آیتالله حاج سید حسن خمینی تشکر و قدردانی کنم، زیرا ایشان واقعاً به عنوان پرچمدار بیت امام برای پاسداری از تفکر و اندیشه امام از هیچ کاری دریغ نکردهاند تا جایی که حتی همگان شاهد بی مِهری به ایشان هم بودیم، اما ایشان و بقیه اعضای بیت امام برای پاسداری از تفکر و اندیشه امام لحظهای تردید به خود راه نخواهند داد.»
اشراقی، مشخصات اصلی «خط امام» را، «پاسداری از انقلاب و آرمانهای امام» و «احترام به جایگاه واقعی مردم» دانسته و گفته است : « بر این اساس گروههای گوناگون سیاسی که پایبند به قانون اساسی و اندیشه امام و در چهارچوب خط امام حرکت میکنند، در این چهارچوب می گنجند و اصولاً سیاست حذف یک جریان سیاسی که در چهار چوب نظام و انقلاب حرکت کنند در تفکر امام نیز وجود نداشت؛ اینکه یک جریان سیاسی پایبند به قانون اساسی را حذف کنیم، بر خلاف تفکر امام است و اینکه چه جریانی بر مسند مختلف کشور بنشیند باید توسط مردم مشخص شود.»
وی تأکید کرد: « کشور باید تحت خواست عمومی مردم اداره شود و خود مردم برای سرنوشت خود و کشورشان تصمیم بگیرند؛ این نظر صریح امام است که هیچ کس حق قیمومیت بر مردم را ندارد.»
نوه امام(ره) با بیان اینکه "اگر پایبند به قانون اساسی که چکیده افکار امام است، باشیم، میتوان به بسیاری از اهداف رسید" یادآور شد: « قانون اساسی به طور واضح همه مسائل را روشن کرده است و پایبندی به قانون اساسی، یعنی پایبندی به تفکرات امام؛ بحمد الله اکثر جریانات و گروههای سیاسی موجود در نظام پایبند به این اصول هستند و این اراده و خواست ملت است که مشخص می کند چه جریانی بر سر کار آید و اداره امور مملکتی را به دست بگیرد و چه جریانی هم فعلاً باید منتظر برگزاری انتخابات آتی باشد.»
-----------------------------------------------------
*** سخنان علی اشراقی را در سایت"آینده نیوز" با عنوان" ناگفته های استقبال متفاوت بیت امام از احمدی نژاد و دولت" و مصاحبه " مرتضی اشراقی" را در"عصرفردا" با عنوان "اراده مردم مشخص می کند چه جریانی بر سر کار آید" می توانید کاملتر مطالعه کنید .
رأی دیکتاتورها در انتخابات
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این روزها، حضور اعتراض آمیز مردم مصر، سودان، اردن، الجزایر و حتی عربستان در خیابان ها، به کابوس دیکتاتورهای خاورمیانه تبدیل شده است.خشم مردم رنجدیده از مستبدین، یکی پس از دیگری منفجر می شود و دولتهای دیکتاتوری در خیابانها توسط مردم معترض عزل می شوند. "بن علی" سقوط کرده و "مبارک" در آستانه سقوط است و قطعاً برخی هم در صف انتظار هستند.
در این میان و در حالی که این همه نفرت مردم از دیکتاتورها را می بینیم جالب است نگاهی هم به نتایج اعلام شده در آخرین انتخابات برگزار شده در این کشورها بیندازیم:
در مصر، آخرین انتخابات ریاست جمهوری در سال 2005 برگزار شد که حسنی مبارک در انتخاباتی نمایشی با 88.6 درصد آراء برنده اعلام شد ! و حزب وابسته به او با 75% آراء در انتخابات پارلمانی پیروز قطعی و مطلق گردید !
اما "بن علی"، دیکتاتور فراری، در آخرین انتخابات ریاست جمهوری تونس نتایجی حتی بهتر داشت! او با وقاحت تمام، آرای خود را 94.48 درصد اعلام کرد و حزبش هم با 80 درصدآراء ، اکثریت قاطع پارلمان را از آن خود کرد!
چقدر اعمال و نحوه سقوط دیکتاتورها به هم شبیه است .
صف طولانی اعتراض به نامه احمدینژاد
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نامه جنجالی آقای احمدی نژاد به نمایندگان مجلس، شرایط جدیدی را در فضای سیاسی کشور رقم زد و موجی از اعتراضات به دنبال داشت که نمایندگان مجلس، پیشتاز اظهار نظر درباره این نامه جنجالی بودند، اما گویا قرار است علاوه بر موضگیری های فردی نمایندگان ، مجلس شورای اسلامی نیزاعلام نظر رسمی نماید تا جهت ثبت در اسناد بهعنوان پاسخ مجلس باقي بماند.
با این حال، به اعتقاد برخی از کارشناسان، این نامه را میتوان آغاز فصل جدیدی در میان اصولگرایان قلمداد کرد، فصلی که میتواند در آینده سیاسی گروههای مختلف اصولگرا مؤثر باشد.
با آغاز واکنش و اعتراض نسبت به این نامه، علاوه بر نمایندگان مجلس،"مجمع تشخیص مصلحت نظام" نیز نسبت به این نامه واکنش نشان داد و موج اعتراض به این نامه تا آنجا بالا گرفت که حتی "حسین شریعتمداری" مدیر مسئول روزنامه کیهان و از حامیان پرو پاقرص دولت را نیز به انتقاد از احمدی نژاد واداشت. انتقاد شریعتمداری از این جهت مهم تلقی میشود که وی تاکنون فقط در مواردی تنها به اقدامات و اظهارات اسفندیار رحیم مشایی در مجموعه دولت انتقاد کرده است اما این بار به نظر میرسد داستان شکل دیگری دارد.
شریعتمداری در سرمقاله کیهان،نامه آقای احمدی نژاد را تعجب آور و غیر منتظره خوانده و مفاد آن را دارای اشتباهات حقوقی دانسته و نوشت: «از رئیس جمهور محترم انتظار می رود در اینگونه موارد صبر و حوصله بیشتری به خرج داده و در طرح مسائل حقوقی و قانونی دقت نظر افزون تری داشته باشند.»
شریعتمداری افزود : «آیا نامه سرگشاده آقای احمدی نژاد با توجه به تأكید ایشان بر ضرورت پیروی از نظرات دلسوزانه رهبری- كه وظیفه شرعی و قانونی همه مسئولان است - با سفارش اكید حضرت آقا ناهمخوان نیست؟!»
به هرحال، جمع زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به این نامه واکنش نشان دادند که موضع گیری مجلسی ها را در این خصوص می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف : اکثریت نمایندگان اصولگرا ،که نامه احمدی نژاد را به باد انتقاد گرفتند. از انتقادات حقوقی گرفته تا انتقادات سیاسی، که فقط به چند مورد آن اشاره می گردد . به عنوان مثال،"احمد توکلی" با اشاره به اجرای هدفمندسازی یارانهها، نامه احمدی نژاد را «بهانهجویی برای پوشاندن مشکلات اجتماعی پیش رو و فرافکنی ضعفهای جدّی اقتصادی بویژه در بخش تولید دانست.» "علی مطهری" از منظری حقوقی این اقدام را زیر سؤال برد و با بیان این که ظاهراً احمدینژاد اصل 112 قانون اساسی را قبول ندارد، گفت: «ایشان میتوانند تمهیدات حذف این اصل را با توجه به اصل 177 قانون اساسی فراهم نمایند، نه این که هر قانونی را که از طریق مجمع تشخیص مصلحت نهایی میشود زیرسؤال ببرند و اجرا نکنند و به نیّتهای افراد در تصویب آن قانون بپردازند و توده مردم را نگران کنند.» "پرویز سروری" دیگر نماینده اصولگرا در تحلیل این اقدام، مشکل اصلی را ناشی از «عدم حضوراحمدینژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام» دانست. "عباسعلی نورا"، نماینده مردم زاهدان نیز، زیر سؤال بردن مجمع تشخیص مصلحت نظام را که منصوب رهبری است، خلاف اصولگرایی دانست.
علاوه بر این ها، "احمد توکلی" رئیس مرکز پژوهش های مجلس، "محمد حسن ابوترابی" نایب رئیس مجلس، "محمدرضا باهنر" نماینده تهران و "محمد دهقانی" عضو هیئت رئیسه مجلس در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد، اقدام ایشان را ناباورانه خواندند و نوشتند : «در کمال ناباوری نامه سرگشاده جنابعالی خطاب به نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی در خصوص تخلفات گسترده اکثریت نمایندگان مجلس، رؤسای قوای مقننه، قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام، و اکثریت اعضای مجمع در جریان تصویب قانون برنامه پنجم توسعه را مطالعه کردیم.در شرایط خطیر امروز حفظ وحدت و انسجام قوا و پرهیز از هر سخن و اقدامی که زمینه نگرانی ملت عزیز و سوء استفاده دشمنان را فراهم آورد یک ضرورت انکار ناپذیر است. در این وضعیت، انتظار نمیرفت ارکان کلیدی نظام و رؤسای محترم قوای مقننه، قضائیه و مجمع تشخیص که زیر نظر رهبر معظم و فرزانه، ناخدای خدا محور و هوشمند انقلاب اسلامی قرار دارند و تصمیمات و اقدامات آنان به خوبی رصد میگردد به توطئه آفرینی علیه دولت محترم و سوء استفاده از قدرت متهم گردند.ادب اقتضاء نمود نامه جنابعالی را بی پاسخ نگذاریم ولی چون کشاندن مسائل بین قوا را به میان جامعه به صلاح کشور نمیدانیم، با پرهیز از واژهها و کلمات جدال برانگیز، به حداقل بسنده میکنیم. ...........تصویری که جنابعالی از وضع فعلی نظام در این نامه ارایه کردید این است که دو قوه از قوای سه گانه همراه با مجمع تشخیص مصلحت، که رئیس و اعضای آن با نصب مستقیم رهبری نظام تعیین میشوند و زیر نظر معظم له کار میکنند ، به شکل غیر قانونی و با تبانی علیه قوه مجریه فعالند ، آیا این تصویر واقعی است؟ وجود این توهّم زیانبار است چه رسد به ایراد اتهام در نامه سرگشاده.»
ب : دسته دوم مجلسیها، نمایندگان حامی دولت و اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی بودند که برخی از آن ها ترجیح دادند در این باره سکوت کنند و برخی دیگر به دفاع از احمدی نژاد پرداختند. "طیبه صفایی"، نماینده مردم تهران اعتقاد دارد با کاهش اختیارات قانونی رئیس جمهور در مجمع تشخیص مصلحت نظام، در واقع "فتنه" دیگری شکل گرفت. "محمد کرمیراد"، عضو کمیسیون امنیت ملی نیز در این باره گفت: «نامه دکتر احمدینژاد حاکی از دردی است که چندی است گرفتار آن شدهایم و رئیس جمهوری با استدلال منطقی و مستند به قانون از فرایند تصمیمگیریهای صورت گرفته در مجمع تشخیص و برخی اعمال نظرات شخصی و شاید بتوان گفت لابیهایی که در این زمینه صورت میگیرد، انتقاد کرده است.»
ج : طیف سوم ، نمایندگان"اصلاح طلب" بودند که که ترجیح دادند موضعی محتاطانه در این باره اتخاذ نمایند. "محمد رضا خباز" در این باره گفت: «این اولین اقدام مجمع در این زمینه نبوده است. در مجلس ششم، نمایندگان اصلاح طلب معتقد بودند که مجمع تشخیص در برخی موارد قانون گذاری کرده ، در حالی که طبق قانون اساسی چنین حقی را ندارد. کسانی که امروز معترضند باید وقتی در مجلس ششم به این تصمیمات اعتراض شد، آن زمان همنوایی می کردند که امروز این شتر در خانه خودشان نمی خوابید.» "جمشید انصاری" نماینده مردم زنجان گفت : «ایشان اگر به جای اینگونه نامه نگاری ها، به بخشی از تکالیف قانونی خودشان عمل می کردند و به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت در جلسات مجمع حضور پیدا کرده و نقطه نظرات خود در مورد مشکلات اجرایی را آنجا مطرح میکردند بهتر بود». به اعتقاد وی، این نامه رویکرد سیاسی-تبلیغی دارد و نوعی فرصتطلبی رئیس دولت برای حمله به کسانی است که با آنها مشکل دارد.
در مجموع باید گفت، سخن محمود احمدینژاد، حرف اصلاحطلبان نیز هست زیرا آنان در زمانی که مجلس ششم را به دست گرفتند این مسئله را مطرح و بر آن پای فشردند؛ اما چرا محمود احمدینژاد امروز به نمایندگان مجلس نامه مینویسد؟ مرجع تفسیر قانون اساسی شورای نگهبان است و اگر اختلافی در تفسیر قانون اساسی وجود دارد، این نهاد باید با نظر تفسیری خود، رافع اختلاف گردد. این گونه است که اقدام احمدینژاد عجیب مینماید. اگر مشکل آقای احمدینژاد یک مسئله حقوقی و نه یک مسئله سیاسی است؛ چرا روال قانونی معینشده را طی نمینماید؟
رأی مجموعه جریاناصولگرایی حول و حوش 5/6 میلیون بیشتر نیست
******************************
در حالی که دو سال دیگر تا آغاز یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی است، اما گمانهزنیها و بحثهای زود هنگام در مورد نامزدهای احتمالی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شروع شده است . در همین زمینه، گفتوگویی با « دکتر صادق زیبا کلام» انجام شده که خواندی است. این گفتوگو به شرح ذیل است.
* بسیاری از صاحبنظران معتقدند که حرکتهای جدّی برای انتخابات ریاست جمهوری از هم اکنون و به رغم آنکه هنوز ۲سال به انتخابات مانده به راه افتاده است. آیا شما این نظر را قبول دارید؟
بله؛ من فکر میکنم که گروهها و جریانات سیاسی از هم اکنون خیلی جدّی چشمشان به انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ است به رغم آنکه بیش از ۲ سال تا آن زمان فاصله داریم.
* چرا اینقدرحرکتهایانتخاباتی دور یازدهم ریاست جمهوری دارد زود هنگام به راه میافتد در حالیکه در دورههای قبلی حتی دور دهم در سال۸۸ هم اینقدر زود به راه نیفتاده بود؟
شما درست میگویید و ظرف ۳۲ سالی که از انقلاب دارد میگذرد سابقه نداشته که اینقدر حرکتهایانتخاباتی ریاست جمهوری زود هنگام به راهافتاده باشد.
* چرا؟
برای اینکه مسائل و نکاتی در این انتخابات دارد مطرح میشود که در تمامی دورههای قبلی سابقه نداشته است.
* خُب اینها را مطرح بفرمایید.
شاید مهمترین و مقدم بر هر نکته دیگری آن است که انتخابات دورههای قبلی یعنی بعد از آقای هاشمی رفسنجانی به این سو و حتی دوره قبلی یعنی سال۸۸، مبارزه و رقابت میان دو جریان اصلی جناح راست در یکسو و چپها یا اصلاح طلبان در سوی دیگر بود . در سال ۷۶ این وضعیت بود در دوره دوم حضور خاتمی، پیروزی ایشان قطعی بود اما در سال۱۳۸۴ یادمان هست که مبارزه اصلی یا رقابت اصلی میان هاشمی رفسنجانی به نمایندگی از اصلاحطلبان با آقای احمدینژاد به نمایندگی از جناح راست بود. در سال۸۸ باز هم همین وضعیت بود. رقابت اصلی میان اصلاحطلبان و راستها بود. اما معتقدم که بعد از تحولات و رویدادهای بعد از انتخابات ۸۸ ، آرایش سیاسی ایران تغییر کرد.
* یعنی مبارزه یا به تعبیر شما رقابت، دیگر میان اصلاح طلبان و راستها نیست؟
بله همین طور است. رقابت اصلی در آرایش سیاسی جدید ایران دیگر میان اصلاح طلبان و اصولگرایان نیست. بلکه میان خود اصولگرایان است.
* پس با این حساب برنده انتخابات سال۹۲ اصولگرایان هستند. پس چرا این همه حساسیت و از حالا که ۲ سال مانده تا انتخابات، ما شاهد این همه جنب و جوش هستیم؟
برای اینکه درست است که اصلاح طلبان دیگر به عنوان یک نیروی سیاسی تهدیدی برای رقیب به شمار نمیروند اما مشکل بزرگتری میان خود اصولگرایان به وجود آمده. ضمن آنکه من دوست ندارم این کار را القاء نمایم که اصلاح طلبان کاملاً محو شدهاند.
* یعنی اصلاحطلبان هنوز شانسی دارند؟
علل و عواملی که باعث پیروزی خاتمی در ۲ خرداد ۷۶ و به وجود آمدن جریان اصلاحطلبی شده از بین نمیرود. تمام ضرورتها و مسائلی که باعث به وجود آمدن و نیاز به اصلاحات در جامعه در سال ۷۶ بود امروزه همچنان باقی است. بنابراین اشتباه نکنید اصلاحطلبان یا آدمهای اصلاح طلب امروزه دیگر توان کار سیاسی ندارند، اما نیاز به اصلاحات در جامعه وجود دارد.
* یعنی شما فکر میکنید که در آینده رهبران جدیدی به عنوان رهبران اصلاحطلب مطرح خواهند شد؟
من مطمئنهستم. چون عرض کردم همه آن اسباب و عللی که دوم خرداد را به وجود آورد سرجایش است.
* مثلاً چه کسانی ممکن است رهبران آینده اصلاحات شوند؟
مهمتر از نام بردن از آدمها به نظر من ضرورت درک تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. نیاز به تغییرات و برآوردن اصلاحات، امروزه اساسیترین نیاز نظام است.
* هنوز نامی نبردهاید. بالاخره در میان چهرهها وشخصیتهای فعلی که میشناسیم خواهند بود.
قطعاً همینطور است، از کُره ماه که نخواهند آمد.
* وقتی شما اینقدر با اطمینان از ضرورت اصلاحات صحبت میکنید پس افرادش هم در جامعه هستند؟
بله یقیناً هستند. کسانی که نیاز به تغییرات را درک کردهاند. من دو تا اسم برای شما ذکر میکنم که حالا اگر گفته باشیم که به عنوان افرادی که ضرورت تغییر و تحول را درک کردهاند در این حال ارتباط مستقیم با بحث انتخابات ریاست جمهوری سال۹۲ پیدا میکنند.
* چه کسانی؟
آقای مهندس رحیممشایی و سید حسن خمینی.
* جدّی میگویید؟
کاملاً جدّی میگویم.
* فرض میگیریم سید حسن خمینی را راضی کردند که نامزدی ریاست جمهوری را بپذیرد. به نظر شما آیا اصولگرایان از حسن خمینی حمایت خواهند کرد؟
به نظرم نه، اصولگرایان از ایشان حمایت نخواهند کرد.
* چرا اینقدر محکم میگویید خیر؟
برای اینکه اصولگرایان نامزد یا نامزدهای خودشان را خواهند داشت.
* باز گردیم به رحیممشایی، شما واقعاً او را نامزد اصولگرایان میدانید؟
ببینید من خدمت شما عرض کردم که عرصه اصلی رقابت دور یازدهم میان اصولگرایان خواهد بود. سؤال اساسی این است که نامزد آنان برای انتخابات ۹۲ چه کسی خواهد بود.
* و شما فکر میکنید رحیممشایی خواهد بود؟
ببینید رحیممشایی ستاره رو به طلوع و درخشش آینده اصولگرایان است. فیالواقع رحیممشایی باعث بزرگترین تحول و دگرگونی در میان جناح راست خواهد شد.
* ولی اصولگرایان با ایجاد منشور وحدت دارند خود را برای وحدت مجهز میکنند.
همه تلاشهایی که دارند، رحیممشایی در یکی از کلامات و بیانات قصارش بر باد خواهد داد. ببینید قد و قواره رحیممشایی خیلی بزرگتر از آن است که بتوان او را در قد و قواره و یک قالب جا داد. من فکر میکنم او به فراست ضرورت تغییر و تحول را در جامعه ایران درک کرده است. در حالی که سایر چهرهها و شخصیتها در همان پارادایم و فضاهای گذشته هستند.
* این برداشت بر چه اساسی به وجود آمده؟
من معتقدم رحیممشایی مخالف برخوردی بود که با منتقدان بعد از انتخابات شد.
* و دلیلتان برای چنین اظهارنظر عجیب و مهمی؟
برای اینکه در این قریب به یکسال ونیمی که از ۲۲ خرداد ۸۸ و آن حوادث و رویدادها گذشته آقای رحیممشایی حتی یکبار هم درباره فتنه صحبت نکرده است.
* فکر نمیکنید این یک تاکتیک حساب شده بوده؟
ببینید ما در عالم سیاست با قلب، دل، ضمیر ناخودآگاه، تاکتیک و این دست عوالِم کاری نداریم. اینکه در دل آقای رحیممشایی چه میگذرد فقط به خود ایشان و حضرت حق مربوط میشود. آنچه به عنوان یک مشاهدهگر سیاسی به من مربوط میشود این است که میبینم ایشان ظرف این ۱۷، ۱۸ ماه گذشته نه به مخالفان توهین کرده، نه آنان را تحقیر کرده، نه گفته وابسته به اجانب و بیگانگان بودهاند.
* برخی از اصولگرایان به عنوان مثال آقای علی مطهری گفتند رحیممشایی تعمّداً میخواهد که رأی سیزده میلیونی اصلاحات را به دست آورد. شما این نظر را ندارید؟
نه من این نظر را ندارم. ببینید اگر ما بخواهیم اینجوری به عالم سیاست نگاه کنیم همه چیز تاکتیک، تزویر و ریا میشود. معنی حرف آقای مطهری این است که رحیممشایی تاکتیکی دارد این حرفها را میزند که بخشی از آن ۱۳ میلیون رأی را به دست آورد و اعتقادی به آنها ندارد. خوب این را آدم به هر کس میتواند بگوید.
* از این بحث شخصیتی آقای رحیممشایی بیاییم بیرون و برگردیم به مسأله انتخابات، شما چقدر احتمال میدهید که رحیممشایی واقعاً نامزد ریاست جمهوری شود؟ ضمن آنکه شما یکبار گفتید که نامزد اصلی فرد دیگری نظیر بقایی یا هاشمی ثمره خواهند بود.
من هنوز هم قطعی نمیگویم که رحیممشایی حکماً نامزد اصلی جناح احمدینژاد خواهد شد.
* گفتید جناح احمدینژاد؟
آره؛ برای اینکه فاصله میان احمدینژاد و برخی اصولگرایان بوجود آمده است. احمدینژاد دارد یک جریانی میشود برای خودش و خیلی به نظر من خودش را نیازمند عقبه اصولگرایان نمیداند.
* یعنی احمدینژاد دارد از بدنه اصولگرایان جدا میشود؟
از دید خود ایشان او هیچوقت وامدار و وابسته به اصولگرایان نبوده که حالا بخواهد از آنان جدا شود.
* ولی حمایت و کمک گسترده اصولگرایان برای پیروزی احمدینژاد هم در سال ۸۴ و۸۸ اساسی و سرنوشت ساز بود؟
ممکن است. ولی معتقدندکه رأی اصولگرایان یعنی رأی علی لاریجانی، احمد توکلی، علیاکبر ولایتی، روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مؤتلفه و سایر مجموعه اصولگرایی همان ۶ میلیون رأی ناطقنوری در سال۷۶ است. باقی آن رأی احمدینژاد است. یعنی محموداحمدینژاد اگر همین فردا دو مرتبه انتخابات شود و همه اصولگرایان چه در قالب شخصیتها و چه در قالب جریانات و نهادهای اصولگرایی به وی پشت کنند او باز هم ۱۷، ۱۸ میلیون رأی میآورد.
* نظر شما چیست؟
ما هیچکدام مطالعات جدی میدانی نکردهایم. واقعیت این است که اقشار زیادی احمدینژاد را باور کردهاند اقشار کم درآمدتر، روستائیان، ساکنین شهرستانهای کوچک و دور افتاده تر و خلاصه همه اقشار و لایههایی که باور دارند سهمشان و حقشان خیلی بیشتر از آنی است که تا به حال به آنان رسیده است. همه آنان که فکر میکنند حق و حقوقشان را مرفهین، سیاستمداران، رجال، آقازادهها، بالاشهرنشینها خوردهاند و حالا احمدینژاد آمده که حق و حقوق آنها را بگیرد.
* برگردیم به بحث انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم. فکر نمیکنید اگر قرار شود رحیممشایی نامزد شود شورای نگهبان او را رد صلاحیت خواهد کرد؟
بله درست است شورای نگهبان او را ردصلاحیت خواهد کرد. اما دکتر مصطفی معین هم رد صلاحیت شد ولی وارد رقابت شد. ردصلاحیت و اساساً کنار زدن و کنار گذاردن رحیممشایی به این سادگیها نخواهد بود. بالطبع احمدینژاد با همه وجود پشت رحیممشایی خواهد بود و بخش عمدهای از رأیی که او دارد به رحیممشایی خواهد رسید و با آرایی که خود رحیممشایی خواهد داشت، نمیتوانند به آسانی در برابر رحیممشایی بایستند.
* به جز رحیممشایی کدام شخصیت دیگر اصولگرا را جدی میگیرید.
قالیباف جدیترین رقیب برای رحیممشایی خواهد بود.
* نامزدهای دیگر جناح راست.
مثلاً کی؟
* مثلاً دکتر ولایتی، خود ناطق نوری احمد توکلی، علی لاریجانی .
شانس همه اینها صفر است. من اگر در همه موارد با آقای احمدینژاد مخالف باشم در این فقره با ایشان موافق هستم که رأی مجموعه جریاناصولگرایی حول و حوش ۵، ۶ میلیون بیشتر نیست.
*یعنی اگر جریان احمدینژاد- رحیممشایی را از اصولگرایان بگذاریم کنار شما هیچ شانسی برای پیروزی اصولگرایان در انتخابات باز هم نمیبینید؟
دقیقاً همینطور است.
به عنوان آخرین سوال. شانس رحیممشایی را چطور میبینید؟
ببینید بزرگترین مسألهای که برای اصولگرایان اتفاق افتاده این است که آنان اقشار و لایههای تحصیلکرده، نخبگان سیاسی، نویسندگان، دانشگاهیان، دانشجویان و این دست گروههای اجتماعی را بطور کامل در اختیار ندارند. به نظر من تصمیم مهمی که آقای رحیممشایی باید اتخاذ کند و خیلی هم فرصت ندارد آن است آیا من میخواهم نامزد اقشار و لایههایی باشم که به احمدینژاد رأی دادند یا آنکه من میخواهم پایگاه اجتماعیام را گستردهتر نمایم و بروم به دنبال آن ۲۰ میلیونی که در سال۷۶ به اصلاحات رأی دادند و۱۳ میلیونی که در ۲۲خردادسال گذشته به اصلاحات رأی دادند. اگر استراتژی ایشان برود به سمت نزدیک شدن به اقشار و لایههای نخبه تر و تحصیلکردهتر جامعه، قطعاً شانس وی برای پیروزی بسیار زیادتر خواهد شد. منتهی به دست آوردن حمایت اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه کار بسیار دشواری است با طرح شعارهای پوپولیستی نمیتوان با آنها کنار آمد.
ممنونم