تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

" ظهور جریان سوم "، چرا ؟

**********************

به نظر می‌رسد هر قدر به انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نزدیک شویم، شکاف‌ در میان اصولگرایان بیشتر می‌شود و اختلافات این طیف سیاسی از عمق به سطح می‌رسد تا آن حد که مدتی است که در محافل اصولگرایان موضوع شکل گیری "جریان سوم" به شدت داغ گردیده است و دو دسته از دل این جریان سیاسی، ادعای "جریان سوم" بودن را مطرح می نمایند و سعی می کنند خود را "جریان سوم" معرفی کنند .
بخشی از علل بروز این مبحث در میان اصولگرایان اگرچه برای رأی است اما بخش دیگری از آن نشان دهنده واقعیات تلخی است که در میان اصولگرایان وجود دارد .صادق زیبا کلام در مورد "ظهورجریان سوم" می گوید: «ما شاهد جریان‌های دیگری هم خواهیم بود که در آینده نزدیک سعی می‌کنند خود را به عنوان جریان سوم معرفی کنند دلیل این مسئله هم این است که آن‌ها می‌خواهند رأی اکثریت خاموش، اصلاح طلبان، جوانان، زنان و... را جذب کنند. چون تصور می کنند که بخش کمی از این آرا به سمت اصولگرایان خواهد رفت بنابراین اصرار ندارند که خود را اصولگرا معرفی کنند و در عین حال تلاش دارند که به اصلاح‌طلبان هم نزدیک نشوند. در نتیجه سعی می کنند در وسط جاده حرکت کنند. تا هم با اصولگرایان باشند و هم با اصلاح طلبان میانه‌رو، و می‌گویند ما جریان سوم هستیم.».
به هر حال این روزها شاهد آن هستیم که از یک طرف "اصولگرایان منتقد" در پی ایجاد "جریان سوم" هستند و از طرف دیگر برخی "دولتی ها" زمزمه "جریان سوم" را به راه انداخته‌اند.

بطور کلی، کسانی که در حال حاضر ادعای "جریان سوم" بودن را مطرح می نمایند دو دسته هستند :

الف : برخی از اطرافیان آقای احمدی‌نژاد و جریان منتسب به ایشان، ادعای "جریان سوم" بودن را مطرح می کنند زیرا اساساً خودشان را بزرگتر و بالاتر از اصولگرایان می‌بینند و معتقدند که پیروزی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات به خود ایشان ربط دارد نه جریان اصولگرایی، و به همین دلیل ارزش و احترام چندانی برای جریان اصولگرایی قائل نیستند . اینها معتقدند که رأی احمدی‌نژاد، رأی به اصولگرایی نبوده است بلکه رأی به خود وی بوده است و استارت این بحث را "علی اکبر جوانفکر" مشاور رسانه‌ای آقای احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی با حمید رسایی زد . بنا به گفته جوانفکر، احمدی‌نژاد اصولگرایی را به صورت عملی معنا کرده است، در حالی که برخی افراد و گروهها در بحث اصولگرایی، از حد حرف و ادعا فراتر نرفته اند. بنابراین مردم به یک اصولگرا رأی دادند، اما اصولگرایی از جنس خود احمدی نژاد…            
 وی می گوید: «من معتقدم اصلاً جریان اول و دوم دیگر وجود خارجی ندارند. چرا؟ چون احمدی نژاد جریان اصولگرایی را در عمل نشان داد و پرچم اصولگرایی واقعی در دستان اوست.»
هدف آقای جوانفکر و مشاوران نزدیک به آقای احمدی نژاد که از هم اکنون برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری خیز برداشته اند از طرح موضوع " جریان سوم" آن است که به شکلی آقای احمدی‌نژاد را برای اقشار و لایه های جوان و 13میلیون نفری که به ایشان رأی نداده اند در ورای جریانات سیاسی اصولگرایی مطرح کنند تا بتوانند آرای آنها را در انتخابات آینده جذب نمایند در عین حال که نمی‌خواهند از اردوگاه اصولگرایان هم جا بمانند.  
به عبارت دیگر آقای جوانفکر و دوستانشان می‌گویند که حال که رأی اصولگرایان را همراه خود داریم ، چه کنیم که رأی بخشی از تحصیل‌کرده‌ها و جوانان را که با ما نبوده اند بدست آوریم .

ب : گروه دیگری که ادعای "جریان سوم" بودن را دنبال می کنند طیفی هستند که محسن رضایی، محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی ، احمد توکلی و ... آنها را نمایندگی می کنند و حتی گفته می‌شود روزنامه "ملت ما" که از رسانه‌های نزدیک به محسن رضایی است به نوعی ارگان غیر رسمی این جریان خواهد بود . این دسته نیز که از مدتها پیش به فکر انتخابات ریاست جمهوری آینده هستند و تجربه حضور در عرصه این رقابت را دارند ، ضمن انتقاد از عملکرد دولت در زمینه های مختلف، از آنجا که از یک طرف نمی خواهند ضعف های جریان اصولگرایی به پای آنان نوشته شود و از طرف دیگر چون معتقدند رأی اکثریت خاموش، اصلاح طلبان، جوانان، زنان و... کمتر به سمت اصولگرایان خواهد رفت ،بنابراین اصرار ندارند که خود را اصولگرا معرفی کنند و در عین حال تلاش دارند که به اصلاح‌طلبان هم زیاد نزدیک نشوند ، بنابراین می‌گویند ما جریان سوم هستیم تا مگر بتوانند هر چه بیشتر این آراء را جذب کنند.

اما همزمان با آغاز بحث ادعای جریان سوم بودن، علیرغم آنکه کمتر دیده شده است که یک طیف سیاسی برای رقیب خود تعیین تکلیف نماید، برخی از اصولگرایان برای اصلاح طلبان تعیین تکلیف نمودند ! از جمله آنکه محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در نشست خبری با خبرنگاران گفت : « اگر اصلاح‌طلبان به این جمع بندی برسند که در مواضع شان با سران فتنه در یک اصل بایستند من می‌گویم همه آنها باید بروند اما اگر به این نتیجه برسند که تصور می کنم بسیاری از آنها به این جمع بندی رسیده اند که با سران فتنه همگام نباشند، می‌توانند در حاکمیت حضور داشته باشند.»
این اظهار نظر، واکنش برخی چهره های اصلاح طلب را درپی داشت . حجت الاسلام "مصطفی درایتی" در خصوص این اظهار‌نظر گفت : « جریان اصلاح‌طلب نایستاده است تا طرف مقابل به او بگوید چه‌کار کن یا چه‌کار نکن ... اصلاح‌طلبان هر وقت که احساس کنند زمینه رقابت و حضور در فعالیت‌های سیاسی فراهم است، وارد خواهند شد.» وی افزود: « آنچه که توازن و رقابت را در فعالیت‌های سیاسی معنا می‌کند "پایگاه اجتماعی" است و از این منظر جریان مقابل باید واقعاً به فکر و نگران پایگاه اجتماعی خود باشد که از آن لحاظ بسیار متزلزل شده است.»
"محمدرضا تابش"، نماینده اصلاح‌طلب مردم یزد هم در این باره گفت: « اصلاحات در بطن جامعه جایگاهی شایسته را از آنِ خود کرده و در طول سال‌هایی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته، نشان داده است که اهداف نظام و اعتلای کشور نسبت به مسایل دیگر برای‌شان در اولویت قرار دارد. اینکه عده‌ای از اصول‌گرایان برای اصلاحات شرط می‌گذارند و اصلاح‌طلبان را تهدید به حذف می‌کنند نشان می‌دهد که آنها دنبال این هستند تا به تنهایی در قدرت خودنمایی کنند.»
"داريوش قنبري" نماينده ايلام و سخنگوي فراكسيون خط امام(ره)مجلس هم در گفت‌وگو با ايلنا گفت: «اصلاح‌طلبي قابل حذف شدن نيست. چراكه اين تفكر برخاسته از ارزش‌هاي نظام است. »
اما "امیر محبیان" كه به عقیده برخی از اهالی سیاست، به عنوان نظریه‌پرداز اصولگرایان شناخته می‌شود، معتقد است: « تلاش برای حذف طیفی كه تا پیش از این فعالیت‌هایی جدّی در كشور داشتند، امری نیست كه مطلوب و البته به راحتی امكان‌پذیر باشد. به همین دلیل بهتر است كه به جای پرداختن به این مسأله، به فكر مدیریت گروه‌ها بود تا بتوان از این طریق ازپتانسیل‌هایی كه از آن برخوردار هستند، در راستای اهداف نظام و کشور بهره برد.»       
"صادق زیبا‌کلام" استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران هم در این خصوص می گوید: «اینکه کشور با حضور یک طیف سیاسی اداره شود و مسئولیت سه قوه و همچنین همه دستگاه‌های اجرایی در اختیار یک گروه باشد، موجب می‌شود تا نوعی بی‌اعتمادی در اذهان عمومی به‌وجود آید.»

+ خزاعی |

تلاش برای حذف جریانی که خرشان از پُل گذشته است

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

از شواهد و قرائن چنین بر می آید که فعالان سیاسی اصول‌گرا شروع به "غربالگری" نیروهای خویش کرده اند و می گویند این غربال‌گری‌ها با هدف کنار گذاشتن جریان سوءاستفاده‌گری صورت می گیرد که خود را به اصول‌گرایان وصل کرده تا به قدرت برسد.  به این خبرها و گفته ها دقت کنید :

الف : چند روز پیش "حسین فدایی" از اعضای سرشناس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که نزدیک‌ترین گروه سیاسی به محمود احمدی‌نژاد به شمار می‌رود، از "ظهور جریان قدرت‌طلب اصول‌گرا" خبر داد، جریانی که وی نام آن را «جریان فاسد قدرت‌طلب» گذاشته است که به گفته وی با ظاهر اصولگرایی در حال شکل‌گیری است ولی باطن عملکرد آن، تیشه به ریشه اصولگرایی می‌زند و این جریان از امکانات عمومی برای تثبیت در قدرت سوءاستفاده می کند .

ب : "سایت جوان" نیز خبر از آغاز رسمی فعالیت ستاد انتخاباتی جریان انحرافی اصولگرایان برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب رئیس آن داده و می نویسد این جریان انحرافی در عین حال در تلاش برای ارتباط‌گیری‌های گسترده با چهره‌ها و بدنه نهادها و اقشار مختلف هستند.       

ج : "سایت مشرق" هم خبر داده است که براساس تصمیم شورای فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی، عضویت تعدادی از "نمایندگان ویژه خوار" و همچنین اعضایی که مواضع سیاسی و اظهارات آنان مورد تشویق و تأیید دشمنان نظام اسلامی واقع شده، لغو می شود.
    
د : "حمید‌رضا ترقی" معاون امور بین‌الملل حزب مؤتلفه اسلامی هم می گوید:
« وقتی چهره‌های مختلف اصول‌گرایی به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند دولت را با الفاظی تند مورد خطاب قرار دهند، حتماً مشکل مهمی وجود دارد که از نگاه دلسوزان نظام باید برطرف شود.»

این خبرها و گفته ها، سؤالهای‌های مختلفی را در اذهان ایجاد می کند از جمله آنکه ،جریان انحرافی اصول‌گرایان چه کسانی هستند؟ ، انحراف این جریان از کجاست؟، این جریان در مجلس است یا دولت؟، جدایی این جریان از اصول‌گرایان کی اتفاق افتاده است؟

 شاید با کنار هم گذاشتن مواضع مختلف و سخنان برخی دیگر از اصول‌گرایان، به این نتیجه برسیم که محتمل‌ترین گزینه مصداق جریان انحرافی "اسفندیار رحیم‌مشایی" است زیرا اواخر بهار سال جاری، اظهار نظری به نقل از آیت الله جنتی منتشر شد که وی گفته بود: «عده‌ای ظاهراً خواب ریاست جمهوری دور بعد را در سر می‌پرورانند، مگر ما مُرده باشیم که چنین اتفاقی صورت گیرد» و همان زمان، برخی سایت‌های خبری نوشتند که منظور دبیر شورای نگهبان، اسفندیار رحیم‌مشایی است و این گمانه هیچ‌گاه تکذیب نشد.
آیت‌الله یزدی هم که صریحاً به مخالفت با مشایی برخاسته و گفته است: « مشایی آدمی است که از پول و موقعیت استفاده می‌کند و بر این تصور است که با این کارها می‌تواند رییس‌جمهوری آینده شود؛ بنده همین‎جا به شما می‌گویم، در آینده اگر آقای مشایی به‎عنوان رییس‌جمهوری مطرح شود، اولین تشکلی که رسماً و صریحاً مخالفت خواهد کرد، "جامعه مدرسین" است و اگر بنده در قید حیات باشم، قطعاً با این موضوع مخالفت خواهم کرد و به هر قیمتی که باشد موافقت نخواهیم کرد که آقای مشایی رییس‌جمهوری مملکت شود».
حمید رضا ترقی از اعضای حزب مؤتلفه هم می گوید : «انتقاداتی که درباره کارهای برخی از دولتی‌ها مطرح می‌شود، نشان می‌دهد که اصول‌گرایان نگرانی زیادی از شرایط موجود دارند و بر همین اساس هر کاری که لازم است، انجام خواهیم داد تا مهره‌های حاشیه‌ای و البته قدرت‌طلب حاضر در دولت نتوانند حتی به حداقل خواسته‌های خود برسند، چون اعتقاد ما بر این است که بروز چنین جریانی در مسئولیت‌های مهم می تواند خطراتی جدی و جبران‌ناپذیری را به کشور تحمیل کند.... این عده در تلاش هستند تا آرای خاکستری و حتی آرای رقبای احمدی‌نژاد در انتخابات را به سوی خود سوق بدهند.»
اما در این میان به نظر می رسد که این دسته از دولتیان در مواضع خود خود جدّی هستند و نه تنها توجه چندانی به این غربال گری اصولگرایان ندارند بلکه اساساً خود را از اصولگرایان و نیز وامدار آنان نمی دانند. در همین رابطه، "جوانفکر" مشاور رئیس‌ دولت می گوید : «نباید احمدی‌نژاد را به اصول‌گرایان مرتبط کرد» ولی "علی مطهری" نماینده تهران، در واکنش به این سخن جوانفکر می افزاید : « بنده بارها این موضوع را گفته‌ و تأکید کرده‌ام که احمدی‌نژاد نه اصول‌گراست، نه اصلاح‌طلب و راه سومی دارد. مثلاً از نظر سیاست‌های فرهنگی اصول‌گرا نیست، از نظر اهمیت دادن به آزادی بیان نیز مانند اصلاح‌طلبان نیست.... اگر مقصود این است که اصول‌گرایان در به قدرت رسیدن او نقشی نداشته‌اند، حرف باطلی است، زیرا گروه‌های مختلف اصول‌گرا در سال 84 و 88 از وی حمایت کردند و در صورت عدم حمایت آنان، وی رأی لازم را کسب نمی‌کرد....احمدی‌نژاد با نام اصول‌گرایی وارد صحنه شد و با این عنوان آراء خود را کسب کرد، شاید این گروه اکنون احساس می‌کنند که دیگر نیازی به این جریان ندارند و به اصطلاح "خرشان از پل گذشته است" و در نتیجه این حرف‌ها را می‌زنند.»

+ خزاعی |

گاهشمار تمام سنگي 2500-3000 ساله

                    ******************************

بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» شيراز وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران، به اشتباه نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند. آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين گمان كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
در ديوار داخل اين ساختمان، لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتاب‌هاي زرتشتي آمده است که  زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش مي‌کرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همان‌طور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي، «مکه» مي‌گفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.

در محاسبه روز "نوروز" در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع مي‌شود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يک‌بار نوروز از ايران شروع مي‌شود. آخرين‌باري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال ۸۹ هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع  گردید.
از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه، پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياث‌آبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقي‌هاي ايران»توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است. 
 تا امروز حدث مي‌زدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب "اوستا" و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياث‌آبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا در مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفته‌ترين، دقيق‌ترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقي‌ها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوه‌اي بسيار ساده اما دقيق و حرفه‌اي بر عهده داشتند.

 
تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان، فقط مي‌توانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماه‌ها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي‌توانستند بسياري از مناسبت‌ها و جشن‌هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور ،به تصور آتشكده يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسل‌هاي بعدي باقي مانده‌اند. 
 متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم، اهمیت آن هم هيچ‌گونه انعكاسی پیدا نکرد !
اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي مي‌بودند. حال آنكه بسیاری از این مسائل از جمله، كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند!
باید تلاش شود تا اين اثر بزرگ تاريخي كشورمان به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نیز برسد .

+ خزاعی |

 


www.clockma.com