
چه خوب بود که "اسلام سوزی" هم محکوم می شد
**************************************
این روزها مسلمانان ایران و سایر کشورهای جهان نسبت به اظهارات نابخردانه يك كشيش مسيحي گمنامِ جاهلِ و چه بسا مزدور آمریکایی در هتك حرمت قرآن كريم بر آشفته اند و طبيعي است که هر مسلمانی از چنين اقدام موهني برآشوبد و تحمل چنين رفتار ناشايستي را نداشته باشد . علاوه بر این، حتی افراد عاقل و با تدبیر غیرمسلمان نیز که به عوارض سوء اینگونه کارهای جاهلانه آگاهند، این حرکت موهن را محکوم نمودهاند و گفته شده است که اکثریت مسیحیان جهان و قاطبه ملت آمریکا هم با چنین اقدامی موافقت نداشته و از آن برائت میجویند . حتی گفته می شود که اهالی سیاست در آمریکا نیز معتقدند که تعرض به حریم معنوی بیش از یک میلیارد مسلمان در نقطه ای از خاک آمریکا نه تنها حرکتی احمقانه و مخالف فرهنگ و تمدن انسانی است، بلکه اگر دولت مرکزی آمریکا تحرکی مناسب برای برخورد با این ماجرا به انجام نرساند، جهانی را که یک صدا در محکومیت فاجعهی تروریستی ۱۱ سپتامبر با آنان همدل شده بود، بر خود خواهند شوراند و شاید در همین راستا بود که برخی مقامات آمریکایی این حرکت سخیف را محکوم کردند .
ما ایمان داریم که خداوند خود حافظ قرآن خواهد بود و با این حرکات احمقانه، غباری بر ساحت قرآن کریم نمی نشیند و اساساً اینگونه اقدامات کوچکترین خدشه ای بر اسلام و مسلمانان وارد نخواهد ساخت. مگر نه این که "پاپ" درسال 1218 دستور داد کلیسای "سدلیک" را با جمجمه و استخوان مسلمین بسازند و در ساخت این کلیسا از استخوان های 40000 مسلمان استفاده شد و هنوز می توان استخوان بازو و کتف و ران و درشت نی و نازک نی مسلمانان را در تزیینات و لوستر های این کلیسا مشاهده کرد، اما با این همه، اسلام ماند و مرزهای اروپا را در نوردید و پاپ ها که روزی امپراطوری روم را داشتند، در دیوارهای واتیکان محصور شدند.
بدون شک، این حرکات جاهلانه نمی تواند غباری بر ساحت قرآن کریم بنشاند بلکه آنچه موجب تضعیف اسلام و مسلمین می شود همان است که"آيتالله مصباح يزدي" نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در اولين روز از اجلاس خبرگان، گفت: «چگونه است به خاطر اهانت به کاغذ و خط قرآن عزا گرفتيم، اما در مقابل اهانت به محتوا و احکام قرآن سکوت ميکنيم.»
نكته حائز اهميت اين است كه رفتارهاي طالباني و كشتار زنان و كودكان بيگناه در اثر حملات انتحاري در نقاط مختلف جهان توسط كساني كه خود را به اسلام منتسب مي كنند، چهره اي زشت و خشن از اسلام به نمايش می گذارد و همین حرکات است که لطمات جدي به عزت و اعتبار مسلمانان وارد نموده است. به عبارت دیگر، امروزه رفتارهای نسنجیده و قرائت نادرست ما از اسلام، و کم توجهی به محتوا و احکام قرآن، بزرگترين صدمات را به اين شريعت الهي وارد مي نمايد و نتیجه و حاصل این رفتارها نیز چیزی جز "اسلام سوزي" نیست آن هم توسط مسلمانان ناآگاه و متعصبي كه دين خدا را در آتش جهل و ناداني خود ميسوزند و عجیب آنکه صدايي از كسي در این خصوص بلند نميشود !
در این میان برخی دیگر نیز قرآن را "ابزار" سیاست و کارهای خلاف خود قرار میدهند و از آن بعنوان وسیلهای برای زیر پاگذاشتن ارزشها و دستورات اخلاقی و دینی استفاده می کنند که بایدگفت، گناهِ استفاده ابزاری از دین اسلام و قرآن نیز کمتر از قرآن سوزی نمی باشد. نمونه ای از استفاده ابزاری از قرآن، در ماجرای جنگ صفین رخ داد که چگونگی برخورد حضرت علی(ع) با این سیاست شیطانی در تاریخ اسلام ثبت شده است .
علمای دین، خطر "قرآن ابزاری" را از "قرآن سوزی" به مراتب بیشتر می شمارند، زیرا در قرآن سوزی، ظاهر قرآن مورد تجاوز قرار میگیرد ولی در قرآن ابزاری، باطن و حقیقت و شخصیت قرآن مورد سوء استفاده واقع می گردد . اگرچه مسلمانان نشان دادند که کوچکترین اقدام در هتک حرمت قرآن را برنمی تابند و با آن به شدت برخورد می کنند، اما بدون شک، اسلام از "قرآن سوزی" یک کشیش ابله ضربه نخواهد خورد، بلکه اگر همه کشیشان در همه مراسم عبادی قرآن را بسوزانند، تازه خود را رسوا کرده اند و بر حقانیت قرآن و بطلانِ اندیشه خویش گواهی داده اند، بلکه آنچه که موجب تضعیف اسلام و احکام آن می گردد، کم توجهی به محتوای قرآن و استفاده ابزاری از دین است بنابراین باید آنانکه اسلام را وارونه جلوه می دهند و چهره ای خشن وناپسند از دین اسلام به نمایش می گذارند و یا از دین استفاده ابزاری می کنند ،با همین شدت وگستردگی نیز محکوم گردند .
القاب جدید در اردوگاه اصولگرایان !
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
در شرایطی که "حجتالاسلام رسول منتجبنیا" می گوید « اصلاحطلبان برای اظهار نظرهایشان در مضیقه قرار دارند و حرفشان به جایی نمیرسد وسکوت آنان به این معنا نیست که خودشان تصمیم به سکوت گرفته باشند، بلکه در شرایطی هستند که رسانه و تریبونی برای بیان اظهاراتشان ندارند وگرنه حرفهای زيادی دارند كه بايد به مردم برسد » و به عقیده "محمدرضا تابش" دبير كل فراكسيون خط امام (ره) مجلس، «اصلاحطلبان در شرايط فعلی خار در چشم و استخوان در گلو، ناملايمات را تحمل كرده و بردبار هستند زيرا نمیخواهند بهانهای فراهم كنند تا بدخواهان و دشمنان ملت در اين شرايط از اظهارات و موضعگيریها و انتقادات آنها سوءاستفاده كنند»، موج جدیدی از تشدید اختلافات در میان نیروهای سیاسی محافظه کار به راه افتاده است و نیروهای به اصطلاح اصولگرا در برابر هم صف کشی نموده اند .
اختلافات درونی محافظه کاران درباره رفتار ها و اقدامات آقای احمدی نژاد و مشایی آنچنان افزایش یافته که باید گفت هر روز بر منتقدان محافظه کار آقای احمدی نژاد افزوده می شود. اختلافاتی که هر از چند گاه، موضوعی متفاوت منشأ آن می گردد .
مدتی است که موضوع عدم اجرای برخی مصوبات مجلس وبعضی انتصابات آقای احمدی نژاد، عامل تشدید اختلافات در بین اصولگرایان گردیده و هنوز هم به قوت خود باقی است تا آنجا که بتازگی "احمد توکلی" نامه ای به آقای احمدی نژاد نوشته و یادآوری نموده که « متأسفانه به رغم تذکرات مکرر خیر خواهان، جنابعالی به قانون شکنی و تجرّی نسبت به قانون ادامه میدهید... احتیاط مجلس در برخورد با قانونشکنیها را همیشگی نپندارید، بالاخره، صبر هم اندازهای دارد.»
توکلی در نامه خود سه مورد از قانون شکنی و تجرّی به قانون را "کاهش ساعت کار در ماه رمضان"، " تعطیلی روز پس از عید فطر" و "تعیین نماینده ویژه برای مناطق جغرافیایی مختلف" بر شمرده و اعلام نموده است که صبر مجلس هم اندازه ای دارد و بالاخره به پایان خواهد رسید .
اما موضوع انتخاب نمایندگان ویژه از سوی آقای احمدی نژاد در حوزه سیاست خارجی بویژه انتصاب آقایان "اسفندیار رحیم مشایی" و "حمید بقایی" به عنوان نمایندگان وی در "امور خاورمیانه" و "امور آسیا"، خود موضوعی برای تشدید اختلافات در میان نیروهای سیاسی محافظه کار گردیده است، اختلافاتی که به دلیل مقاومت آقای احمدی نژاد و سایت های حامی وی بر این تصمیم، روز به روز بر دامنه و عمق آن افزوده می شود تا آنجا که رسانه های حامی این انتصابات، از سوی دیگر محافظه کاران به نام "رسانه های احمدی نژاد گرا" نامیده شده اند.
"الیاس نادران"، نماینده محافظه کار مخالف انتصاب نمایندگان ویژه در امور خاورمیانه و امور آسیا از تریبون مجلس گفت: « این رفتارها، وزارت امور خارجه را از حيّز انتفاع ساقط كرده است و كارشناسان، مديران و سفراي ما از موضوعيت افتادهاند. ما بايد بدانيم از چه كسي بايد سؤال كنيم. بحث اين است كه آيا ميخواهيم قانون را دور بزنيم؟ آيا ميخواهيم دستگاه ديپلماسي كشور را بيخاصيت كنيم؟»
انتقاد این نمایندگان مخالف، با همراهی رسانه هایی چون "کیهان" و "الف" و حتی مداحانی چون "منصور ارضی" و "سعید حدادیان" همراه گردیده ولی "رجانیوز" مدعی "قانونی بودن" انتصاب های احمدی نژاد شده است و می گوید: «بر اساس اصل 127 ، تعيين نماينده ويژه جزو اختيارات رئيسجمهور است، البته اين نمايندگان بايد به تصويب هيأت وزيران برسند و حدود اختيارات آنها نيز مشخص شود».
این سایت، در یادداشتی مخالفت مرکز پژوهشهای مجلس با انتصاب های آقای احمدی نژاد را به دلیل انگیزه های سیاسی و شخصی و غیر پژوهشی احمد توکلی اعلام کرد که در پاسخ آن، سایت "الف"، وابسته به احمد توکلی در مطلبی با عنوان "گاف جدید یک سایت احمدی نژاد گرا" نوشت:« سایت احمدی نژادگرا که مدتی است در مقابل رفتارهای عجیب رییس جمهور و افراد جنجالی دولت سکوت کرده و یا پس از تأخیر مدت دار واکنش نشان می دهد، برای توجیه تأخیر دولت در عدم لغو دستور نمایندگان ویژه مدعی شد صدور احکام رییس جمهور برای نمایندگان ویژه که بدون تصویب هیأت وزیران صورت پذیرفته، مطابق اصل 123 قانون اساسی است! »
رجانیوز هم القاء این مفهوم از سوی سایت "الف" را که ما اصولگرا و عدالتخواهيم و شما "موذي"، "اصولگرانما" و "احمدينژادگرا" هستید، زننده توصیف کرد و نوشت: «در نوشتهاي كه در سايت آقاي توكلي نسبت به رجانيوز درج شده و مشابه ادبيات برخي قسمتهاي گزارش مركز پژوهشهاي مجلس نيز هست، تعابير زنندهاي مانند "موذيانه"، "اصولگرانما" و "احمدينژاد گرا" هم در آن بهكار رفته است»
به نظر می رسد با ادامه این روند، باید شاهد خلق القاب، تعابیر و واژه هایی جدید در اردوگاه اصولگرایان باشیم .
هم اکنون یارانه انرژی هدفمند هست !!
*****************************
همه ما بارها از زبان مسئولین مختلف کشور شنیده ایم که در ایران 70 درصد یارانه انرژی را 30 درصد ثروتمندان و 30 درصد آن را 70 درصد بقیه جمعیت کشور استفاده میکنند . در باره این ادعا ، تحقیقی از سوی "مرکز پژوهشهای مجلس" صورت گرفته که نتایج آن نه تنها این ادعا را ثابت نمی کند بلکه ماجرا درست برعکس است . چند نکته ی این گزارش مرکز پژوهش های مجلس به شرح ذیل است :
1- برطبق ترازنامه انرژی سال 1387، مجموع یارانه حاملهای انرژی مبلغ 1/530155 میلیارد ریال( حدود 53 هزار میلیارد تومان) بوده است که از این مبلغ 3/40 درصد آن در بخش حملونقل، 9/23 درصد آن در بخش خانگی، 1/19درصد در بخش صنعت، 3/8 درصد در بخش کشاورزی، 6/3 درصد در بخش تجاری و بالاخره 7/4 درصد در بخش عمومی، مصرف شده است.
2- از این مبلغ یارانه، 2/32 درصدآن به نفت گاز،، 3/22 درصد به برق، 4/18 درصد مربوط بنزین، 4/8 درصد گاز طبیعی، 1/8 درصد نفت سفید، 8 درصد نفت کوره، 5/2 درصد گاز مایع بوده است.
3- همچنان که ذکر شد 3/40 درصد یارانه ها به بخش حملونقل اختصاص می یابد که از این مبلغ ، تقریباً نیمی از آن یعنی 83/20 درصد آن مربوط به یارانه گازوئیل و 27/18 واحد درصد مربوط به مصرف بنزین بوده است .
4- از مقدار یارانه مصرف بنزین در سال مذکور، حدود 65/9 واحد درصد مربوط به حدود000/870/2 میلیون دستگاه خودروهای عمومی (تاکسی، آژانس، وانتبار و کامیونت و آموزش رانندگی) بوده و 7/1 واحد درصد آن به مصرف بیش از 6 میلیون موتورسیکلت رسیده است.
5- سهم مصرف همه دهکهای خانواری کشور (مصرف خصوصی) از کل یارانه انرژی کشور در سال 1387 حداکثر 01 /23درصد بوده است و 99/66 درصد کل یارانه انرژی در بخشهای حملونقل عمومی، صنعت، کشاورزی، تجاری و عمومی مصرف میشود که به امر گردش اقتصادی و اجتماعی کشور تعلق دارد.
6- ترازنامه انرژی سال 1387 نشان میدهد که 4/96 درصد مصرف خانگی یارانه نفت گاز، 4/92 درصد یارانه نفت سفید، 5/89 درصد یارانه نفت کوره مصرف خانگی، 8/87 درصد یارانه مصرف خانگی گاز مایع، و 3/39 درصد یارانه بنزین، در بخش خانوار روستایی، مصرف شده است.
7- ترازنامه انرژی سال 1385 نشان میدهد که 6/22 درصد یارانه گاز طبیعی در بخش خانوار روستایی مصرف شده است در حالی که تعداد مشترکین خانوار روستایی در پایان سال1387 حدود 395/647/1 میلیون مشترک و تعداد مشترکین شهری 794/749/12 خانوار بودند (یعنی 44/11 درصد از کل مشترکین تحت پوشش در پایان سال 1387، مشترکین روستایی بوده است. این آمار در پایان بهمنماه 1388 به ترتیب 40/900/1 خانوار روستایی و 140/400/13 خانوار شهری شده است) و بدین ترتیب ملاحظه میشود که سرانه مصرف یارانه گاز طبیعی یک خانوار روستایی بیش از 5/2 برابر سرانه خانوارهای کشور بوده است. ضمن آنکه کف قیمت هر متر مکعب گاز مصرفی خانگی 45 ریال و سقف آن 779 ریال شده است.
8- در سال 2006 ایران در بین 211 کشور جهان، با مصرف سرانه 441/160/2 کیلووات ساعت برق، مقام 95 را داشته است، ایسلند با مصرف سرانه 292/147/32 کیلووات ساعت، نروژ با 223/011/24 کیلووات ساعت، فنلاند با372/850/16 کیلووات ساعت کانادا با 411/279/16 کیلووات ساعت، قطر با 943/938/15 کیلووات ساعت و کویت با 945/210/15 کیلووات ساعت، یکم تا پنجم مصرف سرانه برق را به خود اختصاص دادهاند. متوسط سرانه مصرف برق در جهان در سال 2006 معادل 3/240/3 کیلووات ساعت بوده که با این حساب، مصرف برق در ایران 1080 کیلووات ساعت کمتر از متوسط مصرف جهان بوده است.
9- این گزارش می افزاید« بنابراین، همه موارد فوق نشان میدهد که ادعای مصرف 70 درصد یارانههای انرژی توسط سه دهک بالا ادعایی غیرقابل توجیه است و به نظر میآید سه دهک مذکور حتی سهم 30 درصد خود را هم مصرف نمیکنند.»
10- استفادهکنندگان از بنزین سهمیه خودروهای شخصی اکثراً از نوع پیکان، رنوی پیکی، رنوی 5، سهند، پراید و خودروهای فرسوده و پرمصرف هستند که متعلق به طبقات متوسط و پایین است و بخشی نیز توسط صاحبان بیش از 6 میلیون موتورسیکلت استفاده شده که اکثراً از طبقات محروم و متوسط پایین جامعه هستند ضمن اینکه حدود 53 درصد یارانه بنزین نیز توسط خودروهای عمومی مصرف شده است.
نقطه اصولگرایی یا دایره اصولگرایی ؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
پس از سخنان مقام معظم رهبری در جمع مسئولین نظام و تأکید بر وحدت و جذب حداکثری و در شرایطی که "سردار یحیی رحیم صفوی" درگردهمایی داروسازان بسیجی تهران با بیان اینکه حوادث آینده نامشخص است ،اعلام کرده : « هم اکنون از نظر مسائل جهانی، منطقهای و ملی در شرایط فوقالعاده پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی قرار گرفتهایم...ائتلافی که در جنگ تحمیلی در حمایت از صدام شکل گرفته بود هم اکنون با ماهیت سیاسی، اقتصادی وفرهنگی علیه ما شکل گرفته است» و نیز "مهدی کلهُر"، مشاور رسانهای آقای احمدی نژاد هم گفته است « ما باید بسیاری از مشکلاتی را که پارسال داشتیم و هنوز هم داریم و برخی از آن آتش زیر خاکستر است را، با یک فکر عاقلانه حل و فصل کنیم»، موضوع پایان دادن به اختلافات و حرکت به سمت وحدت و آشتی ملی در دستور کار جناح ها و فعالان سیاسی قرار گرفته و در همین راستا نیز از آنجا که اخیراً اختلافات اصولگرایان به اوج خود رسیده است، فعالین سیاسی اصولگرا، موضوع " تعریف اصولگرایی" و یا تدوین "منشور اصولگرایی" را در دستور کار خود قرار داده و به این فکر افتاده اند که قبل از هرچیز باید به اختلافات خود پایان دهند زیرا به گفته "ابوالقاسم رئوفیان" عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری، «اصولگرایان قبل از آنکه برای جذب برخی اصلاح طلبان و قرار دادن آن ها در دایره ای که رضایت رهبری را در پی داشته باشد قدم بردارند باید برای یکپارچگی خود تلاش کنند.» وی معتقد است «مادامی که بین جبهه بزرگ اصولگرایی کشور اختلاف وجود داشته باشد موفق به جذب اصلاح طلبان و یکپارچگی نخواهند شد.» رئوفیان می افزاید: « معتقدم یکی از راه های لبیک به خواسته های رهبری، تلاش در راستای بازگشت اصلاح طلبان است.»
هرچند اغلب طیف های جریان اصولگرا، از حلقه نزدیکان آقای احمدی نژاد گرفته تا علی مطهری و نبی حبیبی موافق تبیین ایده "منشور اصولگرایی" هستند و در همین راستا "سیدجواد فیاضی"، مدیرعامل سابق ایرنا اظهار میدارد: «عدم تبیین منشور این جریان به عنوان یک چالش جدی بین اصولگرایان همچنان مطرح است. این مسأله در کنار فقدان کادر رهبری جامع و فراگیر زمینه ای را فراهم کرده که تصمیم گیری با مشکل مواجه شود و هر روز اختلاف نظرها در درون این جریان بیشتر رشد پیدا کند» و "حجتالاسلام نواب"، دبیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز نیز اعتقاد دارد که "اصولگرایی" تعریف نشده است و میگوید: «بسیاری ذیل عنوان اصولگرا فعالیت میکنند ولی آیا دیدگاه ها، نظرات و روش هایشان در ملی گرایی، دین گرایی، سیاست خارجی و ... مشخص و تبیین شده است؟ » "علی مطهری" نیز بر لزوم تدوین چنین منشوری تأکید دارد و میافزاید: «باید ابتدا مبانی و اصول را به نحو جزئی مطرح کنیم و اعلام کنیم که هرکس آن مبانی را قبول دارد، در دایره نظام و انقلاب قرار میگیرد». به گفته وی، پس از تعریف دقیق مبانی و اصول، «برخی اصولگرایان خارج از این دایره قرار میگیرند و اتفاقاً برخی اصلاحطلبان، در داخل دایره نظام و انقلاب واقع میشوند».
علیرغم موافقت اغلب جناح ها و چهره های شاخص اصولگرا با " تعریف اصولگرایی" و تدوین "منشور اصولگرایی" ، اما همین موضوع به چالشی جدید و عرصه ای دیگر برای اختلاف در بین آنان تبدیل شده است . به عنوان مثال، "جهان نیوز" یکی از سایت های منتسب به جناح راست خبری منتشر کرد که بر اساس آن، برخی از نزدیکان آقای احمدی نژاد در حال تدوین مانیفستی از اصولگرایی هستند که بر اساس آن، برخی چهرههای شاخص اصولگرایان در تعریف اصولگرایی نمیگنجند. آنها معتقدند که برخی از چهرهها "اصولگرای واقعی" نیستند و "محمدباقر قالیباف ، علی لاریجانی و محسن رضایی " نامهایی هستند که با تدوین منشور دولتیها، از جرگه اصولگرایی خارج خواهند شد .
به گزارش ایلنا "حسین کنعانی مقدم" نیز در خصوص انتشار برخی اخبار مبنی بر تدوین مانیفست اصولگرایی از سوی حامیان دولت، اظهار داشت: « متأسفانه امروز برخی از جریان ها که خود را اصولگرا فرض می کنند، متولی اصولگرایی نیز شده اند و ملاک اصولگرایی را همراهی با خودشان می دانند.این درحالی است که دایره اصولگرایی بسیار وسیع تر از جمع حامیان دولت است....مسأله ای که امروز حامیان دولت بدنبال آن هستند این است که نیروهای وابسته به دولت را برای انتخابات آینده باز تعریف کنند تا این نیروها حول محور شخص خاصی جمع شوند و بدین ترتیب در انتخابات آینده پیروز شوند. اما با این تنگ نظری که دایره اصولگرایی را به نقطه ای تبدیل کرده اند، افراد مذکور موفق نخواهند شد، زیرا اگر قرار باشد چهره هایی چون قالیباف، علی لاریجانی و محسن رضایی از جریان اصولگرایی خارج شوند دیگر چیزی از جریان اصولگرایی نمی ماند و به قول معروف علی می ماند و حوضش. ...از آفت های جریان های سیاسی این است که برخی خود را متولی تمام جریان و تصمیم گیر در آن خصوص بدانند و همچنین وحدت درون جریانی را نیز اصطلاحاً در "با من بودن" تفسیر کنند نه در "با هم بودن" .»
" احمد ناطق نوری" نماینده اصولگرای مجلس هم در گفتگو با آفتاب در این زمینه می گوید :«...اینطور نیست که کسی بتواند دیگری را حذف کند و یا نسبت به به مقیّد بودن افراد در اصولگرایی تعیین تکلیف کند....آنچه هم اکنون ضرورت دارد این است که اصولگراها با هم وحدت و یکپارچگی داشته باشند و در شرایط فعلی تهیه مانیفست جدید اصولگرایی با حذف تعدادی از چهره های شاخص این جریان، جز دامن زدن به تفرقه چیزی نیست و مطمئناً تهیه کنندگان آن موفق نخواهند شد .»
"امیر محبیان" دیگر چهره شاخص اصولگرا هم در گفتگو با شرق می گوید : « اگر اصولگرایان بتوانند افکار عمومی را قانع کنند بر اریکه قدرت خواهند ماند والّا خیر »
"رئوفیان" هم با اشاره به اینکه "برخی اصولگرایان همچنان بر طبل اختلاف می کوبند"، گفته است: « باید این دسته از اصولگرایان دست از این کار کشیده و دایره ای که دور خود کشیده و تنها خود را اصولگرای واقعی می دانند را از بین ببرند.»
مروری بر اظهارنظرهای اصولگرایان درباره تدوین "منشور اصولگرایی" نشان میدهد، اگرچه غالباً آنان از تدوین این منشور دفاع میکنند و آنرا عاملی برای وحدت در میان این جریان می دانند؛ اما در پس ذهن برخی از آنان، مسئله دیگری به عنوان دغدغه اصلی جولان میدهد و میخواهند دیگر "مدعیان اصولگرایی" را به این وسیله حذف کنند.
به هرحال، فارغ از آنکه تلاشهای اصولگرایان برای حل اختلافات درونی خود به نتیجه خواهد رسید یانه، برای برقراری صلح و آشتی بین جناح های مختلف سیاسی در کشور، روند رسیدن به آشتی و حل مناقشات باید به گونه ای باشد که طرفین مناقشه این راه حل ها را عادلانه تلقی کنند. اساساً، صلح نیازمند اندیشۀ باز و جامعۀ باز است، زیرا اندیشه بسته، یعنی اندیشهای که تکثر در عرصه اجتماعی را قبول ندارد و تمامیّتخواه است، قطعاً به حذف منتقدان و مخالفان خود می اندیشد و این تفکر به بسته شدن ایجاد جامعه و خشونت منتهی میگردد. در گفتمان صلح، از برنده و بازنده صحبت نمیشود، بلکه صحبت از حل مسالمتآمیز اختلاف است.در گفتمان صلح، آنچه "فتنه" است، نه وجود منتقد و مخالف، بلکه عدم شناسایی حق و موجودیت منتقد و مخالف است، زیرا طرفین را تبدیل به دشمنانی آشتیناپذیر میکند و "خشونت"، روش حل مناقشه میشود. در فرهنگ صلح، طرفین یاد میگیرند که نباید به دنبال تأمین صد در صد نظرات خود باشند، در حالی در فرهنگ خشونت به فرد یاد میدهند که شما خیر مطلق هستید و طرف مقابل شرّ مطلق است و رستگاری، در انهدام آن شرّ مطلق است.
به گفته "ابوالفضل فاتح" حال که « تجربه مي گويد و بسياري معترفند که هيچ يک از دو جريان اصلي کشور قابل حذف از جامعه نيستند. ممکن است بتوان بخشي را براي مدتي از قدرت حذف کرد، اما حذف از جامعه خيال پردازي است. » پس بهتر است با "گفت و گو" به مناقشات پایان داد . « گفت و گو به معني پيدا کردن راهي معقول و پايدار براي ايفاي حقوق امروز و آتي مردم است. گفت و گو يعني باز کردن فضاي عمومي براي طرح و فهم ايده ها در همه ي سطوح. اين گزينه، هم در شرايط تهديد گزينه اي معقول است و هم از منظر اصلاحات داخلي.»
در این میان بنظر می رسد برخی افراد از هم اکنون در مسیر صلح و آشتی قرار گفته اند. به عنوان نمونه ،در حالی که"حجتالاسلام ذوالنّور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه ، پیش از این مواضع تندی در برابر آیتالله هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، علی لاریجانی، همسر شهید باکری، و رقبای آقای احمدینژاد در جریان انتخابات و حوادث پس از آن داشته است، در یک چرخش آشکار، راه دوستی با آیتالله هاشمی رفسنجانی را در پیش گرفته و تأکید نموده است که "نباید در برخورد با افراد، افراط و تفریط کرد".
مجتبی ذوالنور در مراسم اختتامیه مرحله نخست "طرح ضیافت اندیشه" که در دانشگاه قم برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که از او پرسیده بود آیتالله هاشمی رفسنجانی در چه جایگاهی قرار دارد و نظر رهبری در مورد او چیست، گفت: « آقای هاشمی رئیس دو رکن نظام یعنی مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام است...اگر پرسیده شود نظر شما در مورد قالیباف، ناطقنوری، احمدینژاد و هاشمی چیست، من نمیتوانم به صورت مطلق در مورد آنها توضیح دهم.»
جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه با اشاره به این که " اگر برای برخی افراد مشکلی بهوجود آید بعضی افراطیها آنها را تکفیر میکنند و زحمات گذشته را نادیده میگیرند" افزود: « افراط و تفریط کار غلطی است، هاشمی رفسنجانی در بحث تثبیت انقلاب اسلامی نقش داشت و حتی از او به عنوان یکی از سه یاوران امام خمینی(ره) یاد میکردند که این خدمات روی چشم ما جا دارد.»
ناظران سیاسی که امیدوارند روند کنونی، راه آشتی و وحدت ملی را در میان همه جناحهای موجود در کادر قانون اساسی فراهم سازد، در عین حال امید دارند این مواضع مقطعی نبوده باشد.

ايام سوگواری مولای متقيان، علي (ع)، قرآن ناطق و يار و ياور
مظلومان بر همه آزادگان جهان تسليت باد.
"وحدت وهمدلی" و" جذب حداکثری" چگونه ؟
**********************************
پس از سخنرانی روز بیست و هفتم مرداد مقام معظم رهبری در دیدار با سران قوا و مقامات کشور، بحث "جذب حداکثری نیرو های سیاسی" و "وحدت" در رسانه های کشور مطرح شده و برخی حضرات به میدان آمده اند تا این مهم را به انجام برسانند. رهبری، در آن سخنان بر اهمیت وحدت و همدلی تأکید کرده و فرمودند: « باید کسانی را که جزو مجموعه بودهاند اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتادهاند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.»
علاوه بر این سخنان،ایشان در دیدار با دانشجویان و در پاسخ به سخنان یکی از آنان افزودند: « خالص کردن جامعه با فشار و حرکت های تند به وجود نمیآید و اسلام نیز کسی را مأمور نکرده است که اشخاص ضعیف الایمان را به بهانه خالص کردن جامعه، از دایره خارج کنند.»
مقام معظم رهبری پیش از این سخنان هم، در جمع مسئولان ارشد نظام گفته بودند : « فرو نشاندن آتشهایی که در جامعه ایجاد میشود و گِرد آوردن کسانی را که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شدهاند، از جمله مسائل اساسی امروز ما است.»
ایشان منظور خود از "وحدت" را هم "اتحاد بر مبنای اصول" خواندند و در توضیح آن گفتند: « با هر کسی به همان اندازه که اصول را قبول دارد، متصل و متحدیم و هرکسی اصول را قبول ندارد طبعاً از این دایره وحدت خارج است.»
از این سخنان نکاتی به شرح ذیل می توان استخراج کرد :
1- وجود یک مشکل و نقیصه در جامعه که همان کدورت و تفرقه است .
۲- "وحدت" از جمله مسائل اساسی امروز ما است.
۳- آتشهایی که در جامعه ایجاد میشود، فرو نشانده شود.
۴- برای ایجاد وحدت و همدلی، کسانی که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شدهاند، گِرد آورده شوند.
۵- مسیر و ابزار ایجاد وحدت و جذب حداکثری، " نصیحت و دلالت" باشد.
۶- اسلام به کسی اجازه نداده است که اشخاص را به بهانه خالص کردن جامعه، از دایره خارج کنند .
۷- موضوع وحدت و جذب حداکثری برمبنای "اصول" باشد .
8- به جریان های فکری و افراد به عنوان سیاه و سفید نگریسته نشود بلکه باید با هر کسی به همان اندازه که اصول را قبول دارد، متصل و متحد بود .
....البته نکات دیگری هم میتوان به این لیست افزود .
در ارتباط باسخنان رهبری، اظهار نظرهایی هم از سوی برخی شخصیت های کشور صورت گرفته است :
- آیت الله هاشمی رفسنجانی که در آخرین خطبه نماز جمعه خود گفته بود که «توسط جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص پیشنهاداتی برای برون رفت از بحرانِ به وجود آمده برای کشور تهیه شده» و دو راهحل " مناظرههای تلويزيونی" و " دلجويی از آسيبديدگان حوادث پس از انتخابات" را مطرح کرده بود، در دیدار با گروهی از روحانیون استانهای تهران و قم، شرایط امروز کشور را با سالهای جنگ ایران و عراق مقایسه کرد و گفت: « شرایط امروز حادتر از آن سالها نیست و سربلندآمدن از آزمون وحدت، مهمترین پیروزی نظام است.»
- آیت الله مکارم شیرازی هم پیش از این پیشنهادهایی برای "آشتی ملی" مطرح و از مراجع تقلید خواسته بود تا «راهکارهایی برای رسیدن به یک آشتی ملی مطرح شود.»
- آیت الله صافی گلپایگانی هم با ابراز تأسف از حوادث پس از انتخابات، از "عقلای قوم و بزرگان کشور و انقلاب" درخواست کرده بود در جهت رفع "خصومت ها" بکوشند.
- حجتالاسلام صدیقی هم در خطبههای نمازجمعه تهران تأکید کرد که « کارگروه هایی به سراغ کسانی که از نظام جدا شدهاند بروند و ببینند مشکل آنها کجاست؟ زیرا وقتی همدیگر را تحمل نمیکنیم چگونه میتوان انتظار داشت که مسیحیان و دیگران ما را تحمل کنند؟»
- غلامرضا مصباحی مقدم نیز در گفتگویی با خبرگزاری کار ایران با بیان اینکه افرادی که داری نفوذ کلام هستند باید با سرانِ معترضین وارد مذاکره شوند، گفته است که « باید این افراد را با گفتوگو قانع کرد، چرا که تا زمانی که افراد قانع نشوند به جامعه باز نخواهند گشت.»
- هاشم بوشهری نیز در خطبه های نماز جمعه قم، از لزوم « گِردآوردن افرادی که به هر دلیلی از ما جدا شدند» سخن گفته است .
- سید رضا اكرمی نماینده تهران در مجلس نیز یادآور شده است: « در گذشته و پس از حوادث انتخابات پیشنهاد كرده بودم كه عدهای از بزرگان از قبیل آقایان ناطق نوری، مهدوی كنی و علی لاریجانی با افراد مختلف گفتو گو كرده و ماجرا را تمام كنند، اما این پیشنهاد مورد قبول قرار نگرفت. هم اكنون اگر گروهی پیدا شود تا ضمن مذاكره با شخصیتها، اختلافات را جمع كند، خدمت بزرگی كرده است و بگومگوهای سیاسی درجامعه حل میشود.... الان در كشور كدورتهایی وجود دارد و كسی منكر این مسأله نیست، اما باید كسی را كه با طرفین اختلاف به گفتوگو بپردازد پیدا كرد و گروهی باید این كار را انجام دهد. در این راستا در ابتدا باید افراد ذی نفوذ و مورد قبول به میدان بیایند و با اطراف قضیه صحبت كنند كه در این صورت باید از آنها حمایت كرد.»
- علیاکبر پرورش هم قبلاً در مصاحبه خود با ویژهنامهی همشهری به صراحت مطرح کرده است که « این درگیریها بین دو گروه مؤمن بوده و نباید آن را به دسیسههای دشمن تقلیل داد.»
- حسین کنعانی مقدم هم در مورد چگونگی حل این مسائل گفته است : « این که ما به دنبال این باشیم که فقط در "گفتمان" مسائل حل شود این مسئله دیگر امکان پذیر نیست بلکه باید راهکارهای اجرایی حل اختلافات مطرح شود وآن راهکارها بررسی شود و عملیاتی گردد. گفتمان درمانی در بحث وحدت نتیجهای ندارد...بالاخره یک سری مطالبات در هر دوطرف جریان وجود دارد که این مطالبات باید بررسی شود و اجرایی شود.»
- مسعود پزشكیان نماینده مردم تبریز در مجلس هم اظهار داشته است: « همانطوری كه قبلاً اعلام كردهایم، مسئله وحدت اصلیترین مسئله در كشور است ....اگر قصد داریم كه انقلاب و مملكت خود را حفظ كنیم اول باید وحدت را حفظ كنیم، ولی اگر قرار باشد كه هر كسی حرف خود را بزند و بعد هم انتظار داشته باشیم كه دیگران هم آن سخنان را تكرار كنند هیچ وقت وحدت ایجاد نخواهد شد. وحدت زمانی به وجود میآید كه هر یك از طرفین مقداری كوتاه بیایند تا در نهایت بتوان به وحدت مورد نظر دست یافت، در غیر این صورت اگر هر كس تنها حرف خود را تكرار كند، هیچ گاه به وحدت دست نخواهیم یافت.سیاستمداران بزرگ كشور و چرخانندگان اصلی كشور و كسانی كه در رأس امور قرار دارند باید شروع كننده ایجاد هر چه بیشتر وحدت در كشور باشند. »
- علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس هم به خبرگزاری ایلنا گفته است که «تقصیر اصلی جدا شدن عده ای از نظام، به عهده گروهی از حامیان دولت است که به دنبال حذف شخصیتهای مخالف خود در عرصه انقلاب هستند و در این زمینه بیرحمانه عمل میکنند و از هر وسیلهای استفاده میکنند».
آیت الله مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز نیز پیش از این از کسانی که "فکر می کنند حقی از آنها ضایع شده " خواسته بود «برای حفظ مصالح به سیره امام حسن اقتدا کنند».
اما در این میان کسانی هم هستند که تاپیش از سخنان اخیر مقام معظم رهبری برطبل افتراق می کوبیدند که باید منتظر ماند و موضعگیری جدیدشان را شاهد بود. به عنوان مثال روحالله حسینیان نماینده تهران که این روزها در بیمارستان بسر می برد، در پاسخ به سخنان آیت الله مهدوی کنی تصریح کرده بود: « اگر آیتالله مهدوی کنی هم چنین طرحی را مطرح کنند، من به ایشان اعتراض دارم» و افزوده بود که «آن صلح به نفع امام حسن تمام نشد». او حتی طرح موضوع "وحدت ملی" را "فتنه ای جدید" برای گریز از تخلفاتی دانست که "طراحان آن انجام دادهاند".
حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان، هم در پاسخ به پیشنهادهای مطرح شده برای ایجاد وحدت، نوشته بود که هنگامی که «شمشیر عدالت جوی نظام به عمود خیمه معاندین و فتنه انگیزان نزدیک شده، نباید کاری کرد که کلام حقی چون وحدت بر سر نیزه ها رود.»
اما مخالفان وحدت نیروهای سیاسی جامعه که نان خود را در وجود تفرقه و کدورت می بینند ، احتمالاً با این سخنان مقام معظم رهبری با روشهای ذیل برخورد خواهند کرد :
1- موضوع سخنان رهبری را به اختلاف بین اصولگرایان محدود خواهند ساخت در حالی که به عقیده کنعانی مقدم «اینطور نیست »
۲- برخی از اصولگرایان واژه " اصول" را مصادره و منحصر به خود خواهند دانست در حالی که به عقیده کنعانی مقدم «این که منظور از "اصول" همان جریان اصولگرایی است، به نظر میرسد که این گونه نباشد .البته برخی از اصولگرایان نیز هستند که بعضی از این اصول را هم قبول ندارند.»
۳- "اصول" را آنقدر جزئی و مفصل تعریف خواهند نمود که تنها خودشان در آن محدوده جای بگیرند تا آنجا که قرائت جدیدی از اصول نظام ارائه دهند . در حالی که باید "اصول" و"جذب حداکثری" را با یکدیگر دید و اصول آنچنان تبیین گردد که هرچه بیشتر از آحاد جامعه با گرایشها، عقیده ها، دیدگاه ها و حتی ادیان مختلف در حوزه آن قرار گیرند .
۴- در مسیر تحقق وحدت و جذب حداکثری، تنها به " گفتمان درمانی" اکتفا خواهند کرد در حالی که گفتمان درمانی در بحث وحدت نتیجهای ندارد.
۵- یک طرف ماجرا خود را "حق مطلق" خواهد دانست و از طرف مقابل انتظار خواهد داشت کوتاه بیاید، توبه کند و از ایشان تبعیت نماید . در اینجا بدنیست به مطلبی که دکتر مهدی خزعلی با عنوان "ناهاری به قیمت جان کروبی !" درسایت خود منتشر نموده است اشاره نمایم. وی می نویسد : « چندی پیش ناهار مهمان کروبی بودم، از همه جا سخن گفتیم، به او گفتم: باید به این فضای امنیتی پایان داد، باید دوباره نهادهای دموکراسی را فعال کرد، روزنامه ها و احزاب باید جان بگیرند و فضای گفتمان جای مخاصمه را بگیرد، این بحران و فضای امنیتی خواست انحصار طلبان است، او نیز استقبال کرد، قرار شد از او و پدر برای مهمانی ناهاری دعوت کنم تا گفتگویی داشته باشند. از آزادگی ، سادگی و حریّت لُرها بهره گرفتم و او آماده این مهمانی شد. شب منزل پدر بودم، از ایشان نیز برای مهمانی و گفتگو دعوت کردم، برآشفته شدند و گفتند: " من اگر بیایم، سیلی به او می زنم !" عرض کردم این که گفتگو نمی شود، بیایید و آنچه نصح و خیرخواهی می دانید به ایشان بگویید و باز یادآوری کردم که شما لُرها زبان هم را بهتر می فهمید" معظم له پذیرفتند، اما گفتند: " یک شرط دارد، آقای کروبی باید توبه کند و حاضر شود اعدامش کنند! " دیگر رویم نشد به آقای کروبی چیزی بگویم، نمی دانم حاضر است یک ناهار به قیمت جانش در منزل ما صرف کند؟! می بینید که جناح اصولگراحاضر به گفتگو است! این آقای کروبی است که تن به گفتگونمی دهد و سرباز می زند!
6- در حالی که " وحدت" یک ضرورت دائمی جامعه اسلامی و رمز موفقیت های ما در عرصه های مختلف بوده است، به این موضوع یک "نگاه ابزاری" خواهند داشت و از این سخن آیت الله مصباح یزدی سوء استفاده خواهند نمود که «همان گونه که بر اساس اسلام، در مواقع ضروری و استثنایی، دروغ گفتن واجب است، وحدت نیز استثناهایی دارد؛ یعنی در مواقعی خوب است و در مواقعی خوب نیست.»
۷- از یک طرف در شعارهای خود بر وحدت تأکید و ازطرف دیگر بر "قانون گریزی" و "قانون شکنی" خود اصرار خواهند ورزید در حالی که بدون اجرای قانون نمی توان از وحدت دم زد و با قانون شکنی و عدم تقیّد به قانون، هیچگاه وحدت ایجاد نخواهد شد. عدم تقید به قانون از مواردی است که مانع وحدت است. کسی نمی تواند به قانون بی اهمیت باشد و دم از وحدت وتعامل بزند.
8- در حالی که بزرگان و گردانندگان اصلی كشور و كسانی كه در رأس امور قرار دارند باید شروع كننده ایجاد هر چه بیشتر وحدت در كشور باشند، از رده های پایین تر انتظار ایجاد وحدت خواهند داشت .
۹- همچنان برخی افراد وگروه ها، معترضین به عملکردِ خود و منتقدینِ وضع موجود را "دشمن" و " فریب خورده" و آلت دست بیگانگان" معرفی خواهند کرد در صورتی که به گفته علی اکبرپرورش ، « این درگیریها بین دو گروه مؤمن بوده و نباید آن را به دسیسههای دشمن تقلیل داد.»
۱۰– همچنان صدا وسیما در اختیار کامل یک جناح قرار خواهد داشت و از آن برای تخریب و تضعیف دیگران استفاده خواهد شد در حالی که ادامه آن روند و برگزاری مناظره های یکجانبه هیچ کمکی به وحدت جامعه نخواهد کرد.به قول علی مطهری :« این مناظرهها باید جدیتر برگزار شود و میان دو بینش متفاوت صورت گیرد تا حالت مصنوعی و صوری پیدا نکند. مناظرههای اخیر که در تلویزیون برگزار میشود، مناظره واقعی نیست، زیرا دو طرف باید در نقطه مقابل هم باشند. با توجه به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در مورد جذب حداکثری و دفع حداقلی، فرصت خوبی فراهم شده است تا صداوسیما از اصلاحطلبان دعوت کند.»