چرا از داشتههایمان بهره نمیبریم؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
سی سال است که در ماه مبارک رمضان، سفره افطارمان با شنیدن نوای دلنشین"ربّنا"ی استاد محمدرضاشجریان گسترده شده و لحظات پیش از افطارمان با این نوای ملکوتی حال و هوایی بس روحانی به خود گرفته و با گوش جان سپردن به ربّنای استاد، در انتظار اذان مغرب نشسته ایم و آنچنان به این نوای ملکوتی خو گرفته ایم که برخی از ما افطار بی ربّنای استاد را به رسمیت نمی شناسیم، گویا بر این باوریم که ذکر این دعا با صدای دلنشین شجریان به اجابت نزدیک تر است .
اما از سال گذشته و پس از اظهارنظرهای انتخاباتی "محمدرضا شجریان" و همچنین درخواست این استاد آواز ایرانی مبنی عدم پخش صدای وی از صداو سیما(بجز دعای "ربنا" و "مناجات افشاری")، بحث پخش نشدن ربّنای شجریان از صداوسیما قوت گرفت و مدیران صدا و سیما قصد داشتند از پخش این دعا در این رسانه خودداری کنند ولی شاید به دلیل حمایت افکار عمومی، از تصمیم خود منصرف شدند و سرانجام این دعا هرچند محدود، پخش گردید. تا آنکه امسال هم با فرارسیدن ماه مبارک رمضان؛ تب اخبار مربوط به ربّنا بالا گرفت و برخی رسانهها اعلام کردند که صدا و سیما پخش دعای ربّنای استاد شجریان را ممنوع کرده است وصحت این موضوع پس از سپری شدن چند شب از ماه مبارک رمضان تقویت شد.
من نمی دانم استاد محمدرضاشجریان کدام " ذنب لایغفر" را مرتکب شده است که یکی از نمایندگان چند آتشه هـوادار دولـت برای اینکـه اوج نفـرتش از شجــریان را به رخ بکشــد به خبرنگار صـــداوسیما گفته است: « صدای یک چوب خشک از صدای شجریان بهتر است!» و یکی دیگر از نمایندگان همین گرایش هم دراین باره اظهار داشته است: « من حالم از شنیدن ربنای این... به هم میخورد؛ واقعاً جای تأسف بود که ما سر سفره افطار مجبور بودیم صدای ربنای کسی را بشنویم که... و حالت مشمئزکنندهای به من دست میدهد وقتی صدای او را میشنوم.»(بخشهای نامناسب این اظهارات نقطه چین شدهاند.) و"حمیدرضــا ترقـی" عضو شورای مركزی حزب مؤتلفه اسلامی هم با بیان اینكه "پخش صـدای شجـریان از رسانـهملی خواستِ دشمنان انقلاب است" گفته است: « متأسفانه آقای شجریان در فتنه اخیر كارنامه موفقی از خود نشان نداد و با رفتارهای غیرمعقول، خود را به جریان فتنه نزدیک كرد به طوری كه مورد استقبال رسانههای غربی حامی فتنه قرار گرفت.... كسانی كه تلاش میكنند صدای شجریان از رسانه ملی پخش شود باید بدانند كه ملت ایران نمیتوانند از كسی حمایت كنند كه صدایش وی به طور مشترک از رسانههای انقلابی و ضدانقلاب پخش شود.»
اما "علیرضا افتخاری"، خواننده موسیقی سنتی ایران، در یادداشتی به دفاع از استاد محمدرضا شجریان پرداخته و نوشته است : « هنگامه تحویل سال دعای "یا مقلّب القلوب و الابصار..." را خواندم، حال آنکه خواندن قرآن و ادعیه دینی، مهارت خاصی را میطلبد و تخصص منحصر به خود را میخواهد....در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن "ربّنا" نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا "ربّنا" را آنچنان که شایسته است، خواند. از همینرو است که بارها گفتهام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون "ربّنا" گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان میخوانم. اما چرا در کاری که نمیدانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته باشم؟
بسیاری میگویند چرا "ربّنا" را نمیخوانی؟ که در پاسخ آنها میگویم که من زبان فارسی را میخوانم که اگر آوای خوشی دارد از لطف حضرت پروردگار است با این همه اگر میتوانستم که "ربّنا" را بخوانم باز هم این کار را نمیکردم! آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بودهاند، "ربّنا" را آنچنان خوب خواندهاند و حق مطلب را ادا کردهاند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست، با این حال چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشتههایمان بهره نمیبریم؟ ....اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ میتوانیم به شکلی دیگر روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده "ربّنا" در خانه همه مردم پیدا میشود و گوشیهای تلفن همراه نیز این قطعه شنیدنی را میزبانی میکند... اگرچه باید گفت آیاتی که آقای شجریان خواندهاند سالهاست در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، "اولین نسخه و نسخه اول" را پخش کند...فکر و اندیشه هنرمند در اثر او جاری است و این نوای "ربنا" از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان مینشیند فارغ از رأی و نظر سیاسی امروز او... و به قطعیت میتوان گفت "ربّنا" دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانهها نیست اما چه بهتر که شائبهها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم...»
مدیران صدا و سیما باید بدانند عامه مردم نسبت به برخی افراد احترام قائلند چه آنان خوششان بیاید و چه نیاید. آنها اگرچه میتوانند صدای شجریان را پخش نکنند ولی با عشق و علاقه چند نسل به این صدا کاری نمی توانند انجام دهند. مديران موسمی بدانند که عاقبت رفتنیاند، آنچه تا اَبد میدرخشد و هر روز جان تازه میگيرد هنرِ هنرمندان والاست. باور کنید منع ناپسند پخش اين دعای خاطرهانگيز و اهورايی و تبديل برنامههای افطار به مراسمی بیروح، آن صدای ناب را تبديل به نمادی خواهد کرد که روز و روزگاری که پخش دوباره آن آغاز شود، توسط ذهن مخاطب، سمبل فتح رسانه قلمداد گردد.
جدّاً چه خبر است!؟
*********************************
1- چندی پیش در جستجوهای اینترنتی، گذرم به سایت http://www.u313.com افتاد که بر بالای صفحه اول آن، جملۀ « ظهوربسیار نزدیک است» نقش بسته است. مطالب این سایت بیشتر برموضوع "مهدویت" و "ظهور" متمرکز است و به نشانه های ظهور اشاره دارد و از جمله به این نکته پرداخته است که یکی از نشانه های آخر الزمان ، ظهور "شعیب ابن صالح" است .

گردانندگان این سایت و دهها وبلاگ و سایت دیگر که به نظر می رسد از هواداران آقای احمدی نژاد هستند اصرار دارند که نشانه های شعیب ابن صالح را بر آقای احمدی نژاد تطبیق دهند و در نهایت هم در یک مطلب طولانی، در سه بخش و هفت سرفصل با عنوان « اثبات حقیقتی بزرگ ، احمدي نژاد همان شعيب بن صالح ، سردار سيدخراساني و امام زمان(عج) است» به زعم خود اثبات نموده اند که احمدی نژاد همان شعیب ابن صالح می باشد و بنابراین در ششمین سال ظهور وی، حضرت بقیةالله الاعظم ، مهدی موعود (عج) ظهور خواهند نمود و 22بهمن ماه امسال سرآغاز تحولات ظهور است .
2- گردانندگان سایت می نویسند: « ما در اين مقاله ثابت خواهيم كرد كه احمدي نژاد همان سردار بزرگ امام زمان(عج) و سيد خراساني مي باشد. ما با انطباق نشانه هاي روايي شعيب بن صالح بر خصوصيات احمدي نژاد ثابت خواهيم كرد كه تأثيرات فوق العاده احمدي نژاد بر فضاي سياسي ايران و جهان، امري عادي نيست و او همان سردار بزرگ مهدي فاطمه(عج) مي باشد كه بنا بر روايات چند سال پيش از ظهور در ميان ايرانيان زمينه ساز ظهور آشكار خواهد شد. ما ثابت مي كنيم اقبال شگفت انگيز مستضعفان و محرومان به اين شخصيت بزرگ بدون دليل و پشتوانه نيست .......ما در اين مقاله با ذكر دلايل قرآني ، روايي ، عقلي و رمزگشايي از احاديث شريف و نگاه آخرالزماني به تحولات منطقه ، ثابت خواهيم كرد كه اين شخصيت تاريخي و بسيار مهم كسي نيست جز دكتر احمدي نژاد منتخب محبوب ملت كه چندسالي است فضاي ايران اسلامي ، خاورميانه و جهان را با حضور قدرتمند خويش به شدت تحت تأثير قرار داده است....ما در ابتدا با آوردن اكثريت قريب به اتفاق روايات پيرامون شعيب و شماره گذاري آنها صفات نقل شده بر شعيب در روايات را استخراج كرده و سپس به بررسي انطباق تك تك صفات استخراج شده شعيب بر دكتر احمدي نژاد مي پردازيم و در بررسي هر صفت براي اختصار تنها شماره حديثي را كه اين صفت را بيان مي دارد ذكر خواهيم كرد.»
3- آنطور که عبدالله شهبازی می نویسد، گویا پیش از آنکه سایتhttp://www.u313.com به این موضوع بپردازد، در سال 1384 و اندکي پس از نهمين انتخابات رياستجمهوري ايران و برگزیده شدن آقای احمدينژاد، کتابي در مشهد منتشر شده است باعنوان: «دهه هشتاد [1380] دهه ظهور. انشاءالله.» نوشته دکتر سيد حسين سجادي، که انتشارات هاتف آن را چاپ نموده است. در اين کتاب سجادي نوشته است: «دهه 50 اگر دهه انقلاب بود و دهه 60 دهه جنگ و دهه 70 دهه بازسازي و سازندگي و تجديد قوا و نفس، دهه 80 انشاءالله دهه ظهور است و نهضت و قيام انقلاب و منطقهاي و جهاني امام زمان (عج).» (صص 136- 137)
سجادي حوادثي خونين را در منطقه پيشبيني کرده است مانند وقوع کودتا در سوريه به فرماندهي «سفياني» (ص 106)، جنگ او با شيعيان لبنان و سپس لشکرکشي به عراق (صص 101- 102) و پيوستن سوريه، به رهبري سفياني، به جبهه آمريکا و سرکوب خونين حزبالله توسط آمريکا و اسرائيل و ترور ملک عبدالله، حاکم عربستان، به دست القاعده (صص 131- 132) و غيره که همه علائم ظهور است. از ديدگاه سجادي، مشخصات «شعيب بن صالح»، شخصيتي که مانند «سفياني» در روايات ظهور نام برده شده، چنين است: «طبق روايات، شعيب بن صالح داراي ويژگيهاي زير است: جواني است 1- گندم گون، 2- لاغر، 3- با محاسني کم، 4- صاحب بصيرت، داراي يقين و ارادهاي خللناپذير.» (ص 106)
سجادي اين شخصيت احاديث را، که فرماندهي سپاه امام زمان (عج) را به دست دارد، اينگونه معرفي کرده است: «شعيب بن صالح... با مشخصاتي گندم گون و يا سبزه با محاسني کم پشت و متوسط القامه... رئيس و فرمانده نيروهاي ايران است چون احمدينژاد.» (ص 54)
«شعيب بن صالح فرمانده نيروهاي ايراني است و رئيس آن...با مشخصاتي شبيه احمدينژاد رئيسجمهور ايران:سبزه، با ريش کم و از اهالي ري يا اطراف تهران.»(صص 44-۴۵ )
4- شهبازی همچنین می گوید، اندکي پس از انتشار کتاب سجادي، کتابي با عنوان «احمدينژاد و انقلاب جهاني پيش رو» نیز در بيروت انتشار يافته که مضموني مشابه را پي گرفته است: « احمدي نجاد و الثوره العالميه المقبله» بيروت: انتشارات دارالعلم، 2006 ميلادي.
"شادي فقيه" نویسنده این کتاب، مطالبي مشابه با مندرجات کتاب سجادي را مطرح کرده است از جمله انطباق «شعيب بن صالح» بر احمدينژاد.
" شادي فقيه"از عمار ياسر آورده که "المهدي علي لوائه شعيب بن صالح" و دو سه حديث ديگر هم درباره ويژگيهاي شعيب بن صالح ذکر کرده و در انتها اين ويژگيها را با احمدينژاد منطبق دانسته است چرا که او اولاً مردمي شعبي است و ثانياً صالح است. جوان، لاغر، رهبر نظامي و مرد درجه يکي مهم هست. از تهران (ري) آمده، کم لحيه است و جسور و شجاع است؛ اينها ويژگيهاي شعيب بن صالحاند.» (برداشت اوّل، دوره جديد، شماره چهارم، تيرماه 1387، ص 77)
این کتاب ۲۱۶ صفحه دارد و از کتابهایی است که حزب الله لبنان آن را بین مردم توزیع کرده است. با انتشار کتاب در لبنان خیلیها دربارهی آن گفت و گو کردند و بهخصوص بخش دوم کتاب سر و صداهای زیادی بین محافل اینترنتی دنیای عرب به راه انداخته است. مؤلف در مقدمه گفته است احمدینژاد شخصیتی چند بُعدی و قابل تأمل است که "یکی از ستارههای آسمان سیاست است". مؤلف معتقد است که بازگشت مهدی شیعه بسیار نزدیک است و ما الآن در دورهای زندگی میکنیم که آن را "عصر ظهور" نامیده است. او برای این دوره ۱۷ علامت ذکر میکند که محَقق شده است. به نظر نویسنده تا ظهور تنها بروز دو علامت باقی مانده یکی خروج سفیانی و دیگری صیحهی آسمانی.
5- پس از مطالعه این مطالب ، سخنان برخی از شخصیت ها دینی را که غالباً در یکماهه اخیر در رسانه های کشور انعکاس یافته بار دیگر مرور نمودم، از جمله، اعلام «خطر پيدايش خوارج جدید» از سوی حجتالاسلام سعيدي در خطبههاي نمازجمعه قم، بیانات آیت الله مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان، در دیدار با هیئت رئیسه دانشگاه تربیت مدرس که می گوید« بعید نیست در آینده فتنهای شدیدتر توسط افرادی صورت گیرد که امروز آنها را به عنوان نیروهای ارزشی میشناسیم همانگونه که در فتنه اخیر کسانی که قبلاً نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس نظام بودند، حضور داشتند.» و گفتگوی"حجتالاسلام محسن دعاگو " امام جمعه شمیرانات با "همشهری ماه" که می گوید « معتقدم دو تشکیلات را به طور غیرمستقیم آمریکاییها و بیشتر انگلیسیها در ایران طراحی کردند. یکی "انجمن بهاییت" و دیگری "انجمن حجتیه" برای مبارزه با بهاییت... خطر حجتیه بسیار جدّی است. انجمن حجتیه درحال حاضر فعال است و من نسبت به این مسأله بسیار بدبینم چرا که معتقدم بسیاری از مشکلاتی که در داخل کشور به لحاظ سیاسی پیدا کردهایم، مربوط به کسانی است که دارای تفکر مربوط به انجمن حجتیه هستند....در حال حاضر یک جریان به شدت افراطی و تندرو شکل گرفته است و بسیاری از درگیریهای سیاسی موجود مربوط به این جریان است و تفکر مربوط به حجتیه، بسترساز تنشهای سیاسی و حتی اجتماعی و حتی خشونتها شده است.... این تصور نه ریشه روایی دارد و نه قرآنی بلکه یک خرافه است که توسط برخی از انجمنهای حامی مهدویت بهوجود آمده است. شرایط نزدیکی ظهور به هیچوجه با شرایط کنونی مشابه نیست.»
و در نهایت هم این سخن "رحیم مشایی" رئیس دفتر آقای احمدی نژاد هم جای تأمل دارد که بنا به نوشته سایت جهان نیوز، گفته است : «... یک روز آقای احمدی نژاد به من گفت که تا یک سال دیگر من کافر می شوم. مشائی در ادامه توضیح داد که البته منظور ایشان این بود که این ها مرا کافر خواهند خواند.»
رئیسجمهوری یک معضل است، باید حذف شود !

اصولگرایان به معضل نظام تبدیل می شوند؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
« آنهایی که همانند کبک سرشان را زیر برف کردهاند به گمان اینکه
اختلافات را بپوشانند، در مواجه با اختلافات بیرونی قدرت مدیریت را از دست داده و
مقهور واقعیتها شدهاند » .عبارت فوق سخن "امیر
محبیان" تحلیلگر سرشناس جناح راست می باشد که در گفتگو با ایلنا اظهار داشته
است .
طی هفته های اخیر، اختلافات بین اصولگرایان کاملاً آشکار گردیده و دیگر
امکان پرده پوشی و پنهان نگهداشتن آن از بین رفته است . این وضعیت موجب نگرانی
برخی از سران اصولگرایان شده و لذا در اظهارنظرهای خود راهکارهایی را برای برون
رفت از این وضعیتی که دچار شده اند ارائه و عواقب ادامه این روند را گوشزد می
نمایند .
"ابوالقاسم رئوفیان" عضو ارشد جبهه اصولگرایان و دبیرکل حزب ایران زمین در گفتگو با فرارو می گوید :« ما امروز دیگر شاهد یکپارچگی اصولگرایان نیستیم، من معتقدم طیفهای سیاسی اصولگرا دیگر طبق سیاست ابتدای تشکیل دولت نهم حرکت نمیکنند...برخی طغیان کردند و به اعتقاد بنده منحرف شدند، و بعضی هم صد در صد تسلیم و مطیع دولت هستند که هر دو وضعیت از نظر من غیرقابل قبول است...تضمینی وجود ندارد که اصولگرایان با هر موضعی که صرفاً پوستهای از اصولگرایی را داشته باشد، حاکمیت پیدا کنند. مردم به این توجه دارند که هر یک از مدعیان اداره امور کشور اعم از اصولگرایان یا اصلاحطلبان چه قدر بر اساس شعارهای مطرحشده در زمان تبلیغات عمل میکنند. مردم اهل حساب و کتاب هستند و در سی سال اخیر چند ده انتخابات و نشیب و فرازهای فراوانی را در این خصوص لمس کردند....بعید میدانم اصولگرایان با تداوم این روند و حذف یکدیگر، در انتخابات آتی پیروز عرصه رقابت باشند » .
"حسین کنعانیمقدم" دبیر کل حزب سبز ایران و دیگر فعال اصولگرا هم در گفتگو با فرارو ضمن ابراز نگرانی از تبدیل اختلاف نظر به انشقاق در میان اصولگرایان، اظهار داشت: «برخی افراد با عبور از اصول مورد توافق در جبهه اصولگرایی، باعث ایجاد انشقاق شدهاند که مسئلهای نگرانکننده است. افرادی این کار را انجام میدهند که به دنبال استمرار حضور خود در دولت در طی دورههای آتی هستند... هم اطرافیان آقای احمدینژاد به این اختلافات دامن میزنند و هم آقای احمدینژاد با سکوت و گاهی تأیید این افراد، فضا را برای آنها باز میکند تا با امکانات دولت به اقدامات خویش ادامه دهند...به نظر میرسد آقای مشایی برای رسیدن به ریاست جمهوری دوره یازدهم راهی جز استفاده از قدرت و نفوذ آقای احمدینژاد ندارد ، به همین جهت با گره زدن خود به آقای احمدینژاد از ایشان به عنوان پله استفاده میکند...به نظر میرسد جریانی که در اطراف آقای مشایی رشد میکند، با اصولی که آقای احمدینژاد در ابتدا مطرح کردند، اختلاف دارند و روز به روز نیز این فاصله بیشتر میشود».
"امیر
محبیان" فعال قدیمی جناح راست ، عضو شورای سردبیری روزنامه
رسالت و مؤسس حزب نواندیشان هم
که حدود یک ماه پیش به به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته بود:
« بيشتر اين احتمال وجود دارد كه آقاي احمدينژاد به اين سمت برود كه در شكلدهي
به انتخابات آتي رياست جمهوري و پيش از آن به عنوان شرط و مقدمه لازم در انتخابات
مجلس آينده نقش مؤثرتري داشته باشد، حتي اين
نظر وجود دارد كه ممكن است مدل پوتين برگزيده شود، يعني آقاي احمدينژاد تلاش كند
كه فرد نزديك به خودش را به عنوان رييسجمهور آينده مطرح كند و احتمال بازگشت احمدینژاد به جریان
اصولگرایی و فعالیت در درون آن بسیار کم است و از دیگر سو فعالیت مستقل احمدینژاد
در پایان دوره ریاست جمهوری به تشدید اختلافات در درون جریان اصولگرا خواهد
انجامید»، درباره
وضعیت فعلی اصولگرایان در گفتگو با ایلنا گفته است: « در
این شرایط یک سرِ اصولگرایان، سرِ دیگر این طیف را اصولگرا نمیداند.....در
شرایط کنونی جریان اصولگرا به سمتی میرود که سرانِ آن به جای مدیریت هوشمندانه،
در برابر هم صفآرایی کرده اند. هرچه به زمان انتخابات مجلس و ریاستجمهوری آینده
نزدیکتر شویم ظرفیت بروز اختلافات بیشتر خواهد شد».
وی همچنین افزوده است که « قدرت سیاسی به معنای داشتن قدرت
اجتماعی و تُرکتازی در عرصه اجتماعی نیست. سکوت بدنه جریان رقیب هم به معنای
رضایتمندی آنان در قبال شرایط موجود نیست. بخشی از جامعه دارای مطالباتی است که
باید اصولگرایان به عنوان حاکمیت، برای پاسخگویی به آن مطالبات نگاهی واقعبینانه
داشته باشند».
محبیان، راهکار برون رفت اصولگرایان از این وضعیت را "واقعبینی،
برنامهریزی و آیندهنگری" دانسته و گفته است: «اصولگرایان باید با نگاه دقیق
مسائل را پیش از تبدیل شدن به بحران، شناسایی و از مقابل نظام بردارند، درغیر
این صورت روند فعلی باعث خواهد شد که اصولگرایان به جای حل معضل خود، به معضلی
فراروی نظام تبدیل شوند»..
مدتی این وبلاگ دچار مشکل شده بود که با همکاری دوستان مرتفع گردید . از ابراز لطف همه کسانی که پیگیر علت موضوع بودند، سپاسگزارم .