ورود مجدد به صحنه ؟
****************************
به نظر می رسد عرصه سیاسی کشور، شاهد ورود مجدد هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی باشد زیرا این روزها از این دو، تحرکات و سخنان بیشتری در رسانه ها منعکس می گردد. به عنوان مثال،بيانيه آيتالله هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد فاجعه هفتم تير و تغيير در عناوين اصلي صفحه اوّل وبگاه رسمي وي پس از صدور آن بيانيه، حائز اهميت فراوان است. گویا هاشمي رفسنجاني در نظر دارد به "سياست صبر" در قبال تهاجمهاي سنگين بر ارکان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران پايان دهد که بدون شک، ورود مجدد هاشمي به صحنه سیاسی کشور، تعيينکننده و سرنوشتساز خواهد بود.
در مورد سیدحسن خمینی نیز پس از ماجرای اهانت به وی در 14خرداد، نسبت به گذشته در رسانه ها خبرهای بیشتری منعکس می گردد. بر اساس گزارش رسانه های خبری، وی پنجشنبه شب گذشته که به روال سنت چندین ساله، نماز مغرب و عشا در حرم مطهر امام به امامت ایشان برگزار میشود، دیداری با جمعی از زندانیان سیاسی مسلمان پیش از انقلاب داشته و در جمع آنان گفته است که « جامعۀ گرفتار چاپلوسان، مسیر انحطاط را با شتاب طی میکند »
یادگار امام در این دیدار با اشاره به آیه شریفه قرآن خطاب به پیامبر(ص) در خصوص جایگاه مؤمنان قبل از فتح اظهار داشته است: « الّذین اتبعوهُ فی ساعَة العُسر. کسانی که در ساعات عُسرت و سختی از پیامبر تبعیت کردند و قبلالفتح آمدند با مؤمنان بعد از فتح فرق میکنند. این هشدار همواره باید باشد برای اینکه جامعه بصورت متعارف یاران سابق را فراموش میکند و بزرگترین سرمایههای خود را از دست میدهد.»
ایشان همچنین در ادامه به خاطرهای از پدر خویش حجتالاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی اشاره کرده و اظهار داشته است: « ابوی من هفت ماه قبل از رحلت خود چند نفر را اسم بردند و به من تأکید کردند که بعد از ایشان مواظب این چند نفر باشم. ایشان گفتند این چند نفر کسانی بودند که در شرایط سخت دوران تبعید هر چه اندوخته بودند به زمین گذاشتند و دشنامهای محیط متحجّرانه نجف آن دوران را تحمل کردند و به پشتیبانی از امام پرداختند.»
سید حسن خمینی با بیان اینکه اجر کسانی که در روزهای سخت مبارزه با امام همراه شدند، با دیگران یکسان نیست، گفت: « زمانی که آوردن اسم مبارزه و ذکر نام خمینی جُرم بود، سالهایی که خمینی گفتن پُلو نداشت بلکه چوب داشت، تنها کسانی آمدند که حقگو بودند. امروز "امام امام کردن" برای بسیاری منافع دارد اما مهم کسانی هستند که در آن روزهای سخت پای فشردند.»
یادگار امام به خصلت حقگویی در میان زندانیان سیاسی و مبارزان قبل از انقلاب اشاره کرده و اظهار داشته است: « تُهی شدن جامعه از زبان حقگویانی که صداقت خود را در روزهای تنگدستی ثابت کردند، بزرگترین ظلم و اجحاف به جامعه است. جامعهای که از زبان صادقترین افراد دوران مبارزه سخنی نشنود و به گوش نگیرد و به آنها روی تُرش کند، مجبور میشود تجربیات تلخ گذشته را دوباره تجربه کند.»

گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست!
****************************
لابد بسیاری از شهروندان اطلاع یافتند که در جریان تجمع چند روز اخیر در مقابل مجلس، پس از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد و تصويب طرح حمايت از مراكزآموزش عالي غير دولتي در مجلس و تعارض این دو با یکدیگر، عده ای که خود را دانشجویان بسیجی می خوانده اند و به گفته برخی از نمایندگان اصولگرا ،توسط بعضی نمایندگان حامی دولت همچون رسایی و کوچک زاده سازماندهی شده بودند علاوه بر اهانت به مجلس شورای اسلامی، رئیس و نمایندگان آن، عَلَمی را در مقابل مجلس بر افراشتند که بر بالای آن یک "کیف" قرار داده شده بود همراه با این نوشته : «134 کیف انگلیسی » . یعنی که تعداد قابل توجهی از نمایندگان مورد تأیید شورای نگهبان با پشتوانه آراء مردم، انگلیسی هستند. بدون شک همچنان که لاریجانی گفت ،چنین شعار و علَمی فقط و فقط وهن مجلس به عنوان یکی از اساسی ترین ارکان نظام است.
این ماجرا شعر "ناصر خسرو قبادیانی" شاعر پُر آوازه قرون چهارم و پنجم قمری را به یاد انسان می آورَد که می گوید:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
شعر، زبان حال عقابی است که بر فراز آسمان در پرواز است و غرّه به فرّ و شکوه خود، رجز می خواند که هر آنچه بر زمین و در ته دریا باشد از نظر او پنهان نمی مانَد، اما در این میان تیری ناغافل بر او خورده و او را از آن اوج به پایین کشانده و بر خاک می اندازد. عقاب چون به تیر می نگرد پَر خود را بر آن می یابد و «گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست» .این مصرع در فرهنگ عامه مبدّل به ضرب المثل شده که در بسیاری از وقایع مِن باب تنبّه و تنبیه گفته می شود؛ «از ماست که بر ماست».
شاید وقتی که آقای علی لاریجانی در دهه 70 بر اریکه ریاست صدا و سیما تکیه زده بود و در دستگاه عریض و طویل تحت فرمان وی سریال معروف «کیف انگلیسی» ساخته می شد، به هیچ وجه تصور نمی کرد که زمانی همین کیف علیه وی علَم شود.
«کیف انگلیسی» در آن زمان ساخته شد تا هجمه ای را علیه "مجلس ششم" و نمایندگان آن ترتیب دهد. در صحنه ای از آن فیلم، نمایندگان مجلس دیده می شدند که هر یک با کیف انگلیسی به سوی عمارت بهارستان رهسپار شده اند در حالی که جلسات مجلس ششم هنوز در ساختمان بهارستان تشکیل نمی شد . اما پخش «کیف انگلیسی» در حال و هوای آن موقع بخوبی منظور سازندگان آن را نشان می داد و سوءظن وابستگی به اجنبی را علیه نمایندگان مجلس ششم تبلیغ می کرد.
فقط چند سال بعد از آن سریال لازم بود تا «کیف انگلیسی» در بهارستان علَم شود و تبلیغی باشد علیه مجلس هشتم و نمایندگان آن. به عبارتی کوتاه و مختصر، اینک بین آن سریال و علَم شدن کیف انگلیسی در بهارستان ارتباطی دیده می شود که هیچ عبارتی برای بیان این ارتباط بهتر از همان ضرب المثل نیست،"از ماست که برماست"
هر چند که یارکشی خیابانی اخیر در برابر مجلس، علیه طرح مصوب مجلس بود، اما شعارهایی که از سوی ساده لوحان و غافلان ناپخته ی اجیر سر داده شد بسیار بیشتر از حد مخالفت با یک مصوبه بود بلکه مجلس را در کلیّت آن مورد هدف قرار می داد. شعارهایی چون؛ «مجلس بيكفايت حمايت حمايت»، «مجلس اشرافيت مايه ننگ ملت» و از همه بدتر؛ «خانه ملت ننگ ملت»، شعارهایی نیستند که در حد اعتراض به یک مصوبه مجلس باشند بلکه به اصل خود مجلس مربوط می شوند.
این واقعه تلخ و هراس انگیز در نوع خود بی سابقه بود و پیش از این هیچگاه ارکان نظام اینچنین بصورت رسمی مورد هجمه و تعرض قرار نگرفته بود زیرا گفته شده است که این تجمع دارای مجوز نیزبوده است!!.
آقای لاریجانی متوجه این موضوع شد و همین امر باعث شد تا به عنوان رئیس مجلس به دفاع از کیان مجلس برخیزد و به این یارکشی خیابانی اعتراض کند و با لحنی شدید و غلیظ بگوید: «اين مجلس را متهم به كيف انگليسي ميكنيد؟ اين مجلس را متهم به بيولايتي و تهديد به تعطيل ميكنيد؟ اين مجلس خميني است، اين مجلس خامنهاي است».
اعتراض لاریجانی درست و به جا بود، اما خوب است که ایشان قبل از زدن جوال دوزی به دیگران، سوزنی هم به خودشان بزنند.
آیا سریال «کیف انگلیسی» در حق آن مجلس درست بود ولی در حق مجلس هشتم، روا نیست؟! مگر مجلس ششم به همان طریق و روند قانونی و شرعی مجلس هشتم شکل نگرفته و رسمیت نیافته بود؟این واقعه یک بار دیگر نشان داد که اگر کسی امروز چاهی برای دیگران بکَنَد، روزی، خود در آن خواهد افتاد.
دو روایت از یک انشعاب
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
به دنبال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، اختلافات سیاسی و دینی، به تشکل های روحانی از جمله "جامعه وعّاظ تهران" نیز کشیده شد و سرانجام نخستین انشعاب رادر این تشکل رقم زد.این تشکل به طور رسمی به دو تشکل "جامعه وعاظ تهران" و "جامعه وعاظ ولایی" منشعب شده است که"حجت الاسلام بهاری" و "حجت الاسلام شجونی" هریک روایت متفاوتی از این انشعاب ارائه نموده اند :
روایت اول :
"حجت الاسلام ابراهیم بهاری" از اعضای فعال جامعه وعاظ ولایی کشور در گفتگو با مهر، عامل انشعاب در جامعه وعاظ کشور را"حجت الاسلام شجونی" معرفی کرد و گفت: «آقای شجونی در این زمینه نیز انگ حمایت از آقای مشایی را به بخشی از جامعه وعاظ زدند.»
حجت الاسلام بهاری با تشریح دلایل انشعاب در جامعه وعاظ گفت: «برخی برخوردها و اظهارنظرها موجب انشعاب جامعه وعاظ به دو بخش "جامعه وعاظ تهران" و "جامعه وعاظ ولایی" کشور شد که ما به عنوان جامعه وعاظ ولایی کشور به همراه 200 تا 250 نفر اعلام موجودیت کردیم.»
ابراهیم بهاری ، جریان انشعاب در جامعه وعاظ را تشریح کرد و گفت: «بعد از جریان انتخابات ریاست جمهوری جامعه وعاظ با چالشی جدّی مواجه شد. دبیر شورا به یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان گرایش پیدا کرد و هر چند که پس از اغتشاشات از این جریان فاصله گرفت اما دیگر به جامعه وعاظ مراجعه نکرد و جلسات جامعه وعاظ نیز به حالت تعلیق درآمد.»
وی با بیان اینکه در جریان اغتشاشات نیاز به جلسات مستمر جامعه وعاظ احساس می شد، افزود: «به همین دلیل اعلام شد که باید این جلسات برگزار شود و تمّدن استاندار تهران نیز اعلام کرد که امنیت جلسه ها را فراهم می کند. جامعه وعاظ نیز از محل جامعه روحانیت مبارز برای جلسات استفاده کرد.»
این عضو جامعه وعاظ ولایی کشور اضافه کرد: «پس از این جریان، "امیری فر" به عنوان دبیر جلسه جامعه وعاظ انتخاب شد و جلسات جامعه وعاظ که با 30 تا 40 نفر برگزار می شد به 200 نفر رسید. مقرر شد در جلسه ای مصلحی وزیر اطلاعات به جلسه جامعه وعاظ دعوت شود. کارهای دعوت نیز صورت گرفت اما حجت الاسلام جعفر شجونی اعلام کرد که چون امیری فر با ما هماهنگی لازم را انجام نداده است ، این جلسه لغو می شود.»
وی ادامه داد: «با این وجود، این جلسه به دلیل کثرت حضار تشکیل و مقرر شد در مکان جدیدی برگزار شود. از آیت الله مهدوی کنی سئوال شد چقدر می توان از محل جامعه روحانیت مبارز استفاده کرد که اعلام شد تنها به عنوان محل جلسات. به همین دلیل هماهنگیهای لازم برای حضور در ساختمان سید الشهداء در هفت تیر صورت گرفت. آقای شجونی در این زمینه نیز مخالفتهایی کردند و انگ حمایت از آقای مشایی را به بخشی از جامعه وعاظ زدند.»
بهاری ادامه داد: « این اظهارنظرها موجب انشعاب جامعه وعاظ به جامعه وعاظ تهران و جامعه وعاظ ولایی کشور شد که ما در جامعه وعاظ ولایی کشور به همراه 200 تا 250 نفر اعلام موجودیت کردیم.»
وی افزود: «آقای شجونی اعلام کردند که امیریفر عزل شده و مهدیان دبیر جدید جامعه وعاظ تهران خواهد بود. اما در تشکّل جدید یعنی جامعه وعاظ ولایی کشور امیری فر همچنان به عنوان دبیر موقت فعالیت می کند تا این تشکل شکل قانونی به خود بگیرد. در آینده نیز مسئولیتها مشخص خواهد شد.»
روایت دوم :
اما "حجت الاسلام شجونی"، دولتی شدن جامعه وعاظ را عامل انشعاب دانست. حجت الاسلام شجونی نیز اظهارات جالب توجهی در باره این انشعاب صورت داده است. وی گفت: «اعضای شورای مرکزی این تشکل، تصمیم به عزل "امیری فر" دبیر اجرایی گرفتند و در پی این اقدام، تعدادی جوان طلبه انشعابی به نام جامعه وعاظ ولایی کشور تشکیل دادند.»
وی در بیان دلایل عزل امیریفر دبیر اجرایی این تشکل اظهار کرد: «وی هر چه ما گفتیم مایل نیستیم جلسه و کمکها دولتی باشد توجه نمی کرد و اصلاً معلوم نبود کمکهای دولتی و غیردولتی را از کجا می آورد. دیگر اینکه این رفتارها روحانیت را گدا معرفی می کرد و هر مهمانی را که به جلسه جامعه وعاظ دعوت می کردند به آنان می گفتند برای روحانیت هدیه بیاورید.»
شجونی با اشاره به اینکه این رفتار به معنی تحقیر روحانیت بود افزود: «مثلاً در جلسه چند وقت گذشته که یک رئیس آموزش و پرورش را دعوت کرده بودیم وی با خودش 200 چادر برای خانمهای آقایان هدیه آورده بود. اگر پول این هدایا را خودش داده بود که هزینه سنگینی به وی تحمیل شده و اگر از بیت المال داده باشد که این کار حرام است.»
دبیرکل جامعه اسلامی وعاظ تهران ادامه داد: «به این دلایل دبیر اجرایی این تشکل را برکنار کردیم و این موجب شده تا از روی جوانی اقداماتی علیه ما، همچون انشعاب تشکل انجام شود.»
وی همچنین با اشاره به جلسه هفتگی جامعه وعاظ که قرار بود با حضور حجت الاسلام رازینی معاون حقوقی وتوسعه قضائی قوه قضائیه با موضوع تشریح آخرین وضعیت جریان فتنه برگزار شود نیز گفت: «حجت الاسلام رازینی به جلسه نیامدند و در این جلسه موضوع انشعاب و اقدامات دبیر اجرایی سابق مورد بحث قرار گرفت و جلسه تحت الشعاع این حاشیه ها قرار گرفت.»
جامعه وعاظی که سیاسی شد
پس از انتخابات ریاست جمهوری جامعه وعاظ بیش از آن که در نقش یک تشکل دینی و مذهبی ظاهر شود وارد فرآیند سیاسی شد و بارها موضعگیریهای تندی علیه جریان معترض صورت داد و حتی گوی سبقت را از جامعه روحانیت مبارز ربود. برخی خبرها در همین خصوص حاکی از آن است که گروه وعاظ ولایی عمدتاً به عضویت گروه های افراطی و لباس شخصی درآمدند و در حمله به بیوت مراجع قم شرکت کردند.